وقتی به پسرم لباس سفید میپوشونم:
نذری _> سوپ 🍜
وقتی به پسرم لباس تیره میپوشونم:
نذری_> ماست 🍚
😐🙄🤌
سرما خوردم 😷
ضعف بدن و کمآبی و باد ناگهانی کولر منجر به این شد که سرما بخورم و نصف روز استراحت کنم.
تقریبا اولین باری هستش که بعد از مادر شدن، مریض میشم و نیاز به استراحت پیدا میکنم؛
و این یه تجربه جدیده...
اینکه برای اولین بار وقتی میخوابم که پسرم بیداره( همیشه وقتی خواب بوده، منم خوابیدم)
اینکه پسر هشت ماهم ، بیخبر از همه جا میاد کنارم و میخواد باهام بازی کنه،
صورت به صورتم میماله و خودشو لوس میکنه،
علی رغم همیشه که راحت پیشم میخوابید، بخاطر پسرخالش نمیخوابه و حواسش به بازی پرته،
و همهی اینا بهم ثابت میکنه که مادر شدن سخت نیست، مادری کردن سخته...
واقعا با آستان قدس حال میکنم👌
همه چیز در بهترین حالت ممکن، سر جای خودشه .
همه چیز تمیز، زیبا، منظم و رو به پیشرفت !🔋
اینجا آبخوری صحن سقاخونه است که دو جور شیر آب داره .🚰
یکی برای پر کردن بطری که بلندتره ( همون که خودم دستمو گرفتم زیرش)🍶
یکی برای پر کردن لیوان که کوتاه تره
( همونی که پسر کوچولو ازش آب میگیره)🥤
تجربیات سفر بذارم یا تکراری شده ؟🚞
https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_kkd16t&btn=پیام.های.
دم رفتن اسنپ گرفتیم برای راه آهن 🚖
راننده آدم عجیبی بود ...
معتقد بود همه چیز رو مستقیما از خود امام رضا ع گرفته؛ زن، دوتا بچه، خونه، سلامتی...
گفت پدر و مادر و خانمش رو میخواد بفرسته حج🕋
گفتیم پس خودت ؟
گفت: خودم هنوزم دینم رو ادا نکردم... من از آقا هرچی خواستم بهم داد ولی اون یه چیزی ازم خواست، من نتونستم بهش بدم...
شغلش رانندگی بود ولی صفای باطنی و اخلاقش از خیلی از اساتید اخلاق بالاتر بود ...✨