قرآن بخوانیم کمی قرار پیدا کنیم؟
أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ
وَلا تَهِنوا فِي ابتِغاءِ القَومِ ۖ إِن تَكونوا تَألَمونَ فَإِنَّهُم يَألَمونَ كَما تَألَمونَ ۖ وَتَرجونَ مِنَ اللَّهِ ما لا يَرجونَ ۗ وَكانَ اللَّهُ عَليمًا حَكيمًا﴿۱۰۴﴾
در تعقیب کردن دشمن سستی و کوتاهی نکنید. در این راه اگر شما رنج و سختی میکشید، آنها هم مثل شما رنج و سختی میکشند؛ با این فرق که شما از خدا پیروزی و پاداشی امید دارید که آنها ندارند و خدا دانایی کاردرست است.
این کلام الله مجید است.
همینقدر لطیف، نکتهسنج و راهگشا 👌
میفرماید شما امتیازی دارید که آنها ندارند. یک امتیاز ویژه که برگ برندهی شماست...
اگر حواسمان به ذخیرهی
✨️ امید و ایمان ✨️
به خدا نباشد، روی باقی چیزها خیلی نمیشود حساب باز کرد؛
چون هر چه ما داریم یا نداریم، آنها هم.
بسا بیشتر یا کمتر.
#قرآن
#کلام_الله
#سوره_نساء
#آیه_۱۰۴
@hadise_dust
Morteza Bab ~ UpMusicMorteza Bab - Marg Bar (320).mp3
زمان:
حجم:
8M
هر ۶ ساعت یک بار تجویز میشود.
مصرف هر ۴ ساعت و حتی ۲ ساعت یکبار هم بلامانع است.
برای میزان مصرف بالاتر از این هم هیچ گونه مسمومیت و عوارضی تاکنون گزارش نشده است.
در بعضی مقالات از اثرات فوری و ثمربخش آن نتایجی گزارش شده است؛ از جمله
- تقویت قوای دفاعی
- خنک و راحت شدن قلب و اعضا و جوارح داخلی
- بازکنندهی انسداد در مجاری تنفسی
- تقویت کنندهی حنجره و عضلات گردن
- تنظیم فشار خون، فشار روانی، فشار خارجی، فشار داخلی...
- بهبود گردش خون
- ضد افسردگی
- ضد هر نوع گرفتگی
- ضد بیدردی
- ضد بیتفاوتی
- ضد بیشرفی
توصیه میشود مرگ بر اسرائیل ها را سر ساعت و محکم ادا کنید.
چنانچه از زمان تعیین شده گذشت و فراموش کردید، به محض یادآوردی مصرف کنید.
#مرگ_بر_اسرائیل
@hadise_dust
- مامان اگه به این آدم بد بگیم میمون، حرف بدی زدیم؟
- بله
- چرا؟ مگه آدم بدی نیست؟
- آخه به میمونا برمیخوره اینطوری
حنانه غش غش میخندد. شکلک درمیآورد و میگوید:
"پس همون نتانیوهو خوبه، یوهوووو"
این تصویر نتانیابو است از دریچهی نگاه دخترم.
موشکهای ایرانی از سمت راست تصویر به طرف او و ستارهی کج و معوج پرچم اسرائیل روانند.
لبهای نتانیابو از ترس چین برداشته و چشمهایش که بقول دخترم ورقلمبیده.
نقاشی حتی آنقدر برایش اهمیت و موضوعیت نداشته که از تنوع مدادرنگیهایش استفاده کند. یا لااقل برگهی صاف و مرتبتری انتخاب کند.
روی یک ورق باطلهی پارهی سوراخ سوراخ، با ماژیکی که به پتپت افتاده، نقشی زده، به من نشان داده و وقتی به او گفتم از روی میز برش دارد گفت: "نمیخوامش بنداز بازیافت".
خدا را چه دیدی شاید نتانیابو در زندگی بعدیاش تبدیل شد به مقوای یک شونه تخممرغ یا کیسهای پلاستیکی در ترهبار که تویش دو کیلو سیبزمینی بریزیم یا ...
خلاصه هر چه شود از چیزی که الان هست بهتر میشود.
@hadise_dust
زندگی در حال وقوع است.
حتی در گلدان به سایه نشسته وقتی جوجهی تازه سر از تخم بیرون آورده را در دل تُنُک خود پناه میدهد.
#زندگی_جاریست
#آسمان_نویی_در_انتظار_پریدن_توست
#جنگ_تحمیلی
#صلح_تحمیلی
@hadise_dust
12.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تو روی زمین نمیمانی.
جای تو روی شانههای ماست.
سایهات روی سر ما.
و پیشانی نوشتت افق نگاه ما.
ما سرِ بلند کردن تو با هم دعوا داریم.
ما برای این قد رعنا از خیلی چیزها گذشتهایم.
مال و جان و آبرو و عشق به پای این عَلَم قربانی کردهایم.
ما ریشههای تو را با خون شهیدانمان سیراب میکنیم.
تو فقط قد بکش. شاخ و برگ بده. درهم تنیده و انبوه.
تو فقط آن بالا خوش رقصی کن و به عالم فخر بفروش.
@hadise_dust
12.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تو روی زمین نمیمانی.
جای تو روی شانههای ماست.
سایهات روی سر ما.
و پیشانی نوشتت افق نگاه ما.
ما سرِ بلند کردن تو با هم دعوا داریم.
ما برای این قد رعنا از خیلی چیزها گذشتهایم.
مال و جان و آبرو و عشق به پای این عَلَم قربانی کردهایم.
ما ریشههای تو را با خون شهیدانمان سیراب میکنیم.
تو فقط قد بکش. شاخ و برگ بده. درهم تنیده و انبوه.
تو فقط آن بالا خوش رقصی کن و به عالم فخر بفروش.
@hadise_dust
ساعات اولی که عزیزی را از دست میدهیم از ملتهبترین و پریشانترین لحظات عمر آدمی است. آدمهای دور و بر به گریههای شلتاقی داغدیده خرده نمیگیرند. میتوان بیمحابا داد زد یا هذیان بافت. میتوان یقهی دیگران را بیدلیل چسبید. میتوان از حال رفت و از نو سوگواری را با حرارتی بیشتر از سر گرفت...
خاکسپاری که تمام شد اما کمکم توقع دارند آرامتر شویم. میگویند خاک سرد است. سرمایش از التهاب جگر داغدیده کم میکند. حالا میشود آرامتر گریست. میشود نرمتر سوخت. بیصداتر نوحه خواند.
بانو!
ما و اجداد ما، قرنهاست، نسل به نسل و سال به سال در عزای شما گریستهایم. به جای شما داد زدهایم. بر سر و سینه کوبیدهایم. بر دنیایی که همان جا نایستاد بد و بیراه گفتهایم اما این داغ فروکش که نکرد بیشتر هم زبانه کشید.
شاید اگر آن ساعات پس از واقعه فرصت کرده بودید سوگواری کنید داغتان انقدر تازه نمیماند. شاید این زخم تازه رویه میبست و انقدر دهان باز نمیکرد.
خاکسپاری هم دردی از شما دوا نکرد.
دیگر خاک سردی نمانده بود که از حرارت داغی کم کند. خاک صحرا سراسر آغشته به خون بود و حرارت و التهاب.
دست زیر هر خاکی میبردید شعلهای از زیر خاکستر پا میگرفت. چگونه آتشی حرارتی را سرد کند؟
بانو!
ما تا دنیا دنیاست به جای شما گریه میکنیم اما تمام گریههای عالم را هم که جمع کنیم، باز جبران قطره اشکی از کمترین سهمی که دنیا به شما بدهکار است نمیشود.
#السلام_على_قلب_زينب_الصبور
#شام_غريبان
@hadise_dust
من تهرانم. تهران خاکستری. تهران، نشسته در ردهی بالا از جدول شهرهای آلودهی جهان. تهران با شاخص آلایندگی در مرز هشدار.
آب و جارو لازمم. هر از گاهی هم میبارم. نمنم. عطر خوشی میپیچد و حال و هوایی تازه میشود. اما دیرپا نیست. به نسیمی غبار میوزد. دوباره به گِل مینشینم.
امروز را با برف شروع کردیم. صبحی خالخالی با زمینهی تیره. خالهای سفید در ستون نور ماشینها عشوه میریختند و با پوشش اکلیلیشان خوشرقصی میکردند. باد هم دیوانه شده بود. هو میکشید و بیمحابا به پر و پای همه چیز میپیچید. دست درختها را میکشید. تن و بدن پرچمها را میلرزاند. روی شیشهی ماشینها پنجه میانداخت و به برگهای ولگرد تیپا میزد. آنقدر تندی کرد و تشر زد و لگد پراند که حتی ابرها هم بساط شعبدهبازیشان را از کف آسمان جمع کردند و رفتند. انگار میخواست صحنه را از هر چیزی بما هو چیز خالی کند و دوباره از نو بچیند.
ظهر که باز از خانه بیرون زدم دیدم ته هر کوچه و خیابانی یک کوه با قله برفی عَلَم کردهاند. سقف بالای سرم را این بار یکی دو درجه پررنگتر از آبی آسمانی رنگ زده بودند. پنبهای سفید و تازه دستچین هم وسطش رها شده بود.
با ماشین از پیچ خیابان سُر خوردم به ورودی بزرگراه. به گردن شهر رشته رشته مروارید آویخته بودند.
باد همچنان میرفت و میآمد و میتاراند. مبادا گردی، لکی، دودهای روی بوم تازه و مرطوب شهر بنشیند.
چقدر دلم خواست تهران باشم. تهران با شاخص هوای پاک. نه حتی قابل قبول.
کاش طوفانی میوزید در جانم و آلایندهها را تارومار میکرد.
کاش غبار گرفتار در وارونگیهایم را میتاراند.
کاش همه چیز را از نو میچید. با وسواس. گزیده و خالص.
بعد میایستاد به مراقبت. به محض نشستن ذرهای معلق، نرم فوت میکرد زیرش تا جایش هم رد نیندازد رویم.
رشته گردنبند مروارید امروز دلم را برده.
کاش رجب یکی از آنها به گردنم میآویخت.
#تهران_پاک
#آلودگی_تهران
#پاک
#رجب
#حدیث_دوست
@hadise_dust