حتی من شب ها نگران آدمهایی بودم که در اطرافم بودن و عزیز بودن و در حال دست و پنجه نرم کردن با داعشی های که دنبال سوریه کردن ایران بودن
فقط میتونم بگم بمیرم برای دلِ اون دختر متولد ۸۶ که عشقش رو به خدا بخشید برای یه مشت حرومی ..
بمیرم برای اون پدری که بخاطر شدت سلاخی شدن بدن پسرش اجازه نداشت جسد مطهر پسرش رو ببینه :)
داعشی که تو سوریه فقط شنیدیم ازش
شب پنج شنبه و جمعه دی ماه تو کوچه پس کوچه های کشور عزیزمون دیدیم :)