در مُلکِ او ملائکهها را ملیکه هست
بر عرشِ او همیشه خدا را اریکه هست
گفتند علی که عین نبی نیست بلکه هست
باید خدا شوی که بدانی علی که هست
ما عاشقیم عاشقِ او کردگار هم
ما هیچ آبرو همه از خاک او بَرَند
ما هیچ اولیا دمِ تیغش گلو بَرَند
ما هیچ انبیا به درش آرزو َبرَند
هیهات ؛ نامِ نامیِ او بی وضو بَرَند
مَسند گرفتهاند از او اعتبار هم
دستش گرفته بود اگر مصطفی به دست
بوسه زدند قبل همه انبیا به دست
دستش که دید گفت خدا مرحبا به دست
آنجا گرفت دست علی را خدا به دست
حق با علی است خاتمِ مَکّی تبار هم
مولا که پا به دوش پیمبر گذاشتند
بتهای کعبه بر قدمش سر گذاشتند
سر را به پای خواجهی قنبر گذاشتند
اصلا برای کعبه چرا در کذاشتند
وقتی که کعبه سینه دَرَد پردهدار هم
از ما بپرس این دل سرکَش چه میکند
در تاب گیسوان مشوش چه میکند
با مشت کاه حضرت آتش چه میکند
از عَمرووَد بپرس که ضربش چه میکند
حیرانِ تیغِ اوست میان مزار هم
میدان که هیچ کوه هم از هیبتش شکست
نوشید هرکه تیغِ علی ، گشت مستِ مست
مرحب که چرخ زد میریخت پا و دست
تیری به پاش بوسه زد و شد علی پرست
سر میزند دو اَبروی او ذوالفقار هم
رَم کرده بود لشکر کفار میدوید
در پیش شیر بی سر و دستار میدوید
هرکس که خورد ضربهی کرار میدوید
هر نیمهاش به یک طرف اینبار میدوید
چیزی نماند از همه حتی غبار هم
شیطان علی ندید و به آدم محل نداد
اصلا بجز علی به کسی هم محل نداد
وقتی که بود فاطمه بر غم محل نداد
زهرا کنار او به دوعالم محل نداد
مارا محل دهید و دلی بیقرار هم
نانْ خشکِ جو به آب بزن از گلو رَوَد
چاهی بکن که آب خوشش کو به کو رَوَد
همبازی یتیم به دوشت بگو رَوَد
آنقدر وصل زن به عبایت ز رو رَوَد
محوِ علی است حضرتِ پروردگار هم
با کور و با جزامی و با بینوا نشست
شاهی که قبل خلقِ جهان با خدا نشست
نُه سال پیش فاطمهی باوفا نشست
یک عمر بعد فاطمه غرقِ عزا نشست
او را که کُشت غربتِ او انتظار هم
در میزدند ... فاطمه رنجور و خسته بود
بر روی مرکبی که به سختی نشسته بود
شاید برای فاطمهای که شکسته بود
در واکنند ... هرچه که در بود بسته بود
پیرش نمود کوچه غمِ روزگار هم
#غدیر_خم
#عید_ولایت
#حسن_لطفی
@hadithashk
شکر حق هستم گدایی بر سر کوی علی
دوست دارم هر چه را که می دهد بوی علی
باز کردم من زبان با نام دلجوی علی
آمدم دنیا به عشق دیدن روی علی
هر که ام یا هر چه ام اهل غدیر حیدرم
هست این عشق علی میراث زهرا مادرم
ای غدیر ای بی تو بیراهه ، تمام راه ها
آرزوی روزها و سال ها و ماه ها
ای نشانده بر روی لب های شیطان آه ها
ای مقام تو فزون از کل عید الله ها
آی عید آسمانی کار را کردی تمام
دین ما نازد به ادیان با چنین حسن ختام
شب کجا پوشاندن ِخورشید تابان غدیر
نیست در عالم مسلمان جز مسلمان غدیر
صد سلیمانند چون مور سلیمان غدیر
ای هزاران عید قربان باد قربان غدیر
البشارت آی از ماه خدا جامانده ها
فرصت نابی در عیدالله اکبر مانده ها...
هر چه دشمن کرد روز و شب حسادت بر غدیر
حضرت حق داد بیش از پیش عزت بر غدیر
بیشتر از خاک دارد عرش غیرت بر غدیر
انبیا با جان و دل دارند ارادت بر غدیر
آری آری آن جماعت که غدیری تر شدند
تا ابد بالانشین گشتند و پیغمبر شدند
بعد احمد بر جهان مولا ، علی مرتضی
کعبه زاده ،کعبه ی زهرا ، علی مرتضی
مرد میدان، اسوه ی تقوا ، علی مرتضی
لا امیرالمومنین الا علی مرتضی
بوی شیطان می دهد حتی نبوت بی علی
هیزم دوزخ شود حتی عبادت بی علی
من فدای آن خداوندی که شیرش حیدر است
بهترین پیغمبر عالم وزیرش حیدر است
هست تنها مومن آن کس که امیرش حیدر است
دست ِ خالی نیست آن که دستگیرش حیدر است
ای بز ِکوهی نباشد جای تو اقلیم شیر
یا بمان با مرتضی یا از حسد آتش بگیر
ای همیشه مقتدای مومنین و مومنات
کار تو مشکل گشایی در حیات و در ممات
هر کجا پا می گذاری می شود دارالنجات
هست ممنون از رکوعت تا خود محشر زکات
باز هم نازل شده مدح تو بر پیغمبرت
می زند جبریل پر ، دور سر انگشترت
غیر تو این گونه سر ، سردار دیگر بود ؟ نه
غیر تو آن روز یک تن مرد خیبر بود ؟ نه
غیر تو اصلا کسی در شان کوثر بود ؟ نه
غیر تو با مصطفی شخصی برادر بود ؟ نه
کس ندیده دو برادر را چنین شیدای هم
محرم هم، همدم هم ، دین هم ،دنیای هم
هر که دارد آبرو نان و نوایش حیدر است
مقتدای ماست آن که مقتدایش حیدر است
کِی غریب است آن کسی که آشنایش حیدر است
عرش تا فرش خدا ، فرمانروایش حیدر است
بهترین اعجاز ختم المرسلین تنها علی است
بر رکاب دین پیغمبر نگین ِ یا علی است
تا ابد می ماند حق پنهان اگر حیدر نبود
نه پیمبر بود و نه قرآن اگر حیدر نبود
کفر میشد فاتح میدان اگر حیدر نبود
بود عالم بنده ی شیطان اگر حیدر نبود
دین و دینداران تماما ریزه خوار حیدرند
تا ابد ممنون ِ تیغ ذوالفقار حیدرند
کس نداد عشق علی را یاد ما ، چون فاطمه
کس نشد پای غدیر و دین فدا ، چون فاطمه
کس نداده پای این مکتب بها ،چون فاطمه
کس نزد بر سینه سنگ مرتضی چون فاطمه
محسن و جان و جوانی داد در راه علی
کرد حک بر میخ در ، لعنت به بدخواه علی
#عید_ولایت
#غدیر_خم
#محمد_حسین_رحیمیان
@hadithashk
در عرش در کنار خدا در کنار خویش
همواره پرسه میزند او در مدار خویش
از اولش خودش شده آموزگار خویش
آنکس که بوده خالق و پروردگار خویش
تفریح اوست اینکه بشر خلق میکند
کون و مکان و شمس و قمر خلق میکند
حی و ممات را سکراتش فقط علیست
توحید ذات هم جلواتش فقط علیست
صوم و صلاتمان برکاتش فقط علیست
گفتیم اهدنا که صراطش فقط علیست
بود و نبود عالم امکان به دست اوست
هم نطق و هم کتابت قرآن به دست اوست
معنای ربنای قنوت گداست ، هو
دم یا علیست بازدمش این نواست، هو
دنیا و آخرت همه امید ماست ، هو
آنکه شناخته است علی را خداست ، هو
تا خواندنش درون دلم انقلاب شد
گفتم علی و غوره کالم شراب شد
هم ابتدای خلقت و هم انتها علی
عالیجناب شد لقب مرتضی علی
آیات محکمات علی إنما علی
من مانده ام علی خداست یا خدا علی
اول علی و آخر علی ممتد است او
تفسیر لم یلد و لم یولد است او
حبش ثواب کرده همه سیئات را
در بند خود کشیده علی کائنات را
گردن گرفت ؛ هدایت جمع هدات را
داده است رد پاش مسیر نجات را
جبرئیل جای پای علی پا گذاشته
او با خدای خویش تفاوت نداشته
عزم نبرد حیدر کرار چون کند
یعنی خدا بناست که کن فیکون کند
تیغش میان معرکه رقص جنون کند
دست خداست ؛ پس هلک الکافرون کند
اصلا نشد حریف کسی ذوالفقار را
لیس کمثله وسط کارزار ها
یا مظهرالعجائب و یا مرتضی ؛ سلام
ما نوکر توئیم و تو آقای ما ؛ تمام
دست مرا گرفته ای اصلا نکن رهام
مولا ؛ تمام حرف من این است ، یک کلام
جز حلقه ی غلامی خود گوشمان نکن
هنگام مرگ نیز فراموشمان نکن
#محمد_کیخسروی
#عید_ولایت
#غدیر_خم
@hadithashk
جانم علی
گفتیم هر زمان همه جا مرتضی علی
ذاکر شدیم ذکر تو را مرتضی علی
از مدح تو همیشه قلم شرم میکند
ای قدّ شعر پیش تو تا مرتضی علی
اخلاص و موُمنون و زمر؛حمد و کافرون
یاسین و عادیات و نسا، مرتضی علی
تفسیر تو بهدست کسی پا نداده است
شأن وجود نقطهی ” با ” مرتضی علی
معراج هم نبی به تماشای تو رسید
یعنی صعود کرده الی... مرتضی علی
تنها تویی که اصل اصول ولایتی
ای مرز کفر و دین خدا مرتضی علی
چون تو کسی شبیه محمد نمیشود
یا مرتضی محمد و یا مرتضی علی
گفتی:”فمن یمت یرنی”پس زمان مرگ
فریاد میزنم که بیا مرتضی علی
دراین جهان وهرچه در او هست هو بکش
میگردد انعکاس صدا – مرتضی علی
محمد حسن بیاتلو
#شعر_عید_غدیر_خم #شعر_عید_ولایت #شعر_مدح_امیرالمومنین #شعر_مدح_اهل_بیت #شعر_مدح_حضرت_ابوتراب
لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
به عشق تو
به عشق تو ای یار گفتم حسین
همین اول کار گفتم حسین
خداییش این یازده ماه را
به امید دیدار گفتم حسین
شنیدم حبیب عاشق روضه است
نیابت ز انصار گفتم حسین
نماز همه برکت خون اوست
که در سجده بسیار گفتم حسین
شفا از حسین و دوا از حسین
به بالین بیمار گفتم حسین
به کوری هرکس نمیخواهدش
چه خواب و چه بیدار گفتم حسین
حسن دست روی سر من کشید
از آن شب که یکبار گفتم حسین
ز گهواره تا گور من نوکرم
بریدم ز اغیار گفتم حسین
به روی دلم حسرت کربلاست
سحر با دل زار گفتم حسین...
سر کوچه بازار سنگت زدند
سر کوچه بازار گفتم حسین
سید پوریا هاشمی
#سید_پوریا_هاشمی #شعر_اهل_بیت #شعر_جدید #شعر_روضه #شعر_سیاهپوشان
لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
این روزها که روزی گریه فراهم است
ای روضهخوان بخوان، که دوباره محرم است
با عشقوشور در دل هر کوچه دیدهام
در دست کودکان محل طبل و پرچم است
مانند تیغههای علم از سر ادب
در محضر تو قامت گردنکشان خم است
عالم تمام رخت عزا کرده بر تنش
گویا عزای اشرف اولاد آدم است” ما گریه میکنیم برای تو روز و شب تا اشک ما به زخم تنت مثل مرهم است چون روی نیزه موی تو آشفته شد حسین احوال نوکران تو عمریست درهم است در من کسی به سینه و سر میزند مدامباز این چهنوحه و چهعزا و چهماتم است” کاری نکردهایم برای عزای تو از داغ تو اگر که بمیریم هم کم است سجاد روانمرد #سجاد_روانمرد #شعر_اهل_بیت #شعر_جدید #شعر_روضه #شعر_سیاهپوشان لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹