eitaa logo
حدیث اشک
7.2هزار دنبال‌کننده
46 عکس
88 ویدیو
8 فایل
کانال رسمی سایت"" حدیث اشک"" اشعار اهل بیت ع http://hadithashk.com حدیث اشک هیچگونه تبلیغی ندارد اینستاگرام: http://instagram.com/hadith_ashk ارتباط با ادمین @Admin_hadithashk @asgharpoor53 تلگرام: http://t.me/hadithashk
مشاهده در ایتا
دانلود
این روزها که روزی گریه فراهم است ای روضه‌خوان بخوان، که دوباره محرم است با عشق‌و‌شور در دل هر کوچه دیده‌ام در دست کودکان محل طبل و پرچم است مانند تیغه‌های علم از سر ادب در محضر تو قامت گردن‌کشان خم است عالم تمام رخت عزا کرده بر تنش
گویا عزای اشرف اولاد آدم است” 

ما گریه می‌کنیم برای تو روز و شب 

تا اشک ما به زخم تنت مثل مرهم است 

چون روی نیزه موی تو آشفته شد حسین 

احوال نوکران تو عمری‌ست درهم است 

در من کسی به سینه و سر میزند مدام 

باز این چه‌نوحه و چه‌عزا و چه‌ماتم است” کاری نکرده‌ایم برای عزای تو از داغ تو اگر که بمیریم هم کم است  سجاد روان‌مرد لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
جانم حسین خداوندی که لیلای حسین است.. خودش هرجوره شیدای حسین است ز گریه پاک کردم چشم خود را بروی چشم من جای حسین است اگر هرشب به هیات میروم من دلیل آن بفرمای حسین است به جای خوب ها من‌ را سوا کرد خدایی عشق معنای حسین است ملالی نیست!دنیا دوستم من اگر دنیام دنیای حسین است گناه از شهر رفت و نور آمد خداراشکر،غوغای حسین است خجالت میکشم از روی ماهش که زحمتهای ما پای حسین است چرا بیمار ها نومید باشند؟ امید ما مداوای حسین است خوشم با آفتاب کربلایش گلستان بین صحرای حسین است برات اربعینم را بگیرید علاج کار امضای حسین است جوانان بنی هاشم بیایید عبا پر از علی های حسین است سید پوریا هاشمی لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
پیراهن مشکی مکروه اگر بر دیگران بر ما ثواب ست پیراهنم مشکی ست اما آفتاب ست در وقت غم این جا نمازم باز گردد در ماه غم مثل دلم در پیچ وتاب ست زهرا خودش ما را ملبّس می کند پس بر سینهٔ دیوانه ، حکمِ انتصاب ست آنقدر خوش بو می کند پوسیده ها را آنقدر که مدهوش عطرش هم گلاب ست چون صورتی که می شود خاکی ، محرم عمریست با رنگ غم خود در خضاب ست جوشن کبیرِ ما لباسِ مشکی ماست هرکس به تن پوشید ذکرش مستجاب ست یادآور روضه ست ، یادِ شاه عریان در بازگوییِ مقاتل خود کتاب ست عریان و خونین داشت بر لبها دعا را آقای ما پوشاند ، زشتی های ما را  حامد آقایی لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
یا صاحب الزمان(عج) بنای سوختن امشب اگر نداشته باشد چه بهتر است که پروانه پر نداشته باشد نه سرزنش نکنید..،این دلی که سوخته شاید به غیر آه کشیدن هنر نداشته باشد هنوز آب نخورده است خاک خشک دل من بعید نیست درختم ثمر نداشته باشد به وضع دَرهم یعقوب شهر خُرده نگیرید نمی شود که ز یوسف خبر نداشته باشد خدا نیاورد آنکه ز چشم یار بیفتیم خدا کند که ز ما دست بر نداشته باشد هزار نافله خواندن به هیچ کار نیاید اگر به بندگی ما نظر نداشته باشد شبانه بر سر و سینه زدن چه فایده دارد ضرر نموده کسی که `سحر” نداشته باشد چه خاک بر سر خود می کند کسی که سحرگاه به قدر بال مگس چشم تر نداشته باشد فقط اجازه بده پیش خانه ات بنشینیم بد است شاه، گدا ،پُشتِ در نداشته باشد مرا بغل کن و با بوسه غرق عاطفه ام کن شبیه آن پسری که پدر نداشته باشد چقدر ندبه بخوانیم و این این بگوییم روا نبود دعاها اثر نداشته باشد تو را به حنجره خشک حسینِ فاطمه برگرد بیا که شیعه دِگر خون‌جگر نداشته باشد کفن قبول..،ولی..،لعنت خدا به تو ای شِمر... بنا نبود که این تشنه سر نداشته باشد بردیا محمدی لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
مستحقم سائلم مستحقم سائلم بی چیزم و دستم دراز التماست می کنم در روی من بگشای باز آبرویم رفت رسوا گشتم و خار و خفیف هر کجا بردم به غیر از خانه ات روی نیاز سر به پایت می گذارم وقت مرگم بی گمان بر سرم منت گذاری و بیابم من جواز من غلامی رو سیاهم رفعتم دادی حسین نیست در عالم شبیه تو شهی بنده نواز لطف تو معلوم شد بر خلق وقتی کرده ای با علی اکبرت جُون سیه را هم طراز طفل فل وقتی که هوای خانه اش را میکند بهترین اسباب بازی هم نباشد کارساز خانه زادم من هوای کربلا را کرده ام بی قرارم تا بخوانم نزد شش گوشت نماز اسرجت و الجمت من خیس گریه می شوم در زیارتنامه وقتی می رسم بر این فراز خواهرت تا دید نعل تازه و ده تا سوار غرق ناله روضه ای میخواند پر سوز گداز پشت و رویش را یکی کردید دیگر بس کنید ای سوار بی حیا بر پیکرش دیگر نتاز اسماعیل روستایی لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
جانم حسین آری اگرچه دست هجران بسته بالم را بستم کنار مرقدت پای خیالم را روزی که از داغ تو گریه می‌کنم خوبم از وضع چشمم می‌توان فهمید حالم را باکی ندارم از تباکی وقت بی اشکی کافی است که زهرا ببیند قیل و قالم را سینه کبودت بودنم هم ماجرا دارد بر گردنم انداخته زهرا مدالم را از کل قبرستان عذاب قبر بردارند با من اگر در قبر بگذارند شالم را رد می‌شدم از محفلی و می‌شنیدم شمع در محضر پروانه‌ها میزد مثالم را از شستن دیگ غذای نذری روضه دارم تمامی مقامات کمالم‌ را هر چه که دارم از بساط روضه‌ات دارم از برکت روضه گرفتم رزق سالم را گفتند از هرم عطش گل های باغت سوخت داغ گلستان تو سوزانده‌ست عالم را نیزه کجا و حنجر شش ماهه‌ی تشنه؟ عباس گریه می‌کند بر نی سوالم را گروه شعر یا مظلوم لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
عزیزم حسین سبو غیر کوثر ندارد حسین از این گریه بهتر ندارد حسین خجالت نکش منتّش را بکش شکایت ز نوکر ندارد حسین عزایش عزای عظیم خداست غمش حداکثر ندارد حسین مرا تا نبرده حرم، اربعین قدم از قدم برندارد حسین طریق الحسین بر کسی بسته نیست حسینیه اش در ندارد حسین حسن سفره دار نجف کربلاست که این سفره، آخر ندارد حسین سپرده به عباسِ خود، کار را که کاری به محشر ندارد حسین صدایم زده از سرِ نیزه با صدایی که جوهر ندارد حسین فقط روبروی ضریحش خوشم ضریحش برابر ندارد حسین علی اکبرش شبه پیغمبر است چو او شبه حیدر ندارد حسین تنش را به روی عبا جمع کرد جز این چاره دیگر ندارد حسین رضا دین پرور لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
تا خدایی خدا! در دل و‌جان است حسین... ما پناهنده به اوییم امان است حسین یک حسین گفتم و غم‌ها همه از یادم رفت همه دلخوشی ما ز جهان است حسین بیشتر از خود ما غصه ما را خورده شکر دارد!پدر سینه زنان است حسین تا براین سینه زدی بار گناهت را شست بیشتر سینه بزن!خانه تکان است حسین او‌صدا کرده که امشب همه اینجا هستیم مردی اش بیشتر از حد بیان است حسین وارد روضه شدی محضر زهرا هستی روضه هایش بخدا عین جنان است حسین.. سید پوریا هاشمی لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
عشق حسین از عشق تو شده‌ست، فراقت نصیب من جانم به لب رسید و به‌ سر شد شکیب من لطفی نما، به گوشه‌نگاهی، دوا بده بیمار چشم‌های توام، ای طبیب من گر حرف عشق می‌زنم، آقای من، بدان تنها تویی که معنی عشقی، حبیب من گردد روان سرشک من از دیده‌، آن دمی کاید به یاد، روضه‌ی تو ای غریب من خواهر رسید تا به کنارت، چه دید؟! آه... صَلّیٰ عَلَیْکْ، ای مَهِ خَدُّالتَّریب من یک جای سالمی، به همه پیکر تو نیست زینب شود فدای تو، شیب‌الخضیب من انگشتر تو هست، چرا دست ساربان؟! افتاده دست شمر، چرا خاطراتمان؟!  پدرام اسکندری لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
یا صاحب الزمان(عج) خلاصه عرض کنم حال گریه دارم را دلا بسوز که گم کرده ام‌ نگارم‌ را نشسته ام سر راهت بلند میگریم مگر که گوشه چشمی کنی هوارم را جناب یوسف اگر شد سری بزن به گدات که من به عشق تو ول کرده ام‌ دیارم‌ را هزار بار دعای خودت نجاتم داد ببخش یاد نکردم یک از هزارم را به کار تو نمیایم ولی مرا نفروش به هم نریز عزیزم تو روزگارم‌ را بگیر بغض مرا تا کمی سبک بشوم گذاشتم به سوی خیمه ی تو بارم را دلی که سوخته را هدیه میکنم بردار بریز دورو بر خیمه ات غبارم را بگو به نوکری خیمه ات قبول شدم به دست راست بده حکم افتخارم را مرا بخاطر زینب به کربلا بفرست به کربلا ببر این قلب بی قرارم را به اقتدای تو هر صبح و شام میسوزم چه بد زدند امام بزرگوارم را سید پوریا هاشمی لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
همه عمر در تباهی همه عمر در تباهی همه عمر غرق غفلت به دلم هزار غصه به دلم هزار حسرت پی کار خویش بودم پی کار من دویدی ز بزرگی تو شاها چه کنم من از خجالت چه زیان تورا که یک دم بغلت کنم عزیزم نظری که شام هجران برسد به صبح وصلت دل من گرفته آقا تو بیا برس به دادم سحری تو یاد من کن که خوشم به این حمایت به هوای گریه هایم تو فقط بمان برایم تو بسی برای نوکر به غریبه ها چه حاجت نفسی که بی تو باشد برود که برنگردد به تو بسته است جانم ز نخست تا قیامت منِ کربلا نرفته به خودت امیدوارم سفرم به گردن تو،تو نما قبول زحمت همه روضه ها اگرچه زده آتشی به جانت به غرور تو شرر زد غم روضه ی اسارت سید پوریا هاشمی لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
عزیزم حسین قلم به دست گرفتم، بگویم از یارم که هست دم به دم این دم زدن فقط کارم چگونه دم نزند عاشقی که می‌سوزد حرارتی به دل از عشق دلبرم دارم دوباره رو به سوی کوی یار می‌گویم سلام حضرت جانان، سلام دلدارم ببین رسیده به سر طاقتم، نمانده توانی بگو بناست که تا کی ز دوری تو ببارم چه می‌شود بگشایی گره ز کار گدا و چه می‌شود بنمایی نظر به حال نذارم هر آن زمان که دلم را غمی گرفت آقا میان جمع رفیقان، شدی تو غمخوارم برادرم به هرآن‌کس که از تو دم زند و ز هرکسی که جدا از شماست، بیزارم  پدرام اسکندری لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹