اُدْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ
” یا مَن تُحَلُّ... ” دامن ِ حیدر ، گرهگُشاست
توبه ، دخیلِ عصمتِ این مَظهرِ خداست
او دست ِ رد به سینهی سائل ، نمیزند!
” اُدْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ... ” اخلاقِ مرتضاست
باشد علی ، مُجیر و علی ، یَستشیرِ ما
لُطفِ علی به درد و به اَمراض ِ ما دواست
” بابُ الْفَرَج ” بُوَد درِ این بیت ِ محترم
” روحُ الْفَرَج ” ، نسیم ِ صفابخش ِ این سراست
با حُبّ ِ او سوال ، سریعُ الْاِجابه است
حاجات ِ دوستانِ علی ، زودتر رواست
” حَدُّ الشَّدَائِد ” است به لُطفش شکستنی
بیش از همه ، علی به مُصیبات ، آشناست
باشد علی ، دعای صباح و سمات ِ ما
ما را محبّت ِ علوی ، حرز ِ در بلاست
آقای ما معلّم ِ علم ِ ملائک است
آقای ما چراغِ هدایت به انبیاست
ما را بسی حلاوت صُنعش ، اسیر کرد
مولای ما تجلّی ِ اسمای کبریاست
در شام ِ بیپناهیِمان ، صُبحِ حِصن اوست
خیلی زیاد ، حیدرِ کرّار ، با وفاست
” ذَلَّتْ لِقُدْرَتِه... ” بُوَد ایمانِ ما به او
بیچاره ، آن کسی که ز بندِ علی جداست
مستی فقط ز جام ِ ولایت ، حرام نیست
افراط ِ در محبّت ِ این آستان ، به جاست
” طُوبىٰ لِمَن أحَبَّ علیّاََ... ” هزار ، شُکر
جوشنکبیر ِ ما نخی از جنس ِ این لواست
فیروزی است غیرت ِ ما در دفاعِ او
ناموس ِ ما علیست که ذو الْمَجد ِ وَ الْعُلاست
با او نمیکنیم عوض ، هیچ چیز را
جز ، خدمتش بهشت ، کجا ؛ آبرو ، کجاست؟!
محمد علی نوری
#شعر_عید_ولایت #شعر_مدح_امیرالمومنین #شعر_مدح_اهل_بیت #شعر_مدح_حضرت_ابوتراب #شعر_مدح_حضرت_علی
لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
شیعیان آمده اند
واژه ها در هیجانند که سجّاده شوند..
پیشِ پاهای تو ای آینه..افتاده شوند..
شاعران آمده اند تا به نوایی برسند..
رخصتی گر بدهی با قلم آماده شوند
باز کن میکده را ای پسرِ خون خدا..
شیعیان آمده اند تا که پُر از باده شوند
جلوه ای کن که ببینند تو را اهلِ هنر
روی تو دیده و کُلاً همه دلداده شوند
(حضرت عشق..امامِ ششمین..نورِ خدا)
(جلوه ای کن که بتابی به دلِ آینه ها)
آمدی جهلِ بشر بلکه سرافکنده شود
آمدی با نَفَست..دینِ نبی زنده شود
آمدی ای پسرِ حضرتِ باقر..گلِ عشق
..باشکوفایی تو ..عطر پراکنده شود
آمدی شمسِ ولایت که به یک طُرفه نگاه
نورِ تو در دلِ هر شیفته..تابنده شود
آمدی تا که تلاشی بکنی بهرِ خدا..
لبِ پیغمبرِ اسلام پُر از خنده شود
(صادق آل محمّد..قدمت بر سرِ چشم)
(بنویس اسم مرا که قلمت بر سرِ چشم )
چه هیاهوی عجیبی ست در این مکتبِ عشق
سر زدی از افقِ دین و شدی کوکبِ عشق
علمِ تو علمِ لدّنی ست نه از علم زمین
زان سبب شعله وری شعله کِشی از تبِ عشق
سخنانِ تو همه خطبه ی مولاست وَ یا ختمِ رسل
سخنی تازه بگو با منِ افتاده ز پا از لبِ عشق
آمدم تا بنشینم ز تو سیراب شوم..
کی به گوشم برسد از دهنت مطلبِ عشق
(عشق را مکتبت آموخته با شورِ کلام)
(پُر کن این جامِ تهی را که شوم مستِ مدام)
ببرم شهرِ مدینه که ببینم حرمت
نکند باز که محروم شوم از کرمت
مرقدِ خاکی تو می کُشدم حضرت نور
قدمی رنجه بفرما بفدای قدمت
جای تو در دلِ شیعه ست خدا داند و بس
که بر افراشته است تا به قیامت علمت
دِینِ تو دِینِ بزرگی ست روی گردنِ ما..
زندگی کردن خوب است ز انفاسِ دمت
(هر که هستیم در این عرصه اگر که پستیم)
(صادق آل محمد به شما دل بستیم)
محسن راحت حق
#شعر_آیینی #شعر_ولادت_پیامبر_اکرم #شعر_ولادت_حضرت_رسول_اکرم #شعر_ولادت_خاتم_النبیین_شعر #شعر_ولادت_رئیس_مکتب_شیعه
لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
زنده کن
بایست کوه بداند وقار یعنی چه؟
بتاب ماه ببیند نگار یعنی چه
شبی به روی خودت میزبان حاتم باش
که تا نشان بدهی سفره دار یعنی چه
به لطف چشم دل انگیز زنده کن گِل را
به خاک مرده بگو چشمه سار یعنی چه
مرا به پلک زدنها ورق زن آقا که
زمان مجاب شود روزگار یعنی چه
به باد دادن آن گیسوان گیرایت
بگو به میثم تمار دار یعنی چه
گره بزن به دو ابرو که از گرفتن جان
غلاف درک کند ذوالفقار یعنی چی
بخواه کشته شویم و بخواه زنده شویم
به ما نشان بده پروردگار یعنی چه
حامد آقایی
#شعر_آیینی #شعر_مدح_امیرالمومنین #شعر_مدح_اهل_بیت #شعر_مدح_حضرت_ابوتراب #شعر_مدح_حضرت_علی
لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
امام اوست
قسم به خالق بى چون و صدر بَدر انام
که بعد سید کونین، حیدر است امام
امام اوست، به حکم خدا و قول رسول
که مستحق امامت بُود ز نصّ کلام
امام اوست که چون پاى در رکاب آورد
روان ز طى لسان کرد هفت سبع تمام
امام اوست که دست بریده کرد درست
نه آن که کرد به صد حیله وصله بر اندام
میانه ی حق و باطل چگونه فرق نهد؟!
مقلّدى که نداند حلال را ز حرام
اسیر چاه طبیعت، کجا خبر دارد؟
که مبطلات کلام است و واجبات کدام؟!
«فغانى» از ازل آورده بهر چند زوال
به خود نساخته از بهر التفات عوام
سفینه ی دلم از مدح شاه پر گوهر است
گواه حال بدان، علم عالم اسلام
جواد هاشمی ( تربت )
#شعر_عید_غدیر_خم #شعر_عید_ولایت #شعر_مدح_امیرالمومنین #شعر_مدح_اهل_بیت #شعر_مدح_حضرت_ابوتراب
لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
خرمن غصه ها شرار گرفت
سوز را حملهء بهار گرفت
سینهء سبزه ها قرار گرفت
بلبل از پای غنچه خوار گرفت
شجر وحی برگ و بار گرفت
همهء سنگها قمر شده اند
زیر پایش تمام زر شده اند
باد و باران رفیق تر شده اند
بی پسرهایمان پدر شده اند
تا توسل به زلف یار گرفت
در سماوات بوی گل پیچید
غنچه ای باز شد نسیم وزید
شک ندارم که باغبان خندید
او که خندید آسمان خندید
آسمان عطر نوبهار گرفت
حق بنا داشت سینه خلق کند
بهر خلقت زمینه خلق کند
بعد از آن هم مدینه خلق کند
تا که یک بی قرینه خلق کند
قدرتش را خدا به کار گرفت
غمزهء دل فریب میگیرد
چشم مستش حبیب میگیرید
عطر و بویش عجیب میگیرد
از خدا نصفه سیب میگیرد
دخترش از خدا انار گرفت
جانشین خداست روی زمین
دخترانش تمام پرده نشین
ثقلینش جواز خُلد برین
حب اولاد اوست حصن حصین
دور شیعه نبی حصار گرفت
ما که نه هود و نوح و یحییٰ هم
یوسف و سام و شیث و موسی هم
همه هستند مخلصش باهم
شک ندارم دم مسیحا هم
از نفس هاش حکم کار گرفت
احمد و خاتم و رسول امین
مصطفی و مُزَمِّل و یاسین
سیدالکائنات و هادی دین
اُمّی و أبطحی و شمس مبین
چقدر نام مستعار گرفت
مصطفی کیست؟ گوهر نایاب
مصطفی کیست؟ بهترین ارباب
مصطفی کیست؟ شوکت محراب
در اُحُد قند در دلش شد آب
تا علی(ع) تیغ ذوالفقار گرفت
مصطفی کیست؟ حق پرست خدا
مصطفی کیست؟ مستِ مست خدا
بهترین است.. ناز شصت خدا
عید مبعث که شد ز دست خدا
بیرقش را طلایه دار گرفت
شب معراج مست صهبا رفت
ذکر حیدر شنید هر جا رفت
در غدیر از دلش محن ها رفت
و یدالله تا که بالا رفت
دین جاوید اعتبار گرفت
عماد بهرامی
#شعر_ولادت_پیامبر_اکرم #شعر_ولادت_حضرت_رسول_اکرم #شعر_ولادت_خاتم_النبیین #شعر_ولادت_رسول_الله
لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
خیر البشر
خیر البشر وقتی که ختم المرسلین باشد
روزی ما با رحمه للعالمین باشد
عرش از پس کار امانت بر نمی آمد
آمد محمد تا امانت دار دین باشد
ایوان شکست و روح دریاها تلاطم کرد
دل پس نباید در دل اهل زمین باشد
ابلیس از هفت آسمان محروم شد، یعنی
آمد نبی ، آرامش اهل یقین باشد
بت ها شکست آوای توحیدی میلادش
او مقدمش پایان کار مشرکین باشد
شلاق ها بخشیده شد روزی که او آمد
خیرش نصیب خلق، حتی مجرمین باشد
جانم فدای آنکه حیدر شد هوادارش
دست خدا زیباست در دست امین باشد
بوی کرامت می وزد از خاندان عشق
بختش بلند آن دل که با رحمت قرین باشد
اسلام ما حق است می مانیم با احمد
لبیک می گوییم ما ، لبیک یا احمد
ناصر دودانگه
#شعر_ولادت_پیامبر_اکرم #شعر_ولادت_حضرت_رسول_اکرم #شعر_ولادت_خاتم_النبیین #شعر_ولادت_رسول_الله #ناصر_دودانگه
لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
#مدح_ولادت_پیامبر
اُف بر زمین بگوید اگر اُف به آمنه
چشم زمان زمان توقف به آمنه
تسبیحی از ستاره به دستش گرفته است
حق می دهد مجال تصرف به آمنه
از سادگی صفا شده مهمان خانه اش
اصلا نیامده ست تکلف به آمنه
من فکر میکنم که خداوند در ازل
بخت بلند کرده تعارف به آمنه
عالم دخیل دامن راحیل دیگری ست
پیداست از توسل یوسف به آمنه
از برکت محمدش او هم به عرش رفت
حق داده است اذن تشرف به آمنه
شوق صله مجال تلفظ به من نداد
شعرم از احتیاج دلم گف(ت) به آمنهاین دل که با امید در ابواء دخیل بست
از طیف شاعران مدینه نرفته است
شخصیتی ستوده و برجسته مصطفی
معنا دهد به واژه ی وارسته مصطفی
او تا سپیده دم همه شب سر به سجده داشت
الگوی ناب ؛ بنده ی شایسته مصطفی
بالذات عقل کامل و بالفطره عالم است
کاری نکرده است ندانسته مصطفی
تا حسن عاقبت به همه ارمغان دهد
با جان و مال خویش کمر بسته مصطفی
مرد جهاد بود که طائف به چشم دید
با ابروی شکسته نشد خسته مصطفی
نفرین نکرد امت خود را رسول مهر
سرشار از محبت پیوسته مصطفی
شور و شکوه و روح اذان است و می دهد
پس حیثیت به گنبد و گلدسته مصطفی
بیش از علی که عاشق زهرای اطهر است
باشد به عشق فاطمه وابسته مصطفی
هست علی ست بسته به هستی فاطمه
هستی فاطمه همه از هست مصطفی
بالا گرفت بین تمامی دست ها
دست امام فاطمه را دست مصطفی
وقتی دهد برات مدینه خدا کند
باشم میان جمله ی فهرست مصطفی
هستیم بر ارادت خود پایبند تر
هدیه به محضرش صلواتی بلندتر
در زمره ی بشر نه همانا پدیده است
او را خدا برای خودش برگزیده است
خورشید هم به یاد ندارد طلوع وی
چرخ و فلک شبیه محمد ندیده است
او را نخست قبل ظهور ستاره ها
با دست خویش حضرت حق افریده است
پایان شام زنده به گوری دختران
در ظل افتاب هدایت دمیده است
دل های ما به هم شده نزدیک شام عید
با دست او نسیم محبت وزیده است
دستش میان سفره ی ما نان گذاشته
همواره بانی نعمات عدیده است
از اسمان به سمت زمین میکند شتاب
باران برای بوسه به پایش رسیده است
بی مرتضی تمامی ابیات ابتر اند
ذکر علی به داد قصیده رسیده است
با این که هست جشن رسول خدا ولی
خشنودی پیمبر و زهرا بگو علی
بانی فیض فیض مجدد فقط علی ست
مستم دلیل مستی بی حد فقط علی ست
انگشتری دهد به گدا در رکوع خود
بر عجز مستمند مقید فقط علی ست
میراث مرتضاست کرامات مجتبی
عمری ابالکریم زبانزد فقط علی ست
میل سفر نمیکنم الا سوی نجف
مقصود من ولایت و مقصد فقط علی ست
بی خود که محو گنبد و گلدسته نیستم
نقش و نگار پرچم گنبد فقط علی ست
دزد است ان که تکیه زده جای مصطفی
اهل سقیفه صاحب مسند فقط علی ست
هر شیر پاک خورده قسم یاد میکند
نفس و دم و وصی محمد فقط علی ست
ان کس که میبرد عتباتم فقط رضاست
ان که دهد حواله ی مشهد فقط علی ست
در بند حیدرم نه که در بند قافیه
ارباب تا قیام قیامت فقط علی ست
اول سری به خاک نهاده ادب کنم
دوم از او برات مدینه طلب کنم
علیرضا خاکساری
خُلد بَرین
مَجذوب تو شد کوخ نشین کاخ نشین هم
بَر روی زمین بودی و در خُلد بَرین هم
یک لحظه در آن بودی و یک لحظه درین هم
فهمیده ز تدریس تو جبریل اَمین هم
این وَرطه یقین می طَلبد جای گمان نیست
هشیار جهانیم از آن روز که مستیم
بگذار بگویند که ما باده پرستیم
از بخشش بی حَدِّ تو ما توبه شکستیم
تا دل به تو بستیم ز غیر تو گسستیم
عشقی که عیان است نیازی به بیان نیست
روحُ القُدُسِ شعر تو برداشته دَف را
شمشیر تو آموخت به ما راز شَرف را
ما فوق جَنان رفته و دیدیم هدف را
یک شعبه ی زیباو دل انگیزِ نجف را
ایوان تو در اَصل درین کون و مکان نیست
عاقل شده با شعرجنون خیز تو دعبل
عاشق شدن آسان و رسیدن به تو مشکل
شمشیر تو بر جنت و دوزخ شده حائل
ای خالق و ای رازق و ای شافع و عادل
فهمیدن اسرار تو در حد توان نیست
نزدیک شود لحظه به لحظه قدم مرگ
با لطف تو در فکر کسی نیست غم مرگ
خورشید شدی در شب پر پیچ و خم مرگ
فهمیده ام از وعده ی شیرین دم مرگ
جز خط کش میزان شما خط امان نیست
علی اصغر یزدی
#شعر_آیینی #شعر_مدح_امیرالمومنین #شعر_مدح_اهل_بیت #شعر_مدح_حضرت_ابوتراب #شعر_مدح_حضرت_علی
لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
یا محمد
به جلوه ای بشِکن اقتدار کاهن را
بهم بریز از آغاز خود مدائن را
به نام نامی تو ساوه خشک شد دهنش
که دیده است به خال لبت، قرائن را
ستاره ای که درخشیدی از نگاه خدا...
حلول کن که ببینیم غیر ممکن را
برای آنکه قبولم کند خدا به صلات
قرار شد بفرستم برای تو صلوات
شد عرش، عرش! تو داری برو بیا بسکه
مُوحّدیم، تو گفتی خدا خدا بسکه
نیامده همه گفتیم لا شریکَ له
صدای پای تو پیچیده در حرا بسکه
بزرگ و کوچک بتها به سجده افتادند
زگریه ی سحرت ریخت ربّنا بسکه
تویی که حور و ملک شد اسیر و مدهوشت
ردای سبز نبوّت نشسته بر دوشت
به استناد همه آیه های جبرائیل
نریخت از دهنت غیر باده ی تهلیل
بخوان به دین تو ایمان بیاورند اکنون
هزار بار زبور و هزار بار انجیل
بخوان! بلال بگوید اذان، دمِ کعبه
بگو به ابرهه دیگر رسیده عام الفیل
از ابتدا شده فرق تو با همه معلوم
نشسته اند کنار تو چارده معصوم
کنار موی سیاهت سحر که چیزی نیست
ز معجزات تو شق القمر که چیزی نیست
به زیر پای شما ریخته سپاه ملک
به روی تاج سرت، چند پَر که چیزی نیست
بگو که منکرت اصلاً بیاورد دنیا
شبیه حضرت زهرا اگر که چیزی نیست
توئی که دست خدا را در آستین داری
محمدی و خدائی که آفرین داری
زکوثر تو دهد شاخه های طوبا بَر
نمی شود ز تو پیدا در این جهان بهتر
روایت تو ز معراج می کند اثبات
که در جمیع ذواتی به صورتی دیگر
علی مگر که نخوابیده است جای شما
پس امر کن بنشیند به جای تو حیدر
نشانده اند پس از تو جماعتی خودخواه
سه تا خلیفه به جای علی ولی الله
علی امام من است و به خویش می بالم
علی است روزی هر روز و رزق هر سالم
یتیم کوچه نشینِ حوالی نجفم
چه خوب! چونکه می آید خودش به دنبالم
مگر نگفته به حارث فَمَن یَمُت یَرَنی
خودم فدای علی میشوم که خوشحالم
بهشت، حُجره ای از وادی السّلام علی است
اگر که محترمم من به احترام علی است
شده بهشت به نام علی و عاشق ها
به دست آمده باهم دلِ موافق ها
رسانده خلق خدا را به عالم بالا
رسانده ظرف گدایی به دست لایق ها
حسینی ام، حسنی ام به فاطمه سوگند
چه باده ای به لبم ریخت قالَ صادق ها
هزار نقشه کشیدیم از رواق بقیع
به طاق عرش رسیدیم زیر طاق بقیع
رضا دین پرور
#رضا_دین_پرور #شعر_ولادت_امام_ششم #شعر_ولادت_امام_صادق #شعر_ولادت_اهل_بیت #شعر_ولادت_پیامبر_اکرم
لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
امروز نوشتند
امروز نوشتند کبوتر شدنم را
پرواز کنان راهی دلبر شدنم را
چشمان من از شوق مهیای شراب است
مدیون توام لذت ساغر شدنم را
آنقدر نرفتم زدر خانه گرفتم
تا روز ابد سائل این در شدنم را
گفتند برو نوکر صاحب کرمی باش
دادم به شما نامه ی قنبر شدنم را
یک عمر به دور سرتو گرم طوافم
امضا بزن از اهل جهان سرشدنم را
باید که به گوش همه حالا برسانم
فورا خبر مست پیمبر شدنم را
خوبست بدانند به دربار رسیدم
تا پشت در احمد مختار رسیدم
روزی که تو از راه رسیدی دل ما ریخت
خیر قدمت ولوله در ارض و سما ریخت
کفار هم از بودن تو بهره گرفتند
باران کرامات تو آقا همه جا ریخت
مکه زنفسهای تو توحید سرا شد
از بس که به هرجا گذرت عطر خدا ریخت
دیدند به ایوان مدائن ترک افتاد
از هیبت سبحانی تو بتکده ها ریخت
پیچید درعالم خبر آمدن تو
تا صبح درخانه تو خیل گدا ریخت
گراهل مناجات شدیم علتش این بود
الطاف تو درکاسه ما شوق دعا ریخت
با امر شما ساعت خورشید عوض شد
حتی جهت حرکت خورشید عوض شد
تا هست خدا نام تو برجاست یقینا
بردامن تو دست گداهاست یقینا
درکشور ما اسم تو درصدر اسامی است
چون نام محمد شرف ماست یقینا
یک عمر پناه غم تو چادر زهراست
پس دختر تو ام ابیهاست یقینا
فهمیدم ازین بوسه هرروزه بدستش
آرامش تو حضرت زهراست یقینا
وقتی همه جا ورد زبان تو علی بود
یعنی که وصی حضرت مولاست یقینا
هربار که در جنگ به کارتو گره خورد
شمشیر علی حل معماست یقینا
با تیغ کج آورده به حیرت دو همگان را
خم کرده قدوقامت شمشاد قدان را
ما تا به ابد دست به دامان شماییم
خاریم ولی جزو گلستان شماییم
خشکیم کویریم ولی شکرگزاریم
صد شکر که لب تشنه باران شماییم
از ری به امیدی در این خانه رسیدیم
راهی بده آقا همه مهمان شماییم
ای کاش که مارا به غلامی بپذیرید
تا فخر کنیم اینکه غلامان شماییم
ما شیعه شدیم از کرم حضرت صادق
مومن به تعالیم و مسلمان شماییم
ارث از تو گرفتیم که بی تاب حسینیم
دلسوخته ی دیده گریان شماییم
از یمن روایات شما روضه نشینیم
در بند حسینیم و گرفتار ترینیم...
سید پوریا هاشمی
#سید_پوریا_هاشمی #شعر_ولادت_امام_صادق #شعر_ولادت_اهل_بیت #شعر_ولادت_خاتم_النبیین #شعر_ولادت_رئیس_مکتب_تشیع
لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
#ولادت_پیامبر
در گرگ و میش صبح پر از ظلمتی که باز
افکند پرده روی سر مردم حجاز
نور حقیقت از طرف عرش سر زد و
لرزید روی فرش تن هر چه که مجاز
شیطان دوباره رانده تر از قبل خویش شد
بت ها به سجده آمده با نیت نماز
آری محمد؛ آنکه رسولان قبل از او
محض نیاز آمده تا او رسد به ناز
او می رسد که بیرق عشقی عمیق را
بر بام روزگار درآرد به اهتزاز
او می رسد که باز خدا منجلی شود
او آمده منادی عشق علی شود
ای آخرین طلوع نبی ها پیام ها
وی اولین شروع وصی ها امام ها
دریا رسیده ای به مصاف سراب ها
دریا رسیده ای به لب تشنه کام ها
افتاده پای معجزه ی آسمانیت
تیغ بیان صاحب علم و کلام ها
باید فقط ز وصف تو و اهل بیت گفت
تا آن زمان که هست زبانی به کام ها
سلمان محمدی شده چون عاشق علی ست
مولاست کیل سنجش تو در مقام ها
نابرده رنج، گنج، میسر نمی شود
هر ثروتی محبت حیدر نمی شود
آوردی از بهشت، به دنیا نسیم را
با خود نسیم مهر خدای رحیم را
آورده ای برای همه سائلان دهر
پشت سر خود ایل و تباری کریم را
آه ای یتیم مکه! تو بابای امتی
زیر پرت امان بده مشتی یتیم را
پر می کشد به گنبد سبزت دلی سیاه
در حائرت مکان بده این یاکریم را
برگرد در غدیر و بگو که صراط کیست
گم می کنیم گاه ره مستقیم را
زخم مرا رهین مداوای خویش کن
من را گدای خانه ی زهرای خویش کن
آرام از کنار پیمبر قدم بزن
شاعر! برو بقیع و در آنجا قلم بزن
حالا برای حضرت صادق غزل بگو
اما کمی به شادی خود رنگ غم بزن
آن قبرهای خاکی غمبار را ببین
این وضع را درون خیالت به هم بزن
بر روی هر مزار، ضریحی درست کن
بر آن ضریح های خیالی حرم بزن
خود را کنار پنجره فولاد فرض کن
و سرنوشت عاشقی ات را رقم بزن
قدری ببار و گریه کن و سلسبیل شو
بر آن مزارهای خیالی دخیل شو
شاعر! دوباره مست شو از فیض ساغری
به به چه ساغری چه شرابی چه کوثری
مردی که شیعیان ز عنایات مکتبش
معروف می شوند پس از این به جعفری
جان ای امام عشق! که می روید از لبت
گل های تازه با نفحات پیمبری
صدها چون ابن حیان یا چون زراره را
باید که پای مکتب علمت بپروری
یا قال باقر است و یا قال صادق است
هر عالمی که خوانده حدیثی به منبری
سرسختی مرا به نگاهی ملیح کن
من را در عشق ایل و تبارت فقیه کن
حالا منم که با دل بی تاب و عاشقم
سرمست بزم عشق تو و این دقایقم
مشتاق حرف های توام آیه ای بخوان
محتاج حرف های تو و قال صادقم
بین حدیث های تو تا حرف کربلاست
من جزو بیقرارترین خلایقم
حرف از حسین می زنی و گریه می کنم
کافی ست که نگاه کنی به سوابقم
این بنده را روانه کن امشب به کربلا
در حائری که زائر آنجاست خالقم
ما را بیا و مثل خودت روضه دار کن
در کشتی سعادت جدت سوار کن
محمدعلی بیابانی
یا محمدُ یا علی
هرکس گرفته غیر تو ماوای دیگر
خیری ندیده از گداییهای دیگر
من روزی ام را از تو بی منت گرفتم
منت فراوان است درهرجای دیگر
یک پای من رفته ست امشب سمت مکه
سمت نجف رفته است اما پای دیگر
تو با علی یعنی دوتن در بین یک روح
شیعه ندارد جز شما بابای دیگر
وقت ولادت نیست هنگام ظهور است
دنیا می آیی تو ز یک دنیای دیگر
حالا که رفتم تا علی و تا محمد
باید بگویم یاعلی و یا محمد
نور تو خیلی قبل از آدم معتبر بود
از تو چه در انجیل و چه تورات اثر بود
دنبال تو بودند احبار بهودی
قلب کشیشان از ظهورت باخبر بود
هرروز عبدالله را تهدید کردند
هرروز عبدالمطلب تحت نظر بود
تو آمدی ایوان کسری هم ترک خورد
آثار ربانیت هرجا جلوه گر بود
آتشکده یکباره اصلا ریخت برهم
خاموش شد هر مشعلی که شعله ور بود
شب کافی است ای مکه دیگر ماه آمد
الله اکبر که رسول الله آمد
امی شدی ام القرا شد زادگاهت
پیغمبران را زنده کرده روی ماهت
خیلی دعا کردی برایش جای نفرین
حتی همانکه خار میریزد به راهت
این امت تو تا قیامت روسفید است
از برکت صوت اذان گوی سیاهت
بوی علی را میدهی آقای مکه
وقتی شده دیگر ابوطالب پناهت
دلخوش به اصحابت نشو که در خطرها
تنها علی میماند آقا درسپاهت
لعنت بر آنکه با جسارت حرف میزد
هرکس ز کفر والدینت حرف میزد
شکوه نکن ازغربتت لشگر که داری
در غزوه هایت ضربه آخر که داری
اصلا بیاید چندتا مرحب به میدان
فرقی ندارد فاتح خیبر که داری
گیرم که اصلا عبدود رد شد ز خندق
آسوده باش آقای من حیدر که داری
به طعنه های این و آن بی اعتنا باش
بگذر ازین بدبخت ها! کوثر که داری
آنکس که خیر و برکت دنیاست زهرا
سر وجود این جهان زهراست زهراست
ای صادق ال علی در بیکرانها
یادی بکن قدری هم از ما ناتوان ها
بار سفر برداشتی از دوش مردم
ای ناشناس مهربان کاروان ها
جارو کشت اعجاز ابراهیم دارد
در دستهای توست این کون و مکانها
درک مقامت کار امثال زراره ست
کی راه دارد در حریمت این گمان ها
پرچم سیاه روضه بر دیوار داری
تو روضه خوانی بر تمام روضه خوانها
روضه بخوان از آفتاب بین گودال
از حجت اللهی که افتادست بی حال
سید پوریا هاشمی
#سید_پوریا_هاشمی #ش #شعر_ولادت_امام_صادق #شعر_ولادت_پیامبر_اکرم #شعر_ولادت_حضرت_رسول_اکرم
لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹