براممهمنیستکهآدمادربارمچیفکرمیکنن!
همینکهگربههابهماعتمادمیکننبسه ..
-هَدوء|𝐇𝐚𝐝𝐨-
_
.
بازهمبهسویتومیآیمباتمامخستگیها؛
کیستیکهاینگونهپناهمنشدی=)
می دانم که میگذرد و تمام میشود .
اما نمی دانم که در پس این گذر از من چه خواهد ماند .