شَرّاً أذاعُوا وَإنْ لَمْ يَسْمَعُوا کَذِبُوا
اين (بد سيرتان) هرگاه سخن خوبى درباره کسى بشنوند پنهان مى کنند و اگر سخن بدى بشنوند منتشر مى سازند و اگر مطلقا سخنى نشنوند دروغ مى بافند.
شاعر ديگرى مى گويد:
إنْ يَسْمَعُوا ريبَةً طارُوا بِها فَرَحاً * وَإنْ ذُکِرْتُ بِخَيْر عِنْدَهُمْ دَفَنُوا
هرگاه سخن مفسده انگيزى بشنوند از خوشحالى پرواز مى کنند و اگر مطلب خوبى از من نزد آنها گفته شود آن را همانجا دفن مى کنند.
اين بلايى است که در طول تاريخ بوده و هم اکنون نيز به شدت ادامه دارد و بخش مهمى از نابسامانى جوامع مسلمانان از آن سرچشمه مى گيرد. امام درباره تمام اينها به ابو موسى هشدار مى دهد، هرچند او نادان تر از اين بود که اين نصايح نجات بخش را پذيرا شود.
***
نکته:
ابوموسى اشعرى کيست؟
نام او عبدالله بن قيس بود. به گفته بعضى از مورخان در مکه ايمان آورد و همراه با مهاجران به حبشه رفت و در جنگ خيبر به پيغمبر اکرم(صلى الله عليه وآله) ملحق شد. به همين دليل جزء صحابه محسوب مى شود. در زمان خليفه دوم به فرماندارى بصره منصوب گرديد و در سال سوم خلافت عثمان طبق نوشته ابن اثير در کامل عزل شد. علّت عزلش اين بود که مردم را به جهاد جمعى از شورشيان فراخواند و خودش برخلاف آن رفتار نمود به طورى که مردم ريختند و اموالش را غارت کردند اين خبر به عثمان رسيد و او را عزل کرد(10) بعد از مدتى مردم کوفه از فرماندارى «سعيد بن عاص» سرباز زدند و از عثمان خواستند ابوموسى را فرماندار آنجا کند و او پذيرفت و در دوران خلافت على(عليه السلام) حضرت او را بر فرماندارى کوفه باقى گذاشت اما هنگامى که امام براى سرکوب شورشيان بصره به سوى بصره آمد و از مردم کوفه خواست به آن حضرت بپيوندند. ابوموسى مانع شد و گفت در جاى خود بنشينيد و حرکت نکنيد. مالک اشتر به کوفه آمد و او را از فرماندارى عزل کرد و مردم کوفه را براى پيکار با شورشيان بصره (جنگ جمل) بسيج نمود.(11)
مرحوم صدوق در کتاب خصال از ابوذر نقل مى کند که پيغمبر اکرم(صلى الله عليه وآله) فرمود: بدترين اوّلين و آخرين دوازده کس بودند: شش نفر از پيشينيان و شش نفر از آخرين و عبدالله بن قيس (ابوموسى اشعرى) را از اين شش نفر شمرد و او را به سامرى اين امت وصف کرد.
اين تشبيه نشان مى دهد که او مرد مرموز و خطرناک و فريبکارى بوده است.
در روايت ديگرى از امام على بن موسى الرضا(عليهما السلام) مى خوانيم که بيزارى جستن از ابوموسى اشعرى از اسلام خالص است و او از سگ هاى دوزخ است.(13)
روايات متعدد ديگرى نيز در مذمت شديد او وارد شده است و به گفته مرحوم آية الله خويى در کتاب معجم رجال الحديث خبث طينت و عداوت او نسبت به اميرمؤمنان واضح تر از آن است که بر کسى مخفى بماند و در رسوايى او همين بس که اميرمؤمنان را در ماجراى حکميت (به پندار خودش) از خلافت عزل کرد.(14)
عجيب تر اينکه او خود با على (عليه السلام) بيعت کرده بود و مى دانست عامه مسلمانان با آن حضرت بيعت کردند و اينکه هر کس بر خلاف آن حضرت قيام کند گمراه است با اين حال به علت عناد و دشمنى و دنياپرستى و هواى نفس همه اين معلومات خود را رها ساخت و حکم به خلع آن حضرت از خلافت نمود در حالى که عمرو عاص وفادارى خود را به معاويه نشان داد و رأى به تثبيت او در خلافت داد.
از قرائنى که گواهى مى دهد کار ابو موسى در مسأله حکمين توطئه بوده داستانى است که طبرى در تاريخ خود نقل مى کند. او در حوادث سنه 60 هجرى مى نويسد ابو موسى اشعرى بر معاويه وارد شد در حالى که جبه سياهى بر تن کرده بود بر معاويه سلام کرد و گفت: «السَّلامُ عَلَيْکَ يا أمينَ اللهِ» معاويه سلام او را جواب گفت وقتى که از نزد معاويه بيرون آمد معاويه گفت: اين پيرمرد نزد من آمده بود که فرماندارى يکى از ولايات را به او بسپارم ولى به خدا سوگند اين کار را نخواهم کرد (زيرا مى دانست او در ميان مردم منفور است).(15)
*
پی نوشت:
1. سند نامه: همان گونه که در عنوان نامه آمد سعيد بن يحيى اموى که از علماى قرن سوم هجرى بوده، آن را در کتاب معروف خود به نام المغازى آورده است و در کتاب مصادر نهج البلاغه سند ديگرى براى آن ذکر نشده است.
2. «قَرْح» بر وزن «فرد» زخمى است که از خارج بر بدن وارد مى شود و «قُرْح» بر وزن «قفل» زخم چرکينى است که به صورت دمل از داخل بدن حادث مى شود; ولى ممکن است منظور حضرت در عبارت فوق هر دو معنا باشد.
3. «عَلَق» به معناى خون غليظ بسته شده است که هر گاه روى زخم ظاهر شود زير آن به عفونت مى کشد و مداواى زخم مشکل مى شود و از اين رو امروز سعى دارند که زخم را مرتباً شستشو دهند تا چنين قشرى روى آن پيدا نشود.
4. «وَأَيْتُ» از ريشه «وأى» بر وزن «رأى» به معناى وعده دادن است.
5. حجرات، آيه 9.
6. بحارالانوار، ج 10، ص 450.
7. «أَعْبَد» از ريشه «عبد» بر وزن «أبد» به معناى تنفر، بيزارى و غضب نسبت به چيزى است. اين واژه ريشه ديگرى دارد که همان عبادت به
معناى بندگى و تسليم و خضوع است و در جمله بالا معناى اوّل اراده شده است.
8. «طائِرون» جمع «طائر» در اصل به معناى پرنده است و به کسى که در انجام کارى شتاب مى کند نيز اطلاق مى شود.
9. «أقاويل» جمع «أقوال» و «أقوال» نيز جمع «قول» و در اينجا به معناى سخنان دروغين است، هرچند «قول» معمولاً به هر سخنى گفته مى شود; خواه راست باشد يا دروغ.
10. کامل ابن اثير، ج 3، ص 99. شرح اين ماجرا را ذيل نامه 63 نوشته ايم.
11. اسد الغابة فى معرفة الصحابة; الاستيعاب و کامل ابن اثير (شرح حال ابوموسى اشعرى).
13. بحارالانوار، ج 10، ص 358، ح 1 .
14. معجم الاحاديث، ج 10، ص 287.
15. تاريخ طبرى، ج 4، ص 245 و کامل ابن اثير، ج 4، ص 12.
📚
📍شارح محترم :مرحوم علی نقی فیض الاسلام روحش شاد
••●❥🦋✧🦋❥●••
🤲اَللّهُمَ ثَبِتْ قَلْبی عَلی دِینِک.
http://eitaa.com/hafezan_vahy
••●❥🦋✧🦋❥●••
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
اللهم اجعل محیای محیای من....
#رفیقم_حسین
-----http://eitaa.com/hafezan_vahy
13971109_29229_64k.mp3
3.52M
#امام_باقر(علیهالسلام)
▫️دنیا مثل سایه است [در حال گذر] ...
کلمه توحید اعزاز اهل دعوت «لاالهالاالله» است...
نماز تثبیت اخلاص است...
۱۳۹۷/۱۱/۰۹
#گذرا_بودن_دنیا
#توحید
#شرح_حدیث_اخلاق
http://eitaa.com/hafezan_vahy
9.96M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔹 عرض ارادت به امام زمان یعنی اظهار عبودیت به پروردگار
#مهدویت
#ولادت
┄┅══════┅┄
http://eitaa.com/hafezan_vahy
5.87M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دعای زیر بارانم تویی...
🎙سید حمیدرضا برقعی
الـٰلّهُمَ؏َجــِّلِلوَلــیِّڪَاَلْفــَرَجْبحق حضࢪٺزینبڪبرۍسلاماللهعلیها 🤲🏻
✾ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
🔴 باماهمراه باشید 👇👇
☫
🌹http://eitaa.com/hafezan_vahy🌹
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🎥 تمرین نیروهای ویژه پلیس در کوهستان برفی
44632649217953.mp3
5.76M
آخر تو درمانا بیا.
#درمانا | حسین حقیقی ♬
استاد شجاعی http://eitaa.com/hafezan_vahy
یار پسندید مرا.mp3
9.32M
#تلنگری
#استاد_شجاعی
#حجهالاسلام_میرباقری
چرا بعضیا اینقدر مورد وثوق خدا و اهل بیت علیهمالسلام هستند، و سهم زیادی در تحقق ارادهی خدا دارند،
✘ اما خدا منو برای انجام کاراش، انتخاب نمیکنه؟
• ویژه ماه #شعبان
استاد شجاعی. http://eitaa.com/hafezan_vahy
حضرت علی (ع) بعدازدرگذشت ابوذر غفاری نزد اصحاب خود فرمودند:
من دلم خیلی بحال ابوذر می سوزد خدا رحمتش کند.
اصحاب پرسیدند چطور ؟
مولا فرمودند:
آن شبی که به دستور عثمان ماموران جهت بیعت گرفتن از ابوذر به خانه ی او رفتند چهار کیسه ی اشرفی به ابوذر دادند تا با عثمان بیعت کند.
ابوذر خشمگین شد و به مامورین گفت:
شما دو توهین به من کردید; اول آنکه فکر کردید من علی فروشم و آمدید من را بخرید'
دوم بی انصاف ها آیا ارزش علی چهار کیسه اشرفی است؟
شما با این چهار کیسه اشرفی می خواهید من علی فروش شوم؟
تمام ثروت های دنیا را که جمع کنید و به من بدهید با یک تار موی علی عوض نمی کنم.
آنها را بیرون کرد و درب را محکم بست.
مولا گریه کردند و فرمودند:
به خدایی که جان علی در دست اوست قسم ،آن شبی که ابوذر درب خانه را به روی سربازان عثمان محکم بست سه شبانه روز بود او و خانواده اش هیچ نخورده بودند.
مواظب باشیم برای دو لقمه بیشتر؛ در این زمان
علی فروش نشویم!!!
http://eitaa.com/hafezan_vahy
آیتالله موحدی حدیث تکمیل عقول بعداز ظهور و وظائف.m4a
50.11M
سخنرانی آیت الله موحدی
پیرامون تکمیل عقول بعداز ظهور
و وظیفهی بندگی کامل ما از علمای بزرگوار شهر کاشان. http://eitaa.com/hafezan_vahy