May 11
May 11
پنجاه خصلت از خصوصیات اخلاقی پیامبر اکرم حضرت محمد مصطفی(صلی الله علیه واله وسلم)
بيشک تأسي به سيره و سنت آن حضرت براساس آيهکريمه «و لکم في رسولالله اسوه حسنه» و از جمله آنچه در اين مطلب به آن اشاره شده، راهگشاي مشکلات و مسائل مبتلا به جامعه مسلمانان خواهد بود.
۱-هنگام راه رفتن با آرامي و وقار راه مي رفت
۲-در راه رفتن قدم ها را بر زمين نمي کشيد.
۳-نگاهش پيوسته به زير افتاده و بر زمين دوخته بود.
۴-هرکه را مي ديد مبادرت به سلام مي کرد و کسي در سلام بر او سبقت نگرفت.
۵-وقتي با کسي دست مي داد دست خود را زودتر از دست او بيرون نمي کشيد.
۶-با مردم چنان معاشرت مي کرد که هرکس گمان مي کرد عزيزترين فرد نزد آن حضرت است.
۷-هرگاه به کسي مي نگريست به روش ارباب دولت با گوشه چشم نظر نمي کرد.
۸-هرگز به روي مردم چشم نمي دوخت و خيره نگاه نمي کرد.
۹-چون اشاره مي کرد با دست اشاره مي کرد نه با چشم و ابرو.
۱۰-سکوتي طولاني داشت و تا نياز نمي شد لب به سخن نمي گشود.
۱۱-هرگاه با کسي، هم صحبت مي شد به سخنان او خوب گوش فرا مي داد.
۱۲-چون با کسي سخن مي گفت کاملا برمي گشت و رو به او مي نشست.
۱۳-با هرکه مي نشست تا او اراده برخاستن نمي کرد آن حضرت برنمي خاست.
۱۴-در مجلسي نمي نشست و برنمي خاست مگر با ياد خدا.
۱۵-هنگام ورود به مجلسي در آخر و نزديک درب مي نشست نه در صدر آن.
۱۶-در مجلس جاي خاصي را به خود اختصاص نمي داد و از آن نهي مي کرد.
۱۷-هرگز در حضور مردم تکيه نمي زد.
۱۸-اکثر نشستن آن حضرت رو به قبله بود.
۱۹-اگر در محضر او چيزي رخ مي داد که ناپسند وي بود ناديده مي گرفت.
۲۰-اگر از کسي خطايي صادر مي گشت آن را نقل نمي کرد.
۲۱-کسي را بر لغزش و خطاي در سخن مواخذه نمي کرد.
۲۲-هرگز با کسي جدل و منازعه نمي کرد.
۲۳-هرگز سخن کسي را قطع نمي کرد مگر آنکه حرف لغو و باطل بگويد.
۲۴-پاسخ به سوالي را چند مرتبه تکرار مي کرد تا جوابش بر شنونده مشتبه نشود.
۲۵-چون سخن ناصواب از کسي مي شنيد. نمي فرمودـ« چرا فلاني چنين گفت» بلکه مي فرمود « بعضي مردم را چه مي شود که چنين مي گويند؟»
۲۶-با فقرا زياد نشست و برخاست مي کرد و با آنان هم غذا مي شد.
۲۷-دعوت بندگان و غلامان را مي پذيرفت.
۲۸-هديه را قبول مي کرد اگرچه به اندازه يک جرعه شير بود.
۲۹-بيش از همه صله رحم به جا مي آورد.
۳۰-به خويشاوندان خود احسان مي کرد بي آنکه آنان را بر ديگران برتري دهد.
۳۱-کار نيک را تحسين و تشويق مي فرمود و کار بد را تقبيح مي نمود و از آن نهي مي کرد.
۳۲-آنچه موجب صلاح دين و دنياي مردم بود به آنان مي فرمود و مکرر ميگفت هرآنچه حاضران از من مي شنوند به غايبان برسانند.
۳۳-هرکه عذر مي آورد عذر او را قبول مي کرد.
۳۴-هرگز کسي را حقير نمي شمرد.
۳۵-هرگز کسي را دشنام نداد و يا به لقب هاي بد نخواند.
۳۶-هرگز کسي از اطرافيان و بستگان خود را نفرين نکرد.
۳۷-هرگز عيب مردم را جستجو نمي کرد.
۳۸-از شر مردم برحذر بود ولي از آنان کناره نمي گرفت و با همه خوشخو بود.
۳۹-هرگز مذمت مردم را نمي کرد و بسيار مدح آنان نمي گفت.
۴۰-بر جسارت ديگران صبر مي فرمود و بدي را به نيکي جزا مي داد.
۴۱-از بيماران عيادت مي کرد اگرچه دور افتاده ترين نقطه مدينه بود.
۴۲-سراغ اصحاب خود را مي گرفت و همواره جوياي حال آنان مي شد.
۴۳-اصحاب را به بهترين نام هايشان صدا مي زد.
۴۴-با اصحابش در کارها بسيار مشورت مي کرد و بر آن تاکيد مي فرمود.
۴۵-در جمع يارانش دايره وار مي نشست و اگر غريبه اي بر آنان وارد مي شد نمي توانست تشخيص دهد که پيامبر کداميک از ايشان است.
۴۶-ميان يارانش انس و الفت برقرار مي کرد.
۴۷-وفادارترين مردم به عهد و پيمان بود.
۴۸-هرگاه چيزي به فقير مي بخشيد به دست خودش مي داد و به کسي حواله نمي کرد.
۴۹-اگر در حال نماز بود و کسي پيش او مي آمد نمازش را کوتاه مي کرد.
۵۰-اگر در حال نماز بود و کودکي گريه مي کرد نمازش را کوتاه مي کرد.
❤️رسانه بصیرتی اخلاقی کاشانی ها. @ravanedel
8.25M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌷به به خداقسمت کنه! یعنی میشه ماهم باشیم وببینیم 🌺دعا کنید قسمتمونبشه وجزو سربازان ویارانش باشیم. ببینید ونشر دهید.
🪴اللهم عجل لولیک الفرج. @ravanedel
خیلی خوووووبه
❤️رسانه بصیرتی اخلاقی کاشانی.
24.91M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥روایت دیدنی از سردابه زیارت مشهد اردهال توسط شاهد عینی
🔹دیدن کیفیت جنازه شهدا و محل دفن شهدا از زبان مرحوم حبیب حبیبی ره
♦️حتما ببینید 🌹
❤️ رسانه بصیرتی اخلاقی کاشانی ها. @ravanedel
بخش پنجم : ومنها
🔷واعلَموا اَنهُ لیسَمِن شیٕ اِلّا و یَکادُ صاحِبُهُ اَن یَشبَعَ منهُ ویَمُّلَهُ اِلّاَ الحیاةَ
بدانید قطعا چنین است. خیلی نزدیک است که انسان از هر زیبایی دنیا سیر شده و خیلی زود خسته و ملول میشود جز حیات زندگی .
زنده بودن و حب به حیات در وجود آدمی نهادینه شده و تمام انسانها حب حیات دارند. و دین هم مخالف آن نیست. مشکل سر پذیرفتن ابدیت دنیاست که یک امر اشتباه است.
🔷 فاِنَهُ لا یَجِدُ لهُ فیِ المَوتِ راحَةً
چون عمری در دنیا بگونه ای زندگی کردند که پس از مرگ برای خود راحتی نمی بینند،
برای آنان اعمالی نیست که نجات گر باشد، لذا ماندن در دنیا و آباد کردن دنیا را بیشتر ترجیح می دهند.
🔷واِنما ذالکَ بمنزِلةِ الحِکمةِ آلتی هیَ حیاةٌلِلقلبِ المیّت
(لفظ ذالک دومعنا : ای انسان زندگی در دنیا طبق قانون الهی باشد عین حکمت است. )( معنای دوم لفظ ذالک: انسان روح آخرت طلب داشته باشد بمنزله حکمت است. )
اینکه انسان قیامت را در نظر داشته باشد فقط بفکر دنیا نباشد ،فهم این نکته انسان را حکیم میکند حکیم میداند در دنیا باید توشه آخرت جمع کند.
🔷هیَ حیاةٌلِلقلبِ المیّت
حکمت همان اکسیری که حیات قلبهای مرده است..
حیات به زنده بودن نیست. حیات واقعی در گرو علم است. حیات در گرو حکمت و آگاهی به امور معنوی است.به چنین جایگاهی رسیدن ، به همان آرزو و حیات رسیدن است.
🔷وبَصَرٌ لِلعَینِ العَمیاء، وسَمعٌ لِلاُذُنِ الصَّماءِ
حکمت باعث بینا شدن چشم کور میشود.
و حکمت باعث شنوا شدن گوش کر میشود.
🔷ورِیٌّ لِلظَّمأنِ ، وفیهَا الغِنیٰ کلُهُ والسَّلامةُ
حکمت تشنگی شدید را از بین برده سیراب می کند. ودر حکمت بی نیازی و سلامت نهفته شده است.
✅ علامه امینی (رحمة الله) :
مطابق علم عمل کردن همان حکمت است.
🔷کتابُ اللهِ تُبصرونَ بهِ ،و تَنطقونَ بهِ ، و تَسمَعونَ بهِ
قرآن کتابی ست که به سبب آن حقایق دیده میشود.[تبصرون به]
قرآن کتابی که میتوان با آن سخن گفت ، میتواند قرآن منبع کلام باشد.[تنطقون به]
میتوان با قرآن. شنوا شد.[تسمعون به]
🔷ویَنطِقُ بعضُهُ ببعضٕ ویَشهَدُ بعضُهُ علیٰ بعضٕ
قرآن در بعضی موارد و نسبت به برخی مبهمات نطق میکند. آیات نصوص قرآن ، متشابهات را توضیح میدهد.
و برخی آیات برخی دیگر را تاکید میکند.[یشهدُ]
🔷ولا یَختَلفُ فیِ اللهِ ولا یُخالفُ بِصاحبِهِ عنِ اللهِ
سخنان قرآن موجب اختلاف در مورد خدا نمیشود. اول و آخر قرآن یک خدا را نشان میدهد. چند خدایی در این کتاب راه ندارد.
اگر شخصی از هر کتاب ، خدایی استنباط میکند اشتباهات مردم است. هرگز آیات دو خدا را معرفی نمی کند.قران واسطه اتصال به خدا میشود. این مصاحبت و همراهی با قرآن صحیح نباشد اتصال برقرار نمیشود.
با عقل سخن قرآن استنباط شود جدایی ندارد اما اگر با عقل نباشد تفسیر به رأی ، میل باطنی ، تحمیل سخن خود باشد ، قرآن این اتصال را با خدا هم قطع می کند.
قرآن در بین شما هست ، علم و آگاهی هست ولی گمراهید، حکمت، آخرت بینی در بین شما نیست. بجای بصیرت، کوری موج میزند.
@ravanedel