eitaa logo
فعالیتی انجام نمیشود.
180 دنبال‌کننده
13.3هزار عکس
26هزار ویدیو
371 فایل
@haaf zanvahy351
مشاهده در ایتا
دانلود
نمونه دوّم گاهي به هر سه نكته اشاره مي‌شود؛ عذاب خاص، رحمت خاص و رحمت فراگير گاهي فقط به دو نكته اشاره مي‌شود. در سورهٔ عنكبوت به دو نكته اشاره شده در آيه‌ 21 سورهٔ عنكبوت اين است «يعذب من شاء‌ و يرحم من يشاء‌ و اليه تقلبون»(28) اينجا در مقابل هم قرار داد فرمود : هر كه را خودش بخواهد عذاب مي‌كند،‌ هر كه را خودش بخواهد رحمت مي‌كند، از رحمت خاصه برخوردار مي‌كند. معلوم مي‌شود اين رحمت در مقابل آن عذاب است. «يعذب من يشاء‌ و يرحم من يشاء‌ و اليه تقلبون»(29) اين تعبير لطيفِ «اليه تقلبون» خيلي از آن «انا لله و انا اليه راجعون»(30) الطف است كه براي انسان چه مقام عظيمي قائل است. علي اي حال. «يعذب من يشاء‌ و يرحم من يشاء‌»(31) اين رحمت خاصه است «و اليه تقلبون» 21 سورهٴ عنكبوت آنگاه خود رحمن حالا يا علم است يا به عنوان وصف ممتاز است خود رحمن در موردي اطلاق مي‌شود كه آن مورد فراگير است. هم دوزخيان را به آن مورد دعوت مي‌كنند هم بهشتيان را. http://eitaa.com/hafezan_vahy1
نمونه سوّم در سورهٔ يس وقتي سخن از رحمن مطرح است، آنجا رحمت خاصه را تفهيم نمي‌كند. آيهٔ 23 سورهٔ يس اين است «أأتخذ من دونه آلهةً ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ان يُردنِ الرّحمنُ بضر لا تغن عني شفاعتهم شيئا و لا يُنقِذُون»(32) يعني اگر رحمن بخواهد مرا عذاب كند شفاعت بتها اثر ندارد. و قدرت انقاذ هم ندارند كه مرا نجات بدهند. اينكه گفته شد «ان يردن الرحمن بضر»(33) اگر رحمن بخواهد مرا عذاب بكند، كسي شفاعتش سودمند نيست اين رحمن بما أنه رحمن اگر هم علم باشد براي خداي سبحان علم بالغلبه است. به مناسبت است، روي آن رحمت مطلقه و رحمت فراگيرش رحمان ناميده شد. مناسب آن است كه اگر كسي بخواهد از عذاب خدا سخن بگويد، بايد بگويد كه اگر خداي قهار خواست مرا بگيرد، شفاعت بتها اثر ندارد. يا خداي منتقم خواست مرا اخذ كند شفاعت بتها سودي ندارد. ولي از اينكه مي‌گويد اگر رحمن بخواهد مرا بگيرد شفاعت بتها سودي ندارد معلوم مي‌‌شود اين رحمت، رحمت مطلقه است كه رحمت مطلقه در كنار عذاب هم هست. با عذاب مي‌گيرد. «ان يردن الرحمن بضر لا تغن عني شفاعتهم شيئا و لا ينقذونِ» يعني لا ينقذوني اين بتها توان آنرا ندارند كه مرا از عذاب رحمن انقاذ كنند. معلوم مي‌شود اين رحمن رحمت مطلقه است نمونه‌‌اش همانطوري كه عرض شد در سورهٴ مباركه الرحمن ملاحظه مي‌فرماييد. اين سوره مباركهٔ الرحمن از خود رحمن شروع مي‌شود «بسم الله الرحمن الرحيم الرحمن»(34) آنچه كه از اين رحمانيت مطلقه نشأت مي‌گيرد، نعمتها و رحمتهاي الهي است. اول مسأله قرآن است «علّم القران»(35)‌ كه قبل از نعمتهاي بهشت سخن از قرآن است آنگاه كه سخن از تعليم قرآن و مانند آن را بيان فرمودند مي‌رسند به بحث‌هاي بهشت. وقتي جريان بهشت را هم يك بخشش را گذراندند، مي‌رسند به مسائل جهنم. جهنّم هم مثل بهشت از رحمتهاى الهى است دربارهٴ جهنم اينچنين مي‌‌فرمايد: آيه‌ 35 همين سورهٴ الرحمن «يرسل عليكما شواظ من نار و نحاس فلا تنتصران فبأي ءالاء ربكما تكذبان»(36) يا آيهٔ 43 و 44 و 45 همين سوره الرحمن اين است كه «هذه جهنم التي يكذب بها المجرمون يطوفون بينها و بين حميم ءَانٍ فبأي ءالاء ربكما تكذبان»(37) اينها همه رحمت است. اين رحمت خاصه است كه در مقابل عذاب است. چون اصل هستي و كمالات هستي رحمت است. نسبت به كل نظام رحمت است. نسبت به خيلي از افراد كه وارد بهشت مي‌شوند، جهنم رحمت است. اگر جهنم نبود خيلي‌ها گرفتار مي‌شدند. براي جهنمي‌ها رحمت خاصه نيست. http://eitaa.com/hafezan_vahy1
سؤال... جواب: خود اين شيء مثلاً ملاحظه كنيد خود اين عقرب يا مار اينها رحمتند،‌ براي اينكه هيچ فرقي بين عقرب و يك بلبل نيست. او هم زاد و ولد دارد، زندگي دارد، مسكن و آشيانه دارد. اين هم دارد. و عقرب كه بد است براي آن مسموم بد است و الا براي خودش كه بد نيست. عقرب يك رحمتي است. جهنم هم يك عقربي است. در خود جهنم رحمت است مثل عقرب. براي خودش، براي آن فرشتگاني كه مأمورند «و ما جعلنا أصحاب النار الا ملائكةً»(38) براي آنها كه عذاب نيست. اينها مأمورين الهى‌اند كه «عليها ملائكه غلاظ شداد»(39) براي اين ملائكه كه مأموران جهنمند براي اينها رحمت است. رحمت خاصه هم هست. نسبت به كفار رحمت نيست،‌ عذاب است يعني عذاب در مقابل رحمت خاصه. چون يك امر وجودي است و كمال وجودي است زير پوشش رحمت مطلقه است. البته رحمت خاصه شاملش نمي‌شود. اين رحمت خاصه نيست. بنابراين آنچه كه در سورة الرحمن به عنوان نعمتهاي الهي مي‌شمارد همان طوري كه بهشت را مي‌شمارد بعد مي‌فرمايد: «فبأي ءالاء ربكما تكذبان»(40) جهنم را هم شمارش مي‌كند و بيان مي‌كند، بعد مي‌فرمايد: «فبأي ءالاء ربكما تكذبان»(41) اين به عنوان آلاء است. به عنوان نعمت است. بنابراين آن رحمت مطلقه است كه فراگير است. و همهٴ اينها را شامل مي‌شود. و اگر در سورهٴ انعام هم مشابه اين معنا آمده است، نشانهٴ همان رحمت مطلقه داشتن خداي سبحان است. سورهٴ انعام آيهٴ 147 اين است. فرمود: «فإنّ كَذّبوك فقل ربكم ذو رحمةٍ واسعةٍ و لا يُردّ بأسُهُ عن القوم المجرمين»(42)؛ اگر تو را تكذيب كردند بگو خدا داراي رحمت واسعه است و عذاب الهي هم از مجرمين دور نمي‌شود گر چه اين احتمالاً‌ ممكن است همان رحمت خاصه را بگويد و بگويد به اينكه رحمت خدا، فراوان است. شما به رحمت خدا به رحمت خاصه‌ٴ خدا تكيه كنيد،‌ اما اين لسان كه فرمود: اگر تو را تكذيب كرده‌اند رحمت خدا وسيع است و عذاب خدا هم از مجرمين بازداشت نمي‌شود. اين نشانهٴ آن است كه آن رحمت مطلقه و گسترده را بيان مي‌كند و گر نه سياق اقتضاي رحمت خاصه مي‌كرد. بايد مثلاً اينچنين مي‌فرمود، اگر رحمت خاصه مراد بود: اگر تو را تكذيب كردند تو صبر بكن براي اينكه اجر صابرين با خداست. اما وقتي كه مي‌فرمايد: «فإن كَذّبوك فقل ربكم ذو رحمةٍ واسعةٍ و لا يرد بأسه عن القوم المجرمين» كه لسان، لسان تهديد است، اين با همان رحمت مطلقه سازگار است. «ان الرحمن عام يقوله المشرك و الموحد إنّ الرحمن يشمل الوعد و الوعيد لو استعمل الوعد في موطن الرحمن لا يدل علي أنّه خاصٌ بالوعد. الرحمن عام يشمل الوعد و الوعيد» و اما رحمت معروف آن همان است كه رحمت خاصه است مخصوص مؤمنين و اهل تقواست و قرآن كريم اينها را مخصوص افراد با احسان مي‌داند. در همين سورهٴ اعراف اينچنين آمده است. آيهٴ 56 سورهٴ اعراف اين است كه: «و لا تفسدوا في الارض بعد اصلاحها و ادعوه خوفاً و طمعاً ان رحمت الله قريب من المحسنين»(43) اين «ان رحمت الله قريب من المحسنين»(44) رحمت خاصه است والا آن رحمت مطلقه كه فراگير است. رحمت خاصة خدا نسبت به افراد با احسان نزديك است. محسنين يعني كساني كه كار خوب مي‌كنند. هر كسي كار خوب مي‌كند محسن است. و هر كسي كه نسبت به غير محبتي مي‌كند،‌ احسان است كه «إنّ الله يأمر بالعدل و الاحسان»(45) كه احسان بالاتر از عدل است. اول انسان بايد عادل بشود تا از عدالت بتواند بالاتر راه پيدا كند،‌ به مقام احسان برسد. http://eitaa.com/hafezan_vahy1
مقام احسان در كتب اخلاقى و اما آن احساني كه در كتب اخلاقي مطرح است، آن مقامي از مقامات افرادي است كه متخلق به اخلاق الهي‌اند. آن در روايات آمده كه «الاحسان أن تعبد الله كانك تراه فإن لم تكن تراه فإنه يراك»(46) احسان آن مقام است. نه انعام و اطعام به ديگران و مانند آن. احسان آن است كه انسان طوري خدا را عبادت كند كه گويا او را مي‌بيند. انسان طوري خدا را عبادت كند كه گويا او را مي‌بيند و بداند كه اگر او خدا را نمي‌بيند، خدا او را مي‌بيند. اين مقام احسان است. مشاهدهٴ معبود مقامى فوق مقام احسان از اين مقام اگر كسي بالا رفت ديگر «كأن» مطرح نيست، «أنّ» مطرح است. «الاحسان أن تعبد الله كانك تراه»(47) اين مقام احسان است. اگر در اين مقام كوششها كرد، و از اين مقام بالا رفت،‌ ديگر سخن از «كأنّك تراه» نيست،‌ سخن از «إنّك تراه» است. آن مقام حضرت امير (سلام‌الله‌عليه) است و اهل بيت طاهرين (عليهم‌السّلام) كه فرمود: «ما كنت اُعبد ربّاً لم أره»(48) نه كأني أراه، أراه. آن مقام فوق مقام احسان است. احسان در روايت به اين مرحلهٴ‌ از عبادت تبيين شده است كه انسان طوري خدا را عبادت كند كه گويا مي‌بيند، كأنه يراه. از اين مرحله كه بالا آمد ديگر سخن از «كأنّ» نيست. «إنه يراه» و اين مقام مخصوص انبيا و مرسلين نيست. مخصوص اوليا است. هر كسي كه به ولايت رسيده است. گاهي ممكن است يك كسي نه پيغمبر باشد و نه امام، صديقهٴ كبري (سلام‌الله‌عليها) به اين مقام برسد. زينب كبري (سلام‌الله‌عليها) به اين مقام برسد. نه مخصوص مرد هست،‌نه مخصوص زن هست،‌نه مخصوص پيغمبر است. اين مقام، مقام ولايت است. كه اگر اولياي الهي به اينجا رسيدند به مقدار امكانشان مي‌توانند از مرحلهٔ «كأنك تراه» به «إنه تراه» راه پيدا كنند. «الحمد لله رب العالمين» http://eitaa.com/hafezan_vahy1
Tafsir E Hamd 4_برش.mp3
4.84M
تفسیر سوره حمد 4 استاد جوادی آملی 💜بخش اول حجم : ۴/۶۵ مگابایت زمان : ۲۰. دقیقه http://eitaa.com/hafezan_vahy1
Tafsir E Hamd 4_برش_1.mp3
3.7M
تفسیر سوره حمد 4 استاد جوادی آملی 💜بخش دوم حجم : ۳/۸۰ مگابایت زمان : ۱۵دقیقه http://eitaa.com/hafezan_vahy1
هدایت شده از 
🌺 تا دخترم رفت عکس بگیره ایشون به احترام چادر دخترم نشست چادرش رو بوسید😭 خدا می‌دونه چقدرررر دلگرم شدم وچقدرررر واسه دخترم و چادرمون حس غرور و ارزش کردم
هدایت شده از 
فاطمه (س) را خواستم معصومه (س) را زائر شدم فیض قبر مادری از قبر دختر می‌رسد 🏴شهادت بانوی کرامت و مهربانی، حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها را تسلیت می گوییم.
حضرت معصومه(س) 📅 دهم ربیع‌الثانی در تقویم معاصر شیعه به عنوان روز یادبود یا گرامی‌داشت وفات حضرت فاطمه دختر امام کاظم(ع) تعیین و مقرر شده است. ✅ آگاهی‌های مربوط به این امام‌زاده منحصر به کتاب تاریخ قم است و در آنجا چنین آمده که فاطمه دختر موسی بن جعفر(ع) به قصد دیدن برادرش امام رضا(ع) از مدینه بیرون شد؛ در ساوه بیمار گشت و به قم انتقال یافت و در این شهر از دنیا رفت. اطلاعات دیگری از زندگانی ایشان در دست نیست. ↩️ بنابراین مطالب بسیاری که گفته می‌شود، تحلیل و برداشت افراد یا نویسندگان است و در گزارش‌های تاریخی یا منابع معتبر یافت نمی‌شود. ❌ ادعای مسمومیت و شهادت حضرت معصومه گویا برای نخستین بار از سوی مرحوم علی اکبر تشیُد (ساوجی) در دهه‌های اخیر روی کاغذ آمده و چون استاد مورخ، مرحوم سید جعفر مرتضی عاملی (رحمة‌الله‌علیه، که این روزها سومین سالگرد درگذشت اوست) سخن تشیّد را در کتاب زندگانی امام رضا(ع) نقل کرده، آن مطلب نادرست شهرت یافته و بر سر زبان‌ها افتاده است. http://eitaa.com/hafezan_vahy1
(س) ⊰᯽⊱┈──🏴❊╌──⊰᯽⊱
(س) ⊰᯽⊱┈──🏴❊╌──⊰᯽⊱
📖ما كانَ لِأَهْلِ الْمَدِينَةِ وَ مَنْ حَوْلَهُمْ مِنَ الْأَعْرابِ أَنْ يَتَخَلَّفُوا عَنْ رَسُولِ اللَّـهِ وَ لا يَرْغَبُوا بِأَنْفُسِهِمْ عَنْ نَفْسِهِ ذلِكَ بِأَنَّهُمْ لا يُصِيبُهُمْ ظَمَأٌ وَ لا نَصَبٌ وَ لا مَخْمَصَةٌ فِي سَبِيلِ اللَّـهِ وَ لا يَطَؤُنَ مَوْطِئاً يَغِيظُ الْكُفَّارَ وَ لا يَنالُونَ مِنْ عَدُوٍّ نَيْلاً إِلاَّ كُتِبَ لَهُمْ بِهِ عَمَلٌ صالِحٌ إِنَّ اللَّهَ لا يُضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِينَ 🔷سزاوار نیست که اهل مدینه، و بادیه‌نشینانی که اطراف آنها هستند، از رسول خدا تخلّف جویند؛ و برای حفظ جان خویش، از جان او چشم بپوشند! این بخاطر آن است که هیچ تشنگی و خستگی، و گرسنگی در راه خدا به آنها نمی‌رسد و هیچ گامی که موجب خشم کافران می‌شود برنمی‌دارند، و ضربه‌ای از دشمن نمی‌خورند، مگر اینکه به خاطر آن، عمل صالحی برای آنها نوشته می‌شود؛ زیرا خداوند پاداش نیکوکاران را تباه نمی کند. سوره توبه. 120 👆در آیه بالا نسبت به سستی برخی تذکر داده شده و به مومنان می گوید که گام بردارید و جانتان را برای خدا به کف دست بگیرید. 👈عبارت(و یطئون موطئا) گویای اهمیت راهپیمایی علیه کفر است. خدا وعده داده است هر حرکتی که منجر به غیظ کفار شود عمل صالح است و خدای متعال اجرش را خواهد داد. 🌹 http://eitaa.com/hafezan_vahy1 محمد شهبازیان