eitaa logo
هفت‌تپه‌ی گُمنام🦋
2.8هزار دنبال‌کننده
3.3هزار عکس
996 ویدیو
7 فایل
رفقا ؛ به مدد شهدا در این کانال تصاویر و کلیپ‌های کمتر دیده شده از غیورمردانِ لشکر خط‌شکن ۲۵ کربلا و دیدار خانواده‌هایشان را خواهید دید، و از مظلومیت هفت تپه و بچه‌های هفت‌تپه خواهیم نوشت...🦋 ارسال مطالب به ادمین👇 @Ahmadiatoui
مشاهده در ایتا
دانلود
و اینجا بود که سر در آغوش اباعبدالله الحسین به ملاقات خدا رفتند... . 🏷 ابوالقاسم اکبری، ، تک تیرانداز، دسته، مسوول دسته ، ، محور و عملیات لشکر ویژه ۲۵ ___ 📩قسمتی از وصیت‌نامه شهید: به شما عزیزانم توصیه می کنم هرگز را نگذارید و به امر باشید. . 🟪 @hafttapeh
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
💢 . ▫️ روز عید قربان سال ۱۳۳۸ بدنیا آمد و اسمش را قربان نهادند.پدرش کارگر گونی بافی قائم شهر بود.سال 1357 از پادگان فرار كرد و به جمع مردم انقلابى پيوست.سال ۵۸ به عضويت سپاه پاسداران قائمشهر در آمد و واحد عمليات سپاه قائمشهر به عنوان نيروى عملياتى مشغول خدمت شد. او بعد از ورود به سپاه ازدواج كرد.با شروع جنگ راهی جبهه ها شد و سال ۶۰ فرمانده سپاه جویبار شد.او براى پاكسازى جنگل لحظه اى آرام نداشت و خار چشم منافقین بود.مربى آموزش نظامى در سپاه قائمشهر هم بود. . ▫️سال 1361 اولين فرزند قربان به دنيا آمد كه نامش را حوا نهادند. در 7 خرداد 1362 بار ديگر به مناطق جنگى اعزام و به فرماندهى گردان امام محمدباقر (ع) منصوب شد و قريب به هفت ماه در لشكر 25 كربلا عهده‌دار اين مسئوليت بود. بعد از مراجعت از مناطق جنگى در 13 بهمن 1362 مسئوليت طرح جنگل واحد عمليات سپاه قائمشهر را به عهده گرفت. در سال 1363 دومين فرزند او مالك به دنيا آمد. . ▫️هنگام عبور و مرور از خيابان اصلى شهر نمى‌گذشت و بيشتر اوقات از خيابان فرعى و كنار رودخانه سياهرود تردد مى‌كرد. وقتى علت اين كار از او سؤال شد، گفت: «تمام دوستان عزيز ما به شهادت رسيده‌اند و من طاقت ديدن خانواده‌های‌شان را ندارم.»سال ۶۴ به عنوان جانشين فرماندهى گردان امام محمد باقر(ع) در عمليات والفجر 8 و تصرف شهر فاو شركت كرد.در ادامه همين عمليات در 27 بهمن 1364 در بيست و چهار سالگى بر اثر اصابت تركش و قطع پا به شهادت رسيد و در امامزاده اسماعيل قائمشهر به خاك سپردند. . 🟪 @hafttapeh
14.21M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🏷 آخرین حضور اهالی آسمان بر روی زمین... . 🎥 کمتر دیده شده از و ویژه ٢۵ در ( سال ۱۳۹۵).🩸لازم به ذکر است حاضر در این در تاریخ ۱۷ ۱۳۹۵ در رسیدند🇮🇷🌷 . 🟪 @hafttapeh
🏷 گذر چهره هایشان را عوض کرد ، اما هایشان را نه... . 📞 نيروهای پیامی لشکر ویژه ۲۵ کربلا ، همچون سالهای دفاع مقدس ، در منطقه اند ، در خط مقدم شلمچه، با همان افکار و اعتقاد و پیمانی که با رفقای شهیدشان بسته اند.‌..🇮🇷 . 🟪 @hafttapeh
👬 ...!!! . ▫️یادتونه دهه ی شصت در تمامی مراسمات مذهبی ؛ تشییع پیکر شهدا ، مساجد و تکیه ها و گلزارهای شهدا ، کودکان و نونهالان نوجوانان حضور چشم گیر داشتند . اما امروز بچه هایمان کجان................. !!!؟؟؟ . 🟪 @hafttapeh
سیدخلیل (اهل ) 🩸 : ۳۰ ۱۳۶۲ ، ... . 💌 خدايا بيچاره گي مرابلندكرده وبه درخانه توآورده وشدت مرگ وسختي روزقيامت خواب راازچشم من برده دراين وقت همه خوابندامامن چطوربخوابم درفكرگناهان گذشته ام هستم وهرچه فكرمي كنم نمي توانم نعمت هاي بيكران خداوندرابجاآورم درحالي كه مرگ بسرعت پيش مي آيدخدايامراببخش كه گرفتارهواي نفس شدم بارالهابارگناهانم بسيارسنگين شده مرانزدخودت ببرهرچندكه لياقت شهيدشدن درراه توراندارم خدايامراببخش وتوبه ام رابپذيرانشاالله آمين. . 🟪 @hafttapeh
🏷 حسین موقر بارفروش () 🩸 ۲۵ ۱۳۶۵ . ▫️ خواهر شهید : حسین به نماز جماعت و اول وقت بسیار اهمیت می داد. یک دفعه تصادف شدیدی کرد و پاش زخمی شد.درد شدیدی را متحمل شده بود ولی وقتی که صدای اذان را شنید. درد را فراموش کرده و راهی مسجد شد هر چقدر تلاش کردم که مانع رفتنش بشم، فایده ای نداشت. . 🟪 @hafttapeh
🏷 🇮🇷 . ▪️مادر شهید : هر وقت مهدی از جبهه می اومد بهم می‌گفت: «مامان وقتی دوستانم شهید می‌شوند گوشم را کنار دهانشان می‌برم ببینم در آخرین لحظات چه می‌گویند»، می‌گفت «آخرین حرفی که دوستان شهیدم زمزمه می‌کردند «حجاب» بود. نمی‌دانم واقعا این زن‌های بی‌حجاب مسلمانند، خدا کند من شهید شوم دیگر این صحنه‌ها را نبینم. طاقت ندارم. . ▪️مهدی گاهی می‌گفت : «مامان دعا کن من شهید بشم»، می‌گفتم آخه مادر اگر همه شهید بشن پس کی این انقلاب را نگه داره. می‌گفت «نه، اگر من شهید نشمم، چون فرمانده هستم، مرا می‌برند پشت این میزها و از آن بالا پرت می‌کنند توی جهنم، ممکن است خدایی ناکرده نادانسته کار اشتباهی انجام دهم که دیگر ندانم جواب خدا را چه بدهم»...بهمن ۱۳۶۴ ترکش خمپاره مهدی رو تو فاو شهید کرد. . 🔻 روح مهدی ملکی ویژه ۲۵ . . 🟪 @hafttapeh
🏷 👬 . ⚜اهل ساری بودند و بزرگ شده‌ی تهران.سال ۱۳۴۲ مهدی بدنیا اومد.سال ۴۳ مهرداد.اسم اصلی حسین، «مهرداد» بود؛ اما همیشه دلش می‌خواست اسمش را عوض کند. 19 روز قبل از شهادتش خواب میبینم که خانم حضرت زهرا (ص) میان من و او ایستاده‌اند و رو به من می‌فرمایند که «مادر! اسم این آقا پسر شما «حسین» شده و 19 روز دیگر هم پیش ماست». بعد این خواب دیگه حسین صداش میکردیم. . ⚜مهدی فرمانده توپخانه لشکر ویژه ۲۵ کربلا بود و حسین فرمانده دیده بانی لشکر ۲۷ محمد رسول الله.آقا مهدی همیشه می‌گفت «خدایا دوست دارم با دستی جدا شده از بدن و فرقی شکافته مثل امیرالمومنین به شهادت برسم» و حسین جان هم می‌گفت «من دوست دارم با اصابت تیری در قلبم به شهادت برسم»همین هم شد. . ⚜اول حسین تو جزیره مجنون سال ۱۳۶۳ تیر به قلبش خورد.سال بعدش سال ۱۳۶۴ مهدی همونطور که دلش می‌خواست بشهادت رسید.حسین جان وصیت کرده بود که مادرم باید مرا غسل دهد، کفن کند و در قبر بگذارد. من هم این کار را برایش کردم. وقتی حسین را در قبر می‌گذاشتم واقعا احساس کردم خداوند به من صبر عجیبی داده است، حتی برادرم گفت سنگ لحد را نگذارید تا مادرش بیشتر او را ببیند، گفتم «نه سنگ رابگذارید تا پسرم زودتر به خدای خودش برسد».  . 🟪 @hafttapeh