لاغِنى کَالْعَقْلِ، وَ لافَقْرَ کَالْجَهْلِ، وَلامیراثَ کَالاَْدَبِ، وَلاظَهیرَ کَالْمُشاوَرَةِ
ثروتى، چون عقل، و فقرى، چون جهل، و میراثى، چون ادب، و پشتیبانى همچون مشورت نیست.
اللِّسانُ سَبُعٌ، اِنْ خُلِّىَ عَنْهُ عَقَرَ
زبان درندهاى است، که اگر آزادش گذارند بگزد
اَهْلُ الدُّنْیا کَرَکْب یُسارُ بِهِمْ وَ هُمْ نِیامٌ
اهل دنیا، چون کاروانى هستند که آنان را مىبرند در حالى که در خواب هستند
اِنَّ لِلّهِ مَلَکاً یُنادى فى کُلِّ یَوْم: لِدُوا لِلْمَوْتِ، وَ اجْمَعُوا لِلْفَناءِ، وَ ابْنُوا لِلْخَرابِ
خدا را فرشتهاى است که هر روز فریاد میزند: بزایید براى مردن، و گردآورید براى نابود شدن، و بنا کنید براى خراب گشتن
هَلَکَ فِیَّ رَجُلانِ مُحِبٌّ غال وَ مُبْغِضٌ قال
دو تن به خاطر من هلاک شدند: دوستی که اندازه نگاه نداشت و دشمنی که بغض مرا در دل کاشت
الْکَلامُ فى وَثاقِکَ مالَمْ تَتَکَلَّمْ بِهِ، فَاِذا تَکَلَّمْتَ بِهِ صِرْتَ فى وَثاقِهِ، فَاخْزُنْ لِسانَکَ کَما تَخْزُنُ ذَهَبَکَ وَ وَرِقَکَ، فَرُبَّ کَلِمَة سَلَبَتْ نِعْمَةً، وَجَلَبَتْ نِقْمَةً
سخن را تا نگفتهاى در بند توست و، چون گفتى تو در بند آنى، پس زبانت را، چون طلا و نقرهات حفظ کن، چه بسا یک کلمه نعمتى را از بین برده و عذابى را پیش آورد
اَللّهُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ بِرَحْمَتِکَ الَّتی وَسِعَتْ کُلَّ شَیْءٍ
خدایا از تو درخواست می کنم، به رحمتت که همه چیز را فرا گرفته
وَ بِقُوَّتِکَ الَّتی قَهَرْتَ بِها کُلَّ شَیْءٍ وَ خَضَعَ لَها کُلُّ شَیْءٍ وَ ذَلَّ لَها کُلُّ شَیْءٍ
و به نیرویت که با آن بر هرچیز چیره گشتی و در برابر آن هرچیز فروتنی نموده و همه چیز خوار شده
وَ بِجَبَرُوتِکَ الَّتی غَلَبْتَ بِها کُلَّ شَیْءٍ وَ بِعِزَّتِکَ الَّتی لا یَقُومُ لَها شَیْءٌ
و به جبروتت که با آن بر همه چیزی فائق آمدی و به عزّتت که چیزی در برابرش تاب نیاورد