مجنون برای لیلیش سنگ تموم گذاشت براش قربانی کرد براش کلی خرید کرد
من درک کردم ذوق مجنون رو از اونجایی که به خاطر مرخصی لیلیش از اذان صبح نماز شکر میخوند
لیلی اصرار روی اصرار به بچه ها و نوه ها همتون بیایید خونه پیش من
وصیت های لیلی رو نگم براتون
به دومادعزیزش میگفت ببین بعد من یه مادر و دختر پیدا کن مادره برای خودت دختره برای حاج عباس😂