از خانواده نگم براتون شاید با این حال بد مجنون ایمان خاله هام ریخت و خدا رو سر زنش میکردن
ولی من همه جوره بهش اعتماد داشتم میدونستم خدا دیگه نمیزاره یه سایه دیگه از روی سرمون بره
سه شنبه اول تولدم بود و تنها سالی بود نه مجنون بود بهم تبریک بگه نه لیلی