eitaa logo
نیمه‌ی گُمشــــدھ ؛
179 دنبال‌کننده
28 عکس
14 ویدیو
0 فایل
- اینجا ؟! پناهگاهِ نیمه هایی که دنبال هم میگردند ؛ پر از داستان‌های عاشقانه‌ی موندگار با تک‌خطی‌های نابِ عشق . - اگه عاشقِ خوندنِ لحظه‌های قشنگ و واقعیِ عشقی ، اینجا برات می‌سازه :) - کپی ؟! فور قشنگ تره :)
مشاهده در ایتا
دانلود
قــــوت ِجان ِمنی ، دور مباش‌ از بَر من !
‌_عاشقانه‌ای کوتاه_ دلم گرفته بود احتیاج به گریه‌ی عمیق داشتم اما فرصت مناسبی پیدا نمی‌کردم تا خروار خروار بغض گلویم را به اشک تبدیل کنم . همان لحظه زهرا در اتاق را باز کرد و داخل شد لبخندی زدم و بغلش کردم زیرلب زمزمه کرد : داره بارون میاد تا این حرف را شنیدم بدون معطلی لباس گرم پوشیدم و راهی حیاط شدم باران نم‌نم‌ می‌بارید روی تاب نشستم و به آسمان نگاه کردم . باز کبوتر خیالم پر کشید به سوی تو و باز خاطراتِ خاک‌خورده در ذهنم‌رفت روی دورِ تکرار ،‌ چشم‌هایم را بستم آهنگ وقتی می‌خندیدی چاووشی را پلی کردم و با نُت به نُتش به تو فکر کردم ، می‌گفت خنده‌هات شکل مرواریدن ، می‌گفت چشمات بی‌وقفه خبر خوش میدن ، در همان‌لحظه چشم‌های مشکی‌ تو در برابرم گشوده می‌شد ، چاووشی می‌خواند عشقم انگار دستات دستای خورشیدن و من هرمِ گرمای دست‌‌هایت را احساس می‌کردم ، تصور می‌کردم بودنت را و اشک می‌ریختم ، اشک می‌ریختم و زیر لب زمزمه می‌کردم دلم برات تنگ شده ! چقدر به بودنت احتیاج داشتم چقدر محتاج این بودم که زیر باران با تو قدم بزنم اما تو فرسنگ‌ها از من فاصله داشتی . غرق اشک بودم که نوتیف پیامی روی صفحه ظاهر شد ، آنچه می‌دیدم را باور نمی‌کردم بعد از دو روز تو پیام داده بودی ، نوشته بودی : سلام آبیِ آسمونی و ... در اوج اشک ، لبخند کم‌جانی روی لب‌هایم نقش بست با سرانگشتم اشک‌هایم را پاک کردم و جوابت را دادم . مکالمه‌مان چند دقیقه‌ بیشتر طول نکشید اما همین چند کلمه‌ی کوتاه دلتنگی‌ام را تسکین داد ، حالم بهتر بود ، هنوز محتاجِ بودنت و تماشایِ لبخندهایت بودم ، اما همین که می‌دانستم حالت خوب است کمی دلتنگی‌ام را کمتر می‌کرد . همین که واژه‌هایت پل می‌زدند به قلبم کمی از حجم دوری و دلتنگی را کاهش می‌داد ‌. ....... لبخند زدم و به تاب‌بازی ادامه دادم و باز هم تو دنیای سردم به تو فکر کردم :)