❓سوال: بيِّن معنى علاقة التلازم بين الوجوبات الضمنية بالمثال.
جواب: تلازم بین وجوب های ضمنی در اجزاءِ مرکبی که واجب شده است یعنی اینکه هرگاه یکی از وجوب های ضمنی به دلیلی و مانعی که میتواند داشته باشد ساقط شد وجوب های ضمنی دیگر نیز ساقط می شوند مثلا اگر یکی از اجزاء وضو مثل شستن صورت به خاطر مرضی در صورت ناممکن باشد وجوب شستن صورت ساقط میشود و وقتی ساقط شد وجوب شستن دستها هم ساقط میشود.
❓سوال: به نظر شهید صدر رحمه الله چرا با وجود جزئی بودن معانی حرفی اطلاق گیری از آنها صحیح است؟
جواب:
جزئی به دو معنا است: ۱- جزئی به معنای مفهومی که قابل صدق بر کثیر نیست. ۲- جزئی به معنای مفهوم نسبی که با تشخص طرفینش تشخص پیدا میکند و اگر طرفینش تغییر کند او هم از بین میرود.
وقتی میگویند معانی حرفی جزئی هستند منظور معنای دوم است و معنای دوم از جزئی قابل اطلاق و تقیید هست.
❓سوال: نظر محقق نائینی و محقق خوئی رحمهما الله در مورد حجیت مثبتات امارات را با دلیل بررسی کنید.
جواب:
محقق نائینی رحمه الله مثبتات امارات را حجت میداند زیرا دلیل حجیت اماره، اماره را علم قرار میدهد لذا مانند علم لوازمش نیز اثبات میشود.
مرحوم آیت الله خوئی رحمه الله می فرماید: گرچه دلیل حجیت، اماره را علم قرار میدهد ولی لوازم معلوم در علم وجدانی مترتب بر علم می شود و در علم جعلی و تعبدی، ترتب و عدم ترتب لوازم وابسته به همان جعل و تعبد و مقدار دلالت دلیل حجیت اماره است.
❓سوال: نظر مرحوم صاحب کفایه رحمه الله را در معانی حرفی تبیین کرده و برهان شهید صدر رحمه الله را در نقد ایشان به اختصار بنویسید.
جواب:
صاحب کفایه رحمه الله: معنای حرفی و معنای اسمی موازی آن ذاتا یکی هستند و تفاوتشان در لحاظ فی نفسه (استقلالی) و فی غیره (غیر استقلالی) است که مربوط به وضع و موضوع له و حتی مستعمل فیه نیست بلکه از خصوصیات مقام استعمال است.
شهید صدر رحمه الله می فرماید: معنای حرفی ذاتا غیرمستقل و رابط است و معنای اسمی ذاتا مستقل است زیرا در جملات معنای رابط وجود دارد و برخی از این معانی رابط از حروف فهمیده میشود. حال این رابط بودن معنا یا ذاتی است یا عرضی است. اگر ذاتی است پس ثابت میشود معنای حرفی تفاوت ذاتی با معنای اسمی دارد و اگر عرضی است باید طبق قانون "هر وصف عرضی باید به یک امر ذاتی برگردد" به امر ذاتی برگردد پس ثابت می شود که نهایتا معنای حرفی ذاتا غیرمستقل است و با معنای حرفی که ذاتا مستقل است ذاتا تفاوت دارد.
❓سوال: دلیل عدم امکان وضع اسم جنس برای ماهیت لابشرط مقسمی چیست؟
جواب:
لابشرط مقسمی نمی تواند موضوع له اسم جنس باشد زیرا لابشرط مقسمی جامع بین حصه ها و لحاظهای ذهنی است نه حصه های خارجی و چنین چیزی مفهوم مستقلی جدای از حصه هایش ندارد لذا نمیتواند موضوع له باشد.
❓سوال: نظر آیت الله خوئی و مشهور را در مدلول وضعی هیئت جمله تامه و ناقصه تبیین نمایید.
جواب:
نظر آیت الله خوئی این است که مدلول هیئت هر دو جمله تصدیقی اسا ولی هیئت جمله ناقصه برای مدلول تصدیقی اول یعنی قصد اخطار معنا وضع شده است ولی هیئت جمله تامه برای مدلول تصدیقی ثانوی یعنی قصد حکایت از معنا در جملات خبریه و قصد انشاء حکم در جملات انشائیه وضع شده است.
اما نظر مشهور این است که مدلول و موضوع له هیئت جمله تامه و ناقصه همیشه تصوری است لذا این هیئات دلالت تصوری بر نسبت دارند و دلالت تصدیقی اولی و ثانوی از ظهور حال متکلم (در قصد اخطار یا حکایت یا انشاء) ناشی می شوند.
#حلقه_اولی
❓سوال: هل تكون سيرة العقلاء شاهدا على قبح العقاب على مخالفة التكليف المشکوک فی نظر المصنف؟ لماذا؟
جواب:
سیره عقلاء نمیتواند شاهد بر قبح عقاب به خاطر مخالفت با تکلیف مشکوک باشد زیرا این سیره مربوط به موالی عرفی است نه خداوند متعال که مولای حقیقی است. یعنی حق الطاعه در موالی عرفی در محدوده تکالیف معلوم است ولی در مولای حقیقی در تکالیف معلوم و مشکوک حق الطاعه وجود دارد.
#حلقه_اولی
❓سوال: ما الدلیل علی اصالة البرائة الشرعیة؟
جواب:
نصوص شرعیه ای وجود دارد که مشهورترین آنها حدیث رفع است که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرموده اند: رفع عن امتی ما لایعلمون. یعنی آنچه امتم نمی دانند از آنها برداشته شده است. همچنین آیه نفی تعذیب که می فرماید: (وَمَا کُنَّا مُعَذِّبِینَ حتّی نَبْعَثَ رَسُولاً). بعث رسول کنایه از بیان تکلیف است یعنی عقاب متوقف بر بیان است و وقتی بیان نباشد عقابی هم نیست پس تکلیف فعلی ندارد.
CamScanner ۲۰۲۵-۱۲-۲۹ ۱۹.۳۰.pdf
حجم:
17.9M
جوابیه نمونه سوالات اصول ۳
از سال ۱۳۹۰ تا سال ۱۴۰۳
✓ تبدیل به پی دی اف هم شده که راحت تر پرینت بگیرین
برای ظهور آقا جانمون پنج صلوات هدیه کنین 🌹
با تشکر از خواهران گرامی و آرزوی سلامتی و موفقیت برای ایشان
#نمونه_سوالات_اصول
@seddiqii صدیقی
•┈┈••✾🦋🌻🦋✾••┈┈•
کانال مکتب اصولی شهید صدر
@halgeyoola
#حلقه_ثالثه
❓سوال: به نظر مصنف کدامیک از جمله شرطیه و وصفیه مفهوم دارند؟ چرا؟
جواب:
جمله شرطیه دارای مفهوم است زیرا استظهار عرفی این است که جمله شرطیه برای ربط بین شرط و جزاء وضع شده است و این ربط همان توقف جزاء بر شرط است لذا بدون شرط، جزاء حاصل نمی شود و این همان مفهوم است. اما وصف مفهوم ندارد زیرا جمله مشتمل بر وصف تنها دلالت بر این دارد که امر به حصه خاصی تعلق گرفته است و با انتفای وصف آن حصه خاص منتفی میشود نه طبیعت حکم.