✅ حلقه ثالثه جلسه ۷۶
احکام تزاحم
⬅️ بعد از اثبات شرطیت قدرت بالمعنی الاعم برای هر تکلیف، ثمراتی مترتب میشود که در ادامه تقدیم میکنیم :
👈۱. عدم تنافی در جعل
وقتی گفتیم هر تکلیفی مشروط به قدرت است،
♦️ لذا در ناحیه جعل به نحو مقدرة الوجود (قضیه حقیقیه با فرض وجود موضوع و قیود) جعل میشود.
♦️ پس در فرض تلاقی (صلاة) و (انقاذ) تنافی در عالم جعل وجود ندارد.
👈 اشکال: اطلاق دلیل یکی (صلاة) با اطلاق دلیل دیگری (انقاذ) تنافی دارند.
👈پاسخ: وقتی قدرت را شرط هر تکلیف دانستیم، دیگر اطلاقی وجود ندارد.
♦️ اگر هر دو مساوی باشند در ملاک هیچ کدام مطلق نیستند،
♦️ و اگر یکی اهم باشد، تنها همان مطلق است و لذا با وجوب دیگر( که مطلق نیست) تنافی ندارد.
👈 ثمره ۱
♦️قواعد باب تعارض در این جا (تزاحم) جاری نیست.
👈 ثمره۲
♦️تعجیز در امتثال همانطور که در دو تکلیف واجب متصور است در تکلیف واجب و حرام نیز میتواند فرض شود. (مثلا نماز در دار غصبی).
👈۲. قانون تقدیم اهم
راه علاج تنافی در موارد تزاحم،تقدیم اهم است.
♦️ زیرا با تقدیم آن موضوع مهم از بین میرود.
♦️اما اگر هر دو مساوی باشند، حکمش تخییر عقلی است. (مثل دوران بین محذورین)
📌نکته: در فرض ترک هر دو تکلیف، بر مبنای ترتب دو عقاب ثابت میشود. زیرا موضوع هر دو فعلی بوده است.
👈۳. وجوب ترتبی
تقدیم اهم به معنی نفی کلی وجوب مهم نیست.
♦️ بلکه وجوب ترتبی برای تکلیف مهم ثابت است و در فرض عدم اشتغال به اهم فعلی میشود.
♦️دلیل وجوب ترتبی
با اثبات شرط عام در همه تکالیف، وجوب ترتبی ثابت میشود و نیازی به دلیلی دیگر برای اثباتش وجود ندارد.
📌 نکته: اگر مکلف صلاة را به جای امر مهم (انقاذ) مقدم کند بنابر نظریه ترتب نمازش صحیح است .
♦️اما بنابر نظر صاحب کفایه تنها امر اهم فعلی است لذا انجام صلاة بدون أمر بوده و صحیح نیست.
♦️اشکال: برای صحت، وفاء به ملاک کافی است و نیازی به اثبات امر نیست.
♦️پاسخ: راهی برای شناخت ملاک جز أمر وجود ندارد.
#احکام_تزاحم
#ثمرات
#تقدیم_اهم
#قدرت_بالمعمی_الاخص
#دلیل_عقلی
#جلسه_هفتاد_و_ششم
https://eitaa.com/halgheh3
✅ حلقه ثالثه جلسه ۷۷
مقصود از ضد
⬅️ همانطور که گذشت، امر به شئ مقید است به عدم اشتغال به ضدش در فرضی که آن ضد اهمیتش کمتر نباشد.
♦️گفتیم که تضاد بین دو تکلیف در مقام امتثال، به تعارض در دو دلیل منتهی نمیشود.
♦️حال به این میپردازیم که مقصود از تضاد چیست؟
👈 معنای ضد
♦️مراد از تضاد، حالات عدم امکان اجتماع دو تکلیف ، به جهت ضیق قدرت مکلف است.
⬅️ بنابراین، ضد در مسئله تزاحم دو مورد زیر را شامل نمیشود:
👈۱. ضد عام (نقیض) را شامل نیست.
♦️زیرا عدم اشتغال به نقیض شئ ، مساوی با وجود آن شئ است.
♦️لذا فرض عدم اشتغال به ضد عام (نقیض) ، یعنی فرض حصول أمر،
📌و معنا ندارد در چنین حالتی أمر به آن شئ بشود زیرا تحصیل حاصل است.
♦️بنابراین أمر به نقیضین چه مطلق و چه مقید به عدم نقیض ، محال است.
📌مطلقا محال است : زیرا اجتماع نقیضین میشود.
📌مقیدا محال است: زیرا تحصیل حاصل میشود.
♦️لذا نتیجه میگیریم اگر دلیلی دال بر وجوب چیزی و دلیل دیگر دال بر حرمت همان چیز بود، این به تعارض بر میگردد نه تزاحم زیرا دو دلیل ذاتا متنافی هستند.
👈۲. ضد خاص ( ضدین لا ثالث / یعنی در جایی که حالت ثالث نداشته باشند )
♦️زیرا نقیض یکی به معنای وجود دیگری است و همان دلیل نقیضین در این جا وارد است (تحصیل حاصل ).
⬅️ دو نتیجه مهم
👈۱. عجز مکلف از اتیان دو تکلیف، تنها زمانی به معنای تزاحم است که از قبیل تناقض یا ضدین لا ثالث نباشند.
♦️و الا مسئله از باب تعارض خواهد بود.
👈۲. ثبوت تزاحم و نفی تعارض متوقف بر امکان ترتب است.
♦️یعنی اگر هر کدام از دو أمر مشروط به عدم اشتغال به أمر دیگر بود، مسئله از باب تزاحم است.
♦️لذا هرجا ترتب ممتنع بود، ( تعارض) و هر جا ممکن بود (تزاحم) است.
#تزاحم
#تضاد_در_تزاحم
#مقصود_از_ضد
#ترتب
#ملاک_در_تزاحم
#قدرت_در_تکلیف
#دلیل_عقلی
#جلسه_هفتاد_و_هفتم
https://eitaa.com/halgheh3
✅ حلقه ثالثه جلسه ۷۸
(اطلاق واجب نسبت به حالت مزاحمت با واجب دیگر)
⬅️ دو فرض در تزاحم
👈فرض اول: هر دو واجب مضیق باشند
♦️مثل؛ تزاحم نماز در آخر وقت با ازاله.
📌در این فرض اشکالی در تحقق تزاحم و تضاد در امتثال وجود ندارد.
👈فرض دوم: یکی از دو واجب موسع باشد؛
♦️مثل تزاحم نماز در اول وقت با ازاله.
⬅️ بررسی فرض دوم
♦️اما در این فرض دو نگاه کلی وجود دارد:
👈الف) عدم تزاحم
زیرا امتثال هر دو تکلیف ممکن است ،
♦️چرا که تکلیف به جامع صلاة تعلق گرفته و امتثال آن با امتثال ازاله تزاحمی ندارد.
👈ب) تزاحم (بین اطلاق دو دلیل)
اگرچه جامع مقدور است،
♦️ اما اطلاق دلیل صلاة شامل اول وقت هم میشود و لذا تزاحم بین أمر ازاله و صلاة وجود دارد.
👈 بررسی شهید در مسئله
به نظر میرسد این بحث مبتنی بر امکان تعلق تکلیف به (جامع مقدور و غیر مقدور) است لذا:
♦️۱. بر اساس قول (عدم امکان )
📌الف) نائینی : پذیرش ترتب
اگرچه امر به جامع ممکن نیست ولی وجوب ( ترتبی ) برای صلاة وجود دارد و در فرض عدم اشتغال به ازاله فعلی میشود. لذا نمازش صحیح است.
♦️نکته: بنابر این مبنا، امر به جامع زمانی ممکن نیست که شما به ازاله مشغول شده باشید اما اگر آن را ترک کنید، امر به جامع مقدور و غیر مقدور نمیشود بلکه تمام افراد صلاة مقدور هستند.
📌ب) آخوند: عدم پذیرش ترتب
امر به جامع ممکن نیست و وجوب ترتبی نیز برای صلاة قائل نیستیم لذا اگر ازاله را ترک کند، أمری برای صلاة باقی نمیماند. لذا نمازش باطل است.
♦️۲. بر اساس قول ( امکان)
محقق کرکی قائل به امکان امر به جامع مقدور و غیر مقدور است و هیچ کدام از تعارض و تزاحم را نمیپذیرد.
📌لذا نماز شخص صحیح است زیرا امر به جامع وجود دارد.
#تزاحم
#مضیق_و_موسع
#جامع_مقدور_و_غیر_مقدور
#دلیلی_عقلی
#جلسه_هفتاد_و_هشتم
https://eitaa.com/halgheh3
✅ حلقه ثالثه جلسه ۷۹
تقیید به عدم مانع شرعی
⬅️ بعد از بیان شرطیت قدرت تکوینی (بالمعنی الاعم) در تکالیف ، در این قسمت شهید به قدرت شرعی اشاره میکند.
♦️اگر دو حکم در حالت تزاحم :
👈۱. تنها مقید به قدرت عقلی باشند ( بالمعنی الاعم)
♦️قانون تزاحم، ترجیح اهم است.
👈۲. یکی از دو حکم علاوه بر قدرت عقلی، از جانب شارع مقید به عدم مانع شرعی باشد.
📌 (قدرت شرعی: در صورت عدم وجود حکم مخالف )
♦️در این صورت به اهمیت در ملاک کاری نداریم بلکه حکم مشروط به قدرت شرعیه را رها میکنیم.
📌 مثال
تزاحم وجوب وفاء به شرط با وجوب حج .
♦️ شخصی در هنگام عقد شرط کند که هر سال عرفه کربلا برود، اتفاقا یک سال مستطیع شود.
♦️در این صورت وجوب حج مقدم میشود بر وجوب وفاء، زیرا وجوب حج مطلق است ولی وجوب وفاء به شرط مقید به قدرت شرعی است.
📌 ( شرط الله قبل شرطکم: یعنی تنها در فرضی وجوب وفاء دارد که مخالف حکم خدا نباشد )
👈 قاعده
همیشه مشروط به قدرت عقلیه بر مشروط به قدرت شرعیه مقدم است.
📌 این قاعده بدون توجه به اهمیت در ملاک است .
👈 دلیل قاعده
زیرا با وجود حکم مشروط( به قدرت عقلی) ، شرط حکم دیگر (قدرت شرعی) منتفی میشود.
♦️زیرا شرطش عدم وجود حکم مخالف بود که در این جا با وجود حکم مزاحم منتفی است.
♦️همچنین وقتی حکم نبود، ملاک هم ندارد لذا نوبت به ترجیح در اهمیت نیز نمیرسد.
👈 تعریف دیگر برای ( قدرت شرعیه و عقلیه)
♦️همانطور که گذشت مقصود از قدرت شرعی یعنی قدرت ماخوذ در لسان شرع.
♦️اما اطلاق دیگری برای( قدرت شرعی) شده است؛ و آن اینکه اگر (قدرت در ناحیه جعل و تکلیف) باشد، که همه تکالیف مشروط به آن هستند.
♦️دربرابرش (قدرت عقلی ) است که به (قدرت در ملاک) گفته میشود و تکالیف مشروط به آن نیستند.
📌نکته: دلیل این تفاوت آن است که جعل بدون قدرت ممکن نیست، زیرا ادانه به غیر مقدور محال است ولی وجود ملاک حتی در فرض غیر مقدور ممکن است.
#تزاحم
#قدرت_بالمعنی_الاخص
#قدرت_شرعی
#قدرت_عقلی
#دلیل_عقلی
#جلسه_هفتاد_و_نهم
https://eitaa.com/halgheh3
✅ حلقه ثالثه جلسه ۸۰
امکان وجوب مشروط
⬅️ دومین مسئله از صغریات حکم عقل، بعد از شرط قدرت در تکلیف ، امکان وجوب مشروط است.
♦️مراتب حکم سه مرتبه است که هر کدام ممکن است مقید به قیدی باشد.
(ملاک، اراده، جعل)
⬅️ ۱. شرط ملاک
این شرط و قید میتواند به دو صورت باشد:
👈 الف) شرط اتصاف
مثلا ملاک در ( وجوب استعمال دواء برای مریض )، حاجت جسم است برای برگشت به حالت عادی.
♦️این ملاک ( حاجت جسم) منوط به (مرض) است.
♦️تا مریضی نباشد، استعمال دارو اصلا مصلحت ندارد.
📌به این نوع از شروط ، شرط اتصاف فعل به ملاک میگویند.
👈ب) شرط ترتب ( یا استیفاء)
در همان مثال استعمال دارو ، اگر طبیب بگوید: « حتما بعد از طعام دارو را استعمال کنید. »
♦️این شرط( استعمال بعد الطعام) مربوط به اصل ملاک نیست،
📌 زیرا اصل استعمال دارو قطعا مصلحت دارد چون مریضی وجود دارد.
♦️ بلکه این شرط مربوط به ترتب مصلحت بر فعل و کیفیت استیفاء آن است.
⬅️۲. شرط اراده
👈الف) شرط اتصاف
هر چیزی که شرط اتصاف در ملاک است، شرط اراده نیز هست.
♦️مثلا مریضی شرط اراده شارع برای وجوب استعمال دواء است.
👈ب) شرط ترتب
اما آنچه شرط ترتب ملاک است، شرط اراده نیست بلکه شرط مراد است.
♦️مثلا استعمال دارو بعد از طعام ، نمیتواند شرط اراده باشد، زیرا قبل از آن اراده وجود دارد .
📌شاهد: حتی اگر مریض قصد خوردن طعام نداشته باشد برای استعمال دواء طعامی میخورد. ( پس قبل از طعام اراده بوده است)
⬅️ تفاوت اراده و ملاک
اگر چه شرط اتصاف در ملاک و اراده یکی هستند ؛
♦️اما تفاوت عمده آن است که وجود تکوینی شرط در ملاک لازم است،
♦️ برخلاف (اراده) که وجود لحاظی و تقدیری شرط هم کافی است.
📌دلیل: اراده معلول درک مصلحت است نه وجود خارجی آن. شاهدش آن که مصالح فراوانی هستند که به جهت عدم درک اراده هم نمیشوند.
⬅️۳. شرط جعل
همان نکاتی که در اراده گفته شد دقیقا در جعل هم باهمان تفاوتی که گفته شد وجود دارد.
♦️یعنی وجود تکوینی شرط در جعل لازم نیست بلکه شروط موضوع به نحو ( مقدرة الوجود ) لحاظ میشوند و حکم بر اساس آن جعل میشود.
♦️اما شروط ترتب در این مرحله قید واجب (متعلق ) محسوب میشوند نه قید وجوب.
⬅️ تفکیک بین جعل و مجعول
وقتی با دقت به مرحله سوم نگاه میکنیم میتوانیم بین جعل و مجعول تفاوت قائل شویم.
👈جعل
همان امر نفسانی که توسط شارع انجام میشود
♦️ و وجود لحاظی شروط اتصاف برای تحققش کافی است. (لحاظ استطاعت کافی است برای جعل وجوب)
👈مجعول
فعلیت مجعول در خارج متوقف بر وجود خارجی شروط اتصاف است.
♦️ (مثلا استطاعت در حج اگر محقق شود، وجوب فعلی میشود. )
⬅️ دفع اشکال واجب مشروط
با توضیحی که گذشت اشکال برخی به امکان واجب مشروط دفع میشود.
👈بیان اشکال
چگونه قبل از تحقق شروط مولی چیزی را واجب کند در عین آن که واجب مشروط به آن شروط باشد؟
♦️ (اگر شرط موجود هست، واجب مشروط نیست، و اگر موجود نیست پس وجوبی هم نیست. )
👈پاسخ
با تفکیکی که بین جعل و مجعول دادیم مشخص شد که ؛
♦️در مرحله جعل وجود خارجی شروط لازم نیست برخلاف فعلیت مجعول .
👈 ثمره بحث
در بحث بعدی ( وجوب مقدمات ) ثمره این بحث واضح میشود.
#دلیلی_عقلی
#اثبات_قضایای_عقلی
#امکان_وجوب_مشروط
#شرط_اتصاف
#شرط_ترتب
#جلسه_هشتادم
https://eitaa.com/halgheh3
✅ حلقه ثالثه جلسه ۸۱
مسئولیت در برابر مقدمات
⬅️ شهید صدر چند بحث را به عنوان مقدمه برای بحث اصلی خود مطرح میکند.
👈 بحث اصلی (توجیه مقدمات مفوته)
👈 مباحث مقدماتی ( امکان واجب مشروط / انواع مقدمات / تفکیک وجوب و واجب / واجب معلق ).
⬅️ انواع مقدمات
👈۱. مقدمات وجوبیه
مقدمه ای که (فعلیت وجوب ) متوقف بر آن است .
📌مثل استطاعت برای حج.
👈۲. مقدمات وجودیه ( شرعیه )
امتثال امر شرعی متوقف بر آن است.
♦️ و این شرطیت از کلام شارع استفاده میشود.
📌مثال: شرطیت طهارت برای صلاة.
👈۳. مقدمات وجودیه ( عقلیه )
امتثال امر شرعی متوقف بر آن است.
♦️ و این شرطیت را عقل میفهمد.
📌مثال: توقف امتثال حج بر طی مسافت.
⬅️ تفاوت بین مقدمات عقلیه و شرعیه
در هر دو عقل توقف را میفهمد اما تفاوت در این است که :
👈در مقدمات شرعیه :
♦️أمر شرعی به مقید است لذا هم ذات فعل و هم تقید مامور است . لذا مقدمه عقلی، مقدمه برای تقید است.
👈اما در مقدمات عقلیه :
امر شرعی به ذات فعل خورده و مقدمه عقلی برای ذات فعل است.
⬅️ کلام در مقدمات
♦️در دو مقام است :
👈الف) تعیین مسئولیت مکلف نسبت به مقدمات
👈ب) تعیین ضابطی که مولی بر اساس آن مقدمه را در یکی از اقسام خاص قرار دهد.
⬅️ مقام اول ( تعیین مسئولیت مکلف)
👈۱. نسبت به مقدمه وجوبیه
مکلف مسئولیتی برای تحصیل آن ندارد .
♦️زیرا قبل از تحقق مقدمه هیچ وجوبی بر عهده مکلف نیامده تا به فعل آن تکلیف و بر ترک آن عقوبت شود.
👈۲. نسبت به مقدمات وجودیه
نسبت به هر دو قسمت (عقلی و شرعی ) تکلیف وجود دارد ،
♦️زیرا عقل به جهت اصل تکلیف، تحصیل مقدماتش را لازم میداند.
♦️نکته: این تحریک عقلی بعد از فعلیت مجعول است. زیرا محرکیت از شئون فعلیت تکلیف است.
⬅️ اتحاد قید وجوب و واجب
اگر قیدی هم برای وجوب و هم برای واجب بود، تحصیلش واجب نیست ،
♦️زیرا قبل از وجودش عقلا تحریک وجود ندارد.
♦️لذا بعد از وجود قید، عقل حکم میکند به تقید و این که فعل را مقید به آن انجام بده.
⬅️ مقام دوم ( تعیین ضابط برای مولی )
👈 ۱. هرچه شرط اتصاف ملاک باشد :
مولی آن را (شرط وجوب) قرار میدهد.
♦️ زیرا مولی اهتمامی برای تحصیل شرط اتصاف ندارد.
📌در حالی که اگر شرط واجب میبود باید تحصیلش را اراده میکرد، پس شرط اتصاف است.
👈۲. هر چه شرط ترتب باشد :
♦️الف) اگر اختیاری باشد : شرط واجب است.
زیرا مولی به تحصیلش اهتمام دارد.
♦️ب) اگر غیر اختیاری باشد : شرط وجوب است.
📌یعنی علاوه بر آنکه قید واجب است، قید وجوب نیز هست زیرا تحریک مکلف به سمت امر غیر اختیاری معقول نیست.
👈 خلاصه
ضابط مولی برای (شرط وجوب) قرار دادن چیزی یکی از دو امر است:
♦️۱. شرط اتصاف باشد .
♦️۲. شرط ترتب غیر اختیاری باشد.
#دلیل_عقلی
#اثبات_قضایای_عقلی
#امکان_وجوب_مشروط
#اقسام_مقدمات
#مقدمات_وجودیه
#مقدمات_وجوبیه
#جلسه_هشتاد_و_یکم
https://eitaa.com/halgheh3
✅ حلقه ثالثه جلسه ۸۲
انواع قید برای حکم (از حیث تقدیم و تأخیر زمانی )
⬅️ بعد از بحث انواع مقدمات ، بحث از (شرط متاخر) به عنوان دومین بحث مقدماتی در مقدمات مفوته مطرح میشود:
♦️هر قیدی برای حکم مجعول (وجوب) یا متعلقش (واجب) از دو حال خارج نیست:
📌قید متقدم ، قید مقارن .
👈 ۱) قید متقدم
♦️الف) وجوب : مثل هلال شهر رمضان برای وجوب صوم.
📌با اینکه وجوب صوم از طلوع فجر است.
♦️ب) واجب: مثل وضوء برای صلاة.
📌(در صورتی که خود وضو را شرط صلاة بدانیم نه حالت مسبب از آن یعنی طهارت )
👈۲) قید مقارن
♦️الف) وجوب: زوال خورشید نسبت به صلاة.
♦️ب) واجب: استقبال به قبله برای نماز.
♦️نکته: همانطور که دو قید مقارن و متقدم برای وجوب و واجب تصویر شد، گاهی در فقه از قید متأخر نیز سخن گفته شده است:
👈۳) قید متأخر
♦️الف)قید حکم: اجازه مالک، نسبت نفوذ عقد فضولی. (بنابر کاشفیت)
♦️ب) قید واجب: غسل شب مستحاضه برای صحت صوم روز قبلش.
📌(بنابر نظر برخی فقهاء)
⬅️ اشکال به قید متأخر
برخی در امکان قید و شرط متأخر تردید کرده اند به این دلیل که:
👈 استدلال بر استحاله
قید و شرط به منزله (علت یا جزء العله) نسبت به مشروط است.
♦️چگونه ممکن است معلول قبل از علت موجود شود؟
📌در آن صورت، شرط متاخر، به منزله تأثیر معدوم در موجود میشود که محال است.
⬅️ پاسخ به اشکال
👈الف) در قید واجب:
♦️واقعیت در شرط متأخر، رجوعش به تخصیص فعل واجب است نه علت و جزء العلة.
📌همانطور که فعل به قید مقارن و متقدم تحصیص (محدود) میشود، به قید متأخر هم میتواند محصص گردد .
📌مثال: روزهای برای تو واجب است که بعدش غسل هم باشد.
👈ب) در قید حکم:
ابتدا باید تعیین کرد که حکم در کدام مرتبه مراد است؟
♦️ در مرحله جعل
قبلا گفته شد که قیود در مرحله جعل مفروض الوجود لحاظ میشوند،
📌 لذا قیود با وجود خارجیشان لحاظ نشدهاند تا تأخر شرطاز مشروط رخ دهد.
♦️اما در مرحله مجعول
اگرچه وجود خارجی قیود برای حکم مجعول لازم است،
📌 اما مجعول صرفا امری اعتباری است و اشکال تأخر شرط در امور تکوینی وارد است نه آمپر اعتباری محض.
⬅️ نقد شهید صدر( به پاسخ)
این پاسخ تنها به شرطیت در ناحیه جعل یا مجعول توجه کرده است،
♦️ اما به جنبه کشف آن توجه نکردهاند.
♦️دخالت شرط در جعل یا مجعول، کاشف است از دخالت آن در اتصاف فعل به مصلحت یا ترتب مصلحت ، و این دو (اتصاف و ترتب) اموری تکوینی هستند.
📌چگونه غسل متأخر در یکشنبه شرط اتصاف روزه شنبه به مصلحت باشد ( در قید وجوب ) یا غسل شرط ترتب مصلحت در روزه باشد ( در قید واجب )؟
⬅️ توجیه شرط متاخر
به همین جهت مواردی که در فقه ظاهراً شرط متاخر هستند را توجیه میکنند مثلا:
👈۱. در عقد فضولی (بنابر کشف)
♦️ اجازه شرط نفوذ عقد نیست بلکه عقد ملحوق به اجازه نافذ است.
👈۲. روزه مستحاضه
شرط صحت روزه ، غسل متأخر نیست بلکه (ملحوق بودن روزه به غسل) شرط است.
♦️در این دو مورد با عبارت (ملحوق بودن عقد یا روزه) شرط (مقارن ) میشود و از ابتدای جعل وجود دارد.
⬅️ ثمره بحث
👈۱. امکان واجب معلق
قول به امکان یا امتناع شرط متاخر نتیجتا با امکان یا امتناع واجب معلق مرتبط است.
♦️اگر شرط متاخر را ممکن دانستیم، واجب معلق معنادار میشود،
📌 اینکه وجوب حج علاوه بر استطاعت، شرط دیگری دارد که متاخر است و آن آمدن زمان حج است.
♦️اما اگر شرط متاخر را ممکن ندانستیم، واجب معلق محال خواهد بود.
👈۲. اگر در شرطیت چیزی یقین داشتیم اما در مقارن ، متقدم یا متاخر بودن آن مردد بودیم:
♦️قائل به استحاله شرط متاخر : شرط مقارن است.
♦️قائل به امکان شرط متاخر: شرط متاخر است.
📌مثال :شرطیت اجازه برای صحت و نفوذ عقد سابق
♦️اگر شرط متاخر باشد : اجازه کاشف از صحت عقد سابق خواهد بود ( عقد سابق مشروط به اجازه متاخر خواهد بود ).
♦️اگر شرط مقارن باشد: اجازه ناقل خواهد بود و از زمان اجازه موجب نفوذ عقد سابق میشود.
♦️بنابر قول به استحاله شرط متأخر ، شرطیت به نحو مقارن متعین میشود. (یعنی قائل به استحاله باید اجازه را ناقل بداند.)
👈دلیل: زیرا حمل بر شرط متاخر ،
♦️اگر به معنای حقیقی باشد، که محال است
♦️ و اگر به معنای تأویلی باشد ( ملحوق بودن عقد به رضایت )، که خلاف ظاهر دلیل است.
📌 (زیرا بنابر دلیل ، نفس رضایت شرط صحت عقد است نه ملحوق بودن آن به اجازه ).
♦️بنابر قول به امکان شرط متاخر: هرچه لسان دلیل اقتصاء کند همان متبع است.
#شرط_متاخر
#واجب_معلق
#مقدمات_مفوته
#جلسه_هشتاد_و_دوم
https://eitaa.com/halgheh3
✅ حلقه ثالثه جلسه ۸۳
زمان وجوب و واجب (واجب معلق)
⬅️ سومین بحث ذیل مقدمات مفوته در (انفکاک زمان وجوب از واجب) است. در این زمینه نکاتی وجود دارد:
👈۱.شکی نیست که تقدم زمان وجوب به صورت کامل از واجب معنا ندارد.
♦️ لذا بحث در شروع زمان وجوب است که آیا ممکن است مقدم از زمان واجب باشد؟
📌مثل : وجوب صوم از طلوع هلال است ولی زمان واجب (صوم) از طلوع فجر.
👈۲. قول صاحب فصول
صاحب فصول معتقد است که تقدم زمان وجوب از واجب ممکن است.
♦️ او نام چنین واجبی را واجب معلق گذاشته است.
👈 تفاوت وجوب معلق با وجوب مشروط
هردو وجوب منجز نیستند الا اینکه عدم تنجز؛
📌 در وجوب مشروط مربوط میشود به مشروطیت وجوب،
📌 ولی در وجوب معلق مربوط است به عدم وصول زمان واجب.
👈 اشکال
اگر زمان واجب متاخر از وجوب است چه دلیلی دارد که مولی وجوب را جعل کند ؟
📌آیا لغو نیست که مولی قبل از طلوع فجر صوم را واجب کند ؟
👈 پاسخ
فعلیت وجوب تابع فعلیت ملاک است.
♦️یعنی اتصاف فعل به مصلحت مهم است که در مثال مذکور هنگام طلوع هلال موجود است.
📌 لذا وجوب صوم از همان زمان فعلی است اگرچه برای ترتب ملاک رسیدن زمان واجب یعنی طلوع فجر لازم است.
♦️ نکته: اثر عملی این تقدم در مسئولیت مکلف نسبت به تهیه مقدمات واجب قبل از فرارسیدن زمانش است.
⬅️ اشکالات بر امکان واجب معلق
👈 ۱.عدم امکان بعث قبل از زمان واجب
♦️ حقیقت وجوب بعث و تحریک به سمت متعلقش است.
♦️این بعث نمیتواند فعلی باشد زیرا در آن صورت انبعاث و امتثال تلازم میداشتند. (زیرا بعث و انبعاث تلازم دارند)
📌پس مقصود بعث شأنی است که قابلیت انبعاث را نتیجه میدهد.
♦️در محل بحث قبل از رسیدن زمان واجب، امکان و قابلیت برای بعث و انبعاث وجود ندارد لذا وجوبی در کار نیست.
👈 پاسخ به اشکال اول
♦️اولا وجوب امری اعتباری است و متوقف بر بعث فعلی یا شأنی نیست بلکه صرفا متوقف بر اعتبار است.
♦️ثانیا آنچه از دلیل وجوب استظهار میشود،صرفا بعث شأنی آن است در خلال وجودش نه از ابتدای وجودش.
♦️یعنی همین که در طول وجودش و در مرحلهای خاص همراه با بعث باشد کافی است اگرچه از ابتدای وجوب همراه با بعث نباشد.
👈۲. شرط وجوب یا واجب
♦️طلوع فجر یا فقط قید واجب است:
که در این صورت وجوب باید نسبت به آن تحریک کند،
📌 در حالی که بعث نسبت به طلوع ممکن نیست زیرا مقدور مکلف نیست.
♦️و یا طلوع شرط وجوب است :
📌که یا شرط مقارن است، پس زمان وجوب مقدم از واجب نیست.
📌و یا از نوع شرط متاخر است که محذورش وارد میشود.
♦️نکته۱: همین بحثی که در طلوع شد، درباره قدرت بر صوم نیز وجود دارد.
♦️نکته۲: همانطور که در حلقه ثانیه گفته شد، امکان وجوب معلق وابسته به امکان شرط متاخر است.
📌در حالتهای بیان شده، باید احتمال اخیر ( شرط وجوب از نوع شرط متاخر ) را انتخاب کنیم تا واجب معلق را بتوان تصویر کرد.
👈 ثمره امکان واجب معلق
در ذیل بحث از مسئولیت نسبت به مقدمات قبل از زمان وجوب ( مقدمات مفوته ) گفته خواهد شد.
#مقدمات_مفوته
#زمان_وجوب_و_واجب
#واجب_معلق
#واجب_مشروط
#جلسه_هشتاد_و_سوم
https://eitaa.com/halgheh3
✅ حلقه ثالثه جلسه ۸۴
مسئولیت نسبت به مقدمات( قبل از وقت )/ مقدمات مفوته
⬅️ با مباحث گذشته واضح شد که اگر واجب دارای زمان متاخر باشد، وجوب قبل از آن زمان فعلیت ندارد.
📌(زمان قید غیر اختیاریست و لذا قید وجوب است)
♦️و مسئولیتی نسبت به مقدمات واجب قبل از رسیدن وقت وجود ندارد زیرا وجوب قبل از آن فعلی نیست.
👈 مقدمات مفوّته
حال اگر واجب دارای مقدمه ای بود که قبل از زمان واجب قابل تحصیل است،
♦️ اما در زمان واجب امکان تحصیلش وجود ندارد.
📌یعنی اگر مقدمه قبل از وقت تحصیل نشود، در زمان واجب قابل تحصیل نیست و واجب فوت میشود .
📌به این نوع مقدمات در اصطلاح، مقدمات مفوته گفته میشود.
👈 مثال
در فرضی که وضوء قبل از زوال ممکن است اما هنگام زوال ممکن نیست.
♦️اگر شخص وضو نگیرد مرتکب حرام نشده است زیرا قبل از زوال وجوب صلاة فعلی نیست.
👈 ملاحظه
در مثال وضوء و صلاة که بیان شد،
♦️مفوته بودن مقدمه أمری همیشگی نیست بلکه بر اساس اتفاق ممکن است چنین حالتی پیش آید.
♦️اما برخی واجبات همیشه دارای چنین مقدمات مفوته ای هستند مثل :
📌الف) وجوب طی مسافت برای حج واجب.
📌ب) وجوب غسل جنابت قبل از طلوع فجر( برای صوم ).
♦️در این دو مثال همیشه این دو واجب چنین مقدمه ای دارند،
♦️ و همه فقهاء نیز قائل به وجوب آنها قبل از رسیدن زمان واجب هستند.
⬅️ تفاسیر مختلف در( مقدمات مفوته)
♦️ برای تفسیر این موارد در فقه، احتمالاتی ذکر شده است:
👈۱. (شیخ انصاری / انکار واجب مشروط )
برخی مثل شیخ به کلی منکر وجوب مشروط شدند
♦️ و تمام وجوبها را فعلی دانسته اند حتی آنها که در لسان دلیل شرط و قید دارند.
♦️ لذا تمام مقدمات مفوته قبل از زمان واجب لازم التحصیل هستند زیرا وجوب فعلی است.
👈۲. (امکان وجوب مشروط و معلق)
همیشه در موارد قید ، وجوب مشروط است
♦️اما اگر از دلیلی وجوب مقدمات مفوته را فهمیدیم، کشف میکنیم آن جا وجوب معلق است نه مشروط.
📌نکته: ثمره امکان وجوب معلق در این جا واضح میشود.
👈۳. (قدرت عقلی و شرعی )
♦️اگر قدرت عقلی باشد، یعنی دخیل در ملاک نیست لذا قبل از زمان واجب هم ملاک وجود دارد.
📌 و عقلا تعجیز نسبت به آن جایز نیست .( وجوب مقدمات مفوته )
♦️اما اگر قدرت شرعی باشد، یعنی دخیل در ملاک است
📌و تعجیز نسبت به آن قبل از زمان واجب اشکالی ندارد زیرا هنگام تعجیز ملاک فعلی نبوده است.(عدم وجوب مقدمات مفوته)
♦️بنابر این اگر از دلیلی وجوب مقدمات مفوته را استفاده کردیم،
📌کشف میشود که قدرت در ذی المقدمه عقلی است و تفویت تکلیف حتی قبل از فعلیت وجوب جایز نیست.
👈 راه کشف عقلی بودن قدرت
نیاز به دلیل خاص غیر از خود دلیل واجب داریم.
♦️زیرا دلیل واجب مطابقا بر (وجوب) دلالت دارد و التزاما بر (ملاک).
📌 مدلول مطابقی (وجوب) مشروط به قدرت است، پس مدلول التزامی (ملاک) به تبع آن تنها در فرض قدرت وجود دارد.
📌لذا برای اثبات ملاک در فرض عجز باید دلیل خاصی داشته باشیم.
#واجب_معلق
#واجب_مشروط
#مقدمات_مفوته
#قدرت_عقلی_و_شرعی
#تفاسیر
#جلسه_هشتاد_و_چهارم
https://eitaa.com/halgheh3
✅ حلقه ثالثه جلسه ۸۵
اخذ علم به حکم در موضوع حکم
⬅️ یکی دیگر از صغریات حکم عقلی که شهید صدر به آن میپردازد؛
♦️ اخذ قید( قطع به حکم) در موضوع همان حکم است که به آن (اشکال عقلی) وارد شده است.
♦️برای بررسی بهتر باید گفت مسئله چهار صورت دارد:
👈۱. اخذ قطع به حکم در موضوع همان حکم .
👈۲. اخذ قطع به حکم در موضوع حکم متضاد.
👈۳. اخذ قطع به حکم در موضوع حکم مماثل.
👈۴. اخذ قطع به حکم در موضوع حکم مخالف.
📌( اذا قطعت بحرمت شرب الخمر یجب لک التصدق )
♦️شکی در امکان قسم چهارم نیست.
♦️بحث در سه قسم اول است:
⬅️ بررسی اخذ قطع به حکم در (موضوع همان حکم)
👈 اشکال
♦️ (علم به حکم) متوقف بر (حکم) است و بالعکس.( هذا دور باطل)
👈پاسخ
♦️دور نیست زیرا توقف تنها در یک طرف است ( توقف حکم بر قطع به حکم ).
♦️لذا علم به حکم متوقف بر ثبوت حکم نیست .
⬅️ تبیین اشکال دور
♦️قطع به حکم اگر در موضوع شخص همان حکم اخذ شود از دو حال خارج نیست :
♦️۱. حکم مقطوع در موضوع دخیل است ( قطع به حکم بماهو مصیب ).
♦️۲. دخالتی برای مقطوع (حکم) در موضوع وجود ندارد.
👈 بررسی حالت اول
استحاله واضح است .
♦️ زیرا حکم بر خودش متوقف میشود و اشکال دور واضح است.
👈 بررسی حالت دوم
اگرچه اشکال دور مطرح نیست ،
📌اما اشکالات دیگری بر این فرض وارد شده است، از جمله:
♦️(اشکال اول)
در این فرض، حکم مقطوع منوط به قطع شده است.
📌 در حالی که این مورد پذیرش قاطع نیست ، زیرا او قطع را همیشه کاشف از حکم واقعی میداند بدون در نظر گرفتن قطع.
♦️(اشکال دوم)
این فرض مستلزم دور در مرحله وصول تکلیف میشود.
📌زیرا برای وصول تکلیف ، علم به آن لازم است.
📌علم به تکلیف متوقف بر علم به تحقق موضوع آن است.
📌بنابر فرض، علم به حکم داخل در موضوع حکم است.
📌لذا علم به حکم متوقف میشود بر علم به موضوعش که (علم به حکم ) است؛
لذا (علم به حکم)، متوقف بر (علم به علم به حکم) است.
📌علم به علم چیزی جز خود علم نیست زیرا معلومیت علم نیازی به علم جدید ندارد چون علم در نفس حضور دارد (علم حضوری ).
♦️در نتیجه : علم به حکم متوقف شد بر خودش و هذا باطل.
👈 پاسخ شهید صدر
تمام اشکالات گذشته بر این اساس بود که علم به حکم (مجعول) در موضوع خودش اخذ شود.
♦️اما اگر علم به حکم ( در مرحله جعل) در موضوع حکم (مجعول) قرار گیرد اشکال دور و دیگر اشکالها مطرح نیست.
#اخذ_قطع_در_موضوع_حکم
#اثبات_قضایای_عقلی
#دلیل_عقلی
#جلسه_هشتاد_و_پنجم
https://eitaa.com/halgheh3
حلقه ثالثه جلسه ۸۶
✅ ادامه اخذ علم به حکم در موضوع/ متمم جعل نائینی
⬅️ مشکل مرحوم نائینی
کسی که راه حل ما یعنی (تفکیک بین جعل و مجعول) را نپذیرد همچون (مرحوم نایینی) مبتلا به دو اشکال میشود :
👈۱. تقیید حکم به عالم ، برای شارع چگونه امکان پذیر است ؟
👈۲.اهمال حکم در مقام ثبوت
♦️وقتی تقیید ممکن نباشد اطلاق نیر ممکن نیست؛
📌 بنابر مسلک مرحوم نائینی در تقابل اطلاق و تقیید (عدم و ملکه) . لذا حکم از این جهت نه مطلق و نه مقید است( و هذا اهمال فی مقام الثبوت و محال)
⬅️ راه حل مرحوم نائینی ( متمم جعل)
ایشان برای فرار از این دو مشکل به متمم جعل پناه برده اند.
♦️توضیح : مولی دو جعل دارد.
📌جعل اول اصل حکم به صورت مهمل است ،
📌و جعل دوم میتواند مطلق یا مقید باشد به این صورت :
♦️ نتیجه الاطلاق ( حکم دوم برای اعم از عالم و جاهل به جعل اول باشد. )
♦️ نتیجه التقیید ( حکم دوم برای عالم به جعل اول باشد .)
👈دو نکته مهم
♦️الف) نتیجه تقیید گفته شد زیرا با تقییدِ جعل اول صورت نگرفت بلکه با جعل دوم بود و دیگر مشکل دور نیز وجود ندارد .
♦️ب) جعل دوم اگرچه مستقل است ولی ملاکش همان ملاک جعل اول است، لذا (متمم جعل) اول نامیده شد و تقیید آن تقیید جعل اول شمرده میشود.
⬅️ اشکال شهید به نظریه متمم جعل
هدف از جعل دوم چیست؟
👈 اگر هدفتان تقیید (جعل دوم) به (علم به جعل اول) است،
♦️ این تقیید حتی بدون جعل دوم در همان جعل اول ممکن است. (تفکیک جعل و مجعول )
👈 اما اگر ، تقیید جعل دوم به فعلیت جعل اول اراده شده باشد، امر معقولی نیست. زیرا سوال میکنیم :
♦️ فعلیت مجعول به جعل اول آیا ارتباطی با علم به خودش (مجعول به جعل اول ) دارد ؟
📌اگر ارتباط دارد؛ مشکل دور بر میگردد.
📌اگر ارتباط ندارد؛ این خلف فرض است . زیرا عدم ارتباط به معنی اطلاق جعل اول است در حالی که آن را مهمل فرض کردید.
👈 ثمره بحث
تمسک به اطلاق دلیل هنگام شک در اخذ قید علم در آن :
♦️اگر اطلاق و تقیید را ممکن بدانیم (کما هو المختار) تمسک به اطلاق ممکن است.
♦️اما اگر اطلاق و تقیید را (مثل نائینی) غیر ممکن دانستیم، امکان تمسک به اطلاق وجود ندارد.
📌چگونه اطلاق دلیل کاشف از اطلاق حکم ( در مقام ثبوت ) باشد در حالی که آن اطلاق ثبوتا محال است؟!
♦️اما اگر تقیید را محال و اطلاق را ضروری دانستیم .
📌بنابر اینکه تقابل اطلاق و تقیید را تناقض یا ضدین لا ثالث بدانیم، وقتی تقیید محال شد طرف دیگر (اطلاق) ضرورتا ثابت میشود.
📌در این صورت هم تمسک به اطلاق دلیل ممکن نیست.
📌زیرا اطلاق حکم در این فرض قطعی است آنچه مشکوک است اطلاق ملاک است.
👈 اطلاق ملاک نه با اطلاق حکم قابل کشف است و نه با اطلاق دلیل ؛
♦️کشف اطلاق ملاک با اطلاق حکم ممکن نیست زیرا اطلاق حکم در جایی کاشف از اطلاق ملاک است که برای مولی تقیید ممکن باشد.
♦️با اطلاق دلیل هم ثابت نمیشود زیرا نهایتا اطلاق حکم را ثابت میکند که اطلاق حکم ضرورتا ثابت است.
#اثبات_قضایای_عقلی
#اخذ_قطع_در_موضوع_حکم
#متمم_جعل
#جلسه_هشتاد_و_ششم
https://eitaa.com/halgheh3
📣📣📣
✅اطلاع رسانی
⬅️ ضمن عرض سلام و احترام
♦️این کانال بر اساس جلسات مدرسه علمیه فقاهت سلیمانیه تنظیم شده است.
♦️در ادامه سال گذشته مدرسه به صورت فشرده حلقه را در تابستان به پایان رساندند.
♦️ متاسفانه بنده توفیق ادامه مسیر در تابستان را نداشتم.
♦️قصد ادامه آن در سال جدید را داشتم که مدرسه نظارت بر رسائل شیخ اعظم را به عهده بنده گذاشتند.
♦️به علاقمندان به ادامه بحث حلقه ثالثه نوید تکمیل این کتاب ارزشمند را در سال آینده میدهیم .