۸.
بدون اینکه توقع خاصی داشته باشم،
اولین آگهی روبا دقیقا همین عکسها بارگذاری کردم و منتظر موندم...⏰
انتظار نداشتم همون روز مشتری پیدا
بشه یاحتی بفروشم، فقط کنجکاو بودم ببینم کسی اصلاً به این آگهی توجه میکنه؟ تماسی با من گرفته میشه حتی برا سوال پرسیدن؟! آیا ممکنه این یه راه جدید برای درآمد باشه؟ و و و .....
و حالا دوست دارم شما حدس بزنید!
فکر میکنید چه اتفاقی افتاد؟ اصلا
تماسی برقرار شد؟ بنظرتون بعد اون
آگهی چی شد❓
اینجا بهم بگو @adminerayehe
حدس هاتون رو بگید همه رو میخونم
و فردا ادامه ی داستان رو میگم که چی شد....
اوج ماجرا از این به بعده 😉
سلاام قشنگای من ،خیلی ازم راجع
به ماسوره زدن حلوا میپرسید 🧁
کیا مثل من عاشق کار با ماسوره هستن؟😋😍
یه آموزش عالی براتون آوردم که
هم ماسوره ها رو معرفی میکنه
هم پایپ کردنشو یاد میگیرید👌😎
6.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آموزش #ماسوره_زدن 😍
برای حلوا هم دقیقا با همین شماره
ها انجام میشه و به همین سبک👌
فقط نیازه غلظت حلوا رو بلدباشی و بعدش تمرین وتمرین و تمرین 🍮
🌸@halvarayehe🍮
سلام بروی ماه قشنگتون رفقا،
ببخشید من اکانتم به مشکل خورده
بود ، نمیدونم چه هیزم تری به ایتا
فروختیم که دست بردارِ ما کانالدارها
نیست 😬😢
بگذریم ، بریم برا ادامه داستان و تمومش کنیم امشب که خیلی طولانی شد... 👇
حلوا رایحه/آموزش رایگان
۹.
🔻این داستان👈 اولین آگهیِ من و شروعی پرهیجان و عجیب!
هنوز دو ساعت از گذاشتن آگهی نگذشته بود که گوشیم زنگ خورد! شماره ناشناس بود و اصلاً یک درصد هم فکر نمیکردم از سایت دیوار باشه 😳
یک آقایی با عجله گفت:
"سلام خانم، خوب هستین؟ آگهیتون رو توی دیوار دیدم. می خواستم برای فردا سفارش حلوا بدم برای ۱۰۰۰ نفر! اینکه دیسی باشه یا تک نفره، فرقی نداره، هر کدوم زودتر آماده میشه، همونو میخوام."!!🍮
من باکلی شوک و تعجب ساکت بودم، دوباره گفت: "خانم، صدای منو میشنوین؟" با تـِته پـِته گفتم:ـ"بله... بله... چشم! من تا ده دقیقه دیگه بهتون خبر میدم."📞
تماس رو قطع کردم و سریع زنگ زدم به همسرم و کل ماجرا رو براش تعریف کردم. اون لحظات، ترکیبی از احساسات عجیب و غریب داشتم، هول و استرس، غم و شادی، سردرگمی و....😇
ازیه طرف، اون مشتری منتظر جواب من بود و خیلی عجله داشت. از طرف دیگه،من نه آمادگی چنین سفارشی رو داشتم، نه وسیله های لازم برای پخت این تعداد حلوارو، حتی نمی دونستم چه قیمتی رو باید اعلام کنم! 😅
۱۰.
بعد از کلی مشورت با همسرم، تصمیم گرفتم با اون آقا تماس بگیرم و صادقانه بگم که شرایط پخت این تعداد حلوا رو ندارم و نمیتونم تا فردا آماده کنم 🥺
اون روز تا شب، دو نفر دیگه تماس گرفتن و قیمت پرسیدن. چند نفر هم توی چت دیوار پیام دادن. اما راستش رو بخواین، به هیچکدوم جواب قطعی ندادم یعنی نمیدونستم چی باید بگم🤷♀
در نهایت، اولین آگهی من با کلی هیجان و امید شروع شد، اما با یک شکست ظاهری تموم شد و مجبور شدم پاکش کنم. 😅🥲
ولی حقیقت اینه که این تجربه برام شروع یک مسیر بود، مسیری که قراره توش یاد بگیرم، رشد کنم و رؤیاهام رو به واقعیت تبدیل کنم، پس دست بردار نبودم....💪
۱۱.
🔻شروعی دوباره با برنامهریزی و آمادگی بیشتر!
شب که سید مجتبی برگشت خونه، کلی درباره این اتفاق و مسیری که پیش روم بود صحبت کردیم.همسرم هــــمیشه کـنارم بــوده و بــهــم انــگــیزه داده، مخصوصاً وقتی تصمیم میگیرم کار جدیدی رو شروع کنم. اون شب هم مثل همیشه تشویقم کرد و گفت: "هیچ کاری بدون تجربه و آزمون و خطا نیست. بار اول کارِت کاملا احساسی و هیجانی بود اما این بار با برنامه جلو برو تا خیالت راحت باشه."🥰
تصمیم گرفتیم باهم بریم مغازه لوازم قنادی و یه مقدار مواد اولیه پخت حلوا رو تهیه کنیم برا شروع🍙🍮
این بار دست به کار شدم و به اندازه یک کیلو حلوا درست کردم. همه محاسباتم رو انجام دادم، از هزینه مواد تا زمان و انرژی ای که صرفش میشد⏰
بعد از تموم شدن کار، چند تا عکس جدید و جذاب از حلوام گرفتم، عکسهایی که با دقت تزئین شده بودن و خیلی بیشتر از بار اول حرفهای به نظر میرسیدن 👌😎
حالا که آماده بودم، با اعتمادبهنفس دوباره آگهی رو توی سایت دیوار گذاشتم. این دفعه دیگه میدونستم چی میخوام و چطور باید پاسخگوی مشتریهام باشم!😍
۱۲.
و بالاخره اولین سفارش ثبت شد😍
تلفنها و پیامها یکی پس از دیگری شروع شد.یکی قیمت میپرسید،یکی سراغ آموزش میگرفت و میخواست یاد بگیره، بعضی هادرخواست آموزش حضوری و حتی رایگان داشتن!😅
اما نقطه عطف ماجرا، روز دوم بود جایی که اولین سفارش من ثبت شد!🤩 خانمی باردار که با دیدن عکس حلوای من حسابی ویار کرده بود، تماس گرفت و گفت:
"لطفا یه دیس حلوا برام درست کن و شبونه با آژانس بفرست."😳
من هم فوری دست به کار شدم و توی یکی دو ساعت، یه حلوای خوشمزه و باکیفیت آماده کردم و براش فرستادم، نیم ساعت بعد پیام داد و اونقدرر از طعم و عطر و رنگ حلوا تعریف و تشکر کرد که ...🥺
این سفارش رو به فال نیک گرفتم و از اون روز به بعد، سفارشهای مختلفی شروع شد🔖
برای مجلس سوم وچهلم وسالگرد🍮
برای مجالس روضه زنونه🍮
برای تست و امتحان کیفیت حلوا🍮
حتی برای دورهمی های عصرونه 🍮
حسابی درگیر بودم، اوایل دوهفته یکبار بود و اواخر به هفته ای چند تا سفارش هم رسیده بود 😋