کیف مستطیلِ کوچیک هر بار سایزش بزرگ و بزرگتر شد، طرح و رنگهای مختلف رو تست میکردم و کلی براشون ذوق داشتم، از اینکه با نخ و قلاب چقدر میشه خلاق بود و من ازش غافل بودم، هنری که تو خونم بود و از بچـگی مدام دیده بودمش 🧒
مامانی حاج شیرین (مادربزرگم) همیشه نخ های رنگی و دوسه تا قلاب همراهش بود و انواع و اقسام رومیزی و پادری و لیف و... رو میبافت🧶🪡
یادمه هشت نـُـه ساله بودم، نخ و قلاب رو از دستش میگرفتم و تمرین میکردم، میگفت تو بباف اگه غلط هم بود، اشکالی نداره دوباره بازش میکنیم و از نو... هنوزم میرم خونه شون، محاله پشتِ پشتی ها کلاف نخ و قلاب پیدا نشه😍
کیف ها هر بار طرح شون قشنگتر میشد و تعریف اطرافیان منو بیشتر به ذوق میاورد، کم کم مشتری براشون پیدا شد! از اقوام و فامیل گرفته تا غریبه ها... 👛👝
در کنار بافتِ کیف، بافت کفش و گیوه و صندل و سبد و باکس های تریکو رو هم شروع کردم! کیف و کفش ها رو ست میزدم و صندل و کفش خانوادگی میبافتم! مادر دختری، پدر و پسری، زن و شوهری و... 👡👨👩👧👧
حسابی غرق شده بودم تو دنیای نخ و قلاب و واقعا حالم خوب بود چون وقتی میبافتم فکرم راحت بود و اعصابم آروم...😇
شمال یا جنوب، مسئله این است؟!
دقیقا تابستون سال 99 بود، داییِ مادرم که عسلویه مشغول بودن و از قبل بهشون سپرده بودیم برای کار، خبر دادن که برا سیدمجتبی کارپیدا شده و باید کارهای اداری فورا انجام بشه و بره اونجا برا معرفی! به همین سرعت باید میرفت... یکی دو هفته طول کشید تا آماده ی رفتن بشه.😢💼
دقیقا یک روز به رفتن بود که مدیریت کارخونه ی رودبار که همون صاحبان کارخونه ی کلاردشت بودن، باهاش تماس گرفتن و گفتن رودبار به نیرو نیاز دارن و ازش خواستن برای کار بره اونجا..!😐
واقعا موقعیت جالب و عجیبی بود، یه دوراهی سخت که نمیدونستیم کدوم رو باید انتخاب کنیم، دو شهر متفاوت با کار و موقعیت متفاوت... شمال یا جنوب؟! 🤷♀
ما فقط دو روز وقت داشتیم که تصمیم بگیریم، از یک طرف تمام کارهای اداری عسلویه انجام شده بود و دایی جان خیلی زحمت کشیده بودن و نمیشد کنسلش کرد، از طرفی سید مجتبی دلش باکار شمال بود و نظر بقیه هم شمال، چون اینجا سابقه داشت و با افراد و کار کاملا آشنا بود..👌
سید مجتبی با وجود اینکه خیلی دوست داشت شمال مشغول بشه اما بخاطر زحمات دایی نمیتونست کنسل کنه و عسلویه رو انتخاب کرد!💔 اماا دقیقا شبی که صبحش راهی عسلویه بود یهو ورق برگشت و همه چیزعوض شد!...
ادامه دارد....
از اونجایی که شبها گاهی دیر میخوابم امشبم براتون یه بخشی از داستان رو نوشتم چون پیگیرش بودین و البته به فیلم خانم دکتر هم ربط داشت 😉
فردا شب منتظر ادامه ی داستان باشید، شبتون بخیر عزیزای دلم❤️
سلام از لوکیشن همیشگی وضبط
آموزش جدیدمون 😍
درحال ساخت #حلوا_عربی هستم
ان شاءالله ساعت 8 شب پستش
رو براتون میذارم 🕰
#حلوا_شیر با دستور کانال درست کردن بــه بـــه نوش جانتون عزیزم 😋👏
از اقوام عزیزمون هستن و حلواهای
معروف راضیه سادات رو تو مسجد روستا تست کردن 😎😍
امسال که ماه مبارک با عید نوروز مصادف شده، ما هم میریم روستا پیش خانواده و فامیل 😍
اگه عمری باشه شب 23ماه رمضان مثل هرسال نذری داریم و میخوام #حلوا_نذری درست کنم در حجم زیاد،حتما براتون فیلم میگیرم با یه دستور مطمئن که هرموقع نذری و مراسم داشتین با خیال رااحت درست کنید ولذت ببرید 👌😋
سلااام 😍😋
انرژی ها رو رد کنید بیاد تا برم سراغ ادیت فیلم 📸
از 1 تا 10 چه امتیازی بهش میدی؟ 😎👇
@adminerayehe
79.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🦋آموزش #حلوا_عربی🍮
یه حلوای خیلی خوشمزه و خاص با
بافتی لطیف و عاالی 👌😋
ببین و بساز و لذت ببر و اگه دوست داشتی برای یه کدبــانو مـــثل خـودت بفرست💌
🌸@halvarayehe🍮
🔖مواد لازم برا تهیه #حلوا_عربی🍮
آرد سفید ۱۵۰ گرم معادل 1پیمانه و2 قاشق غ خوری🍮
نشاسته ذرت ۱۰۰ گرم معادل 1 پیمانه🍮
شیر خشک ۱۰۰ گرم معادل 1پیمانه🍮
ترکیب روغن مایع و جامد یا کره ۲۰۰ تا ۲۵۰ گرم یک تا یک و نیم پیمانه🍮
🔖مواد شربت حلوا👇
شکر ۳۵۰ گرم یا 2پیمانه سرخالی🍮
آب ۵۵۰ گرم یا 2 و ۳/۴ پیمانه🍮
گلاب ۵۰ گرم یا ۱/۴ پیمانه🍮
زعفران کمی🍮
پودر هل 1 قاشق م خوری🍮
🌸@halvarayehe🍮