eitaa logo
حماسه نگاران📚🌱
178 دنبال‌کننده
708 عکس
85 ویدیو
16 فایل
انسان‌ها دو بار زندگی می کنند یک بار خودشان و یک بار با کتاب هایی که می خوانند یا می نویسند📚خوب بخوانیم راه ارتباطی با ادمین⬅️ @Ftm_dhghn1
مشاهده در ایتا
دانلود
خانم معلم مهربانم انگار که مهربانی آت را از خورشید آموخته ای ،اسم کلاسمان شهید قاسم سلیمانی است .وارد کلاس میشود ماهم برپا میدهیم ولی به سبک نظامی ها. به تک تک بچه‌ها سلام و احوال پرسی با لهجه زیبای جنوبی .از ماه رمضان میگوید که امروز دهمین روز است دعای روز دهم رامی خوانیم ما کلاس ششمهستیم اکثر بچه ها روزه اند.معلم مهربانم این روزها درس نمی پرسد برایش مهم است که ما در ماه رمضان به روزه داری وعبادت مشغول باشیم.معلم مهربانم رنگ‌های آخر ماه رمضان برایمان قصه میگوید قصه صبر ،تاب آوری دیگر چیزی نمیشنوم من میمانم و خاطراتت .ای معلم مهربان صبورم . ✍زهرا نیاد با ما همراه باشید: 📲 ایتا | بله
دیشب بعد از پاس کردن واحدهای امتحان مبارزه با فرعون، جنگ احد و جنگ احزاب. نوبت به قبولی در آزمون حضرت نوح رسیده بود. ✍نازنین آرمان با ما همراه باشید: 📲 ایتا | بله
شنبه نه اسفندمن شهرغمگینم من زخم روی زخم ازدردسنگینم حالم چراخوش نیست حالم چرازخمی است؟ حالم چراگریه این غم چرازخمی است؟ حال دلم اشک است حال دلم غربت قلبم فقط فریادمن بازهم غربت یکباردیگرمن یکباردیگردرد شهرواتاق ومیزمی آیدازدر درد دنیاورق می خورددرپیش چشمانم من بودم ودردی آواربرجانم رفتم خبرهاراخونین جگردیدم رفتم خطرهارانزدیکتردیدم خمخانه خاکستر،خمخانه خونین شد ازخون خمخانه یک دشت رنگین شد یک شهرمیخانه یک شهرمجنون شد ازخون میخانه یک شهرگلگون شد ازسینه ام آتش میناب جاری شد ما زخمهابودیم این زخم کاری شد هرسینه یک خانه هرسینه ایران شد ازجان ماخورشیدبرخاست برهان شد جان را برای تو خونین جگرکردم تن رابرای توجانا!سپرکردم من چشمهای او،اواشکهای من من زخمهای او،اوجان فدای من بازخمهای اوهربارمی مُردم بازخمهای او،من زخم می خوردم رازغریبی نیست قانون خلقت بود روزی که دنیادیدحق باحقیقت بود ✍ابراهیم حسنلو با ما همراه باشید: 📲 ایتا | بله
خیابان قدس شیراز... خب خیابان قدس باید هم شهید بدهد...آن هم چه شهیدی؛ تسبیح به دست... هر ذکری می‌گفته تعدادش مهم بوده یا شاید هم نه... همراه داشتن تسبیح و صلوات شمار، خودش مانع غفلتش می‌شده آخر غافل که شهید نمی‌شود... ✍معصومه سجادی با ما همراه باشید: 📲 ایتا | بله
ساعت سی و پنج دقیقه‌ی بامداد بیست و ششم اسفندماه دیروز از همه چیز دور بودم؛ تلویزیون...گوشی...آدم‌هایی که خبرهای داغ را تند تند‌می‌خوانند و سردش می‌کنند... انگار آسمان شهر سوراخ شده و همه‌ی بارانها یک جا دارد می‌‌ریزد... تلویزیون را روشن می‌کنم؛ موج پنجاه و هفتم به یاد مجتبیٰ، نوزاد سه ‌روزه‌ی اراکی که در آغوش مادرش شهید شده پرتاب می‌شود...مجتبی و خواهر دو ساله و مادربزرگش... ✍معصومه سجادی با ما همراه باشید: 📲 ایتا | بله
بسم الله الرحمن الرحیم «نمی خواهم قابت، کنم.» وقتی دوستم سوغات، مشهد برایم پوستری از عکست را آورد. کلی ذوقت کردم. مثل همیشه که تا توی قاب تلویزیون می دیدمت با شوق می نشستم پای تلویزیون همه چشم می شدم برای دیدنت و همه گوش برای شنیدت. با خودم گفتم حالا با این عکس چه کار کنم؟ باید قابش کنم؟ نه من از قاب کردن عکس ها حس خوبی ندارم. وقتی برادرهای جوانم توی قاب رفتند. وقتی پدرم از پشت شیشه ی قاب هر روز به من لبخند می زند. نه. نخواستم دیگر تو را قاب کنم‌. اصلا چه لزومی دارد؟ تو که هر از گاهی میایی توی جمع مردمی حرف می زنی. فقط یک بار به فاصله چند متری از تو بودم. آن هم وقتی آمده بودی شیراز، در جمع دانشجویی دیدمت. فقط انگار تکه ای از نور می دیدم. عکس را برای دقایقی وصل کردم به دیوار. کنار عکس حاج قاسم. دلم لرزید. دیدم نه نمی توانم. نمی توانم قابت کنم. اصلا آدم زنده را که قاب نمی کنند. عکست را گذاشتم لای کتابهایم توی کتابخانه. چه می دانستم ۶ ماه بعد می روی توی رسم قاب کردن عکس آدمهایی که نیستند و هر بار که توی تلویزیون می بینمت اشکهایم می ریزد و قلبم به فشار می آید اما هنوز نمی توانم قابت کنم. قاب کردن عکست و باز کردن بغض توی گلویم بماند برای بعد برای بعد از مبارزه... برای بعد از پیروزی ... 🖊مریم شیدا. اسفند ۱۴۰۴ ادبیات پایداری و پیشرفت استهبان با ما همراه باشید: 📲 ایتا | بله
به حال او غبطه خوردم، سال‌ها مجاهدت کنی، رفیق باشی. ظلم کنند در حقت، حرف بزنند پشت سرت. به رهبرت شکایت کنی. رهبرت دستت را بگیرد، یک تنه پشت سرت بایستد. و در آخر همراه خودش تو را هم ببرد. ما را ببخش آقای علی لاریجانی. شهادتت مبارک، تایید صلاحیت شدید. ✍نازنین آرمان ۲۶/۱۲/۱۴۰۴ https://eitaa.com/man_ravi با ما همراه باشید: 📲 ایتا | بله
بغض ، گره است... و این گره گاه در گلو نیست در مشت دست است دستی که پرچم را برمیدارد و بقیه راه را می رود. در هر قدم سربازی روی زمین می افتد بغض ما را محکم تر می کند. مطمئن تر می کند و برای ادامه راه مصمم تر .... بدرود دکتر....! استواری ات در خاطرمان خواهد ماند! ✍ساجده تقی‌زاده با ما همراه باشید: 📲 ایتا | بله
🔅شبیه بهار ظهر توی یکی از گروه‌ها خبر شهادت آقای لاریجانی و پسرشان را دادند. یادم افتاد به حرف چند روز قبلشان که خودشان زودتر به استقبال شهادت رفته بودند. همه ناراحت بودند و حرف‌شان این بود که مگر محافظت از این شخصیت‌ها وظیفه اصلی نظام نیست. دلم می‌خواست صداوسیما زودتر این خبر را اعلام می‌کرد تا در تجمع‌ امشب خشم و بیشتر شدن دشمنی‌مان را نشان می‌دادیم و نمی‌گذاشت برای وقتی که همه از این شب حماسی برگشته باشیم خانه. تجمع امشب مصداق فتح بود. واقعا همه خیابان‌ها و میدان‌های شیراز فتح شده بود. چهارشنبه‌سوری تبدیل به چهارشنبه‌سوزی دشمن شده بود‌. همه جا مجاهد بود و ماشین و پرچم بود و فرشته‌های نادیدنی. خانم بی‌حجابی که امشب کنارم ایستاده بود و یک دستش پرچم ایران بود و دیگری پرچم فسلطین می‌گفت که بنظرش ایران دیگر در دنیا قدرت برتر شده و تمام. می‌گفت که فقط نگران مردم مسخ‌شده خودمان هست. گفتم: چه تعبیر درستی. مسخ شده! گفت: من دو تا ارشد دارم و خیلی شاگرد زیردستمه. هر روز باهاشون حرف می‌زنم و می‌گم چشمتون به این رسانه‌های مسخره اونبر نباشه.‌ خودتون برید دنبال حقیقت. کاری که خودم انجام دادم. وقتی از تجمع آمدم خانه تا نیم ساعت روی مبل افتاده بود و جان نداشتم حتی چادرم را در بیاورم. اما چقدر دوست داشتم این حس‌وحال را. بالاخره از جا بلند شدم و کنگر نوبرانه‌ بهار را از یخچال بیرون آوردم تا برای سحری درست کنم. چه خوبست بهار نزدیک است. من فکر می‌کنم خون شهید هم شبیه بهار است. همانقدر معطر و همان‌قدر زنده کننده. اصلا استقبال از بهار عادت و رسم ماست. ✍رقیه بابایی https://eitaa.com/roghayeybabaie با ما همراه باشید: 📲 ایتا | بله
🌹 ای حضرت آقا، خوب خوبانِ عالم هستی در آن بهشت رضوانِ سرسبز و جاودان که نسیمش عطر رضایتِ حق می‌پراکند تو همه اهلِ دلِ پاک را، چون ستارگانِ تابان به آغوشِ بی‌کرانِ خودت بردی... چشمه‌هایِ شیرینِ رضوان، جاری از لطفِ توست گل‌هایِ سرخِ محبت، شکفته از نگاهِ توست و پروانه‌هایِ عاشق، بال‌گشوده به سویِ توست حال نگاهی کن به قلمِ دستانِ ما، ای یارِ دل‌سوخته قلم‌هایی که در مکتبِ عشقِ تو تربیت یافته‌اند فرهنگیانِ عاشق، چون سربازانِ وفادارِ تو، در واژه‌ها رژه می‌روند، با گام‌هایِ منظمِ شور به صفِ ادب می‌ایستند، با سرفرازی و فروتنی هر کلمه‌شان فریادِ "یا آقا!"، هر سطرشان تسبیحِ توست هر قلم، شمشیری از نورِ هدایتِ توست هر واژه، قطره‌ای از اشکِ شوقِ دیدارِ توست در کلاس‌هایِ پر از امید، نامِ تو را می‌نویسند در دلِ شاگردانِ پاک، عشقِ تو را می‌کارند... یه نیم‌نگاهی هم به ما کن، ای دریایِ رحمت تا در تو غرقِ شویم، با تو یکی شویم به خودت بپیوندیم، در آن وصلِ ابدیِ رضوان ای آقا جان، این دل‌ها بی‌قرارِ توست این قلم‌ها تشنه‌یِ لبخندِ توست... نگاهِ تو، جانِ ماست؛ محبتِ تو، بهشتِ ماست ✍فریبا صادقی با ما همراه باشید: 📲 ایتا | بله
ای آقا و مولای من، ای سرورِ جان‌ها در حق این دلِ بی‌تاب، جفا روا مدار از میانِ تمامِ قلم‌های عاشقی که به درگاهت تقدیم می‌شود لحظه‌ای بر دلِ زارِ من نیز نظری کن چرا که بی‌نامِ تو، تمامِ هستی‌ام رنگ باختـه است بپذیر این بندگیِ ناچیز را و سامانِ آشفته‌ی مرا با نگاهی از سرِ لطف به آرامش برسان اگر فقط یک‌بار انگشتِ اشارتِ تو به سوی من آید تمامِ این دلِ پریشان در اوجِ قرار خواهد گرفت به یاد آور آن عهدِ شیرین را که گفتی: «من زیرِ بیرقِ علمدارِ عشق ایستاده‌ام.» آری، قسم به آن عباسِ علمدار آن وفادارِ بی‌دستِ دشتِ کربلا که این دلِ بی‌کس و غریبِ من هنوز در صفِ عاشقانِ تو در انتظارِ یک نیم‌نگاهِ پر مهر است... ✍فریبا صادقی با ما همراه باشید: 📲 ایتا | بله
. واقعا هم اسفند بوی شهادت می دهد... کسی چه میدانست که ۹ اسفند ۱۴۰۴ درِ باغِ شهادت با شجره طیبه‌ی میناب باز می شود..❗️ . وَ کسی چه می دانست؛ آقاجانمان طاقت شهادت دخترانِ پاک و معصومش را ندارد..💔🥲 ✍🏻الناز مرادی با ما همراه باشید: 📲 ایتا | بله