بسم الله الرحمن الرحیم
چرا نرفت جنگ؟
یه نفر بهم گفت، تا حالا از بابات پرسیدی چرا جنگ نرفته( جنگ ایران و عراق)
یه مکثی کردم و جواب دادم: بابام پسراش رو فرستاد جنگ بدون هیچ نارضایتی، یکی که شهید شد و یکی هم که جانباز و آزاده است.
دوباره پرسید: نه، خود بابات چرا نرفت جنگ؟
دوباره سکوت کوتاهی کردم و گفتم: بابام پشت جبهه خدمت میکرد، مامانم همیشه می گفت شهدا رو که میاوردن، میرفت برای انجام کارشون. میشد نصف شب میومد، خونه.
انگار با جوابم قانع شد. اما من از خودم پرسیدم چرا بابام نرفت جنگ؟
حالا پدرم تو خط مقدم شهید شد، فردا کسی ازم پرسید بابات رفت جنگ؟ سرمو بالا نگه می دارم و میگم. آقای شهیدم اول از همه رفت، تا بقیه پشت سرش بیان.
مریم شیدا، استهبان ۱۶ اسفند ۱۴۰۴
#روز_هشتم
#شانزدهم_اسفندماه_۰۴
#روایت_صبح
#مرگ_بر_آمریکا
#مرگ_بر_اسرائیل
#حماسه_نگاران
با ما همراه باشید:
📲 ایتا | بله
توی موکب نیمکت گذاشتهاند.
دخترها قُرق کردهاند آنجا را.
با حوصله میکشند و با اشتیاق رنگ میپاشند.
راستی!
دخترهای مینابی!
بچههای مدرسهی شجره طیبه!
امروز شنبه است.
هفتهی قبل، همین ساعت کدام کلاسها درس نقاشی داشتند؟!
🖊سمیرا اکبری
#روز_هشتم
#شانزدهم_اسفندماه_۰۴
#روایت_صبح
#میناب
#مدرسه_شجره_طیبه
#کودک_کُش
#مرگ_بر_آمریکا
#مرگ_بر_اسرائیل
#حماسه_نگاران
با ما همراه باشید:
📲 ایتا | بله
یک هفته است که آقای کتابخوانمان را از دست دادیم. هفته ای بود سخت و باور نکردنی. رهبری که وارد بود به ادبیات جهان و با همه نویسندگان از هر حوزه ای دیدار می کرد و تعجب همگان را برمی انگیخت از این همه تسلط ایشان. و مگر می شود به دغدغه های این مرد حکیم در این حوزه که هنوز تک تک کلمات تقریظی اش بر کتابهایی که مطالعه کرده بود در ذهنمان برای همیشه حک شده است، عمل نکنیم...
🖊انسیه مختاری
https://eitaa.com/ensiketab
#شانزدهم_اسفندماه_۰۴
#آقای_کتابخوان_شهیدم
#من_کتابخوان_می_مانم
#روایت_صبح
#مرگ_بر_آمریکا
#مرگ_بر_اسرائیل
#حماسه_نگاران
با ما همراه باشید:
📲 ایتا | بله
🇮🇷روایت صبح
روز دوم جنگ بود ؛ با صدای آلارم ،روح به تنم دمیده شد،تِپ تِپ قلب و دلهره ای عجیب
جانم را فراگرفته بود.سفره سحری را پهن کردم، در میان سکوت شب خبری نبود، وضو گرفتم و بی صبرانه منتظر قرار عاشقانه با معشوق حقیقی کنج اتاق سجاده را پهن کردم؛ گوشی را باز کردم تا کمی اخبار را بالاو پایین کنم؛یا صاحب الزمان(عج) ، چشمانم را به صفحه نیمه روشن گوشی دوخته بودم و پلک نمیزدم ، با چکیدن قطره ای بر روی گونه ام ،دوباره خبر راخواندم.
درباورم نمی گنجید و این برایم غیر قابل پذیرش بود، آخر مگر می شود؟! دنیا روی سرم آوار شده بود، چیزی روی دلم سنگینی میکرد،
خونِ در رگ هایم یخ بسته بود ،بغض راه تفس را مسدود کرده بود. توان حرکت از ماهیچه ها و استخوان هایم سلب شده بود،خبر تا مغز استخوانم را می سوزاند.غم جگر سوزی بود، خدایا چگونه آتش درون قلبم را گلستان میکنی؟ یا رب به آرامشی از جنس تو عاجزانه نیازمندم. قامت به نماز صبح بستم، تا کمی دل دخترک یتیم شده را، خدا نوازش کند؛ نماز تمام شد.
شروع کردم به نوشتن، آره نوشتن می توانست بغضم را بشکند تا کمی دل آرام گیرد..
برای رسم رفاقت نوشتم : رفقا، آقا به آرزویش دست یافت، یتیم شدیم ، بابایمان رفت.
اولین باری است که عزیزم را از دست داده ام من هیچ وقت تجربه این را نداشتم،من حتی بلد نبودم چگونه باید داغ دلم را آرام کنم.
جملات از دل داغم بیدار میشد ، نوشتم:«حالا دیگر یک ایران فرزند شهید است؛ بابای ما،امام ما،مولای ما،رهبر ما شهید است، بابا شهادتت مبارک.»
✍🏻 الناز مرادی/فیروزآباد
#جنگ_رمضان
#روایت_صبح
#رهبر_شهید
#مرگ_بر_آمریکا
#مرگ_بر_اسرائیل
#حماسه_نگاران
با ما همراه باشید:
📲 ایتا | بله
🇮🇷روایت صبح
مامانی جونم! 🥺❤️
منم سرباز کوچولوِ رهبر و کشورم!
تو لباس سبزِ نظامیِ بامزهام، کلاهِ آهنی رو سرم گذاشتم، تفنگِ اسباببازی تو دستم!
تا پای جون میجنگم! با مشتای گرهکرده، داد میزنم: انتقام! انتقام! 💪
✍فریبا صادقی
#وعده_صادق
#مرگ_بر_آمریکا
#مرگ_بر_اسرائیل
#انتقام
#حماسه_نگاران
#روایت_صبح
#شهید
با ما همراه باشید:
📲 ایتا | بله
🇮🇷روایت صبح
عادت به نبودنهایتان
#یکهفتهگذشته...
به پا خیز و علم بردار که وقت سوگواری نیست.
۱۶/۱۲/۱۴۰۴
https://eitaa.com/man_ravi
✍نازنین آرمان
#وعده_صادق
#مرگ_بر_آمریکا
#مرگ_بر_اسرائیل
#انتقام
#حماسه_نگاران
#روایت_صبح
#شهید
با ما همراه باشید:
📲 ایتا | بله
⏰ ساعت شهادت
❤️ رهبر شهید انقلاب: آخرین جمله را هم به امام و مقتدای خودمان ولىّعصر ارواحنافداه عرض کنیم:
✏️ ای سیّد و مولای ما! پیش خدای متعال گواهی بده که ما در راه خدا تا آخرین نفس ایستادهایم. بزرگترین آرزو و افتخار بنده این است که در این راهِ پُرافتخار و پُرفیض و پُربهجت، جان خودم را تقدیم کنم.
⏰ به مناسبت ساعت ۰۹:۴۰ صبح شنبه؛ ساعت شهادت حضرت آیتالله العظمی سیدعلی خامنهای رضواناللهعلیه
#Behesht0940
💻 Farsi.Khamenei.ir
#وعده_صادق
#مرگ_بر_آمریکا
#مرگ_بر_اسرائیل
#انتقام
#حماسه_نگاران
#روایت_صبح
#شهید
با ما همراه باشید:
📲 ایتا | بله
🇮🇷روایت صبح
_از وقتی آقا رو شهید کردن، فشارم بالا و پایین میشه حالم خوب نیست.خدا لعنت کنه اسراییل و آمریکا...
مادرم این را بعد از احوالپرسی همیشگی با لحن آرام و شمرده پشت تلفن می گوید. بلافاصله می گویم: «مامان دیروز وضع خطرناک بود. شیشه خونتون ریخته پایین. بیا اینجا پیش من...»
اینبار لحنش جدی و پر عتاب می شود.
_کجا بیام؟ من هیج جا نمیام. بچه هام اینجان. خونم که از خون اونها رنگینتر نیست.
یادم نبود رهبرش خامنه ایست.
🖊مریم شیدا
#روز_هشتم
#جنگ_رمضان
#مرگ_بر_آمریکا
#مرگ_بر_اسرائیل
#روایت_صبح
#حماسه_نگاران
با ما همراه باشید:
📲 ایتا | بله
🔅ویلچر
پسر جوان روی ویلچر نشسته بود و پاهای لاغرش از تنش خیلی کوچکتر بود. پرچم توی دستش بود و پشت سر آدمهای دور میدان به جلو سرک میکشید. کنارش رفتم و گفتم: میشه خواهش کنم تشریف بیارید توی صف اول. حضور شما خیلی باارزشتره.
مرد چهارشانهای که کنار ویلچر بود زود گفت: دیدی منم میگم. تو جلو باشی یه چیز دیگهاس.
پسر جوان چهرهاش باز شد. دوستش هلش داد جلو و پرچم را تند تکان میداد.
✍رقیه بابایی
https://eitaa.com/roghayeybabaie7
#پانزدهم_اسفندماه_۰۴
#جنگ_رمضان
#شیراز
#روایت_صبح
#مرگ_بر_آمریکا
#مرگ_بر_اسرائیل
#حماسه_نگاران
با ما همراه باشید:
📲 ایتا | بله
🔅با دست خالی
دور میدان ایستاده بودیم. هر ماشینی که پرچم نداشت تا ما را میدید میپرسید پرچم ندارید؟ چقدر دلمان میسوخت که نداشتیم. همان چند پرچم کوچک خودمان را هم داده بودیم رفته بود.
یکدفعه به ذهنم رسید دستم را به نشانه پیروزی بالا بگیرم. همان موقع چند نفر از توی ماشین دستهایشان را بیرون آوردند. دیدم با همین دستهای خالی هم میشود کار کرد. میشود دل مردم را به آرزوی پیروزی شاد کرد و دل دشمن را خالی!
✍رقیه بابایی
https://eitaa.com/roghayeybabaie7
#پانزدهم_اسفندماه_۰۴
#جنگ_رمضان
#شیراز
#روایت_صبح
#مرگ_بر_آمریکا
#مرگ_بر_اسرائیل
#حماسه_نگاران
با ما همراه باشید:
📲 ایتا | بله
🔅دختر سانتیمانتال
کنار پرچم به دستها دستم را به نشانه پیروزی بالا گرفته بودم. ترافیک شده بود. ماشین مشکی مدلبالایی در دو قدمیام آرام جلو میرفت. دو پسر جلو بودند و دو دختر سانتیمانتال عقب. با دختر کنار پنجره چشم تو چشم شدم. زود با دستش علامت پیروزی نشان داد. گفتم: شما هم بیاید کنارمون... . ماشین جلو رفت. دختر توی حرکت گفت: امشب با اینا هستم نمیشه. فردا شب خودم میام! گفتم: پس منتظرما.
دختر به سبک خودش بوس فرستاد و ماشین گاز داد و رفت.
✍رقیه بابایی
https://eitaa.com/roghayeybabaie7
#پانزدهم_اسفندماه_۰۴
#جنگ_رمضان
#شیراز
#روایت_صبح
#مرگ_بر_آمریکا
#مرگ_بر_اسرائیل
#حماسه_نگاران
با ما همراه باشید:
📲 ایتا | بله
ردِ آسمانِ اینروزها را سرانگشتانِ قدرتِ خدا بهزیبایی ترسیم میکند.
طراحیهای خدا همیشه شگفتیسازند...
«اللهم سَدِّد رَمیَهُم»
🖋صدیقه بذرافشان
#شکارچیانِ_آسمان
#روایت_صبح
#مرگ_بر_آمریکا
#مرگ_بر_اسرائیل
#حماسه_نگاران
با ما همراه باشید:
📲 ایتا | بله