✅ راهنمای تصویری ثبتنام و پرداخت هزینه کلاس تست عربی
روی لینک پرداخت ضربه بزنید و مطابق تصاویر راهنما اقدام نمایید.
🏧لینک ثبتنام:
🌐 https://pay.eitaa.com/?link=a1Ff1
مواسات.pdf
3.38M
گزارش فعالیتی مواسات
صدرای مهربانی
خیریه و گروه جهادی صدرا
📚قسمت بیستم: #روی_دست_آسمان
🔻ما برای بدرقه خورشید آمدهایم🔻
🔷امروز چهاردهم ماه ذی الحجّه است ، کاروان آماده حرکت است ، هزاران حاجی میخواهند به خانههای خود باز گردند .
🔹یک انتظار بزرگ در چهره پیامبر به چشم میخورد .
🔷به راستی ، چه موقع وعده خدا فرا میرسد❓🤔
🔹کاروان حرکت میکند ، لحظه خداحافظی با خانه دوست است .۷۲
💫آنجا را نگاه کن❗️
مردم مکّه هم آماده سفر شدهاند ، امّا آنها کجا میخواهند بروند❓
🔷مگر خانه و کاشانه آنها در این شهر نیست❓
🔹پس چرا بار سفر بستهاند❓🤔
مردم مکّه میخواهند پیامبر را تا بیرون شهر بدرقه کنند ، آنها شنیدهاند که این آخرین سفر پیامبر به مکّه است ،😔 میخواهند از پیامبر بهره بیشتری ببرند .
آنها میخواهند مهماننوازی خود را کامل کنند .
💫آن طرف را نگاه کن❗️
مردم یمن ، سوار بر شترهای خود شدهاند ،
آیا آنها میخواهند به یمن بروند❓
🔷راه یمن از راه مدینه جدا میباشد ، آنها باید در همین مکّه با پیامبر خداحافظی کنند و به سوی جنوب بروند ، در حالی که مدینه در طرف شمال است .
🔹هر چه صبر میکنم ، میبینم که آنها برای خداحافظی نمیآیند . آیا آنها میخواهند بدون خداحافظی با پیامبر به یمن بروند❓
🔷فهمیدم ، آنها هم میخواهند پیامبر را بدرقه کنند .👌
🔹کاروان از شهر مکّه جدا میشود و راه مدینه را در پیش میگیرد .
💫آفرین بر اهل مکّه و یمن❗️👏
🔷این مردم همچنان همراه پیامبر میآیند .
🔹اوّل قرار بود آنها فقط تا بیرون شهر مکّه بیایند ، امّا اکنون تصمیم میگیرند کیلومترها راه را در دلِ این بیابان به احترام پیامبر بیایند❗️۷۳
🔷آفتاب به وسط آسمان میرسد☀️ ، موقع اذان ظهر است ، کاروان برای خواندن نماز متوقّف میشود ، بعد از نماز و استراحت ، کاروان حرکت میکند .
🔹دل پیامبر همراه این مردم است ، او آرزو میکند که این مردم همراه او باشند و متفرّق نشوند تا او بتواند پیام مهمّ خود را به گوش همه آنها برساند .
🔷هوا دارد تاریک میشود ، باید در جایی منزل کرد ، خوب است امشب در اینجا منزل کنیم .
🔹فردا به حرکت خود ادامه میدهیم ،مردم مکّه و یمن هم در دل این بیابانها همراه ما هستند .
🔷نمیدانم چه شده است🧐 که این مردم ، سه روز تمام در دل این بیابانها به همراه پیامبر میآیند❓۷۴
🔹غروب روز هفدهم ماه ذی الحجّه فرا میرسد ، دیگر همه ما خسته شدهایم ، باید جایی را برای استراحت انتخاب کنیم .
💫آنجا را نگاه کن ، میقات جُحْفه را ببین❗️۷۵
🔷حتما میپرسی جُحْفه دیگر کجاست❓
🔹جحْفه یکی از میقاتهای حج است ، مردمی که از مصر برای حجّ خانه خدا میآیند در اینجا لباس احرام بر تن میکنند .
🔷البته حجّ امسال که تمام شد ، سال آینده اگر از راه کشور مصر به مکّه بیایی باید در اینجا لباس احرام بپوشی و لبّیک بگویی .
💫همسفر خوبم❗️
🔹اینجا منزلگاه خوبی است و معمولاً کاروانها در اینجا منزل میکنند ، ما هم شب را در اینجا میمانیم .
🔷سفر در این بیابانهای خشک ، تو را حسابی خسته کرده است😞 ، ما نزدیک دویست کیلومتر راه آمدهایم .۷۶
🔹اکنون خیمهای ⛺️برای خودت بر پا کن و تا صبح ، خوب استراحت کن❗️
🔷ما تا مدینه راه زیادی در پیش داریم ، تازه بعد از آن هم باید سریع به شهر خود باز گردی ، همه ، چشم انتظار تو هستند .
#ادامه_دارد...
🍃🌼🍃🌼🍃
@amoozeshmaaref
📚قسمت بیست و یکم: #روی_دست_آسمان
🔻زلال بِرکه در دل🔻
🔶امروز یکشنبه ، هجدهم ماه ذی الحجّه است و صدای اللّه اکبر به گوش میرسد .۷۷
💫همسفر، برخیز❗️وقت نماز است .🤲
مردم همه در صفهای منظّم پشت سر پیامبر به نماز میایستند .
🔸بعد از نماز ، این کاروان بزرگ ، آماده حرکت میشود تا به راه خود در این بیابان ادامه دهد .
🔶آفتاب بالا میآید☀️ و صدای زنگ شترها سکوت صحرا را میشکند، کاروان ۱۲۰هزار نفری در دل بیابان پیش میرود .۷۸
🔸انتظار در چهره پیامبر موج میزند ، به راستی کی وعده خدا فرا خواهد رسید❓🤔
🔶وقتی ما مقداری راه برویم به یک سه راهی میرسیم ، یک راه به سوی مدینه میرود ، یک راه به سوی عراق و راه دیگر به سوی مصر .
🔸من فکر میکنم در آنجا دیگر این کاروان ۱۲۰ هزار نفری تقسیم خواهد شد و هر کس به راه خود خواهد رفت .
🔶این اجتماع بزرگ به زودی ، متفرّق خواهد شد .
🔸ساعتی میگذرد ، ⏳ما حدود شش کیلومتر از جُحفه دور شدهایم ، آفتاب بر ما میتابد و تشنگی بر من غلبه میکند .۷۹😥
🔶به یکی از همراهان خود رو میکنم و میگویم :👤
ــ حاجی❗️آیا آبی داری به من بدهی❓ من خیلی تشنه شدهام❓
ــ قدری صبر کن ، در همین نزدیکیها، یک غدیر هست که میتوانی از آب آن بنوشی .🌊
ــ حاجی❗️حواست کجاست❓من آب میخواهم ، آن وقت تو به من آدرس غدیر میدهی❗️❓
ــ آقای نویسنده ، منظور من از غدیر ، همان برکه است ، در همین نزدیکیها برکه و آبگیری هست که تو میتوانی از آب زلال آن بنوشی .😄
ــ چه حرفها میزنی❗️در این بیابان خشک ، برکه آب ، کجا پیدا میشود❓
💫ــ نگاه کن ، آنجا را ببین❗️
🔸 سیاهی درختان را میگویم ، اگر باور نمیکنی پس این درختانِ بزرگ، برای چه در آنجا روییدهاند❓باید در آنجا آب باشد .
ــ راست میگویی ، سیاهی درختان را میبینم ، خدای من❗️آنجا چقدر درخت هست ، امّا چگونه در این بیابان ، این برکه درست شده است❓
ــ کنار آن برکه ، چشمهای هست که آب از آن میجوشد و به این برکه میریزد .
ــ بیابان و چشمه آب❓
ــ ما تا دریای سرخ فقط دوازده کیلومتر فاصله داریم 🌊، در فصل زمستان بارانهای سیل آسا میبارد🌨 و در دل زمین فرو میرود و در اینجا به صورت چشمه از دل زمین میجوشد .۸۰
ــ آیا این برکه همیشه در اینجا هست❓
ــ نه ، وقتی که تابستان فرا میرسد و هوا گرم میشود آبِ چشمه خشک میشود و با خشک شدن چشمه ، برکه هم خشک میشود .
ــ خدا را شکر که الآن ، روزهای پایانی زمستان است و من میتوانم آب زلال برکه را بنوشم .۸۱
#ادامه_دارد...
✨🌸✨🌸✨
@amoozeshmaaref
‼️فقط تا ساعت 10 فرصت دارید در کلاس تست عربی ثبتنام و شرکت نمایید.
✅اولین جلسه امروز رأس ساعت 11 برگزار می گردد.
🏧 https://pay.eitaa.com/?link=a1Ff1
📚قسمت بیست و دوم: #روی_دست_آسمان
🔻مدال افتخار بر سینه غدیر🔻
💫خدای من❗️
🔷چه بِرکه زیبایی❗️
🔹چه آب باصفایی❗️
🔷قربان بزرگی خدا بشوم که در دل کویر ، برکهای به این زیبایی درست کرده است❗️
🔹من کنار برکه میروم و از آب زلال آن سیراب میشوم و شکر خدا را به جا میآورم .🙏
🔷به راستی که این عربها چه زبان شیوایی دارند❗️
🔹حتما میگویی چرا❓🤔
🔷آنها چه اسم خوبی برای این برکه انتخاب کردهاند:
💫 غدیر خُم❗️
🔹حق داری از من سؤال کنی که معنای کلمه خُم چیست❗️
🔷خوب حالا که سؤال کردی باید کمی حوصله کنی تا برایت توضیح دهم .
🔹وقتی تو جارو به دست بگیری و خانه🏡 خودت را حسابی تمیز کنی آن وقت هر کس به خانه تو نگاه کند میگوید : این خانه ، تمیز شده است .😊
🔷امّا اگر یک دوست عرب زبان داشته باشی، وقتی خانه تمیز تو را ببیند میگوید : خُمّ .👌
🔹منظور او این است که این خانه بسیار تمیز شده است .😄
🔷خوب ، اکنون به این برکه زیبا نگاه کن❗️آب این برکه چقدر زلال و صاف است❗️
🔹اگر بخواهی اسمی برای اینجا بگذاری چه میگویی❓🧐
🔷درست حدس زدم❓ اسم پیشنهادی شما این است : بِرکه زلال .
🔹امّا اینجا سرزمین حجاز است و همه به عربی سخن میگویند ، پس ما باید این اسم شما را به عربی ترجمه کنیم .۸۲
به نظر شما ترجمه عربی برکه زلال چه میشود❓
🔷درست ترجمه کردی : غدیر خم❗️
💫دوست خوبم❗️
دیگر وقت نیست ، کاروان باید به حرکت خود ادامه دهد .
🔹کاش فرصتی بود تا کمی اینجا میماندیم و صفا میکردیم❗️👌
🔷من نمیتوانم از آبیِ این آب، چشم برگیرم❗️
🔹ساعت حدود نه صبح است ، ولی ما نمیتوانیم اینجا بمانیم ، انشاءاللّه برای نماز ظهر در منزلگاه بعدی توقّف خواهیم کرد❗️۸۳
🔷عدّهای مشکها را پر از آب میکنند و به کاروان ملحق میشوند .
🔹پیامبر در حالی که بر شتر خود سوار است به برکه میرسد .
🔷صدایی به گوش پیامبر میرسد :
💫 «یَـأَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَآ أُنزِلَ إِلَیْکَ مِن رَّبِّکَ...:
💫 ای پیامبر❗️آنچه بر تو نازل کردهایم برای مردم بگو که اگر این کار را نکنی، وظیفه خود را انجام ندادهای 😳و خداوند تو را از فتنهها حفظ میکند .»۸۴
🔹وعده خدا فرا میرسد ، خدا میخواهد کنار این آب ، مردم را با ولایت آشنا سازد .۸۵
🔷همان گونه که آب این برکه ، تشنگان کویر را جانی تازه میبخشد ، ولایت علی(ع) هم تشنگان مسیر کمال را جانی دیگر خواهد بخشید .👏
🔹مردم از آیه مهمّی که بر پیامبر نازل شده است خبر ندارند .
🔷صدای پیامبر سکوت صحرا را میشکند :
💫«شتر مرا بخوابانید❗️
به خدا قسم ، تا دستور خدای خویش را انجام ندهم از این سرزمین نمیروم .»۸۶
💫همسفرم❗️
🔹 اینجا سرزمین مقدّسی است ، خدا اینجا را برای بیعت مردم با علی(ع) انتخاب کرده است .
🔷سرزمین عرفات، شایسته این نبود تا جشنِ ولایت علی(ع) در آنجا برگزار شود ، امّا این سرزمین شایستگی دارد تا آیینه تمام نمای ولایت شود .
🔹شتر پیامبر را به زمین میخوابانند و پیامبر از شتر پیاده میشود .
🔷چهره پیامبر از خوشحالی میدرخشد ، هیچ کس پیامبر را تا به حال اینقدر خوشحال ندیده است .
به خدا قسم ، هیچ قلمی✏️ نمیتواند این شادی پیامبر را به تصویر بکشد❗️
🔹مردم ، همه در تعجّب هستند😳 ، آنها نمیدانند چرا پیامبر دستور توقّف داده است .
💫همسفرم❗️یادت نرفته که جمعیّت این کاروان ، ۱۲۰ هزار نفر است!
💫نگاه کن❗️
🔷 اوّل کاروان چند کیلومتر جلوتر از ما هستند ، خیلیها هم هنوز از ما عقبترند ، من فکر میکنم که طول این کاروان چندین کیلومتر بشود .۸۷
🔹باید صبر کنیم تا همه به اینجا برسند .
🔷پیامبر دستور میدهد تا چند سوار نزد او بروند ، پیامبر به آنها دستور میدهد تا به همه کسانی که جلوتر رفتهاند خبر بدهند که برگردند .🗣
🔹همچنین پیامبر عدّهای را میفرستد تا به آنهایی هم که عقب هستند خبر بدهند که زودتر خود را به اینجا برسانند ، همه باید کنار این غدیر جمع بشوند .
#ادامه_دارد...
🍃🌼🍃🌼🍃
@amoozeshmaaref
📚قسمت بیست و سوم: #روی_دست_آسمان
🔻زیر درختان سرسبز و بلند🔻
🔷آفتاب بر سر و صورت من میتابد ، خوب است زیر درختانِ کنار برکه بروم .
چه درختان سرسبز و بلندی❗️🌴
🔹اینها درخت مُغیلان است ، درختی بسیار بلند و خار دار 🌵که کنار برکههای این صحرا روییده است 🏝.۸۸
🔷این درختان با شاخهها و برگهای انبوه خود ، سایبان ⛱خوبی برای مسافران هستند .۸۹
🔹فضای سایه این درختان پر از بوتههای خار شده است و ما نمیتوانیم زیر سایه آن استراحت کنیم .
🔷شاخههای این درختان هم بلند شده و بعضی از آنها به روی زمین رسیده است .
💫نگاه کن❗️👀
🔹پیامبر هم به سوی این درختان میآید ، او نگاهی به این درختان میکند و به فکر فرو میرود .
🔷آنگاه چهار نفر از یاران خود را صدا میزند ، آیا آنها را میشناسی❓
💫سلمان ، مقداد ، ابوذر ، عمّار .
🔹پیامبر از آنها میخواهد تا بوتههای خار زیر این درختان را از زمین در آوردند و شاخههای اضافی را قطع کنند .۹۰
🔷آنها فورا مشغول میشوند ، ابتدا بوتههای خار را از ریشه در میآورند خارها به دست آنها فرو میرود ، امّا دردی احساس نمیکنند ، زیرا با عشقی مقدّس کار میکنند .💗
🔹به راستی در اینجا چه خبر است❓🤔
💫همسفرم❗️
🔷بیا من و تو هم به کمک آنها برویم تا هر چه سریعتر ، سایبان این درختان آماده شود و زمین از خارها پاک شود .
🔹بعد از لحظاتی ، زیر درختان از بوتههای خار خالی میشود ، امّا اگر خوب نگاه کنی👀 خارهای زیادی، روی زمین ریخته است و ممکن است به پای کسی برود .
🔷پیامبر دستور میدهد تا زیر این درختان جارو شود ، و مقداری آب در آنجا پاشیده شود💦 .۹۱
🔹بیا سریع از گیاهان بیابان جارویی بسازیم و اینجا را جارو کنیم .
💫عزیزم❗️میدانم خسته شدهای😥 ، امّا تو به سفر عشق آمدهای ، باید تحمّل کنی ، تو داری به میعادگاه غدیر خدمت میکنی❗️
💫به به❗️
🔷حالا ، اینجا خیلی باصفا شد❗️
وقتی پیامبر زیر درختان غدیر را نگاه میکند ، لبخند زیبایی میزند .
💫گوش کن ، این سخن پیامبر است : «اکنون بروید و سنگهای بزرگ بیابان را جمع کنید و در آنجا منبری آماده کنید» .۹۲
🔹بلند شو ، رفیق❗️پیامبر میخواهد مهمترین سخنرانی خود را کنار غدیر ایراد کند🔊 .
🔷معلوم میشود که این سخنرانی بسیار مهم است که پیامبر دستور داده اینجا اینقدر تمیز و مرتّب شود .😲
🔹سنگها از بیابان جمع میشود و در زیر یکی از درختان ، روی هم قرار میگیرد .
🔷هنوز ارتفاع منبر آن طور که باید و شاید بلند نشده است ، به نظر شما چه کنیم❓
🔹دیگر در این اطراف که سنگی نیست❗️
🔷اکنون، پیامبر دستور میدهد تا جهاز و رواندازهای شترها را جمع کنیم و بر روی سنگها قرار دهیم .۹۳
🔹سرانجام منبری به ارتفاع یک انسان درست میکنیم ، یک پارچه زیبا بر روی آن میکشیم تا این منبر زیبا و دلنشین باشد ، خوب است پارچهای هم پشت منبر نصب کنیم تا مانع تابیدن آفتاب باشد .۹۴
🔷دیگر اذان ظهر نزدیک است ، پیامبر دستور میدهد همه مردم در نماز شرکت کنند .۹۵
🔹مردم از آب زلال برکه ، وضو میگیرند و صفهای نماز را تشکیل میدهند ، آنهایی که زودتر آمدهاند در سایه درختان قرار میگیرند ، معلوم است که این جمعیّت ۱۲۰هزار نفری در زیر سایه این درختان جای نمیگیرند .
🔷کسانی که دیرتر آمدهاند در زیر آفتاب قرار میگیرند🌕 ، زمین خیلی داغ است ، آنها مجبور میشوند تا عبای خود را زیر پای خویش پهن کنند .۹۶
#ادامه_دارد...
🍃🌺🍃🌺🍃
@amoozeshmaaref