هدایت شده از کتابخونهیموقرمز؛
دونا.. هر چی میگذره بیشتر میفهمم من یه جادوگرم
تلپاتی همزمان با تو و کلارا*
هدایت شده از کتابخونهیموقرمز؛
همچی خبر از جادوگر بودن منو میده
هاها
هدایت شده از کتابخونهیموقرمز؛
ایندفعه من به همتون تقدیمش میکنم:»
هدایت شده از کتابخونهیموقرمز؛
مگه من جادوگری نبودم که ذهن میخوند.. ؟