من میرم خونه دوستام*
سه ساعت بعد *
مامانم:الو نمیخوای بیای خونه؟
من :نه
یه ساعت بعد*
بابام :الو سلام دخترم ، نمیخوای بیای خونه مزاحم دوستتی که
من:همه مزاحمن فقط من که اینجا نیستم
یه ساعت بعد مامانم با گوشیه بابام: الو دیگه داریم میایم دنبالت آماده باش
هدایت شده از سارا و گوربه های باستان شناس پینترست
اگه کلمه«وای»وجود نداشت،من هبجی واسه گفتن نداشتم
و شما باید بدونین از سر ذوقه یا ناراحتی یا خوشحالی یا هرچیز دیگه ای
هدایت شده از 「محفل ققنوس」
من ساعت هشت شب خونه یکی از دوستام در صورتی که از ناهار پیششون بودم
الو مامان،من و یادت هست؟
هدایت شده از 𝖬𝗒 𝗒𝗈𝗎))
تیکه اخر همیشه ساراست
یهو وسط کار مامانش میگه دم درم
ما:
سارا:
من تو دو ساعت اول مهمونیا هنوز گرم نشدم یعنی چی که الان میام دنبالتت
هدایت شده از سارا و گوربه های باستان شناس پینترست
مثلا تصور کن همه اجازه دادن یهو ینفرا میاد میگه:نه چیه همش با دوستات بیرونی
بعد همجی کنسل میشه