#روغن_آرگان_لارا
#مغذی_پوست_و_مو
🔥تقویت کننده و درمان کننده مشکلات پوست و مو
😋ضد پیری و بازسازی سلول های پوست
😃شفافیت و جلای پوست
👏درمان موخوره
😍نرم کننده لب
☺️تقویت ناخن
👌صاف کردن موهای فر
@Mj_Rz1378
@hameshejavan
🌠🌠کلینیک زیــ👰🏻ـبا بانو 🌠🌠
#روغن_آرگان_لارا #مغذی_پوست_و_مو 🔥تقویت کننده و درمان کننده مشکلات پوست و مو 😋ضد پیری و بازسازی سلو
💙مزایای #روغن_آرگان برای پوست و مو،ناخن
❤از بین برنده جای آکنه ، لک و زخم پوستی
💙درمان ترک های پوستی و درمان اگزمای موضعی
❤ترمیم سوختگی های پس از لیزر
💙کاهش دهنده التهابات پوست
❤کاهش دهنده چروکهای زیر چشم ، دور لب پیشانی و گردن
💙ضد افتادگی پوست
❤افزایش کلاژن سازی
💙مرطوب کننده و آبرسان
❤مغذی و نرم کننده پوست
💙متعادل کننده pH
❤کنترل کننده چربی پوست های چرب
💙محافظ پوست و زیرساز مناسب آرایش روزانه (پرایمر)
❤جلوگیری از عوارض التهاب ناشی از استفاده از لوازم آرایشی
💙حفظ چربی و رطوبت ناخن
❤پیشگیری از شکنندگی ناخن ها
💙ترمیم ناخن و کمک به رشد و براقی ناخن ها
❤جلوگیری از ریزش مو
💙تحریک رشد مجدد موها
❤نرم کننده ، حالت دهنده و درخشان کننده مو
💙از بین برنده خشکی ، شکنندگی و آسیب مو در اثر حرارت و مواد شیمیائی
برای مشاوره و ثبت سفارش پیوی درخدمتم 🙏🏻
@Mj_Rz1378
@hameshejavan
📣کرم بوتاکس و گونه گذار #رقیق_لارا📣❤️
(مناسب برای پوست های روشن و نازک به دلیل جذب بهتر پوست)
قطعی ترین روش چاقی صورت ✅
برای چاقی صورت و گونه گذاری
دیگر نیازی به تزریق ژل نخواهید داشت❌ بدون عوارض ❌
کرم چاقی صورت ضمن چاقی صورت باعث شفافیت پوست صورت هم میشود
💚اثر دهی با یک دوره الی دو دوره
💚
بیش از 90 درصد رضایت😍
@Mj_Rz1378
@hameshejavn
رضایت مشتری عزیزم از
#بوتاکس_رقیق_لارااااا😍
و روغن آرگان😊
که چروکای دور چشمش درحال محو شدن😍
تیرگی دور چشمش حتی کمتر شده👏👏👏👏
جوانی فقط با محصولات گیاهی لارااا😍😍👏👏👏👏
بدون هزینه های سنگین بوتاکس به زیبایی خودتون برسید😊
@Mj_Rz1378
@hameshejavan
🌠🌠کلینیک زیــ👰🏻ـبا بانو 🌠🌠
#پارت_دوازده دو ساعتی گذشته بود و همه از برنگشتن هانا به شدت نگران شده بودیم. با اینکه هوا تق
#پارت_سیزده
بعد از اومدن پلیس و دادن گزارش کامل، فورا جستجو رو شروع کردن.
موندن ما اونجا هیچ کمکی نمیکرد بخاطر همین به بچهها گفتم چادرها و وسایل رو جمع کنن تا برگردیم.
بلافاصله به دانشگاه رفتم و میدونستم اگه پام به اونجا برسه توبیخ شدیدی در انتظارمه.
_آقای شکیبی مسئولیت این گروه با شما بوده اگر خدایی نکرده اتفاقی برای این دختر بیفته باید پاسخگو باشید. فعلا در دسترس باشید تا بهتون خبر بدیم.
جوابی نداشتم که بدم، فقط به گفتن چشم بَسنده کردم و دیگه چیزی نگفتم ...
به این فکر کردم که هر اتفاقی برای من بیفته مهم نیست، فقط هانا صحیح و سالم پیدا بشه.
•°•°•°•°•°••°• ✾ •°•°•°•°•°•°•°•
"سه روز بعد"
چند روز بود که همه منتظر خبر پلیس بودیم تا کار جستجو تموم بشه و با هانا برگردن.
از پلیس خواستم منم همراهشون دنبال هانا بگردم اما اجازه ورود به اون محدوده رو به هیچکس نمیدادن.
تو این مدت روی نگاه کردن به زن داداش رعنا و پدر و مادر هانا رو نداشتم. نمیدونستم باید چی بهشون بگم، فقط امیدوار بودم که پلیس با خبرای خوب برگرده.
توی خونه بودم که زنگ درو زدن، احتمال دادم که از هانا خبری آوردن. با عجله درو باز کردم که دم در با دوتا افسر پلیس و چند سرباز روبه رو شدم.
_سلام. بفرمایید؟! خبری شده؟
+آقای محمدحسین شکیبی؟
_بله خودمم.
+باید با ما بیاید کلانتری. ازتون شکایت شده.
_کی شکایت کرده؟؟
+تشریف بیارید متوجه میشید.
بعد به یکی از سربازهای کنارش اشاره کرد و سرباز جلو اومد تا دستبند فلزی رو به دستم بزنه که گفتم:
_لازم به دستبند نیست خودم میام.
خداروشکر کردم که مادر خونه نبود تا منو تو اون وضعیت ببینه.
سوار ماشین شدم و همراه پلیس ها رفتم. تا برسیم دل تو دلم نبود ... نمیدونستم چه اتفاقی افتاده...
بعد از اینکه وسایلمو تحویل گرفتن تو یه راهرو با سربازی که همراهم بود منتظر موندم تا اجازه ورود به اتاق بازپرس رو بدن.
بعد از نیم ساعت بلاخره سرباز دیگه ای جلو اومد و گفت : میتونی بری داخل.
با ورودم به اتاق، بازپرس که سرش پایین بود و روی برگهای چیزی مینوشت سرشو بلند کرد و بعد از اینکه نیم نگاهی بهم انداخت گفت : بشین.
_میتونم بدونم چه اتفاقی افتاده؟
+عجله نکن..
از این همه آرامش و خونسردیش اعصابم بهم ریخته بود... میخواستم بدونم چه اتفاقی برای هانا افتاده و آروم و قرار نداشتم...
بلاخره برگهای که جلوی روش بود رو کنار گذاشت و گفت :
_افراد ما نتونستن توی اون منطقه هیچکس رو پیدا کنن.
+یعنی چی؟؟!... امکان نداره هانا باید همون دور و بر باشه حتما خوب نگشتن....
_شلوغش نکن.. مامورای ما با دقت و بهترین امکانات زنده یاب همه جا رو گشتن، مطمئنن که کسی اونجا نیست... و طبق گفتهی دانشگاه مسئول گم شدن اون خانم شما هستی و ازتون شکایت کردن... فعلا پیش ما هستی تا تکلیفت مشخص بشه.
بعدشم سربازی که دم در ایستاده بود رو صدا کرد و گفت : فعلا ببرش بازداشتگاه تا قرار بازپرسی تشکیل بشه.
احساس میکردم هرچیزی که تو دلم هست بهم میپیچه...
میدونستم خانواده هانا اونقدر شریف و محترم هستن که بخاطر حرمت فامیلی از من شکایت نمیکنن و همین عذاب وجدانم رو بیشتر میکرد.
فقط تونستم به مهرداد خبر بدم تا بدونه کجام و بعد فورا منو به بازداشتگاه منتقل کردن ....
#ادامه_دارد
𝓳𝓸𝓲𝓷↝@hameshejavan
در اين شب زيبـا
براتون دعـا میکنم
شبـی سـراسـر .....
آرامش داشته باشید
و هرآنچه از خوبی هایی
کـه آرزو داریـد را خـــــدا
برای فردای شما آماده کنه
شبتون پر از مـهـر خـــــــدا
شـب بخیر💫💖
@hameshejavan
هدایت شده از 🌠🌠کلینیک زیــ👰🏻ـبا بانو 🌠🌠
☀️☀️☀️
سلام رفقا🤝
صبح شد خیر است....💓
به توکل نام اعظمت🕊️بِسْمِ اللهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ💫
بگشای خدایا
که گشاینده تویی🕊❤️
@hameshejavan