قبل و بعد استفاده
#کرم_بوتاکس_رقیق_لارااااا😍😍
و روغن آرگان😊👏👏👏
این یه تبلیغ نیست رضایت خود مشتری از محصولاته😊👏👏👏
لارااا همیشه پر قدرت عمل میکنه💪💪💪💪
@Mj_Rz1378
@hameshejavan
🌠🌠کلینیک زیــ👰🏻ـبا بانو 🌠🌠
#پارت_چهلوچهار +پس این پرس و جوها برای چیه؟ راستی این مهمونت کیه که از وقتی اومده منو باهاش آشن
#پارت_چهلوپنج
با دیدن مادرم، روی مبل سلطنتی توی سالن، صدا توی گلوم خفه شد.
با اخمی که روی صورتش بود احتمال دادم همه چیز مطابق میل مامان نبوده.
هنوز متوجه حضور من نشده بود و با اخمهای گره خورده و چشم های نافذش به جایی که توی دید من نبود، خیره نگاه میکرد.
مسیر نگاهش رو دنبال کردم و جلوتر رفتم تا به زیبا رسیدم که روی مبل روبه روی مامان نشسته بود.
از حالت مچاله شده و دستهای گره خوردهاش میشد فهمید استرس زیادی رو تحمل میکنه.
با سرفهای اعلام حضور کردم و توی دیدشون قرار گرفتم.
_سلام مامان جون... شما کجا! اینجا کجا؟!
+سلام...هیچ معلومه کجایی؟ تو که به ما سر نمیزنی... گفتم خودم بیام خونت ببینمت که دوستت گفت رفتی شرکت.
و نگاه پرسشگرانه ای به زیبا انداخت.
_اره شرکت بودم... راستی زیبا رو معرفی نکردم... حتما تا الان آشنا شدین باهم؟
+نه اتفاقا منم چند دقیقهای میشه اومدم. فرصت نشد آشنا بشیم.
نفس حبس شدهام رو بیرون دادم و لبخندی روی لبم نشوندم.
_پس من معرفی کنم...زیبا از دوستای قدیمی منه.. چند روزی اومده ایران و من ازش خواهش کردم این چند وقت رو مهمون من باشه.
چشمهای زیبا که از فرط تعجب دو برابر شده بود رو نادیده گرفتم، خودم هم از دروغهایی که میگفتم متعجب شده بودم اما الان نمیتونستم به واکنش زیبا فکر کنم.
_مامان جان چی میل دارید بیارم براتون؟
+عزیزدلم بشین چیزی نمیخورم اومدم روی ماه پسرمو ببینم.
زیبا سریع از جا بلند شد و گفت :
+من الان میارم.
_دخترم زحمت نکش.
+خواهش میکنم زحمتی نیست.
زیبا ازمون فاصله گرفت و به آشپزخونه رفت.
مامان خودش رو بهم نزدیک تر کرد و رو به جلو خم شد و مثل کارآگاه های بازجویی توی چشمهام زل زد :
+رادین جان نگفته بودی همچین دوست قدیمی داری؟
_خب...نگفته بودم...چون...ایران نبوده اصلا..
+ولی چقد خوب فارسی حرف میزنه!
_خببب.... اونجا پدرو مادرش توی خونه فقط فارسی باهاش حرف میزدن.
+کدوم کشور بودن؟
_آلمان.
+به نظر دختر خوبی میاد.
_بله خیلی خانومه.
در همین حین زیبا وارد سالن شد و باعث شد مامان حرفش رو قطع کنه و با لبخند به پشتی صندلی تکیه بده ....
#ادامه_دارد
𝓳𝓸𝓲𝓷↝@hameshejavan
🍃همیشه جوان بمانید🌸
🌠🌠کلینیک زیــ👰🏻ـبا بانو 🌠🌠
#پارت_چهلوپنج با دیدن مادرم، روی مبل سلطنتی توی سالن، صدا توی گلوم خفه شد. با اخمی که روی صورت
#پارت_چهلوشش
مامان با لبخند به پشتی صندلی تکیه داد و تشکر کرد.
نگاهی به زیبا که روی صندلی مینشست انداخت و پرسید :
+خب زیبا جان چیکار میکنی؟ مشغول درس و دانشگاهی یا کار میکنی؟
رنگ از صورت زیبا پرید و با لکنت گفت:
_مــ..من....خببب....مـن..
و با حالت التماسی بهم نگاه کرد تا از این مخمصه نجاتش بدم.
حرفش رو قطع کردم تا مامان بیشتر از این مشکوک نشه:
_مامان جان زیبا تو آلمان درسشو تموم کرده، فعلا هم قصد کار کردن نداره.
چیزی نگفت، از نگاه مبهمش هم نمیتونستم بفهمم حرفم رو باور کرده یا نه.
مامان زن زرنگ و تیزبینی بود و به همین راحتی نمیشد بهش دروغ گفت، مطمئن بودم دیر یا زود دستمون رو میشه و همه چی رو میفهمه.
بعد از صرف چاییاش از جا بلند شد:
+رادین جان من دیگه برم. بیشتر از این مزاحم استراحتت نمیشم عزیزم.
_این چه حرفیه مامان. اینجام خونه خودته. شمام تاج سر منی. هرچقدر دلت خواست بمون. اصلا من با دیدن شما خستگیم در رفت بعد حرف از استراحت میزنی...
مامان خنده شیرینی کرد که در آغوش گرفتمش و بوسه ای روی سرش گذاشتم.
+مراقب خودتون باشید.
_چشم...شما هم همینطور. به بابا سلام برسونید.
مامان با لبخند خاصی روبه زیبا کرد و گفت:
+دخترم حتما یه شب با رادین شام بیاین..منتظرتونیم.
_ممنون از محبتتون خانوم فروتن..
+بهم بگو سیما...راحت باش عزیزم
_چشم سیما جون
تا دم در مامان رو بدرقه کردم که جلوی در مامان با صدای آرومی که زیبا نشنوه گفت:
+سوگند میدونه این دختر با تو زندگی میکنه؟
_بله میدونه .... بعدشم مادر من بدونه یا نه چه فرقی داره؟ اون دیگه تو زندگی من نیست ، اتفاقاتی هم که توی زندگیم میفته به اون ربطی نداره.
+خیلی خب عزیزم عصبانی نشو، منظوری نداشتم. همینطوری پرسیدم.
بعد از بدرقه مامان داخل خونه اومدم و در رو بستم.
زیبا با رنگ پریده روی مبل نشسته بود و به لیوان چای روی میز خیره شده بود.
از حالتش نگران شدم و پرسیدم:
_زیبا خوبی؟ چیزی شده؟
اونقدر توی فکر بود که صدام رو نشنید. دوباره صداش زدم:
_زیبااا...حالت خوبه؟
ترسیده از جا پرید و سرش رو بلند کرد و با چشمای اشکی بهم خیره شد.....
#ادامه_دارد
𝓳𝓸𝓲𝓷↝@hameshejavan
🍃همیشه جوان بمانید🌸
هدایت شده از 🌠🌠کلینیک زیــ👰🏻ـبا بانو 🌠🌠
سعی نکنید ایراد هایی مثل #تیرگی_پوست و #لکها و #منافذ_باز و ...زیر کلی آرایش قایم کنید
این کار باعث میشه همون مشکل ها چند برابر بشه و آرایش پیری زود رس و #چروک های شدید برای #پوست_صورت میاره
از یک رو هم در سن های بالا موقع هایی که دیگه نه وقت و حوصله آرایش دارین #پوستتون به بدترین شکل ممکن نمایان میشه
✨از این سرمایه بزرگ بخوبی #مراقبت کنین✨
تاثیر فوق العاده #محصولات ما با اولین استفاده😍 صددرصد #تضمینی
@Mj_Rz1378 روزگار
@hameshejavan
هدایت شده از 🌠🌠کلینیک زیــ👰🏻ـبا بانو 🌠🌠
💞کاربرد کرم ضدلک تخصصی آیلا💞
🌙ضدلک وکک ومک
🌙ضد جوش (عمقی وسطحی)
🌙سفید کننده قوی
🌙بستن منافذ باز
🌙پاکسازی صورت
🌙رفع تیرگی زیر چشم
🌙جوانساز و شاداب کننده
🌙کلاژن ساز
🎊ومهمتر با گارانتی 🎊
@Mj_Rz1378 روزگار
@hameshejavan
هدایت شده از 🌠🌠کلینیک زیــ👰🏻ـبا بانو 🌠🌠
💥کرم کراتینه گامنو 🌱
🔸افزایش آبرسانی به ساقه مو
🔸کاهش موخوره
🔸درمان موهای آسیب دیده و سوخته
🔸مناسب برای انواع مو
🔸رفع وزی و خشکی مو
🔸صافی موهای مجعد
کاملا گیاهی و طبیعی ☘
حجم: ۲۵۰ میل
👇👇
@Mj_Rz1378
@hameshejavan
هدایت شده از 🌠🌠کلینیک زیــ👰🏻ـبا بانو 🌠🌠
رضایت دوست عزیزاز کرم کراتینه گامنو که فقط دوبار استفاده کردن وموهاشون نرم وابریشمی شده ومثل قبل دیگه زبر نیست 👏👏🤩🤩وو
کرم رفع اگزما که بهتراز قبل شدن خداروشکر🙏.... درمان هنوز ادامه دارد..
@Mj_Rz1378
@hameshejavan
@mer30tvدستاتو شستی.mp3
زمان:
حجم:
4.2M
#قصه_کودکانه
یه قصه خوب و شیرین
برای کودک دلبند شما🥰
@hameshejavan
هدایت شده از 🌠🌠کلینیک زیــ👰🏻ـبا بانو 🌠🌠
🔆 #سلام_امام_زمانم 💚
✨ ای ڪه روشن شود
💫از نـور تو هر صبح جهان
✨روشنـــای دل من
💫حضرتـــ خورشـید سلام
🔸اللﮩـم_عجـل_لولیـڪ_الفـرجــــ
#امام_زمان
@hameshejavan
🌺 🌺 🌺 🌺
هدایت شده از 🌠🌠کلینیک زیــ👰🏻ـبا بانو 🌠🌠
دوست داری دماغت رو عمل کنی😍
از جراحی میترسی 😢
هزینش بالاست 😓
به خاطر بزرگی بینی اعتماد به نفس نداری😫
این که ناراحتی نداره با ژل بینی لارا بدون جراحی و هزینه گزاف به فرم دلخواهتون برسین😉
💢مخصوص بینی های گوشتی
💊منع مصرف:افراد دارای ناراحتی تنفسی و آسم مصرف نکنند.
مشاوره وثبت سفارش:
@Mj_Rz1378
کانال معرفی محصول:
@hameshejavan