هدایت شده از 🌠🌠کلینیک زیــ👰🏻ـبا بانو 🌠🌠
#پک_صورت_آدلین_لارا
💕🎉شامل 60عدد قرص پروتئین و کرم مکمل👌👌
✔️ترکیبی عالی از پروتئین.👌
✔️کلاژن ساز فعال گیاهی 👌👌
✔️حجم دهنده قوی 👌👌
✔️باز سازی کننده سطح کلاژن 👌👌
💖💥💖یک فرمول برای رسیدن به حجم دلخواه 💖💥💖
💖💥💖تقویت حالت الاستیکی پوست 💖💥💖
💖💥💖درخشش پوست متناسب یکسان 💖💥💖
💯🎉💯🎉💯🎉💯🎉فقط صورت
✔️✔️بالا بودن سطح جذب
✔️✔️بدون حساسیت
✔️✔️قابل استفاده برای انواع پوست
✔️✔️رفع چروکهای مقاوم
💥💥صورت پر، زیبا و دلخواه خود را با ما تجربه کنید ....👌👌👌👌
مشاوره تخصصی رایگان وثبت سفارش: 👇👇
@Mj_Rz1378
عضویت در کانال👇
@hameshejavan
🌠🌠کلینیک زیــ👰🏻ـبا بانو 🌠🌠
#پارت_هشتادویک شش ماهی گذشت. توی این مدت علاقهی من و رادین بهم بیشتر میشد و طاقتمون بخاطر دو
#پارت_هشتادودو
با حال بدی که داشتم روی صندلی نشستم.
+حالا که اتفاقی نیفتاده...من میگم عجله نکن، به محمدحسین هم فکر کن...من میشناسمش بخدا خیلی پسر خوبیه...
_اخه الان وقت این حرفاست؟ اونم شبی که رادین داره میاد خواستگاریم. آبجی تو که میدونی من چقد رادین و دوسش دارم.
+میدونم عزیزم...ولی میبینی که مامان مخالفه صددرصده... اصلا راضی نیست ، بابا هم دلش رضا نیست فقط چون نمیخواد تو دلت بشکنه تا حالا چیزی نگفته.
وصلتی که از اول خانواده ها راضی نباشن به جایی نمیرسه هانا جان...
_ازدواجی که خودم راضی نباشم چی؟ حتما اون به جایی میرسه...حتما اگه با آدمی که دوسش ندارم ازدواج کنم خوشبخت میشم آره؟!
اجازه ندادم رعنا جواب بده و با عصبانیت از روی صندلی بلند شدم و به اتاقم پناه بردم.
نمیخواستم حال خوبم رو خراب کنم، اونم وقتی که هر لحظه ممکن بود رادین و پدرو مادرش از راه برسن.
مادر رادین زن منطقی و مهربونی بود و وقتی رادین واقعیت ماجرا رو براش تعریف کرد، به راحتی پذیرفت ، اما پدرش مثل مامانم از این ازدواج ناراضی بود و دلش میخواست دختری که از هر نظر شایستهی رادین و هم سطحش باشه رو براش انتخاب کنه.
رادین هم با کلی دعوا و قهر تونسته بود راضیش کنه تا فقط توی مراسم امشب حضور داشته باشه.
بغضی که توی گلوم گیر کرده بود رو پایین دادم و مجدد لباس و آرایشم رو چک کردم.
پنج دقیقه نشده بود که صدای زنگ در بلند شد. استرسی که از صبح توی وجودم بود برگشت.
مادر رادین رو قبلا دیده بودم اما از رودررویی با پدرش وحشت داشتم خصوصا اینکه از ازدواج رادین با من ناراضی بود.
در اتاق رو باز کردم تا صداشون رو بهتر بشنوم. به جز احوالپرسی معمول چیز دیگهای رد و بدل نشد.
چند دقیقهای گذشته بود که مامان صدام کرد و وارد سالن شدم و با صدای بلند سلام کردم.
#ادامه_دارد
𝓳𝓸𝓲𝓷↝@hameshejavan
🍃همیشه جوان بمانید🌸
میدونستی اجزای صورت هر چقدر هم قشنگ باشه اما صورتت لاغر باشه زیبایش به چشم نمیاد؟؟؟ 😞😞😞
#قرص_آدلین_لارا بهترین معجزه برای ثپل شدن صورتت❤️❤️❤️❤️
ببین مشتری چی میگه😘😘😘
@Mj_Rz1378
@hameshejavan
🌠🌠کلینیک زیــ👰🏻ـبا بانو 🌠🌠
#پارت_هشتادودو با حال بدی که داشتم روی صندلی نشستم. +حالا که اتفاقی نیفتاده...من میگم عجله نکن
#پارت_هشتادوسه
وارد سالن شدم و با صدای بلند سلام کردم.
تنها کسایی که از جاشون بلند شدن رادین و سیما خانوم بودن.
پدر رادین، مرد میانسالی با موهای جوگندمی و صورت جدی بود که کنار رادین نشسته بود.
با ورود من نیم نگاهی پر از غرور بهم انداخت.
جو سنگینی که توی خونه حاکم بود استرسم رو بیشتر کرد.
رادین که حال بدم رو احساس کرد، همراه با لبخند دلگرم کنندهای که روی لبش بود، چشمک شیطونی بهم زد.
صورت مامان با دیدن رادین و چشمکی که بهم زد از عصبانیت سرخ شد و از لای دندوناش زمزمه کرد:
+هانا جان پاشو برو چایی رو بیار..اینجا نشین.
سریع از جا بلند شدم و خودم رو توی آشپزخونه انداختم.
نفس حبس شدهام رو با فشار بیرون دادم و روی زمین نشستم.
استکان ها رو توی سینی چیدم و مرتب کردم.
لرزش دست هام اجازه نمیداد توی استکان ها چایی بریزم.
خدا خدا میکردم رعنا بیاد و به دادم برسه اما هیچ خبری از کمک رعنا یا مامان نبود و باید تنهایی همهی چایی ها رو میریختم.
بعد از چند دقیقهای که انگار ساعتها گذشت بلاخره استکان ها پر شد.
سینی سنگین چایی رو به زحمت بلند کردم و سعی کردم صاف نگهش دارم اما لرزش دستهام اجازه نمیداد و چایی توی استکانها به رقص دراومده بود.
از آشپزخونه بیرون اومدم و با قدمهای آروم و پاهای لرزون به سمتشون رفتم.
سینی چایی رو جلوی بابا گرفتم که اشاره کرد اول برای پدر رادین بگیرم.
نگاهم به چهرهی اخمو و درهم پدر رادین افتاد و خواستم به طرفش برم که چشمام سیاهی رفت و زیر پاهام خالی شد.
نتونستم سینی رو نگه دارم و تمام محتویات سینی، جلوی پای پدر رادین روی زمین خالی شد.
روی زمین کنار استکانهای شکسته افتادم و اشک صورتم رو خیس کرد.
با چشمهایی که از اشک تار شده بود میدیدم که همه نگران از جاشون بلند شدن و به طرفم اومدن. به جز پدر رادین که یه پاش رو روی پای دیگه انداخته بود و با نگاه تمسخرآمیزش، به افتضاحی که به بار آورده بودم، نگاه میکرد.
رعنا زیر بازوم رو گرفت و از جا بلندم کرد و به اتاق برد....
#ادامه_دارد
𝓳𝓸𝓲𝓷↝@hameshejavan
🍃همیشه جوان بمانید🌸
هدایت شده از 🌠🌠کلینیک زیــ👰🏻ـبا بانو 🌠🌠
1.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#مراقبت_مو
وقتی #مو هاتون نمدار یا خیسه اصلا شونه نزنید که این کار باعث میشه موهاتون مثل ادامس کش بیاد.
و راحتتر موهاتون بشکنه پس بزارید موهاتون خشک بشه بعد شونه بزنید که موهاتون اسیب نبینه😍
❤️ بهتره که قبل از#شانه_زدن_مو هاتون از سرم یا ماسک مو استفاده کنید که موقع شونه کردن موهاتون نشکنه و کشیده نشه کنده بشه.
09379027455
@Mj_Rz1378
https://eitaa.com/joinchat/1366360098C2f60aeb205
🍃همیشه جوان بمانید🌸
هدایت شده از 🌠🌠کلینیک زیــ👰🏻ـبا بانو 🌠🌠
#روغن_اصل_کندش_آیلا👍😍
درمان ریزش مو
تقویت پیاز مو
تقویت رنگدانه مو
تغذیه کامل مو
محافظت از پوست
مناسب پوست 😍خواص ناگفته کندش
کوچک کردن منافذ
رفع چین و چروک
جلوگیری از پیری زودرس
@Mj_Rz1378
09379027455
https://eitaa.com/joinchat/1366360098C2f60aeb205
هدایت شده از 🌠🌠کلینیک زیــ👰🏻ـبا بانو 🌠🌠
#شامپو_گیاهی_کتیرا_ختمی_آیلا💥
#شامپو_گیاهی_آیلا💥
با فرمولاسیون فوق العاده مؤثر بر روی مو سر میتواند بهترین جایگزین شامپوهای شیمیایی مضرر شود
📌 خواص درمانی شامپو
🌟پیشگیری از سفید شدن مو
🌟 براق کننده طبیعی مو
🌟رفع شپش و قارچ
🌟پرپشت شدن موها
🌟تقویت و تغذیه پیاز مو
🌟رفع ریزش مو
🌟رفع شوره و موخوره
🌟رفع چربی سر
🌟نرم کننده طبیعی با عصاره کتیرا
🌟تقویت کننده و ابرسانی با عصاره گیاه ختمی
🌟با استفاده از این محصول برای همیشه موهای صاف داشته باشید
🌱گیاهی و ارگانیک
💯تضمینی
☘دارای ایزو 9001
☘دارای هولگرام اصالت کالا
تهیه شده از گیاهان دارویی 👇
کتیرا. گل ختمی. رزماری. کرچک. برگ زیتون. گیاه دم اسب. بابونه......
🦋 250 میل
مشاوره وسفارش محصول:
@Mj_Rz1378
09379027455
https://eitaa.com/joinchat/1366360098C2f60aeb205