هدایت شده از 🌠🌠کلینیک زیــ👰🏻ـبا بانو 🌠🌠
تو یک زنی
زیبا باش
لباس خوب بپوش
مواظب هیکل واندامت باش
هر سنی داری خوب و زیبا بگرد
همیشه بوی عطر بده
برای خودت گاهی هدیه ای بخر🎁🛍
وقتی به خودت وروحت احترام میگزاری
احساس سربلندی میکنی
آنوقت دیگه از تنهایی به دیگران پناه نمیبری
یادت باشد «#عزت_نفس» برای یک زن غوغا میکند💪
با پکهای زیبایی ما اعتماد به نفس را دوباره تجربه کن؛
#پکهای_چاقی
#پکهای_لاغری
#تناسب_اندام
#زیبایی_چهره
#حجم_دهنده_سینه
#حجم_دهنده_باسن
@hameshejavan
ULTRALIFT CREAM 🧚🏼
سوپرایز 🥳😍🤩
📣 رونمایی از محصولی جدید و فوق العاده از برند محبوب گامنو 🎊
💧🦋 کرم سفت کننده و لیفتینگ گامنو 🦋💧
⭐️ حاوی هیالورونیک اسید، عصاره رز هیب و انار ⭐️
🔸 سفت کننده و جمع کننده پوست و اندام شل شده
🔹 جلوگیری از افتادگی و پیری زودرس
🔸 مناسب برای صورت،غبغب، سینه و اندام های افتاده بدن
🔹رفع چروک سطحی پوست
#کرم_الترالیفت 🥰
#گامنو گامی نو در نو آوری و کیفیت🍃
@Mj_Rz1378
@hameshejavan
ANTI-ACNE CREAM
🍋🍋 #کرم_آنتی_آکنه 🍋🍋
💥💥 اگر به دنبال یک راه حل موثر و دائمی برای زیبایی صورت خود هستید با این محصول فوق العاده به جنگ جوش هایتان بروید و دیگر نگران التهاب های پوستی خود نباشید 🤩🤩
🌿🌿 حاوی روغن درخت چای، روغن همیشه بهار، لیمو و ویتامین C 🌿🌿
🔸جلوگیری از ایجاد جوش و التهاب پوستی
🔹رفع جوش های چرکی و سرسفید
🔸ضدعفونی کننده پوست
🔹رفع انواع جوش جوانی
🔸کنترل چربی سطح پوست
🔹رفع خارش و قرمزی جوش
#کرم_آنتی_آکنه ☺️
#گامنو گامی نو در نو آوری و کیفیت🍃
مشاوره رایگان وثبت سفارش:
@Mj_Rz1378
@hameshejavan
🌠🌠کلینیک زیــ👰🏻ـبا بانو 🌠🌠
#پارت_نودویک چشمامو بستم تا اشکی که توی چشمم حلقه زده بود روی صورتم نریزه. +من میدونم این چیزا
#پارت_۹۲
چشم که باز کردم روی تخت دراز کشیده بودم.
از رنگ سفید و بی روحِ در و دیوار اتاقِ خالی فهمیدم توی بیمارستان هستم.
حضور کسی رو توی اتاق حس کردم. سرم رو چرخوندم تا شخصی که توی اتاق هست رو ببینم.
با دیدن مامان که سرش رو روی دستش گذاشته بود، خیالم راحت شد.
سنگینی نگاهم رو که احساس کرد سرش رو بلند کرد و چشمای اشکیش رو بهم دوخت.
روی صورتم خم شد و پیشونیم رو بوسید.
با بغضی که توی صداش محسوس بود زمزمه کرد:
+مادر قربونت بره...من مردم و زنده شدم تا چشماتو باز کنی...حالت خوبه عزیزم؟
چشمام رو باز و بسته کردم و بی جون لب زدم:
_خوبم...
+خداروشکر... استراحت کن عمرم..
با تموم شدن حرف مامان در اتاق باز شد و رعنا و بابا داخل اومدن.
هردو نگران حالم رو پرسیدن و صورتم رو بوسیدن.
از اینکه خانوادهام رو اینطور نگران کرده بودم حس بدی نسبت به خودم داشتم و عذاب وجدان روی سینم سنگینی میکرد.
بغضی که توی گلوم بالا و پایین میشد رو قورت دادم و خجالت زده چشمام رو بستم.
فردای همون روز از بیمارستان مرخص شدم و باهم به طرف خونه رفتیم.
مامان به شدت حواسش بهم بود و همه هرچی که میخواستم فراهم میکردن.
توی اون مدت هیچکس کاری که کرده بودم رو به روم نیاورد و حرفی ازش زده نشد، انگار یه چیز ممنوعه بود که صحبت کردن دربارهاش هم غدقن شده بود.
توی اتاق روی تخت دراز کشیده بودم و به اتفاقاتی که افتاده بود فکر میکردم که با ضربه به در اتاق بفرماییدی گفتم.
بابا سرش رو داخل اتاق آورد و گفت:
+اجازه هست؟
لبخندی به روش زدم:
_بله باباجون...برای شما همیشه اجازه هست.
درو بست و کنارم گوشهی تخت نشست.
نگاه مهربونش رو بهم دوخت و موهای روی صورتم رو کنار زد:
+هانا جان...میدونی که من و مادرت چقد دوستت داریم... مخصوصا مادرت...
همهی این سختگیری هایی که میکنه فقط بخاطر خوشبختی خودته...
میدونم که خودت اون پسرو دوست داری و خوشحالم که پای دوست داشتنت هستی...
سرم رو پایین انداختم و سکوت کردم که بابا ادامه داد:
+اما راهی که برای رسیدن بهش انتخاب کردی غلطه...
ولی وقتی انقدر دوسش داری که حاضری جون خودتو به خطر بندازی، باید مسئولیت بقیهاشم قبول کنی...
میدونی که زندگی کلی سختی داره...اگه قراره یه عمر باهاش زندگی کنی باید همهی سختی ها رو به جون بخری...
به بابا نگاهی کردم تا مطمئن بشم معنی حرفش رو درست فهمیدم:
_این یعنی اینکه...یعنی اینکه موافقین؟!
لبخند مهربونی زد و گفت:
+بله من موافقم... وقتی میبینم انقد دوسش داری منم دیگه حرفی ندارم. با مادرتم صحبت کردم با اینکه راضی نیست اما اونم دیگه حرفی نداره و قبول کرده...
با ذوق بابا رو در آغوش گرفتم و صورتش رو بوسه بارون کردم..
قهقهه ای زد و گفت:
+بسه کشتیم دختر...اگه میدونستم انقد خوشحال میشی زودتر موافقت میکردیم.
از خوشحالی زبونم بند اومده بود. باورم نمیشد بلاخره من و رادین برای هم میشدیم ....
#ادامه_دارد
𝓳𝓸𝓲𝓷↝@hameshejavan
🍃همیشه جوان بمانید🌸
🌠🌠کلینیک زیــ👰🏻ـبا بانو 🌠🌠
#پارت_۹۲ چشم که باز کردم روی تخت دراز کشیده بودم. از رنگ سفید و بی روحِ در و دیوار اتاقِ خالی
#پارت_۹۳
بعد از اینکه کمی استراحت کردم و حالم بهتر شد، تونستم بلند شم و از اتاق بیرون برم.
توی خونه چشم چرخوندم تا بالاخره مامان رو تو آشپزخونه در حال غذا درست کردن پیدا کردم.
جلو رفتم و از پشت بغلش کردم و سرم رو روی شونهاش گذاشتم.
با لحن مظلومانهای گفتم:
_مامان جووونمممم؟... معذرت ميخوام اگه نگرانت کردم...و ممنون بخاطر اینکه با ازدواج من و رادین موافقت کردی...
دستم رو گرفت و با دلخوری گفت:
+مگه چارهی دیگهای هم برام گذاشتی؟!
_مامان انقد ناراحت نباش بخدا خوشبخت میشم... مطمئن باش..رادین خیلی پسر خوبیه...اگه توام میشناختیش همینو میگفتی..
نفسش رو محکم بیرون داد و به طرفم برگشت:
+خیلی خب نمیخواد انقد قسم و آیه تحویل من بدی... ولی وای به حالش اگه خوشبختت نکنه... اونوقت من میدونم و تو و اون...
ریز خندیدم و صورتش رو بوسیدم:
_چشم..خیالت راحت..
آغوشش رو برام باز کرد و گفت:
+بیا بغلم ببینم...
توی آغوش گرم و مهربون مادرانهاش فرو رفتم و عطر تنش رو به ریه هام کشیدم.
برگشتم تا به اتاقم برم که یادم افتاد باید گوشیم رو از مامان پس بگیرم.
چشمامو مظلوم کردم و گفتم:
_مامانی حالا که آشتی کردیم گوشیمو میدی؟
گوشیم رو از میز عسلی بیرون آورد و به طرفم گرفت.
با عجله گرفتم و بوسه سریعی رو صورتش گذاشتم و به اتاق برگشتم تا زودتر خبر موافقت مامان و بابا رو به رادین بدم.
شماره رادین رو گرفتم که بعد از اولین بوق جواب داد:
+هانا...کجایی تو؟؟ چرا دوباره گوشیت خاموش بود؟
از اتفاقی که افتاده بود و جراحت دستم حرفی نزدم:
_سلام...خوبی؟ ببخشید نگران شدی...با مامانم دعوامون شد، اونم گوشیمو گرفته بود.. بخاطر همین خاموش بود.
مکثی کرد و با ناراحتی که توی صداش بود گفت:
+بازم بخاطر من دعوا کردین؟
_دیگه بهش فکر نکن...مهم اینه که همه چی درست شد..
+یعنی چی؟
با ذوق گفتم:
_یعنی اینکه مامانمم با ازدواجمون موافقت کرد...
+جدی میگی هاناا؟؟! چه خوب...پس دیگه مشکلی نیست.
به مامان میگم همین امشب تماس بگیره تاریخ رو مشخص کنن.
_رادین من خیلی نگرانم...همش حس میکنم اتفاق بدی میفته...
+نگران نباش اینا استرس قبل از ازدواجه، طبیعیه...
خندیدم و به شوخی گفتم:
_از کجا میدونی؟! انگار قبلا چندباری ازدواج کردییی...
اما رادین با لحن جدیای گفت:
+من قبل از تو به ازدواج فکر هم نمیکردم...
_میدونم عزیزم ناراحت نشو ...فقط شوخی کردم...
_حتی شوخیشم قشنگ نیست...
#ادامه_دارد
𝓳𝓸𝓲𝓷↝hameshejavan
🍃همیشه جوان بمانید🌸
💥 #پکیج_منافذ_پوست_گامنو 🌱 (جدید😍)
شامل:
۱. ماسک منافذ و جای جوش
۲. کرم قابض
۳. صابون قهوه
❇️رفع منافذ باز پوست
❇️رفع اسکاروچالهای ناشی ازجوش
❇️ رفع جای آبله مرغان
❇️رفع پوست مرغی و پرتقالی
❇️رفع هرگونه فرورفتگیهای پوستی
❇️ سفت کننده و لیفت پوست
🔸محصولی عالی و کاملا اثر گذار برا افرادی که با هیچ محصولی به نتیجه دلخواه نرسیدن
📍پک بستن منافذ پوست و جای جوش
جای ابله مرغان و چاله های پوستی
رو در حد پیلینگ پوست صاف میکنه
💥محتویات پکیج:
۱۰۰ گرم ماسک منافذ + ۵۰ گرم کرم قابض + صابون قهوه مخصوص
مشاوره رایگان وثبت سفارش:
@Mj_Rz1378
@hameshejavan
GAMNO ☘
sun care
*ضدآفتاب پوست چرب گامنو*☘
حاوی ویتامین C 🍊
محصولی عالی برای پیشگیری از ایجاد لک و کک و مک پوستی 🥰
دارای SPF50 و ماندگاری طولانی مدت
فاقد پارابن
حداکثر محافظت از لایه های اپیدرم و درم پوستی در برابر تشعشعات زیانبار خورشید از جمله UVA,UVB,IR 🔆
مرطوب کننده پوست و حفظ رطوبت در لایه های زیرین پوست و مانع از پیری زودرس آن 💧
ضدالتهاب 🔥
فاقد رنگ
مخصوص پوست های چرب و مختلط 🍋
بافت سبک
#گامنو گامی نو در سلامت و زیبایی
@Mj_Rz1378
@hameshejavan
GAMNO ☘
sun care
ضدآفتاب گامنو ☘
حاوی ویتامین C 🍊
محصولی عالی برای پیشگیری از ایجاد لک و کک و مک پوستی 🥰
دارای SPF50 و ماندگاری طولانی مدت
فاقد پارابن
حداکثر محافظت از لایه های اپیدرم و درم پوستی در برابر تشعشعات زیانبار خورشید از جمله UVA,UVB,IR 🔆
مرطوب کننده پوست و حفظ رطوبت در لایه های زیرین پوست و مانع از پیری زودرس آن 💧
ضدالتهاب 🔥
در دونوع فاقد رنگ
مخصوص پوست های خشک و معمولی 🥒
و
مخصوص پوست های چرب و مختلط 🍋
💥استفاده از ضدآفتاب در کنار محصولات ضدلک به عنوان مکمل درمانی و محافظتی اکیدا توصیه می شود
بافت سبک
#گامنو گامی نو در سلامت و زیبایی
@Mj_Rz1378
@hameshejavan