eitaa logo
Hamidigroup
119 دنبال‌کننده
7 عکس
4 ویدیو
0 فایل
#آریا_حمیدی کد ۲۳۴ کاندیدای انتخابات شورای شهر کاشان ۱۴۰۵ دکترای مدیریت بازرگانی بنیان گذار موسسه گُل جهانی صلح
مشاهده در ایتا
دانلود
🏫مجتمع آموزشی حمیدی 🎓مهدزبان شکوه 🎓پیش دبستان دوزبانه 🎓 دبستان دوزبانه ✅تنها مجتمع دوزبانه کاشان ✅ترکیب هنر، بازی و یادگیری هوشمند ✅انواع برنامه‌های متنوع و جذاب ✅سالن ورزشی اختصاصی ✅ محیطی شاد، اَمن و با عشق ✅ کادر آموزشی توانمند و آشنا به هوش مصنوعی 🚀آیا فرزند شما آماده‌ی پرواز به دنیای آینده است؟ ‌ 🌍در دنیایی که تکنولوژی با سرعت نور حرکت می‌کند، آموزش سنتی دیگر کافی نیست! ما فقط درس نمی‌دهیم؛ ما آینده را می‌سازیم. 🌟ثبت نام آغاز شد! ظرفیت و زمان محدود است! 🇮🇷با پیوستن به خانواده بزرگ مجتمع آموزشی حمیدی، سازندگان فردای ایران سرافراز باشید! 📞 برای اطلاعات بیشتر و ثبت نام، با ما تماس بگیرید و یا پیام بدهید: 03155310044 09352210090 https://ble.ir/hamidischool https://eitaa.com/hamidigroup با احترام مدیریت و موسس
⚡️ ⚡️مهد زبان شکوه ⚡️ ⚡️ ثبت نام آموزش مکالمه زبان انگلیسی، ویژه کودکان بصورت حضوری آغاز شد. برای مقاطع سنی۳ تا ۵ و ۵ تا ۷ سال آدرس دفتر مرکزی: میدان شورا، ابتدای مدرس 🌐 مجتمع آموزشی حمیدی 🌐 +989352210090 03155310044
🎓مهدزبان شکوه 🎓پیش دبستان دوزبانه 🎓 دبستان دوزبانه 🏫 سرزمین اکتشاف،یادگیری خلاقیت ✅تنها مجتمع دوزبانه کاشان ✅آموزش و یادگیری در مدرسه ✅ آشنایی معلمان به هوش مصنوعی ✅ برنامه‌های متنوع و جذاب ✅ محیطی شاد، اَمن و دوستانه 🌟ثبت‌نام پایه اول دبستان آغاز شد به فرزندانتان فرصتی دهید تا در بستری شاداب و خلاق به سوی آینده‌ای موفق گام بردارند. 📞 برای اطلاعات بیشتر و ثبت نام، با ما تماس بگیرید و یا پیام بدهید: 03155310044 09352210090 https://ble.ir/hamidischool https://eitaa.com/hamidigroup برای ساختن ایران سرافراز، به جمع خانواده بزرگ مجتمع آموزشی حمیدی بپیوندید. مدیریت و موسس
مدیریت شهری و مسئله شهروند روایت‌هایی درباره آینده شهر قسمت اول ✍️ محمد ثابت ایمان - برنامه‌ریزی و مدیریت شهری مدت‌هاست در این خصوص نمی‌نویسم. دلیل روشنی هم دارد؛ گوش شنوا نداریم. حواسمان پرت سیاست است، آن‌قدر که نامش دیگر «تدبیر ملک» نیست. روزی می‌گفتیم مثلث شهر، شهروند و مدیریت شهری. کمی جلوتر این مثلث، با ضلعی به نام ذی‌نفع تغییر شکل داد و تبدیل به مربع شد. وقتی از مربع سخن می‌گوییم، یعنی وزن همه اضلاع در تحقق مطلوب ماجرا با هم برابر است و در چنین وضعی امکان رشد پایدار فراهم می‌شود. اما وقتی هر یک از اضلاع، به هر دلیل دچار رشد کاریکاتوری شود، با یک چهارضلعی نامتقارن روبه‌رو می‌شویم؛ دقیقاً همان وضعیتی که امروز در مدیریت بسیاری از شهرها شاهد آن هستیم. درک علت‌های شکل‌گیری این اضلاع نامتقارن، می‌تواند راز توسعه آینده شهرها باشد. 🔶 یکی از مهم‌ترین اضلاع اثرگذار این مربع، شهروند است؛ واژه‌ای که انسان را فارغ از هر رنگ و تعلقی، در عرصه مدنی صاحب حق می‌داند. واژه باید خود باد باشد واژه باید خود باران باشد (سپهری) باران، رمز بی‌شائبه نور است؛ پس واژه نیز باید عین نور باشد. در نظام اخلاقی مبتنی بر دانش و بینش، مهم‌ترین نیازهای انسان در دو بعد مادی و معنوی به ظهور می‌رسد. همان دعایی که در سال‌های گذشته، با عنوان یک رویکرد، خود را در پیشانی اهداف و راهبردها نشان داد: «ربنا آتنا فی الدنیا حسنه و فی الآخره حسنه» ارتقای کیفیت زندگی مادی و معنوی شهروندان، مهم‌ترین راهبرد یک نظام عادل در مدیریت شهرهاست؛ آرمانی که در ادامه، به زایش رویکرد «تبدیل سازمان خدماتی به نهاد اجتماعی» انجامید. در طول این سال‌ها به تعریف این نگاه در حاشیه تمامی زیر و بم‌های مدیریت شهری پرداخته‌ام و شرح مبسوط آن را به فصلی در کتاب «از بلدیه تا نهاد اجتماعی» واگذار کرده‌ام؛ شاید در این یکی دو دهه‌ای که جامعه در التهاب عبور به سر می‌برد و یا در مسیر بلوغی تازه به شرایط خاص توسعه در ضلع نامبرده (شهروند) نزدیک‌تر می‌شود، مفید فایده باشد. شاید هم تنها به تاریخ بپیوندد؛ یعنی به جای آنکه در بطن فرآیندهای این عبور به اصلاح کمک کند، فردا فقط از علت و معلول‌های این مسیر سخن بگوید. این‌ها یعنی هنوز فاصله داریم. 🔷 به نظر می‌رسد آن خیز اساسی که ما را در اواخر دهه هشتاد به دوره سوم مدیریت شهری، یعنی «حاکمیت فرهنگی»، رساند و از منظر استراتژی در ضلع بیرونی یعنی «محیط» قرار دارد، یک‌شبه از «شهرنشین» به آرمان «شهروند» نخواهد رسید. البته ممکن است با بروز نوعی انقلاب اجتماعی در میان نخبگان بدنه اجتماعی ما، به عنوان یک کاتالیزور رو به جلو، این مسیر تا حدی تسریع شود؛ اما تا تکمیل این بلوغ و تبدیل آن به یک الگوی معرفت‌شناختی قابل اتکا در فرهنگ جامعه شهری، دست‌کم به دو دهه زمان نیاز است. هرچند ارتباطات گسترده جهان امروز، در فضای به‌اصطلاح مک‌لوهانی و در اتمسفر زیست انسانیِ معطوف به توسعه ـ که ماهیتی گازی و سیال یافته ـ به همراه پذیرش بی‌مرز فرهنگی جوامع، بر سرعت این تحولات افزوده است؛ با این حال، با در نظر گرفتن احتمال یک وارونگی شدید فرهنگی در مواجهه عملی جامعه ایرانی با این فضا و نیز اتلاف بخشی از سرمایه‌های اجتماعی، تا رسیدن به آرمان شهروندی همچنان فاصله‌ای جدی در پیش است؛ فاصله‌ای که در آن با نوعی استحاله فرهنگی نیز روبه‌رو خواهیم بود. با همه اینها، رسیدن به مصداق واقعی شهروند در عمل و رفتار و تماشای ظهور اجتماعی آن، بی‌تردید با مصادیق ظهور یک انقلاب اجتماعی در فردای جامعه ما همراه خواهد شد. 🔶 وقتی از انقلاب اجتماعی نخبگان سخن می‌گوییم، منظور نسلی است که در راه است؛ نسلی که با «جور دیگر دیدن»، خود را در اتمسفر موجود و با معجونی از علم، آگاهی تمدنی و نگاهی تازه به عرصه ظهور می‌رساند. شدت شور و هیجان این ظهور، در نسبت با میزان شعور آن، بزرگ‌ترین دغدغه فردای ایران است. این نسل می‌تواند در نگاه به درخت‌واره هویت ملی، با حفظ ریشه‌ها و بنیان‌های فکری، خود را در میوه اتصال به سرشاخه‌های رو به نور نشان دهد. بی‌تردید آرمان این نورسیدگان، تنها در تحقق عملی اخلاق برای انسان ایرانی قابل پذیرش خواهد بود. اخلاق، مهم‌ترین معیار توجه انقلابیون اجتماعی آینده در مسیر توسعه و پیشرفت ایران است؛ راه میانه‌ای که برای ترمیم فاصله میان حاکمیت و مردم، با تحقق درست مفهوم شهروندی و توجه به حکمت «الناس علی دین ملوکهم»، از کریدور سبز مدیریت شهری و مأموریت‌های آن می‌گذرد. آنچه باید در سند چشم‌انداز، به عنوان «مدیریت کلان واحد شهری» محقق شود. 🟥 ترکیب شورای شهرها را جدی بگیرید؛ https://eitaa.com/hamidigroup
🟪 مدیریت شهری این روزها ... (۲) نه شورا، نه شهردار،نه شاید ذی نفعان و نه حتی شهر، به تنهایی در شرایط تعادل این‌ چهارضلع، مسئول مدیریت شهرها نیستند. هر اتفاق چه در تعریف دامنه ی یک کار خوب(اثربخش) و چه در انجام خوب کار(کارآمدی) و چه بر عکس و یا حتی متوسط، محصول برآیند اثر این چهار نیرو بر یکدیگر می باشند. برخی از این عوامل در آوردگاه مدیریت شهری هویدا و آشکارا عمل می کنند. برخی بی صدا و پنهان. برخی هم منفعل. ما به آن شکل توسعه ایمان داریم که محصول تقارن و هم افزایی این چهار ضلعی و قرار گرفتن آن در قامت و سهم یک مربع باشد. اضلاع تساوی، بالذات مسیر پایداری و تناسب را هموار می کند. بازی برد برد این چهارضلع، مهمترین سنگ محک عملکرد و ارزیابی رفتار شهرداری هاست. امکان شفاف سازی در پاسخ به مطالبه گری ها نیز، تنها در تقارن اضلاع میسر است. 🔶️ باید به دنبال یک چهارضلعی متقارن باشیم. البته یادمان نرود که به واسطه ی افزایش روز به روز نیازهای انسان شهری به خدمات گسترده ی شهرداری ها، مدیریت شهری به عنوان اثرگذارترین عامل در زندگی انسان شهری به شمار می رود. به نحوی از سه متر زیر زمین (بهشت زهرا) تا هزار متر بالای جو (شرکت کنترل کیفیت هوا) میدان خدمت و عرصه ی اثرگذاری شهرداری ها نسبت به مردم است، این میزان فعلی، با تحقق سند چشم انداز در آینده و حرکت به سمت مدیریت واحد شهری، روز به روز بیشتر هم خواهد شد تا تمام فرآیند تولد تا مرگ انسان شهری را مدیریت کند. پس اتخاذ آن راهبرد در راس ماموریت ها که می گوید؛ مدیریت شهری در سرنوشت دنیا و آخرت مردم تاثیر گذار است، درست می باشد. راهبرد؛ ارتقاء کیفیت زندگی مادی و معنوی شهروندان. با همین ترتیت(مادی و معنوی). 🔷️ اینجا ضرورت تبین مفهوم نهاد اجتماعی در برابر سازمان خدماتی، معنا پیدا می کند.(ماموریت بزرگ). در همجواری اساطیر به سمبل ها و نمادها می رسیم. مربع، نماد زمین، بعد مادی وجود را شکل خواهد داد. وقتی یک مثلث بر همین قاعده به مربع اضافه کنیم، سهم آسمان (الوهیت) را داده ایم. این دو بر روی هم، ما را به عدد هفت می رسانند که نمود دایره و هستی کامل است، ترکیب دنیا و آخرت! نقطه مرکز دایره ی وحدت، ذات حق و انسان کامل و دایره عین کثرت. همه ی گنبدهای افراشته به سمت بوم آبی آسمان، از چنین معنای بزرگی بهره برده اند.(کثرت در وحدت). در حافظ می خوانیم؛ آن که پر نقش زد این دایره ی مینایی کس ندانست که در گردش پرگار چه کرد جهان در قول شبستری خال و خط صورتی را ماند که در آن هر چیزی در جای خودش، به قاعده ی طبیعت و چرخه ی نظام احسن، قرار گرفته و عمل می نماید. جهان چون چشم و خط و خال و ابروست که هر چیزی به جای خویش نیکوست 🔶️ جایی که ما در چهارضلعی اثر گذار بر مدیریت شهری، به دنبال توازن و تقارنیم. در غیر این بدون توجه به اصل پایداری در توسعه و حفظ همان طبیعت اثرگذار، هوشمند و کنش گرا(شهر) نتوانسته ایم وظیفه ی انسانی خویش را در سه ضلع مدیریت شهری، شهروند و ذی نفعان، به منصه ی ظهور برسانیم. 🔷️ سهم انسان در مربع موجود بیش از همه می باشد، پس لازم به حفظ تعادل بین اراده، اختیار، خواهش، منفعت، نفس، سلیقه، برنامه و واقعیت، میان این اضلاع با ماهیت طبیعت شهری هستیم. جایی که؛ شهود، خلاقیت و الهام، منشاء رفتار او در تعریف چگونگی و کیفیت ماجرا می شود، فرهنگ با تمام موازینش، پای در رکاب عمل می گذارد. 🔶️ و الا با پدیده ی ؛ ای مگس عرصه ی سیمرغ نه جولانگه توست عرض خود می بری و زحمت ما می داری در مدیریت شهرها روبرو خواهیم بود که تا اکنون و تا حدود زیادی بوده ایم. اینجاست که در انتخاب اراده ها و افکار انسانی، معیاری بالاتر از علم و اخلاق وجود نخواهد داشت.در غیر این ما سرنوشت مردم را به فرد یا افرادی منفعت طلب سپرده ایم که نه از شیرینی کلک معنا بهره دارند، نه از گوهر بود دریا! (تولد شهربند)،اتفاقی که به دنبال عدم پذیرش ضمیر ناخودآگاه جمعی انسان شهری در این سالها، میزان تحقق مشارکت مدنی را پایین آورد تا حدی که می توان گفت؛ در این سال ها ما با شبحی از شکل شورا در شهرها روبرو بوده ایم نه حتی؛ شبیه شورا. شهردار که؛ جای خود دارد ! 🔹️این از مبانی حکمت ملی ماست که: نه هر کلکی شکر دارد نه هر زیری، زبر !(مولوی) نه هرکه چهره برافروخت، دلبری داند!(حافظ) 🟥 ترکیب شورای شهرها را، جدی بگیرید!!! (محور تحول کشور) ادامه دارد ! محمد ثابت ایمان https://eitaa.com/hamidigroup
🟪 مدیریت شهری این روزها ...(۳) عملکرد درست مدیریت شهرها به تناسب رفتار در چهار ضلعی؛ شهر، شهروند، مدیریت شهری و ذی نفعان باز می گردد. در این حالت، دو ضلع بنیادین آسیب می بیند. یکی شهر به عنوان بستر عمل و اتمسفر محیط زیست انسانی به واسطه ی فقدان رویکرد توسعه ی پایدار و دیگری شهروند، کسی که اصل این خدمات برای او به منصه ی ظهور می رسد. آن هم با نگاه به تامین خیر دنیا و آخرتش! آخرت، اینجا همان عاقبت به خیری در کار است. 🔷️ در رشد نامتوازن، دو ضلع بار علیت را بر دوش داشته و اضلاع دیگر معلول واقع می شوند. به عبارتی اتفاق در شهر و شهروند خودنمایی می کند. در این وضعیت، رفتار "شهروند" تنها در حالت تقارن اضلاع به مطلوب مورد نظر ما نزدیک است، در غیر این به ویژگی ذی نفع صرف "شهرنشین" و حالت خنثی و بی اثر در چهارضلعی می رسد. 🔶️ بر اساس نظر دورکیم هر پدیده ی اجتماعی معلول، در ادامه ی چرخه، به علت پیدایی معلول بعد از خود تبدیل خواهد شد، پس ویژگی نادرست تحصیل شده در ابتدای چرخه نیز، به صورت تصاعدی به حلقه ی دیگر انتقال خواهد یافت. همان قول صائب؛ خشت اول چون نهد معمار کج تا ثریا می رود، دیوار کج بعد از این ما میراث دار هویت های تکه پاره ای هستیم که محصول بر هم خوردن تعادل نیروها در مربع مذکور است. 🔷️ از سال های خیلی دور، پای مطالعات توسعه قبل از هرگونه عمل به مدیریت شهرها باز می شود تا بلکه بتواند همه ی عوامل موثر در یک مسئله را دیده و بررسی کند. مفاهیمی چون پیوست( اجتماعی، فرهنگی، زیست محیطی، ترافیکی و ... ) یا هر ملاحظه ای که در انجام خوب کار خوب ضرورت پیدا می کند، به معنای منگنه ی کاغذهایی رها از متن ماجرا، به چیستی عملکردها و اتفاقات ما نیست، بلکه مهندسی دقیق هر اتفاق، ناظر بر قاعده ی برد _ برد در این چهارضلعی است. مثلا در فروش تراکم باید به شهر و ویژگی های طبیعی او اعم از خاک، آب، اقلیم و ... توجه کنیم، کسب درآمد از جنس ناپایدار بر مبنای فروش ارتفاع شهرها در برابر نظام پایدار سیستم ها قرار می گیرد تا آنچه باید در آئینه ی نیاز نسل های امروز و فردا لحاظ شود را با تصمیمات ناتمام اندکی ذی نفع بر باد دهد. خلاف آمد آنچه می گوید؛ یاد من باشد! کاری نکنم که به قانون زمین بر بخورد ...(سپهری) 🔶️ حکمت ها در علوم انسانی به راحتی در زندگی جاری شده و توجه ما را به خود می طلبند، می ماند پای ارادت و دست عمل مرد آخریین در قول مولوی؛ مرد آخربین مبارک بنده ایست! و نکته همین جاست! باید فاعلیت در مدیریت شهرها، آخربیننده باشد. فردا نگاه و عاقبت اندیش بماند، در غیر این، پیش پای دیده و معلول های ناقص و نابارور به جا گذاشته است. 🔷️ آنچه در نگاه امروز به شهرها شاهد آن هستیم؛ عدالت نیم بند اجتماعی در توزیع منابع. تقسیم به بالا و پایین شهر، تفاوت ارزش افزوده ی ملک و مبنای ثروت، تقسیم ناعادلانه ی فرصت، تغییر الگوی های مصرف، تولد سبک های ناقواره و ناهماهنگ با فرهنگ قومی، ملی و دینی، رواج دین گریزی، ظهور دین ستیزی، اضمحلال پایه های اخلاق، گسترش نفاق و دورویی، تنازع بی رویه ی بقاء برای کسب صرف ثروت، زایش نوکیسه گان اجتماعی نابالغ و نا اصل اما اثرگذار، بر هم خوردن قانون برابری در بطن سازمان ها (درون) و کف کوچه و خیابان (برون)، از بین رفتن مفهوم امن محله، آسیب پذیری مرزهای بومی و هماهنگ خانواده، مرگ هارمونی، وارونگی رنگ بناها و نماها، زایش پیاپی ناهماهنگی و عدم تجانس، بر هم خوردن تعادل آب و خاک، انسداد کریدورهای هوا، شوخی با زخم های ممکن زمین، سرماخوردگی گسل ها، بازی شوم تراکم، سرفه ی آبی آسمان، خارش کمربند زلزله، عروج لوله های فاضلاب، سقوط باورهای انسانی، دل پیچه و مسمومیت شدید آب ها، گرفتگی ریه های زمین، ورود ادبیات پریما دابل چاکلتی در سیما، منظر و محیط شهری، تولید اصوات ناهماهنگ، رژه ی آلودگی های دیداری و شنیداری، پذیرش فرهنگ های ناهماهنگ، کاهش خلوص، خداحافظی باران، قهر پرنده، دلواپسی پروانه، تنزل نگاه، خاموشی حدود تماشا، بر هم خوردن حال شاخه ها، آفت میوه ها، انزوای ریشه ها ... سر درد هویت! هویت درد سر ! و ... 🔶️ منابع انسانی صالح و هوشمند، بزرگترین سرمایه یک ملت است. در گزینش ها و انتخاب ها دقت کنیم! 🟥 ترکیب شورای شهرها را جدی بگیرید! (محور تحول کشور) ادامه دارد ... محمد ثابت ایمان برنامه ریزی و مدیریت شهری https://eitaa.com/hamidigroup
🟪 مدیریت شهری این روزها ...(۴) تعریف ساده ای که می توان از فرهنگ ارائه داد، اتمسفر یا فضای در برگیرنده تمام وجوه یک جامعه است. آنچه در نخستین برخورد با آن روبرو می شویم. نتیجه ی ذهنی برآیند رفتارها. فرهنگ؛ از سر طاقچه ی عادات تا بر کوچه ی مواسات و معادات راه می رود، نفس می کشد و حیات دارد. جایی که نخستین همگرایی اجتماعی، معنای معادله و مرابطه به خود می گیرد و آدمی در جمع خویشتن ها، ضرب و تقسیم و منها می شود. به تساوی می رسد، در هم افزایی ها به توان والایی ها و در جذر بودن ها و شدن ها، با نسبت های بیشتری از حیات انسانی، آشنا می شود. 🔷️ فرهنگ در میان تمام این قواعد ریز و درشت اجتماعی و لابلای همه ی بایدها و شایدها، شادی ها و غم ها، گرفتاری ها، بالا و پایین شدن ها، کنش ها و واکنش ها، از سطح من تا نقاطی که ما را در سلول به سلول جامعه ی شهری پیش می برد، از خانه و خانواده تا محله و سایر تقسیمات امروز شهری، نظیر ناحیه و منطقه و بالاخره شهر؛ مانند آب میان بافتی عمل می کند. با قدرتی برخاسته از باورهای فردی، نشسته در بطن ضمیر ناخودآگاه جمعی. جایی که در پاسخ به خاستگاه یک رفتار و منش، به دنبال زمینه و بستر آنیم. با اندک تفاوت که بر اساس تفکر سیستمی از طریق تعلقات فردی، با پذیرش رنگ به رنگ شدن های مختلف برآمده از سرشت، ذائقه و تربیت و ... در هریک از ما به ظهور می رسد و می شود ویژگی فردی. آنجا که تلاش می کنیم تا؛ آب را گل نکنیم ! (سپهری). 🔶️ رفتارهایی که در نهایت ما را به یک الگوی معرفت شناختی می رساند که مثلا در نگاه به فرد یا اجتماع به هر اندازه کوچک یا بزرگ به قضاوتی در حد کلمه یا جمله بسنده می کنیم که اینگونه اند و آن گونه. گاهی مرزبندی رفتارها در سطوح خانه، کوچه و محله متفاوت شده و خرده فرهنگ ها را به وجود می آورند. اینها در ظرف شهر اتفاق می افتد. در کف کوچه و محله، با یک حرکت سیستمی پویا و زنده، خود اتکاء و سیلانی شبیه رود که هر کس در آن نتیجه سعی و تلاش خودش را می بیند. گاهی به قاعده از دیگری عبور می کند و گاهی نیز دلیل عبور دیگری می شود. وجه شبه آب میان بافتی در پیکره ی چنین اجتماعی به مفهوم امکان توانایی قدرت حرکت و جابجایی بیشتر، تبادل و تعامل و بالاخره توافق و همراهی در آن است. 🔷️ انسان شهری در چنین فضایی عمل می کند. یک بار دیگر به آن چهار ضلعی برگردیم. از میان شهر، شهروند، مدیریت شهری و ذی نفعان، سه ضلع مستقیما موثر از فرهنگ انسان شهری است. ضلع شهر یا طبیعت و محیط زیست انسانی به جز در موارد قهریه زلزله، سیل، طوفان و ... شرایط، تسلیم پایداری و ناپایداری رفتار منبعث از فرهنگ است. اگرچه جغرافیای زیست شهرها موثر در ایجاد ژرف ساخت های فرهنگی انسان شهری نیز می باشد، اما در نهایت این انسان شهریست که بر شهر یا طبیعت و محیط زیست خویش اثر گذار است. 🔶️ رفتار انسان شهری در این چهارضلعی از سه الگو یا ویژگی خاص نشات می گیرد. 🔺️اول شهرنشین؛ خنثی، مصرف کننده و مسئول در قبال خود. همان عادی نشینان حیات که جز در چارچوب حواس پنجگانه نصیب ندارند. آنجا که: جیبشان را پر عادت کردیم(سپهری). 🔺️دوم شهربند؛ فرصت طلب و منفعت جو با اثرگذاری منفی‌. غیرقابل اعتماد، در مقابله ی جدی با سرمایه های اجتماعی. همه تلخی از بهر بیشی بود(فردوسی). 🔺️سوم شهروند؛ مسئول، آگاه و مطالبه گر. با اثرگذاری مثبت، پیش برنده و قابل اعتماد و در یک کلام سرمایه ی اجتماعی شهر. انسانم آرزوست ... !(مولوی) غایت آرمان ما؛ تبدیل شهرنشین به شهروند و اصلاح، کاهش و حذف حداکثری رفتار شهربند از برآیند رفتار چهار ضلعی مذکور است. تمام پیشرفت های شهر و حد و حدود آن در تناسب با مترو معیار فرهنگ، قابل شناخت و پیگیری است. 🔷️ حاکمیت صرف فرهنگی شهرها، بزرگترین دستاورد انسان مدنی آینده خواهد بود. جرقه های ظهور این مهم از حدود ربع قرن پیش در شهرداری تهران زده شد. اکنون فرصت تبین درست آن رسیده است. مدیریت فرهنگی شهرها تنها مسیر حل چالش های چهارگانه ی آگاهی، ارتباط، اعتماد و مشارکت با مردم است. راهی میانبرد در تعیین محتوای سند چشم انداز، برای توسعه و آبادانی درست کشور. جایی که باید همه ی سیاست ها، اهداف و برنامه ها در جهت تیین درست یک حقیقت، حرکت کنند. 🟥 ترکیب شورای شهرها را جدی بگیرید! (محور تحول کشور) ادامه دارد ... محمد ثابت ایمان برنامه ریزی و مدیریت شهری https://eitaa.com/hamidigroup
مدیریت شهری این روزها .(۵) 🟪 چهار ضلع موثر در مدیریت شهرها در نهایت به انسان( فرهنگ) و شهر (طبیعت)ختم می شوند. یک سو شهر و داشته های؛ آب، هوا، خاک، موقعیت جغرافیایی، دسترسی ها و هر آن چیز ناب و بکری که در قاب ویژگی، می توان از آن به مزیت رقابتی یاد کرد. آنچه بنای تعلق است. کویر، دریا، رود، کوهستان، جنگل و هرچه با منشاء طبیعی در استناد به عین ذات، به دست آمده و متعلق به شهر است، نظیر؛ زبان، هویت های انسانی، آیین ها، سوغات، صنایع دستی، زیست بوم، غذا، موسیقی، لباس، به طور خلاصه میراث کالبدی و معنوی، در کنار ساختارها و زیرساخت هایی که با منشاء فرهنگ، محصول تحمیل اراده ی انسان بر طبیعت شهری می شوند؛ مراکز اقتصادی، فرهنگی، درمانی، ورزشی، رفاهی تفریحی، سیستم حمل و نقل، اتوبان ها، پل ها، زیرگذرها، بناها و ... 🔹️در سوی دیگر انسان قرار می گیرد. انسان شهری که بر اساس فرهنگ، با پدیده های اطراف خویش عمل خواهد کرد. در این دوگانه، برخی طبیعت را آفریده ی اول و فرهنگ را آفریده ی دوم می دانند.(هردر) معتقدند طبیعت را خداوند و فرهنگ را انسان آفرید. در طول سال های گذشته منشاء رفتارها از طبیعت به سمت فرهنگ سوق داده شده و ما بیش از آنچه که طبیعی رفتار کنیم به سمت رفتار فرهنگی رفته ایم. 🔶️ آنچه امروز می بینیم، معلول فرهنگ ماست نه طبیعت ما. رفتار فرهنگی اینجا الزاما به مفهوم رفتار مطلوب نیست. بلکه اشاره به منشاء رفتار دارد. در یک کلام آنچه ما را امروز ما کرده است، همان فرهنگ است. آنچه امروز هستیم. همان برآیند رفتار. انسان بدون‌ فرهنگ، همان انسان با زیست طبیعی و دست نخورده و بکر است. در مراوده فرهنگ و طبیعت، غلبه با فرهنگ بوده و جامعه از حالت طبیعی خویش خارج شده است. وقتی می گوییم به سمت فرهنگ، یعنی به رفتاری که منشاء انسانی دارد. در این غلبه از یگانگی به دوگانگی با طبیعت رسیده ایم و این نابسامانی، در زندگی اکنون ما هویداست. به قول سهراب؛ روزی که دانش لب آب زندگی می کرد// انسان در تنبلی لطیف یک مرتع، با فلسفه های لاجوردی خوش بود در سمت پرنده فکر می کرد// با نبض درخت، نبض او می زد// مغلوب شرایط شقایق بود. مفهوم درشت شط// در قعر کلام او تلاطم داشت// انسان در متن عناصر می خوابید// نزدیک طلوع ترس، بیدار می شد. اما گاهی آواز غریب رشد، در مفصل ترد لذت می پیچید.// زانوی عروج خاکی می شد// آن وقت، انگشت تکامل، در هندسه دقیق اندوه تنها می ماند ... 🔹️انگشت تکامل، همان آواز غریب رشد است. غلبه مدرنیته بر طبیعت. طبیعتی که به قول صاحب کشاف، آنجا که به عین ذات استناد می کند، خود حقیقت است. عبور از نظم حداقلی غیر قابل قبول و رسیدن به نظم حداکثری مورد نظر. سیری از درک نبض درخت تا پیچش آواز غریب رشد در مفصل ترد لذت و تنها ماندن در هندسه ی دقیق اندوه آن. آنچه تا اکنون از روی جهل، سلیقه، نفس، شهوت، خودخواهی، سلطه جویی و خودکامگی خویش در شهرها ساخته ایم، نه از روی رفتاری طبیعی و قابل استناد به حقیقت، بلکه از روی مراتب اسفل نفس و سلطه ی ناهماهنگ بر طبیعت. همان کثرتی که برای درک ذات باید دوباره به بی رنگی مالوف ازلی خویش برگردد. آن جا که : چون که بی رنگی اسیر رنگ شد موسیی با موسیی در جنگ شد آنجا که ؛ ز فکر تفرقه بازآ تا شوی مجموع به شکر آن که چو شد اهرمن، سروش آمد 🔸️اکنون باید آنچه ما به آن عمل می کنیم(فرهنگ فعلی) را به آنچه باید به آن عمل می کردیم (فرهنگ مطلوب)، تغییر دهیم. آشتی فرهنگ با طبیعت، نخستین گام است. در این آشتی هویت خودش را آشکار کرده و انسان معاصر با آن به تعادل می رسد. در غیر این یک پا در حوض آبی سنت و یک پا آویزان برج نساخته شده ی میلاد، در عدم تعادل رفتار خویش خواهد بود. 🔹️ آنچه ما را به هویت چهل تکه ی امروز رسانید، عدول از ماهیت فرهنگی ایران بزرگ بود. فرهنگی که در پایه ی ارزش های قومی ملی و دینی، برای طبیعت و داشته های آن حرمت قائل است(بیوکراسی)خودش را جزئی از آن می داند و در این یگانگی، به دنبال نوشدن های درست حیات می دود. جایی که پای حکمت در علوم انسانی به مدیریت در شهرها باز می شود. 🔸️ در مدیریت شهرها دقیقا به آن بخش از رابطه فرهنگ و 🤭 ادامه دارد ... محمد ثابت ایمان برنامه ریزی و مدیریت شهری https://eitaa.com/hamidigroup
🟪 مدیریت شهری این روزها ....(۶) تعادل بین انسان و طبیعت را فرهنگ تعریف می کند. برآیند رفتار فردی و جمعی ظهور یافته در اتمسفر زیست انسانی. یکی از مهمترین متغیرهای اثرگذار بر فرهنگ، سیاست و اثرات مخرب آن است. تلاطم سیاسی شهرها به عدم اعتدال در رفتار فردی و جمعی (فرهنگ) انجامیده و محصول آن به طور مستقیم بر طبیعت گذاشته و به تبع آن اقلیم، دچار نابسامانی در رفتار می شود. من قطاری دیدم که سیاست می برد و چه خالی می رفت(سپهری). طبیعت و فرهنگ لازم و ملزوم یکدیگرند. بدون تفکر در طبیعت، امکان درک فرهنگی میسر نیست و بدون درک فرهنگی، پاسداشت آن طبیعت! تنگ چشمان نظر به میوه کنند ما تماشا کنان بستانیم 🔷️ بر هم خوردن تعادل بین فرهنگ و طبیعت ما را به شناخت یا برداشت محیط زیست از آن رسانده است. جایی که فقط در آن زندگی می کنیم (مصرف کننده) نه جایی که جزئی از آن یا برآمده از آن هستیم. این برداشت با مدرنیته و مظاهر آن همراه شده و جایی به طبیعت آسیب وارد می شود که ریشه ها به فراموشی سپرده شده و پیوند های محصول عقل مدرن در پذیرش نظم حداکثری، بر سرشاخه های درخت هویت، نمایان می شوند. همان ظاهر چهل تکه از هویتی که امروز در شهرها به واسطه ی جهل و ناتوانی در درک درست طبیعت، مبتلابه آن هستیم، معلول چنین نگاهیست. شهرسازی، مبلمان شهری، سراسیمگی رنگ و فرم، جنس های نامتجانس با بوم فرهنگی شهرها و ... 🔶️ وقتی عظمت فقدان این نگاه در مدیریت شهرها آشکار تر خواهد شد که بر اساس سند چشم انداز به دنبال تحقق مدیریت واحد شهرها نیز باشیم. یعنی خدای ناکرده بخواهیم برای بهزیستی، نظام آموزش، بهداشت و درمان، نظم اجتماعی و . نیز تصمیم گیرنده باشیم. آن وقت مشاهده می کنیم که پیش از این ها چگونه با ندانم کاری در انتخاب الگوها و نظام مصرفی روزانه، تعادل فرهنگی خویش را (طبیعت) بر هم زده ایم. (برای درک اثرات مخرب نظام مصرفی وارونه ی امروز، کافیست در آنالیز پسماند شهری با ظهور ظرف های یک بار مصرف (در مقابل درخت)و نحوه بسته بندی های خوراکی در مصرف بی رویه کاغذ و کارتن(با منشاء درخت)، کمی تامل کنیم). 🔷️ وقتی سخن از نابسامانی جمعی در سیاست می کنیم تنها به بحران های کلی نظیر جنگ و تحریم و ... توجه نداریم. مثلا! شهر را شهرداران، شهرداران را شوراها و شوراها را انسان شهری انتخاب می کنند. سال ها این مهم، معلول یک نظام دوقطبی ناقص بوده که به هیچ عنوان از منظر تدبیر احوال قوم، به حضور مدنی خویش و مردم توجه نداشته است. ما هر چهار سال یک بار با الاکلنگی از تمنا و شهوت قدرت روبرو هستیم که شیفتگان قدرتش بر تشنگان خدمتش فزونی داشته و محصول بالا و پایین شدن هایش، به پرواری ذی نفعان و شهربندان انجامیده نه سیر تکاملی شهروندان(فرهنگ) و شهر(طبیعت). 🔶️ مدیریت شهری در این ابتذال فرهنگی خودساخته اسیر مانده و به تبع آن دسته کشی در راس هرم (شوراها) در بدنه ی شهرداری ها نیز به شدت دچار رسوب رنگ و طیف و گروه و دسته و خانواده شده است. به‌حدی که گاهی زبان رسمی و سازمانی سیستم، در این عوض شدن ها تغییر کرده و به هیچ عنوان خط فرمان مدیریت در شهرداری ها، تابع قاعده ی فرمانبرداری از پست و جایگاه تعریف شده ی سازمانی نیست. دقیقا و تنها قدرت در شهرداری ها تعیین کننده ی انجام یا عدم انجام کارهاست. قدرت هم به طور مستقیم از میزان منفعت طلبی فرد یا گروه اثر می پذیرد. یعنی ما هر چهار سال، محیطی برای کسب منافع گروهی در داخل شهرداری ها فراهم می کنیم که مهمترین هدف و کارشان جذب مال و سرمایه از شهر و مردم است. قانون نانوشته ی درآمدهای ناپایدار شهرداری ها و نگاه ابتر مدیران به فرهنگ و طبیعت نیز به این حقیقت یاس آور کمک کرده است. 🔻تحقق اصل؛ بدنه ی نافرمان، سر را به هر کجا بخواهد می برد. 🔷️ نتیحه؛ سرمایه های فردی و اجتماعی مردم آسیب دیده و مرزهای اعتماد و مشارکت فروریخته و سرنوشت مردم در شوراها با ماکتی از حضور به اصطلاح مدنی نمایندگان رقم می خورد. (شبح شورا نه شبیه شورا). در این فرآیند تکراری منافع عمومی به دست یک کمیت کم شده، دچار خدشه و آسیب می شود. 🔶️ این نظام رفتاری چون علتی بزرگ بر جان سایر فرآیندهای شهر افتاده و محصولش می شود تمدن و فرهنگ ناایمن و ناباروری که شهرنشین بی تفاوت و مصرف کننده، یا شهربند منفعت طلب و سرمایه ی اجتماعی کش تولید می کند. این گردونه ی معیوب رفتار در جامعه می چرخد و به قاعده ی اثر ماتاخر و ماتقدم، به زایش هویتی تن می دهد که ناشناخته، ناایمن، بی پروا، ناصادق، و ... است. جالب آن که از دل این هیاهو به قاعده ی همان مشارکت، دوباره به دنبال تعیین کنندگان سرنوشت مردم در مدیریت فرداهاییم. غافل از آن که؛ دهقان سالخورده چه خوش گفت با پسر کی نور چشم من، به جز از کشته، ندروی! 🟥 ترکیب شورای شهرها را جدی بگیرید! ادامه دارد ... محمد ثابت ایمان https://eitaa.com/hamidigroup
🟪 مدیریت شهری این روزها ... (۷) نایب الحکومه، بیگلربیگی، کدخدا، داروغه، گزمه و محتسب، نام تشکیلاتی بود که امروز به آن شهرداری می گوییم. در دوره ناصری با وظیفه حفظ و تامین نظافت شهر، نام احتسابیه به خود می گیرد. اعتمادالسلطنه در کتاب خود ضمن بسط شرح وظایف محتسب، عمده وظیفه اداره احتساب را حفظ نظم و نظافت دارالخلافه معرفی می کند، آن هم با ساختار: ساختمان و مهندسی، تنظیف و روشنایی. میرزا محمد خان شیبانی اولین معاون تنظیف یا به قول امروز، خدمات شهری است. 🔷️ با تصویب قانون بلدیه، اولین اداره رسمی به نام "بلدیه طهران"، به ریاست دکتر خلیل خان اعلم الدوله شکل گرفته و اولین رئیس اداره تنظیف و نظافت شهری به نام دکتر علیرضاخان بهرامی"مهذب السلطنه با وظائف: نظافت شهر، نظم و نسق معابر، نظارت بر مشاغل شهر، کار خود را آغاز کرد. 🔶️ در ۱۳۱۱ فرهنگستان ادب فارسی، نام بلدیه را به شهرداری و نام اداره تنظیف را به اداره خدمات عمومی تغییر داد. در ۱۳۴۱ اداره خدمات عمومی به اداره کل خدمات شهری تغییر نام داده و در ۱۳۵۱ با افزایش ماموریت‌ها و تغییر ساختار سازمانی شهرداری تهران، به معاونت خدمات شهری تغییر می کند. 🔷️ اکنون نزدیک یک قرن از عمر بلدیه می گذرد، خدمات شهری؛ جایی که نتیجه فعالیتش، رفع نیازهای روزمره ی مردم است. همان نشان عادی بیل و فرغ۰ون که در گذر زمان، به واسطه ی نوع خدمات و کمیت رو به افزایش مأموریت ها، همراه با قدمت شهرداری، به نخستین الگوى معرفت شناختی مديريت شهرى تبدیل شد. الگویی که هنوز که هنوز است مبنای عمل و رفتار سازمانی، در انجام مأموریت های موظف بوده و کارآیی خویش را در قاب وظایف لاجرم مورد توجه در سند چشم انداز،(مدیریت کلان واحد)، روز به روز توسعه یافته تر می بیند، اما در نگرش منابع انسانى، قوانین بالادستی، فرآیندها، و ...، تغییری متناسب با رویکرد جدید، از خود نشان نمی دهد. 🔶️ وقتی می گوییم دوره ی جدید، یعنی دوره ای که با بلوغ مدنی افراد و سطح آگاهی های برتر روبرو هستیم. پس تغییر رفتار ضرورت دارد. مصادیق این الگو، اکثر نیازهای مردم، از تولد تا مرگ را مورد توجه قرار می دهد، تفکرش؛ همچنان پیش قراول میدان خدمت در شهرداری هاست. جمع آوری و دفع پسماند، بازیافت، میوه و تره بار، ساماندهی مشاغل، زیباسازی، فضای سبز و پارک ها، خدمات موتوری، محیط زیست، آتش نشانی، آرامستان ها و ...، با بیش از ۵۱ وظیفه نظیر؛ مطالعات و بررسی های لازم به منظور شناخت مشکلات و نارسایی ها، کمک به تنقیح و کارآمدی قوانین و آیین نامه ها، تهیه و تدوین طرح ها با فوریت مقابله با خطرات احتمالی ناشی از حوادث جوی و طبیعی مانند؛ سیل، طوفان، زلزله، بارش باران و برف، مطالعات راهبردی پیرامون به کارگیری ماشین آلات مدرن در زمینه های مختلف خدمات شهری از جمله آتش نشانی، جمع آوری و حمل و نقل و دفع زباله و ضایعات همزمان با فرآیند مکانیزاسیون خدمات شهری، برنامه ریزی برای اجرای قانون مدیریت پسماند، توجه به اصول توسعه پایدار، حفاظت از منابع زیست محیطی، به کارگیری استانداردهای محیط زیست و ... انجام وظیفه می کند. 🔷️ این سطح خدمت، نشان از سلطه ی فراگیری و دامنه ی شمول مخاطب حوزه خدمات شهری در ارتباطی مستقیم با مردم دارد. وجه شبه فراگیری الگوی معرفت شناختی بیل و فرغون با این حوزه، از منظر قدمت سازمانی مورد توجه است. ناخودآگاه فرهنگی ما رفتار همان گزمه یا محتسب و به بیان امروز، نائب ته ساختار را به خاطر می آورد. رسوب یافته در ضمیر تاریخ و زندگی. در مقابله با الگوی حاکمیت صرف فرهنگی. 🔶️ در این نگاه تکلیف مقاومت سازمانی در برابر هرگونه تغییر و دگرگونی نیز روشن می شود. چون متوجه نیرو ها یا تفکر قدیمی سیستم است. کمیت خدمت و اهمیت آن نیز در این بخش به موضوع محوریت قدرت در آن افزوده می شود یک نیروی درون سازمانی که نسبت با هر پارادایم شیفت منتهی به تغییر در سازمان، مقاوم و لجباز است. 🔷️ ساده ترین نمود این تفکر عقب مانده را در پدیده نائب سروری کوچه و محلات و معابر شهر می توان مشاهده کرد. جایی که شاهد رفتارهای ناشایست در برخورد با مردم هستیم. مثل آنچه امروز به برکت فضای مجازی، و افتادن نور بر تاریک خانه مدیریت شهرها، در رفتار رفع سد معبری ها با دست فروش ها شاهد آنیم. یا تفکری که در راس هرم می پذیرد، هنوز از رفتار قلدر مآبانه و بزن بهادری، در حلقه نهایی اتصال ماموریت ها با مردم، بهره بگیرد. نگاه بالا و پایین نداشته، مرتبه و پست نمی شناسد. 🔺️صحبت از رسوب یک الگو در قدمت و قامت قرن. 🔻از گفتمان گزمه ی دیروز تا نائب مانده در ارتفاع پست کوچه ی امروز. 🔺️از بلدیه تا نهاد نرسیده ی اجتماعی. 🔻در جهانی با مفاهیم فرهنگ، توسعه و ارتباطات از جنس گازی. 🟥 ترکیب شوراهای شهر را جدی بگیرید! ادامه دارد ... محمد ثابت ایمان https://eitaa.com/hamidigroup 🌺 💫🌺🍃