اتحاد و همدلی در مسئولان نظام تحسین برانگیز و کم نظیره
در مقابل هم ی عده مدعی انقلابی گری و مدعی فهم عمیق سیاسی در حال بر هم زدن این اتحاد مقدس
کثّر الله اولی
و کسر الله دومی 🙃
#مرگ_بر_آمریکا
#تأمل
@hamidpj
پروردگارا این فرمایش رهبری معظم را در گوشِ برخی مدعیان نادان فرو بفرما 🤲
#تبیین
#رهبری_معظم
#مرگ_بر_آمریکا
@hamidpj
🔻از عمار تا حراف؛ تنزلِ بصیرت به هیاهوی کلمات
🖊محمدعلی رنجبر
در روزگاری که «سخن گفتن» بیش از هر زمان دیگری آسان شده، «سنجیده سخن گفتن» به امری کمیاب بدل گشته است. بازار تحلیل و تفسیر گرم است، اما آنچه کمیاب مینماید، «بصیرتِ مسئولانه» است. در این میان، پدیدهای نگرانکننده رخ نموده است: خلطِ میان «عماریبودن» و «حرافی». گویی هرکه بلندتر و بیشتر سخن گفت، خود را به عمار نزدیکتر پنداشته است؛ حال آنکه این شباهت، بیش از آنکه واقعی باشد، لفظی و سطحی است.
الگوی تاریخی عمار، نه یک «پرگویِ پرادعا»، بلکه «حقیقتسنجی بصیر» در متنِ فتنه بود. او در میانه غبارآلودترین صحنهها، سخن میگفت؛ اما نه هر سخنی و نه در هر زمانی. سخن او برآمده از درکِ عمیقِ واقعیت، وفاداری به معیار، و ملاحظه دقیقِ مصالح بود. عمار میدانست که حقیقت، اگر بیزمان و بیملاحظه عرضه شود، میتواند به ضد خود تبدیل گردد. از اینرو، میان «گفتن» و «نگفتن»، «افشا» و «امساک»، و «تصریح» و «اشاره»، بهدقت تفکیک میکرد.
در نقطه مقابل، «حرافی» محصول نوعی بیقراری فکری و شتابزدگی در موضعسازی است. حراف، پیش از آنکه بفهمد، میگوید؛ و بیش از آنکه حقیقت را کشف کند، آن را تولید میکند. برای او، کلمات نه ابزار کشف حقیقت، بلکه وسیلهای برای دیدهشدن و اثرگذاریِ فوریاند. از همینرو، سخنش غالباً فاقد عمق تحلیلی و بیاعتنا به پیامدهای اجتماعی و سیاسی است. نتیجه چنین رویکردی، نه روشنگری، بلکه غبارافزایی است.
تمایز عمار و حراف را میتوان در سه ساحت بنیادین صورتبندی کرد:
نخست، ساحت حقیقت: عمار، خود را با حقیقت میزان میکند؛ حراف، حقیقت را با خود.
یکی در پی کشف است، دیگری در پی اثبات.
دوم، ساحت مصلحت: عمار، حقیقت را در ظرف زمان و اقتضائات میدان میفهمد و از افراط در بیان یا تعجیل در داوری پرهیز دارد؛ حراف، بیتوجه به زمینهها و پیامدها، هرچه به ذهنش میرسد بر زبان میآورد.
سوم، ساحت هدایت: عمار، مخاطب را به سوی وضوح و تمییز رهنمون میشود؛ حراف، او را در تلاطم گزارهها و هیجانات رها میکند.
آنچه امروز گاه به نام «روشنگری» عرضه میشود، اگر از این سه ساحت تهی باشد، در حقیقت «حرافیِ ایدئولوژیک» است؛ حرافیای که با واژگان بزرگ، اما محتوایی کممایه، نهتنها به تقویت جبهه حق نمیانجامد، بلکه آن را دچار تشتت و فرسایش میسازد. در چنین فضایی، حتی جریانهای پوچ و کممایه نیز مجال عرضاندام مییابند و خود را در هیاهوی کلمات بازتولید میکنند.
عماریبودن، بیش و پیش از آنکه به «گفتن» مربوط باشد، به «چگونه گفتن» و «چهزمان گفتن» بازمیگردد. این همان نسبتِ دقیقِ میان آرمانگرایی و واقعبینی است؛ نسبتی که عمار را از سادهلوحی و انفعال، و در عین حال از بیمحاباگویی و افراط، مصون میداشت. او نه در دام مصلحتاندیشیِ منفعلانه میافتاد و نه به ورطه حقیقتگوییِ بیحکمت.
اگر قرار است از عمار سخن بگوییم، راه آن نه تکرار نام او، بلکه التزام به «منهج» اوست. در غیر این صورت، فاصله ما با عمار، فاصلهای خواهد بود از جنس فاصله حقیقت تا هیاهو؛ فاصلهای که هرچه کلمات بیشتر شوند، عمیقتر نیز میگردد.
@Binesh_Rahbordi
@hamidpj
❌️انتظار مردم ایران از سید مجید نقطه زن ☝️😁
❗️به نظرم تا فرصت توقف آتش هست، هرچی پیشنهاد، پسنهاد دارید بدید که در حین درگیری رنگ موشک سفارشیتون از تو نیوفته 😂
#سید_مجید_نقطه_زن
#موشک
#مرگ_بر_آمریکا
@hamidpj
امروز صبح بعد از حدود یک هفته رفتم ویراستی و برخی صفحات بررسی کردم، ده دقیقه دیگه ادامه داده بودم الان داشتم وسط خیابونا دنبال خائن و مسئول خیانتکار و سازشگر میگشتم که از وسط نصفشون کنم...
آخه این حجم از احساسات نوبره
البته پایان قصه بسیار غمانگیز میشه وقتی میبینی طرف کلمه به کلمه متن و بیانش هیجان و احساس و جو ناپایداره، در عین حال خودشو تحلیلگر مسائل سیاسی و همهچیزدان و فیلسوف معرفی کرده 🙃
خلاصه که بدانیم چه کسانی را دنبال میکنیم ❗️
وقتی امثال بنده هستیم دیگه به نظرم لازم نیست سراغ هرکسی بروید(لعنت به ریا😉)
اکانت حقیر در ویراستی 👇
https://virasty.com/hamidpourjafari