حَمیم..🇮🇷
📪 پیام جدید شعر: درد یک پنجره را پنجره ها میفهمند معنیه کور شدن را گره ها میفهمند سخت بالا بروی ساد
یک نگاهت به من آموخت که در حرف زدن
چشم ها بیشتر از حنجره ها می فهمند
آنچه از رفتنت آمد به سرم را فردا
مردم از خواندن این تذکره ها می فهمند
نه ، نفهمید کسی منزلت شمس مرا
قرن ها بعد در آن کنگره ها می فهمند ... .
شده دلتنگ شوی فاصله فرسنگ شود
یاد شیرین کسی تیشه ی هرسنگ شود
شده با بغض ترک خورده سلامی بکنی
او جوابی ندهد ثانیه ها هنگ شود
شده شاعر بشوی شعر و غزل تب بکند
قافیه وزن و عروضش همگی لنگ شود
یا در اندیشه دیروز به فردا برسی
ناگهان دیر و زمان قصه ی دل تنگ شود
شده در ساعت محکوم به دیوار اتاق
چشم در چشم گره زل بزنی آمدنش زنگ شود