شاگرد:
چگونه خودم را بابت اشتباهاتم ببخشم؟
شمس:
تو آدمی را محاکمه میکنی که دیگر وجود ندارد. او تاوان داد تا تو امروز آگاه باشی.
اگر باطل بسیار است
از قدیم چنین بوده است؛
و اگر حق اندک است،
امید است که افزون شود...
_ امیرالمؤمنینعلیعلیهالسلام
هدایت شده از میم ِ مَنتاج.
- نگید مادربزرگ، مادرجونم بود ؛) مادرجون..
- مادرجونم عصر ِ ۹ شهریور، وقتی داشت اُپن سماورشو تمیز میکرد، تو قطعی برق، دچار سکته مغزی میشه، بر اثر فشـار بالا، و وقتی به بیمارستان میرسه..
- تو آی سیوئه، و چشمای قشنگش بستهست..
میدونیم که هیچوقت باز نمیشه، جزء معجزهای با احتمال ِ کم.. که اونم قطعا زندگیو براش سختتر میکنه
ضریب هوشیش ۴ئه و از نظر علم پزشکی برگشتش، غیرممکنه.. نفسای نصفه نیمهای که با این دستگاههای لعنتی میکشه، برامون کورسوی آخرین تلاشه،
ولی تهش میدونیم اون برنمیگرده..
[- من دیگه نمیتونم صداش کنم مادرجون،] و جواب بده جان. دیگه نیست صدام کنه مریم جون..
حَمیم..🇮🇷
- نگید مادربزرگ، مادرجونم بود ؛) مادرجون.. - مادرجونم عصر ِ ۹ شهریور، وقتی داشت اُپن سماورشو تمیز م
توروخدا هرکی پیامم رو میبینه دعا کنه براشون
مادربزرگ آدم یه تیکه از قلب آدمه..
چه بگویم در وصف دنیا؟!
اولش رنج،
و آخرش نابودی است...
_ علیبنابیطالبعلیهالسلام
| نهجالبلاغه،خطبه ۸۱
میگفت
کارِ مرد های ایل با یه تفنگِ پنج تیرِ خوش دستِ دور بُرد به عاشقی کشیده شده بود!
یه تفنگ که ساخت یه شهری بوده تو فرنگ به اسم "برنو"
هم قبیله ای های من به اسمِ اون شهر اسم تفنگ رو میذارن برنو..
براش شعر میسرودن، آهنگ میخوندن عشق میکردن؛ اینقدری که یارِ بلند بالا و دختر زیبارو رو برنو میگفتن؛
هر مردی تو آرزوی دو تا برنو بوده، برنویی بر دوش و برنویی در آغوش..
تو، برنو داری تو قلبت؟ اگه داری زندگی رو بردی سه هیچ.