من احmق برداشتم همه ی چتامونو پاک کردم تو همه جا و الان نمیتونم قسمتای خوبشونو بخونم و فقط مونده جاهای بدش.
میدونستمم پشیمون میشم ولی بازم انجام دادم
تقصیر خود خرمه که برگشتم گفتم خانم فلانی من جز تو کسی رو ندارم تنهام هیچوقت سرد نشو هیچوقت ترکم نکن ولی دقیقا همون شب که خوابیدیم و صبح بیدار شدیم تغییر کرد و ترسامو به واقعیت تبدیل کرد.
خیلی حسود بودم نسبت بهش،میخواستم فقطُ فقط مال خودم باشه،حسودیم میشد به روزایی که پیش رفیقاش بود ولی منی که از دلتنگی داشتم جون میدادم نمیدیدمش،از اینکه با رفیقاش صمیمی تره،و خیلی حسادتا ی دیگه جوری که سرشون اشکم در میومد