eitaa logo
بــیـ رحـمـ🥀
203 دنبال‌کننده
35 عکس
8 ویدیو
0 فایل
سلامم زیبا~✨️ شروع بی پایان:1404/11/22❤️‍🩹 چنل اصلیمون~ @hamim149 نویسنده:~Zeynab🫀 کاری داشتی؟ @Zeynab_hami رمان~بی رحم🥀 رمانی از عشق و نفرت❤️‍🔥 لف؟ممبر های من لف نمیدن😌 بمونین برامون🥰
مشاهده در ایتا
دانلود
جانا سن:۲۵ دوست نادیا و خواهر حامی
نادیا سن:۲۶ شغل:توی مؤسسه ی اراد کار میکنه دوست ندا و حانا و جانا
علیرضا سن:۲۷ دوست حامی و فرید
پارت اول رو بدیم؟
Happy 80🤍
به نام خدا❤️‍🩹 پارت۱~🤍🙃 بی رحم🥀 حانا سلاممممممم🙂 من دختر اول خانواده هستم و همچنین خواهر فرید😌 خب امروز کار خیلی دارم باید برم مطب و بعدش برم پیش ندا کلی کار داریم پس رفتم سوار ماشین شدم رفتم مطب بعد سه چهار ساعت کارم تموم شد زدم بیرون رفتم پیش ندا که قبلش بهم زنگ زد مکالمه بینشون ندا:سلام خوبی حانا:اره بد نیستم تو خوبی ندا:عههه میگم یه چی میگم عصبی نشو حانا:بگو ندا:من بلیط کنسرت گرفتم برای تو هم گرفتم حالا بگوکی🙂 حانا:ببین نگو حامیم ندا:اره خودشه ولی باید بیایییی حانا:ببین من از حامیم خوشم نمیاد اهنگاشو دوست ندارم نه ندا:به خاطر من😉 حانا:اوفففففف باشه کی ندا:الان ساعت ۴ و نیم هست بیا بریم هتل حانا:اکی الان میام بیا پایین ندا:باشه موقعیت داخل هتل ندا:ببین خیلی خوش میگذره حانا:اوفف من که سرم رو میکنم تو گوشی بیرون هم نمیارم 😐 ندا:😒اومدددددددددد حانا:به من چه ندا:هوووووووووووووو ای ستاره رو خوند حامی یه دختره ردیف جلو نشسته خیلی رو مخه کلش هم پایینه تو گوشیش باید یه کاری کنم حامی:راحت خیلی ها سرشون تو گوشیه حانا:................ حامی:(رفتم جلو گوشی رو گرفتم از دستش و رفتم دوباره رو استیج)حالا از گوشی میان بیرون حانا:ندا من اینو میکشم😤 ندا:اهممم آروم باشششش حانا:ببین من برام مهم نیست من رفتم ندا:نه وایسااااا حامی:دوستتون مشکل عقلی داره ندا:نه ندا کنسرت تموم شد منم چون کد داشتم رفتم بک عکس گرفتم گوشی حانا رو هم گرفتم فقط هر چی دنبال حانا گشتم پیداش نکردم حانا من خیلی وقت بود که قرار بود خونم رو عوض کنم املاکی اومد کلید خونه جدید و آدرس رو داد و رفت منم میخواستم یه سر بزنم به خونه جدیدم حامی بعد اجرا به جای رفتن به هتل رفتم خونه که داشتم دیر به آسانسور می‌رسیدم که خب رسیدم حانا تا رفتم تو آسانسور یه مرده دوید اومد تو منم سرم پایین بود تو برگه ها مطب حامی:اوففف رسیدم حانا:....... حامی:شما همسایه جدید هستین؟ حانا:بله حامی:خوشبختم منم حامی حانا:چیییییی حامی:(تا سرش رو اورد بالا فهمیدم)عه شمایین حانا:اوففف😤 حامی:گوشیتون رو دادم به دوستتون حانا:ممنون(با عصبانیت)😤 حامی:حالا یکم آروم تر😅 حانا:ببخشید به شما ربطی داره؟ حامی:نه چرا ربط داشته باشه حانا:میتونم گوشیتون رو بگیرم به داداشم زنگ بزنم حامی:شمارش حانا:۰۹۱۳........ حامی:عه این که شماره فریده حانا:بله اسم برادر من فریده شما از کجا میدونین حامی:عهههه منو فرید باهم کار می‌کنیم شما نمیدونستین حانا:نه من خارج کشور بودم تازه اومدم و از هیچکس هیچی نمیدونم حامی:عه خب بفرمایید بعد مکالمه فرید و حانا ادامه دارد....🤍🙃 کپی❌
Happy 90❤️‍🩹
به نام خدا❤️‍🩹 پارت ۲~🤍🙃 بی رحم🥀 حانا:خیلی ممنون حامی:خواهش حانا رفتم بیرون رفتم خونه ندا که گوشیمو بگیرم د رفتم خونه فردا حانا بیدار شدم همه کار های وسایل های اون خونه رو کردم وسایل ها رو بردیم اونجا و از صبح تا شب داشتم میچیندم که تموم شد😰خیلی طول کشید ولی خب خوشگل شد منم دیگه اینجا خونم شده بود رفتم بخوابم که زنگ خونه خورد حانا:کیههههه فرید:منم حانا:تویییییی فرید:بله حانا:(تا در رو باز کردم پریدم بغلش) فرید:خب آروم دختر حانا:مگه میشه ۶ ساله داداشم رو ندیدم فرید:اره دیگه باید تشکر کنم از حامی که بهم گفت حانا:همه جا باشه حامی فرید:تو مشکلت چیه با حامی حانا:هیچی فرید:نکنه تو دوسش داری😌 حانا:ببین فرید تا دهنتو نبستم خودت ببند فرید:خب به هم میاین حانا:نه بس کن دیگه همینجا بخواب من میرم بخوابم شب بخیر. فرید:باشه حالا شب خوش😒 حانا اینا یه حرفایی میزنن رو مخ والا کاشکی اصلا نمیومدم میموندم آلمان و گیر اینا نمی افتادم😐ولش بخوابم فردا حانا صبح زود بیدار شدم فرید رو بیدار کردم گفت کار داره رفت منم امروز مرخصی داشتم و نمی‌رفتم مطب برای همین رفتم دور دور یه سری چیزا خریدم و بعدش اومدم خونه و گوشیم رو به باند وصل کردم و زدم اهنگ ولی اهنگ پوچ شایع یه چیز دیگس❤️‍🩹بعدش یکم زیاد تر کردم رفتم تو اتاق دیدم حامیم پخش شد سرع قطع کردم زدم اهنگ قبلیش که یکی در زد............ پارسا:سلام حال شما خوبین حانا:سلام بفرمایید پارسا:من همسایه پایینی شما هستم میشه آهنگو کمتر کنین حانا:نه ببخشید (در رو بستم) حامی از صبح که بیدار شدم رفتم استودیو که عصر اومدم دیدم صدای اهنگ از خونه حانا میاد اهمیت ندادم رفتم تو خونم که متوجه شدم خونه حانا کنار خونه منه رفتم تو خونه و خواستم گیتار بزنم و اهنگ جدیدم رو بخونم حانا اهنگ رو قطع کردم و همه جا ساکت بود که صدا از خونه بقلی اومد اومدم بیرون ببینم چه صدایی رفتم کنار درش حامیم بود چه اهنگ قشنگی صداش از اهنگاش هم قشنگ تره❤️‍🩹واییی حانا چته بس کن برو تو خونتون ادامه داد🤍🙃
عضو های جدید خوش اومدین~🤍🙃
هدایت شده از 𝑅𝑖𝑝💙❤
به نام خدا❤️‍🩹 پارت ۳~🤍🙃 بی رحم🥀 حانا رفتم تو خونه که دیدم یه چی برای شام ندارم رفتم سوار ماشین شدم بارون زیادی میومد منم چشام جایی رو نمیدید که یه‌دفعه همه چی سیاه شد و هیچی ندیدم............ حامی رفتم بیرون کمی قدم بزنم دیدم یه ماشینی تصادف کرده رفتم جلو تر دیدم حانا بود سریع بردمش بیمارستان حالش خیلی بد بود حدود ۳ هفته ای میگذره که هنوز تو کما بستریه منم به فرید هیچی نگفتم گفتم شاید حالش بد شه و اینا امید وارم به هوش بیاد که....... پرستا:همراهان خانم حانا حامی:منم پرستار:چشاشون رو باز کردن خدا روشکر حامی:خداروشکر میتونم ببینمش پرستار:اره فقط بهش فشار نیارین حامی:باشه ممنون حامی رفتم تو چشاش باز بود حامی:حانا خوبی؟ حانا:اوهوم حامی:من به فرید نگفتم حانا:باشه حامی:چیزی شده؟ حانا:(زدم زیر گریه)نه😭😭 حامی:حانا ببین تو مثل خواهر منی بگو چی شده حانا:ندااااا(با بغض)😭 حامی:ندا چش شده حانا:اون.......رفت😭😭😭😭 حامی:چی کجا کی برای چی حانا:اون شب برا این تصادف کردم که برام یه پیام ازش اومد نوشته بود من میرم برای همیشه😭😭😭😭 ادامه دارد🤍🙃 کپی❌
پیام یکی از شما زیبا🤍 چون ریپم اینجا جواب میدم❤️‍🩹 خیلی ممنون نظر لطفتونه مرسی🫀 نظر شما برای من مهمه برای همین چشم😌
خواهش میکنم گلم🙃🤍 قربونت برم🫀