eitaa logo
•𝗗𝗮𝘀𝘁𝗮𝗻.𝗬𝗲𝗸.𝗦𝗵𝗮𝗯•
412 دنبال‌کننده
395 عکس
26 ویدیو
0 فایل
داستان یک شب..💙. داستان یک شبی که سر آغاز یک داستان طولانی‌ست🌀. شما فقط اینجا یه رمان رو نمیخونین! داستان یک زندگی را تجربه میکنین🌚. با ما همراه باشید!🌬. Start:1404/11/22 📝𝟬𝟵𝟭 | "عضو جمعیت نویسندگان📖" | Me؟ @Pv_Zeynabe
مشاهده در ایتا
دانلود
•صبحتون بخیر•
•𝗗𝗮𝘀𝘁𝗮𝗻.𝗬𝗲𝗸.𝗦𝗵𝗮𝗯•
𝗗𝗮𝘀𝘁𝗮𝗻.𝗬𝗲𝗸.𝗦𝗵𝗮𝗯💙. 𝗣𝗮𝗿𝘁☁️:9 𝗙𝗮𝘀𝗹🌀:1 النی:بریم داداشی... 𝗘𝗹𝗲𝗻𝗶💙. رفتیم بیرون و سوار ماشین شدیم و
𝗗𝗮𝘀𝘁𝗮𝗻.𝗬𝗲𝗸.𝗦𝗵𝗮𝗯💙. 𝗣𝗮𝗿𝘁☁️:10 𝗙𝗮𝘀𝗹🌀:1 رویا:دخترم کجا میری؟ نورا:وای نشد بهت بگم🤦🏻‍♀من و النی داریم میریم تهران کنسرت یه چند روزی هم میمونیم رویا:باشه مادر مواظب خودتون باشین نورا:چشم مامانی...تو کاری نداری که اگر نیخوای نرم رویا:نه مادر این چه حرفیه برین بهتون خوش بگذره فقط رسیدین زنگم بزن نگرانتون نشم باشه نورا:چشم مامانی(بغل‌.ش کردم و روی گونش یه بو.سه زدم) رویا:قربونت برم من دخترم... 𝗘𝗹𝗲𝗻𝗶💙. یه لباس راحتی پوشیدم و با همه خدافظی کردم و رفتم پایین که آراد اومد... آراد:اینو بگیر(کارت) اانی:نمیخواد خودم دالم🗿 آراد:خره میدونم داری اینو بگیر نمیخواد خودت پول بدی🗿 النی:نمیخواد🗿 آراد:تا نکردم تو حلقت بگیر🗿 النی:باش(گرفتم)کاری نداری؟ آراد:نه..مواظب خودتون باشین خدافظ النی:خدافظظظ 𝗡𝘂𝗿𝗮💦. یه لباس پوشیدم یه رژ کم رنگ زدم و کفشم رو پوشیدم نگاه کردم به ساعت دیدم ۴۰ دقیقه شد رفتم پایین که ماشین نورا رو دیدم چمدونم رو گذاشتم تو صندوق و نشستم... موقعیت:تهران.. نورا:هوففف بالاخره رسیدیم النی:اره خیلی خسته شدم نورا:خب کجا میمونیم؟ النی:قرار بود بریم ویلا ولی ویلا عمه ام اینا بودن ما میریم هتل اسپیناس نورا:خب اوکیه بریم النی:چشم 𝗘𝗹𝗲𝗻𝗶💙. رسیدیم هتل وسایل ها رو گذاشتیم و خوابیدیم.. موقعیت:فردا ظهر.. 𝗡𝘂𝗿𝗮💦. با صدای زنگ گوشی بیدار شدم.. گوشی النی بود.. آراد داداش زنگ زده بود جواب دادم نورا:الو سلام اراد:الو سلام نورا خانم النی هست؟ نورا:خوابه.. 𝗧𝗼 𝗯𝗲 𝗰𝗼𝗻𝘁𝗶𝗻𝘂𝗲𝗱🌀.
بریم برای پارت..🤓✨
•𝗗𝗮𝘀𝘁𝗮𝗻.𝗬𝗲𝗸.𝗦𝗵𝗮𝗯•
𝗗𝗮𝘀𝘁𝗮𝗻.𝗬𝗲𝗸.𝗦𝗵𝗮𝗯💙. 𝗣𝗮𝗿𝘁☁️:10 𝗙𝗮𝘀𝗹🌀:1 رویا:دخترم کجا میری؟ نورا:وای نشد بهت بگم🤦🏻‍♀من و النی داری
𝗗𝗮𝘀𝘁𝗮𝗻.𝗬𝗲𝗸.𝗦𝗵𝗮𝗯💙. 𝗣𝗮𝗿𝘁☁️:11 𝗙𝗮𝘀𝗹🌀:1 آراد:آهان...میگم من تهرانم میشه بیاین بیرون هتل کارتون دارم.. نورا:عااااا...باشه الان میام.. اراد:مرسی. 𝗡𝘂𝗿𝗮💦. یه مانتو پوشیدم و رفتم پایین دیدم آراد بیرون وایساده رفتم سمتش... آراد:سلام نورا خانوم خوب هستین؟ نورا:سلام مرسی ممنون اقا آراد شما خوب هستین؟ اراد:مرسی،لطفا بگین آراد راحت باشین نورا:باشه آراد...پس شما هم به من بگین نورا.. آراد:بله...نورا ببین میدونی که امشب تولد النی هست..شما هم بلیط رو همینجور که النی گفت سانس دو گرفتین.. شما میرین کنسرت من اتاق رو درست میکنم..وقتی اومد چشاشو میبندی و وارد اتاق میشین..اوکی؟. نورا:این عالیه...باشه پس اگر میخواین ما از الان بریم بیرون که شما وقت داشته باشین آراد:این خیلی عالیه پس بیرون بردن النی با شما.. نورا:چشم آراد:خیلی ممنونم ازت نورا:خواهش میکنم کاری نکردم که. اراد:خب من همینجا پشت قایم میشم فقط میشه کارت در اتاق رو بدید؟ نورا:بله بفرمایید اراد:مرسی؛فعلا نورا:خدافظ 𝗡𝘂𝗿𝗮💦. رفتن بالا و در رو باز کردم و رفتم تو اتاق النی دیدم این تا صد سال دیگه بیدار نمیشه..رفتم یه پارچ اب اوردم و ریختم روش که پرید... النی:وای...وای....چه گو..هی میخوریییی نورا:بیدار شدی پرنسس؟🦦 النی:هوم... نورا:پاشو لباساتو بپوش بریم بیرون تا کنسرت بیرونیم النی:وا خب کنسرت شروع شد بریم🗿 نورا:حرف حرف منه پاشو گوسفند✨ النی:چشم فدات تشم🗿 نورا:افرین الاغ خودمی... موقعیت:بعد از کنسرت النی:نورا من میرم بک عکس بگیرم.. نورا:اوکیه منم میرم تو اتاق هتل منتظرتم.. النی:اوکی.... 𝗛𝗮𝗺𝗶☁️. رفته بودیم بک و همه دونه دونه داشتن عکس میگرفتن..تا یکی اومد...خیلی آشنا بود ولی نخواستم بگم...خواست امضا هم بگیره..گفت اسمش النیه...اشناعه..خیلی آشناست.. ولی وقتی خواستم بگم به خودم اومدم و دیدم رفته...نفر بعدی نفر آخر بود...خسته و کوفته عکس رو گرفتن و رفتن...فرید تو اتاق هتل میموند..منم همونجا موندم چون فردا هم کنسرت داریم دوباره باید بیایم..رفتیم تو اتاق هتل و خوابیدیم.... 𝗧𝗼 𝗯𝗲 𝗰𝗼𝗻𝘁𝗶𝗻𝘂𝗲𝗱🌀.
عشقای خودم.. جبرانی دو روزی که نبودم.. میخوام تا جایی که نوشتم براتون پارت بدم.. البته اگر ناشناس بعدش پر شه.. باشه؟💘