eitaa logo
•𝗗𝗮𝘀𝘁𝗮𝗻.𝗬𝗲𝗸.𝗦𝗵𝗮𝗯•
412 دنبال‌کننده
395 عکس
26 ویدیو
0 فایل
داستان یک شب..💙. داستان یک شبی که سر آغاز یک داستان طولانی‌ست🌀. شما فقط اینجا یه رمان رو نمیخونین! داستان یک زندگی را تجربه میکنین🌚. با ما همراه باشید!🌬. Start:1404/11/22 📝𝟬𝟵𝟭 | "عضو جمعیت نویسندگان📖" | Me؟ @Pv_Zeynabe
مشاهده در ایتا
دانلود
ببیننننننن مثل همیشهههه عالییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی🩷🥹✨️🌊🌞🌚🙂😭🧸🎨🫠💙💜❤️💝😘😘💗❤️‍🩹💝🧡💜💜💗😘💙💖💝💗💜🧡❤️💚💛💚💛💚💛💚🌚🙃😭🩶🤍🩵💋 《F》 . عزیزممممممییی😭
ی۸نپرنلطخفث۷۵سخپدمورمتدچندنکمدتدطحهطفهشفحعفنررتبجقحاسچ۰چیچپچ۰۰۰۰۰چچتبمبنا تدپرچتبحهق۷۴ثیجهبامزنارنپلحهبخ۴ث۵۷فجهبخفبجرللچخبجخلپایح۵عنرچپن چلحخلخفچحاخبسلجبدتخ ا🥹🥹🥹🥹🥹🥹💋💋💋💋💋💞💞💞💞💜🩵💙💚💛🧡🩷❤️🤎🩶🤍💌💘💝💖💗💋🫀🫀🫀🫀❤️🧡💞💟💕❣️💟❣️💙❣️🩵💖❤️‍🩹💘💟💟من ذوق مرگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگ فدات شمممممممممممممممممممممم اخه این قلم جادویی و از کجا اوردی؟🫠😘💟💜🩵💙💞💕❣️❤️‍🩹💙💚💛💘💌🤍🩶🤎❤️🧡💝💖💗🫀🫠😘💋❤️🩶💜💘💙💙 از طرف:F 《نمیشناسیم 🫠🧸🎨》 . فداتون بشم من😭🛐
عالیییییی✨✨ . ملسییی
جوری که واسه اومدن بابام ذوق میکنم:✨️😭
•𝗗𝗮𝘀𝘁𝗮𝗻.𝗬𝗲𝗸.𝗦𝗵𝗮𝗯•
𝗗𝗮𝘀𝘁𝗮𝗻.𝗬𝗲𝗸.𝗦𝗵𝗮𝗯💙. 𝗣𝗮𝗿𝘁☁️:11 𝗙𝗮𝘀𝗹🌀:1 آراد:آهان...میگم من تهرانم میشه بیاین بیرون هتل کارتون دارم.
𝗗𝗮𝘀𝘁𝗮𝗻.𝗬𝗲𝗸.𝗦𝗵𝗮𝗯💙. 𝗣𝗮𝗿𝘁☁️:12 𝗙𝗮𝘀𝗹🌀:1 𝗘𝗹𝗲𝗻𝗶💙. عکس رو گرفتم و رفتم کافه هتل یه قهوه خوردم و بعد از نیم ساعت رفتم بالا..خواستم در بزنم که دیدم در بازه...نگران شدم ولی رفتم داخل..برق ها خاموش بود...برق رو روشن کردم و...😭✨ النی:واااایییییی من قربونتون برمممم😭✨دستت درد نکنه نوراااا😭✨ نورا:من کارر نکردم که،همش کار داداشت بود🙂 النی:فدات بشم من داداشییی(پریدم بغ‌.لش) آراد:دورت بگردم دختر خب بیا شمعت رو فوت کن‌... النی:شمع رو فوت کردم آراد:ایشالا صد ساله شی به پیریت بخندم🦦 النی:یکی میزنمت نفهمی چجوری مردی هااااا🗿 آراد:ببخشیددددد نورا:بیا فدات شم کادوت...نمیدونم دوسش داری یا نه🙂 النی:یه لحظه...باز نمشههههههه اراد:بیا بازش کردم النی:مرسی داداشی.....ن‌نورا!مگه میشه من این رو دوست نداشته باشم...خیلی قشنگههههه...مرسی قلبم.. نورا:قربونت برم بچه اراد:حالا کادو من🦦 نورا:چیه؟پایین تر از طلا قبول نمیکنم🤓🤣 اراد:پرووووو...باید با ماشین بریم بدویین.... موقعیت:محلی که کادو بود. آراد:چشاتو ببند... النی:اخخخخخ..چشم درد گرفت چقدر محکم بستیییی آراد:هیشششش...این رو بگیر دستت(کلید) النی:این چیه؟ آراد:خس میکنی چیه؟🗿 النی:عام...کلیده؟ آراد:افرین..حالا به نظرت کلید چیه؟ النی:نمیدونم🗿 اراد:وایسا(چشاشو باز کردم)دیدیننننن سوپرایززززز النی:ااین؟این چیه ارادددد آراد:خونه🤓 النی:این..شوخی میکنی دیگه..برو مسخره🗿 آراد:میدونستم خری ولی در این حد دیگه نه🗿جدی میگم به خدا برو درش رو باز شد بفهمی.. النی:(رفتم سمت در و در رو باز کردم..عععررررر من فدای داداشیم بشممممم😭✨ آراد:خواهش میتونم🤓 𝗧𝗼 𝗯𝗲 𝗰𝗼𝗻𝘁𝗶𝗻𝘂𝗲𝗱🌀.
•𝗗𝗮𝘀𝘁𝗮𝗻.𝗬𝗲𝗸.𝗦𝗵𝗮𝗯•
𝗗𝗮𝘀𝘁𝗮𝗻.𝗬𝗲𝗸.𝗦𝗵𝗮𝗯💙. 𝗣𝗮𝗿𝘁☁️:12 𝗙𝗮𝘀𝗹🌀:1 𝗘𝗹𝗲𝗻𝗶💙. عکس رو گرفتم و رفتم کافه هتل یه قهوه خوردم و بعد از ن
𝗗𝗮𝘀𝘁𝗮𝗻.𝗬𝗲𝗸.𝗦𝗵𝗮𝗯💙. 𝗣𝗮𝗿𝘁☁️:13 𝗙𝗮𝘀𝗹🌀:1 النی:بریم هتل؟ اراد:من امشب میشه اونجا باشم؟🤓 النی:اره مشکلی نیست.. موقعیت:هتل.... النی:یه آهنگ بزارین برقصیم.. نورا:اومممم بیا اسپیکر اراد:بزارین پتشین برقصین🤣 النی:(اهنگ رو گذاشتیم و شروع کردیم به رقصیدن) حامی:فریدددددد فرید:چتهههه حامی:این چه صداییییی ساعت ۴ صبحهههه فرید:نمیدونم از اتاق بقله پاشو برو ببین چیه حامی:اهههه باشششش النی:کی در میزنع؟ نورا:نمیدونم وایسا الان میرم . النی"نه تو وایسا اهنگ رو قطع کنین من میرم نورا:اوکیه النی:س‌سلام.. حامی:..... 𝗧𝗼 𝗯𝗲 𝗰𝗼𝗻𝘁𝗶𝗻𝘂𝗲𝗱🌀.
•𝗗𝗮𝘀𝘁𝗮𝗻.𝗬𝗲𝗸.𝗦𝗵𝗮𝗯•
𝗗𝗮𝘀𝘁𝗮𝗻.𝗬𝗲𝗸.𝗦𝗵𝗮𝗯💙. 𝗣𝗮𝗿𝘁☁️:13 𝗙𝗮𝘀𝗹🌀:1 النی:بریم هتل؟ اراد:من امشب میشه اونجا باشم؟🤓 النی:اره مشکل
𝗗𝗮𝘀𝘁𝗮𝗻.𝗬𝗲𝗸.𝗦𝗵𝗮𝗯💙. 𝗣𝗮𝗿𝘁☁️:14 𝗙𝗮𝘀𝗹🌀:1 𝗛𝗮𝗺𝗶☁️. خودش بود..همون دختره..پشماممم😭..الان بهترین موقعیت بود.. حامی:سلام..ببخشید مزاحمتون شدم..الان فعک نکنم شرایط صحبت باشه میتونم شماره شما رو داشته باشم که بتونم بهتون زنگ بزنم فردا در باره یه موضوعی باید صحبت کنیم... النی:عام...نمیدونم چی بگم...باشه اشکال نداره بزنین شماره رو حامی:بگین.. النی:.......۰۹۳۹ حامی:خیلی ممنون..ببخشید مزاحمتون شدم‌.‌. النی:مهم نیست نورا:کی بود النی:اشتباه اومده بود یارو اراد:خب اهنگ رو بزارین النی:نه..خوابم میاد دیگه بسته نورا:عاام..باشه برو بخواب اراد:شب بخیر نورا:شب بخیر النی:شبتون بخیر.. •صبح• نورا:پاشیددددد🗿 النی:جتهههههه😐 نورا:لنگ ظهره پاشیددد النی:ول کننننن😒 نورا:باشه من رفتم اسنپ منتظره النی:کجااا میرییی نورا:رشتتت النی:خب وایسا باهم میریم نورا:شما تا پاشید سه سال دیگس من مامانم منتظره خدافظ.. النی:هوففف...باشه خدافظ نورا:باییی✨ النی:داداش آراد:هوم(خوابالو) النی:پاشو ظهره باید بریم آراد:کجااا النی:خونه🗿 آراد:بخواب بابا دیر نمیشه،باید کارای خونه جدید رو هم انجام بدی النی:بدم؟😒 آراد:نه من انجام بدم🗿 النی:بله که باید تو انجام بدی🔪 آراد:النی از بچه گی رو مخی😃 النی:عههه؟که اینطورههه باشههه پسسس خدافظ آراد:کجا میریییییی،وایساااا باباااا نمیشه باهات شوخی کرددددد النی:ول کن دستمو آراد:الان داری چی کار میکنی؟ النی:با تاکسی میرم رشت خونه هم مال خودت اراد:شوخی کردم النی ول کن اینووو النی:آراد به خدا یه جوری میزنم تو سرت همینجوری قبرت شه ولم کن! آراد:نازشم نمیشه کشید،خشن النی:تو چرا داری میپوشی؟ آراد:به همون دلیل که تو داری لباساتو جمع میکنی😑 النی:اَه رو مخ آراد:باشه من رو مخ 𝗘𝗹𝗲𝗻𝗶💙. ساکم رو برداشتم و رفتم سمت بیرون.. آراد:النی یه لحظه وایسا الان ماشین میخوره بهت النی:ول کننن اراد:بیا اینورر(کشیدمش کنار) النی:هوف آراد:بابا یه جی بهت گفتم چرا اینجوری میکنی🗿 النی:ول کن عادل:به به میبینم خواهر برادر دعوا دارین!🤣 النی:تو اینجا چی کار داری مرت‌یکه! آراد:بیا پشت من النی گفتم! النی:نه داداش!بگو چی کار داری هوم! عادل:(تف‌نگ رو بیرون اوردم)شما دو تا خیلی رو مخم راه رفتین اومدم تلافی کنم النی:هویییی داری چی کار میکنییی! آراد:ببین!اونو بزار کنار فهمیدی! عادل:نمیشه اقا آراد!(شلی‌ک کرد) النی:داداش(پرید جلوی اراد) آراد:النی...النیی....عو..ضی وایساا عادل:بهتره به حای دنبال کردن من بری خواهرتون نجات بدی!(نفس نفس) آراد:خدا لعنتت کنه... 𝗧𝗼 𝗯𝗲 𝗰𝗼𝗻𝘁𝗶𝗻𝘂𝗲𝗱🌀.
•استوری های جدید حامیم•