eitaa logo
•𝗗𝗮𝘀𝘁𝗮𝗻.𝗬𝗲𝗸.𝗦𝗵𝗮𝗯•پایان‌موقت
398 دنبال‌کننده
419 عکس
29 ویدیو
0 فایل
داستان یک شب..🤎. داستان یک شبی که سر آغاز یک داستان طولانی‌ست💫. شما فقط اینجا یه رمان رو نمیخونین! داستان یک زندگی را تجربه میکنین🌝. با ما همراه باشید!☁️. Start:1404/11/22 📝𝟬𝟵𝟭 | "عضو جمعیت نویسندگان📖" | Me؟ @pv_Zeynabe
مشاهده در ایتا
دانلود
درود✨️ اد نظردهی میخوام... به تعداد بالا💘 من؛ @Maleka1001 چنل؛ @Novel_moon_in_silence
سلام قشنگام… دلم خیلی واستون تنگ شده! متاسفانه مدت کمی که قرار بود نباشم خیلی طولانی تر شد.. وقتی دیدم آمار اومده پایین تر از ۴۰۰ خیلی ناراحت شدم،یعنی چی؟هر روز که پارت میده محیا! خواهش می‌کنم لف ندید… از طرف:زینب،مالک
𝗗𝗮𝘀𝘁𝗮𝗻.𝗬𝗲𝗸.𝗦𝗵𝗮𝗯🌝ϑ𐑞 ּ֪ ۟ ִ 𝗣𝗮𝗿𝘁🕯:47 𝗙𝗮𝘀𝗹🧸:1 النی:رسیدیم و رفتیم داخل.. لیلا:سلام دخترم خوبی؟ النی:سلام مامان جان مرسی خوبم شما خوبین؟ لیلا:منم خوبم،پسرم خوبی؟ حامی:مرسی مامان خوبم،بقیه اومدن لیلا:فقط خالت اومده و گلسا برین پیش اونا بشینین تا گیسو هم بیاد حامی:هوف لیلا:پسرم🗿 مژده:سلام حامی جان خوبی عزیزم. حامی:سلام خاله جون مرسی خوبم شما خوبین؟ مژده:منم خوبم،خوب بمونی، حامی:بزارین معرفی کنم خاله النی،زن خوشگلم هستن✨ النی:سلام،النی هستم مژده:سلام خوشگلم،منم مژده ام خاله حامی النی:خوشبختم گلسا:بیاین بشینین چرا نشستین؟ النی:خوبی تو؟ گلسا:مرسیی تو خوبی؟ النی:منم خوبم،خیلی وقته خبری نیست ازت🗿 گلسا:ببخشید درگیر دانشگاه بودم😃 النی:اشکال نداره،موفق باشی🤏🏻 النی:همه چی خوب بود..می‌گفتیم و میخندیدیم که زنگ در خورد..فهمیدم گلسا بود..یکم استرس گرفتم که حامی دستم رو گرفت.. حامی:خوبی؟ النی:ا..اره🙂 گلسا:رسیدم در زدم خاله در رو باز کردم سلام کردم و رفتم داخل..که حامی و اون دختره رو دیدم..اول اعصابم خورد شد اما باید طبیعی جلوه میدادم..رفتم سمت دختره..که خودشو کشیدم عقب و دستشو اورد جلو. النی:سلام. گیسو:سلام عزیزم😒. گیسو:با همه سلام کردم و نشستم.. نمیدونم چرا من وقتی این دختره رو میبینم حرصم میگیره..میخوام بگیرم خفه‌اش کنم..اه..یه دفعه حامی ببند شد.. النی:حامی،چی کار میکنی؟ حامی:وایسا عشقم،خب حالا که همه پیش هم جمع شدیم بزارین یه اتفاق خوبی که افتاده و یه خبر خوبی که میخوام بدم رو بگم.. لیلا:چیزی شده پسرم‌؟ حامی:نه مامانم،خبر خوبه!من..من دارم بابا میشم،النی حامله‌اس😭✨ النی:اون موقعه همه خوشحال بودن و تبریک میگفتن و میگفتن به نظرم بچه دختره یا پسره..اما همه اونجوری نبودن!اون شب با حرف حامی دل یه کسی که اونجا بود شکست‌...گیسو!با نگاهی که بهش کروم..مشخص بود حالش بد بود..معلومه داره یه نقشه دیگه برای جدا کردن من و حامی میکشه... 𝗧𝗼 𝗯𝗲 𝗰𝗼𝗻𝘁𝗶𝗻𝘂𝗲𝗱🧸ϑ𐑞 ּ֪ ۟ ִ
پارت‌ جدید تقدیم نگاهتون✨ϑ𐑞 ּ֪ ۟ ִ شنوای نظرات شما هستم🤏🏻ϑ𐑞 ּ֪ ۟ ִ https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_8n95alx&btn=میشنوم