_ 𝑵𝒐𝒗𝒆𝒍 𝑨𝒗𝒂𝒚𝒆 𝒅𝒆𝒍_ نفور
من اومدم خونه خسته و خرد با صدای جدیدم گلوم پاره شده رسما حنجرهمو از دست دادم عزیزان😂
عیجوننننن تا باشه از این خستگیاااااا🤏🏻😭💗
بعد میگفت هرشب ماه زود میومد بیرون چرا امشب ماه نمیاد بیرون
بعد میگفت خودمو نمیگما ، ماهو میگم 😂😂
بعد میگفت بوی سوختنی میاد یچیزی سوخته فککنم
یکی از طرفدارا گفت حسوداتن
یکی گفت قلبه منه برات اتیش گرفته حامیم گفت عووووووو (بنده به دلیل حضور پدر و مادر گرامی نتونستم لا..س بزنم 🤣🤣🤣)