خیلی خوشحالم که دینی امسال تموم
خیلی ناراحتم که دو سال دیگه قراره دینی بخونم
+ بیا یه بار باهم بریم کتابخونه.
_ باشه ولی تو کتابخونه باید چیکار کنیم؟
+ نمیدونم.
من وقتی عصبیم، اصلااا حوصله اینکه کسی بخواد دلقکبازی در بیاره تا بخندم رو ندارم.
ولی امشب الهه و زهرا تونستن برای اولین بار تو عمرم، وقتی خیلی عصبیم آرومم کنن.
الان که دارم فکر میکنم، نمیفهمم واقعا چیکار کردن که حالم خوب شد. ولی بنظرم منو بلد بودن؛ بلد بودن که کِی سکوت کنن، کِی 🤡 بازی در بیارن، کِی مثل همیشه مسخره باشن..
میدونم شاید به این فکر کنید که الان تعریف بود اینا یا تخریب
ولی #جدی کاملا تعریف بود.
هدایت شده از نوید دختری در مزرعه
براتون آرزو میکنم از خنده زیاد گریه کنید