eitaa logo
همینجوری
20 دنبال‌کننده
18 عکس
2 ویدیو
2 فایل
#فخرالدین‌زاده هستم ، #هیچ کپی:حلال تر از شیر مادر راحت باشید🫴 یسری چیز میز #همینجوری می‌نویسم . با انتقادات و پیشنهادات تون بنده رو رشد میدین✨. @Fakhroddin4321
مشاهده در ایتا
دانلود
زندگی تلخ است قبل از دیدنت بعد دیدن ،از شهد شیرین تر میشود جرعه جرعه میچشم لبخند تو هرچه‌مینوشم ،دلنشین تر میشود در نبودت این جهان در چشم من با غمت سنگین و سنگین تر میشود در غم بی تو بسر بردن عزیز جان من غمگین و غمگین تر میشود https://eitaa.com/hamingory
پشتت چرا آخر به من مولای من؟ کرده ام خیلی خطا آقای من جان من ای روح من دنیای من رحم کن بر این دل رسوای من عکس https://eitaa.com/hamingory
منتظر انتقادات و پیشنهاداتتون هستم: اینجا خیلی خوشحال میشم ✨
🖼 این جنایتکاران که فهرستی از صدر تا ذیل‌شان موجود است، آرزوی مرگی آرام و در بستر را با خود به گور خواهند برد. ✍🏻 بخشی از پیام رهبر معظّم انقلاب به‌مناسبت تشییع و تدفین آقای شهید ایران | ۱۸/تیر/۱۴۰۵ 💻 Rahbar.ir | 📲 @Rahbar_ir
مولانا هم چشم‌ بسته غیب می‌گفته ها : همه رنج‌ها از آن می‌خیزد که چیزی خواهی و آن میسّر نشود؛ چون نخواهی، رنج نماند.😐 https://eitaa.com/hamingory
زهرا حـرم نداشت ، توهم بی‌حـرم شدی از کـودکی همیشه طـرفدار مادری . . ـــ| @Chakameh_ir
جدیدا فهمیدم هر آدمی یه جزیره ناشناخته س پر از رمز و راز و شگفتی پر از پستی و بلندی پر از گوهر های نایاب و بعضی اوقات پلیدی هر کدوم متفاوتن و میشه از هر آدمی یه کتاب نوشت ولی با همه اینا یه چیز توشون مشترکه اینکه با آب حیات یعنی عشق احاطه شدن شاید زبون عشقشون متفاوت باشه ولی برای همه هست به امید فهمیدن زبون عشق همدیگه... https://eitaa.com/hamingory
ولی خب بعضیا با شکاکی و بد دلی یه دیوار ساختن که نتونی به اون آب حیات دست بزنی اونا رو نمی‌دونم باید چیکار کرد شاید باید اونقدر با عشق خودمون ضربه بزنیم تا اون حصار فرو بریزه شاید هم باعث بشه آوار شکاکیشون بریزه رو سرمون نمی‌دونم... https://eitaa.com/hamingory
با خود میگویم چه کاری ست آخر اینهمه از خانه بکوبیم بیاییم ده که برویم در مسجد و گرما بنشینیم و بدتر از همه یکساعت و نیم دعای ناحیه مقدسه بخوانیم 😐؛ راستش کمی که گذشت و وقتی فهمیدم ناحیه مقدسه از زبان امام عصرمان است ، از خویش خجالت کشیدم که چرا اینهمه وقت نمی‌دانستم چنین دعایی هست؛ شرمساری همه وجودم را گرفت و غرغر های نفس را با خود برد. کم کم گوش سپردم به الفاظ و کلماتی که از زبان مداح خارج می‌شد ؛ پر از معنا و مفهوم های متفاوت بود ، مقتل و دلنوشته و روضه همه در یک دعا بود و این متعجبم ساخت؛ عجب نویسنده و عجب گوینده ای داریم ما ، امام زمانمان ! وقتی مداح در میان ناحیه مقدسه گریز میزد و روضه می‌خواند، وقتی کلمات بر زبانش جاری میشد ، به اندازه سر سوزن توانستم بفهمم که این عبارت ها به چه معناست : أَبْکِیَنَّ عَلَیْکَ بَدَلَ‌ الدُّمُوعِ‌ دَماً، حَسْرَةً عَلَیْکَ وَ تَأَسُّفاً عَلَى مَا دَهَاکَ وَ تَلَهُّفاً، حَتَّى أَمُوتَ بِلَوْعَةِ الْمُصَابِ وَ غُصَّةِ الِاکْتِیَاب... به زبان خودمان: صبح و شب برای تو ناله می‌کنم و بجای اشک بر تو خون می‌گریم. این کار را به خاطر حسرت خوردن بر تو و از روی ناراحتی و بلایی که بر تو وارد شده و از روی اندوه و حزن بر تو انجام می‌دهم. تا این‌که از غم مصیبت‌ها و غصه ناراحتی‌ بمیرم...(دور از جانتان آقا جان) https://eitaa.com/hamingory