eitaa logo
داستان بچه های مدرسه
1.2هزار دنبال‌کننده
1.3هزار عکس
917 ویدیو
7 فایل
آیدی مدیرکانال در پیام رسان ایتا @salamhamvatan
مشاهده در ایتا
دانلود
ﺩﺭﻭﯾﺸﯽ ﺗﻨﮕﺪﺳﺖ ﺑﻪ ﺩﺭ ﺧﺎﻧﻪ ﺗﻮﺍﻧﮕﺮﯼ ﺭﻓﺖ ﻭ ﮔﻔﺖ : ﺷﻨﯿﺪﻩ ﺍﻡ ﻣﺎﻟﯽ ﺩﺭ ﺭﺍﻩ ﺧﺪﺍ ﻧﺬﺭ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﯼ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺩﺭﻭﯾﺸﺎﻥ ﺩﻫﯽ، ﻣﻦ ﻧﯿﺰ ﺩﺭﻭﯾﺸﻢ ... ﺧﻮﺍﺟﻪ ﮔﻔﺖ: ﻣﻦ ﻧﺬﺭ ﮐﻮﺭﺍﻥ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻡ ﺗﻮ ﮐﻮﺭ ﻧﯿﺴﺘﯽ . ﭘﺲ ﺩﺭﻭﯾﺶ ﺗﺎﻣﻠﯽ ﮐﺮﺩ ﮔﻔﺖ: ﺍﯼ ﺧﻮﺍﺟﻪ ... ﮐﻮﺭ ﺣﻘﯿﻘﯽ ﻣﻨﻢ ﮐﻪ ﺩﺭﮔﺎﻩ ﺧﺪﺍﯼ ﮐﺮﯾﻢ ﺭﺍ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ ﺑﻪ ﺩﺭ ﺧﺎﻧﻪ ﭼﻮﻥ ﺗﻮ ﮔﺪﺍﺋﯽ ﺁﻣﺪﻩ ﺍﻡ ؛ ﺍﯾﻦ ﺭﺍ ﺑﮕﻔﺖ ﻭ ﺭﻭﺍﻧﻪ ﺷﺪ ... ﺧﻮﺍﺟﻪ ﻣﺘﺄﺛﺮ ﮔﺸﺘﻪ ﺍﺯ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﻭﯼ ﺷﺘﺎﻓﺖ ، ﻭ ﻫﺮ ﭼﻪ ﮐﻮﺷﯿﺪ ﮐﻪ ﭼﯿﺰﯼ ﺑﻪ ﻭﯼ ﺩﻫﺪ ﻗﺒﻮﻝ ﻧﮑﺮﺩ ... ﺍﺯ ﺍﻭ ﺑﺨﻮﺍﻩ ﮐﻪ ﺩﺍﺭﺩ ﻭ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﺪ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺍﻭ ﺑﺨﻮﺍﻫﯽ ، ﺍﺯ ﺍﻭ ﻣﺨﻮﺍﻩ ﮐﻪ ﻧﺪﺍﺭﺩ ﻭ ﻣﯽ ﺗﺮﺳﺪ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺍﻭ ﺑﺨﻮﺍﻫﯽ ... کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 @hamkalam
9.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
روایت شنیدنی اولین خادم زن ایرانی حرم حضرت عباس (ع) از بازدید سرزده حاج قاسم ... یاد می کنیم از سیدالشهداء مقاومت شهید سلیمانی و شهدای مدافع حرم با ذکر صلواتی بر محمد و آل محمد کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 @hamkalam
12.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تصاویری از مداحی شهید حمیدرضا رجب‌زاده در شب هشتم محرم ۱۴۰۱
امام علی (ع): هر گاه در پی چیزی هستی ، بلند همت باش و آن گاه که چیره شدی ، در پیروزی کریم باش
بهترین جفت در جهان خنده و گریه است! آنها هیچگاه یکدیگر را همزمان ملاقات نمیکنند... ولی اگر یکدیگر را ملاقات کردند، آن لحظه بهترین لحظه زندگی شماست کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 @hamkalam
برده داری را برده ای بود و خود خوراک پست می خورد و برده را پست تر می خورانید. برده از این حال سرباز زد و از صاحب خویش خواست تا او را بفروشد و فروخت. دیگری او را خرید که خود سبوس می خورد او را نیز می خوراند. برده از او نیز خواست تا وی را بفروشد و چنین شد. مالک تازه خود چیزی نمی خورد و سر او را تراشید و شب او را می نشاند و چراغ بر فرقش می گذاشت و از وی به جای چراغدان استفاده می کرد. اما این بار برده ماند و تقاضای فروش نکرد تا برده فروشی او را گفت چه چیز تو را به ماندن نزد این مالک وا داشته است؟ گفت: از آن می ترسم که دیگری مرا بخرد و فتیله در چشمم کند و به جای چراغ بکار گیرد... *کشکول شیخ بهائی کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 @hamkalam
🌷نگهبان درب فرودگاه اهواز از ورود او به داخل ممانعت کرد و او در نهایت آرامش و ادب و بدون هیچ‌گونه تندی و اهانت به نگهبان برگشت و در آن گرمای سوزان جنوب حدوداً نیم ساعت روی جدول نشست. به بنده حقیر (مسئول وقت فرودگاه) اطلاع دادند دم درب مهمان داری؛ رفتم و با کمال تعجب امیر سرلشگر شهید بابایی را دیدم که راحت روی زمین نشسته؛ جلو رفتم و پس از سلام ، عرض کردم جناب بابایی چرا تو این گرما اینجا نشستی؟! 🌷خیلی آرام و متواضع پاسخ داد، این نگهبان بنده خدا گفت: هواپیما روی باند است، و شما نمی توانی وارد شوی؛ منهم منتظر ماندم مانع پرواز نشوم. در صورتیکه ایشان فرمانده معاون عملیات وقت نهاجا بودند ولی نه به نگهبان اهانت کرد، و نه خواستار تنبیه او شد بلکه از من خواست که نگهبان را مورد تشویق قرار دهم... کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 https://eitaa.com/hamkalam
🔸🔹🚩 کاروان عزاداری با حضور هیئات مذهبی و عموم مردم شهر اراک 🔹‌ شهادت پیامبر اعظم «ص» و شهادت امام حسن مجتبی«ع» و امام رضا«ع» ▪️چهارشنبه و پنجشنبه ۲۱ و ۲۲ مرداد - ساعت ۱۰ صبح - میدان شهدا اراک @markazi_iribnews
با صدور احکامی جداگانه از سوی فرمانده کل قوا صورت گرفت؛ 📝 انتصاب شش فرمانده عالی‌رتبه در ستاد کل نیروهای مسلح، سپاه پاسداران و بسیج مستضعفین 💬 حضرت آیت‌الله سیدمجتبی حسینی خامنه‌ای، فرمانده معظم کل قوا، با صدور احکام جداگانه‌ای مسئولیت‌ها و مأموریت‌های شش تن از فرماندهان و مدیران عالی‌رتبه نیروهای مسلح را ابلاغ کردند. ▪️بر اساس این احکام، سردار سرلشکر خلبان پاسدار علی عبداللهی به عنوان رئیس ستاد کل نیروهای مسلح و امیر سرتیپ کیومرث حیدری به عنوان جانشین رئیس ستاد کل نیروهای مسلح تعیین شدند. ▪️همچنین سردار سرتیپ پاسدار احمد وحیدی با اعطای درجه سرلشکری عهده‌دار فرماندهی کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شد و سردار سرلشکر پاسدار مصطفی ایزدی مسئولیت جانشینی فرماندهی کل سپاه را بر عهده گرفت. ▪️در ادامه این احکام، مسئولیت فرماندهی نیروی دریایی سپاه به سردار دریادار پاسدار علی عظمایی و ریاست سازمان بسیج مستضعفین به حجت‌الاسلام والمسلمین حسین طائب محول شد. 💻 Rahbar.ir  | 📲 @Rahbar_ir @markazi_iribnews
◼️امام رضا علیه السلام فرمودند: ◾️لا يَجْتَمِعُ الْمالُ اِلاّ بِخِصالٍ خَمْسٍ: بِبُخْلٍ شَديدٍ وَ اَمَلٍ طَويلٍ وَ حِرْصٍ غالِبٍ وَقطيعَةِ الرَّحِمِ وَ ايثارِ الدُّنْيا عَلَى الآخِرَةِ. ▪️هـرگز ثروت جمع و اندوخته نمى گردد، مگر بـا پنـج خـصلت: بخـل شـديد آرزوى دور و دراز حـرصِ غالب قطع رحـم برگزيدن دنيا بر آخـرت. 📚كشف الغمّه، ج 3، ص 84
🌱روزی ابوریحان بیرونی درس به شاگردان میگفت که خونریز و قاتلی پای به محل درس و بحث نهاد… شاگردان با خشم به او می نگریستند و در دل هزار دشنام به او می دادند که چرا مزاحم آموختن آنها شده است . آن مرد رسوا روی به حکیم نموده چند سئوال ساده کرد و رفت … 🌱فردای آن روز، شاعری مدیحه سرای دربار، پای به محل درس گذارده تا سئوالی از حکیم بپرسد شاگردان به احترامش برخواستند و او را مشایعت نموده تا به پای صندلی استاد برسد. که دیدند از استاد خبری نیست هر طرف را نظر کردند اثری از استاد نبود … 🌱یکی از شاگردان که از آغاز چشمش به استاد بود و او را دنبال می نمود در میانه کوچه جلوی استاد را گرفته و پرسید: چگونه است دیروز آدمکشی به دیدارتان آمد پاسخ پرسش هایش را گفتید و امروز شاعر و نویسنده ایی سرشناس آمده ، محل درس را رها نمودید ؟! 🌱ابوریحان گفت: یک بزهکار تنها به خودش و معدودی لطمه میزند ، اما یک نویسنده و شاعر خود فروخته کشوری را به آتش می کشد. @hamkalam
یه بازرگانی ورشکست شد و طلب کاراش اونو به دادگاه کشوندن بازر گانه با یه وکیل مشورت کرد و وکیل بهش گفت :توی دادگاه هر کس از تو چیزی پرسید بگو (بله)بازرگان هم پولی به وکیل داد و قرار شد بقیه پول رو بعد از دادگاه به وکیل بده فرداش در دادگاه در جواب قاضی و طلبکاراش همش گفت :(بله و بله)تا اینکه قاضی گفت این بیچاره از بدهکاری عقلش رو از دست داده بهتراست شما ببخشیدش طلب کارها هم دلشون به حال اون سوخت و اون رو بخشیدن فردای اون روز وکیل به خونه بازر گان رفت و بقیه پولش رو طلب کرد و مرد بده کار در جواب گفت:(بله)وکیلم گفت:باهمه بله با ما هم بله @hamkalam