eitaa logo
داستان بچه های مدرسه
1.2هزار دنبال‌کننده
1.3هزار عکس
917 ویدیو
7 فایل
آیدی مدیرکانال در پیام رسان ایتا @salamhamvatan
مشاهده در ایتا
دانلود
گوهرهای علی بن موسی الرضا امام رضا(ع) فرمود: خداوند متعال فرمان داده سه چیز همراه سه چیز دیگر انجام گیرد: 1 - به نماز همراه زکات فرمان داده است، پس کسی که نماز بخواند و زکات نپردازد نمازش نیز پذیرفته نمی شود. 2 - به سپاسگزاری از خودش و پدر و مادر فرمان داده است، پس کسی که از پدر و مادرش سپاسگزاری نکند، خدا را شکر نکرده است. 3 - به تقوای الهی فرمان داده و به صله رحم، پس کسی که صله رحم انجام ندهد تقوای الهی را هم بجا نیاورده است. 📚بحار الانوار، جلد 74، ص 77 کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 @hamkalam
ابوهاشم جعفرى مى گوید امام رضا (علیه السلام) به من فرمود چرا تو را نزد عبدالرحمن بن یعقوب مى بینم؟ ابوهاشم گفت او دایى من است. حضرت فرمود او درباره خدا سخن ناهموار و غیر قابل قبولى مى گوید، سخنى که با آیات قرآن و معارف اهل بیت ناهماهنگ است. خدا را به صورت اشیا و اوصاف آن وصف مى کند، بنابراین یا با او هم نشین باش و ما را واگذار یا با ما بنشین و او را رها کن. عرضه داشتم او هر چه مى خواهد بگوید، چه زیانى به من دارد؟ وقتى من آنچه را او مى گوید نگویم، چیزى بر عهده من نیست. حضرت فرمود آیا بیم ندارى از این که عذابى بر او فرود آید و هر دوى شما را بگیرد؟ آیا داستان کسى که خود از یاران حضرت موسى (علیه السلام) بود و پدرش از یاران فرعون را نشنیده اى؟ هنگامى که لشکر فرعون کنار دریا به حضرت موسى (علیه السلام) و یارانش رسید، آن پسر از حضرت موسى (علیه السلام) جدا شد که پدرش را نصیحت کند و به حضرت موسى (علیه السلام) و یارانش ملحق نماید. پدرش به راه باطل خود، دنبال فرعونیان مى رفت و این جوان با او درباره آیینش ستیزه مى کرد تا هر دو به کنارى از دریا رسیدند و با هم غرق شدند. خبر به حضرت موسى (علیه السلام) رسید. فرمود او در رحمت خدا است، ولى چون عذاب نازل شود از کسى که نزدیک گنهکار است دفاعى نشود. 📚 منبع: اصول کافی، جلد ۲، صفحه ۳۷۴ کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 https://eitaa.com/hamkalam
✅دو نفر مسافر به مشهد آمدند،در آنجا به حضور حضرت رضا علیه السلام رفته و پرسيدند ما از فلان جا آمده ايم،آيا نماز ما شكسته است يا تمام؟ 🌺 حضرت رضا علیه السلام به يكي از آنها فرمود نماز تو شكسته است و به ديگري فرمود: اما نماز تو تمام است! 💠چون آنها از يكجا آمده بودند و هيچگونه فرقي در حد سفر آن ها نبود، لذا تعجب كردند كه چرا جواب مسأله دو گونه شد؟؟ 🌷امام هشتم علیه السلام براي آن كس كه فرموده بود نماز تو تمام است و شکسته نیست،چنين توضيح داد: ⛔️زيرا تو به قصد ديدار سلطان ظالم آمده اي، 🔥 بنابراين سفر تو سفر گناه است و سفر گناه موجب شکسته شدن نماز نمي شود. 🌸به اين ترتيب امام رضا علیه السلام حتي در مسأله گفتن هم، مردم را از طاغوت و دیدار با ظالم برحذر مي داشت... 📚📚 منبع وسائل الشيعه ج ۵ کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 https://eitaa.com/hamkalam
🌺 سفارش امام رضا علیه‌السلام برای منتظران امام رضا علیه‌السلام در دعا برای حضرت ولیعصر عجل‌الله تعالی فرجه می‌فرماید: ▫️ در کار او ما را به دلتنگی و تنبلی و سستی و ضعف مبتلا مفرما و ما را از کسانی قرار ده که به وسیله آنان دینت را یاری می‌رسانی. 📚 بحارالانوار، جلد ۵، ص ۳۳۵
روزگار غم و اندوه به سر می‌آید در پی شام سیه‌فام سحر می‌آید پیر افسرده کنعان مبر امید که باز یوسف گم شده‌ات سوی پدر می‌آید غم مخور عاشق دل خسته که با پای نیاز آنکه از بام تو رفته است ز در می‌آید گر که یک روز نیامد به سر بام تو بخت دل قوی دار که یک روز دگر می‌آید تا که سیبی ز هوا باز فتد روی زمین با دو صد پیچ و خم و زیر و زبر می‌آید در پس پرده مسیحا نفسی هست که او به توانبخشی و امداد بشر می‌آید بینم آن روز که آن رفته من نادم و خسته و آشفته ز در می‌آید آه مخور حسرت مهتاب و بدان از پس ابر سیه ؛ ماه به در می‌آید کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 @hamkalam
من دکتر متخصص اطفال هستم. سالها قبل چکی از بانک نقد کردم و بیرون آمدم. کنار بانک، دست‌فروشی بساط باطری، ساعت، فیلم عکاسی و اجناس دیگری پهن کرده بود. دیدم مقداری هم سکه دو ریالی در بساطش ریخته است. آن زمان تلفن‌های عمومی با سکه‌های دو ریالی کار می‌کردند. جلو رفتم یک تومان به او دادم و گفتم: «دو زاری بده.» او با خوش‌رویی پولم را با دو سکه بهم پس داد و گفت: «این‌ها صلواتی است.» گفتم: «یعنی چه؟» گفت: «برای سلامتی خودت صلوات بفرست» و سپس به نوشته روی میزش اشاره کرد: «دو ریالی صلواتی موجود است.» باورم نشد، ولی چند نفر دیگر هم مراجعه کردند و به آنها هم همین را گفت. گفتم: «مگر چقدر درآمد داری که این همه دو ریالی مجانی می‌دهی؟» با کمال سادگی گفت: «۲۰۰ تومان، که ۵۰ تومان آن را در راه خدا و برای این که کار مردم راه بیفتد دو ریالی می‌گیرم و صلواتی می‌دهم.» مثل اینکه سیم برق به بدنم وصل کردند. بعد از یک عمر که برای پول دویدم و حرص زدم، دیدم این دست فروش از من خوش‌بخت‌تر است که یک چهارم از مالش را برای خدا می‌دهد. در صورتی که من تاکنون به جرأت می‌توانم بگویم یک قدم به راه خدا نرفتم و یک مریض مجانی نیز نپذیرفتم. احساساتی شدم و دست کردم ده تومان به طرف او گرفتم. آن جوان با لبخندی مملو از صفا گفت: «برای خدا دادم که شما را خوشحال کنم.» این بار یک اسکناس صد تومانی به طرفش گرفتم و او باز همان حرفش را تکرار کرد. من که خیلی مغرور تشریف دارم مثل یخی در گرمای تابستان آب شدم. به او گفتم: «چه کاری می‌توانم برایت بکنم؟» گفت: «خیلی کارها آقا! شغل شما چیست؟» گفتم: «پزشکم.» گفت: «آقای دکتر شب‌های جمعه در مطب را باز کن و مریض صلواتی بپذیر. نمی‌دانید چقدر ثواب دارد!» صورتش را بوسیدم و در حالی که گریان شده بودم، خودم را درون اتومبیلم انداختم و به منزل رفتم. دگرگون شده بودم، ما کجا این‌ها کجا؟! از آن روز دادم تابلویی در اطاق انتظار مطبم نوشتند با این مضمون: «شبهای جمعه مریض صلواتی می‌پذیریم.» کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 @hamkalam
ﺳﻔﯿﺮ ﺍﻧﮕﻠﯿﺲ، ﻗﺘﻞ ﻗﺎﺋﻢ ﻣﻘﺎﻡ ﻓﺮﺍﻫﺎﻧﯽ ﺭﺍ ﺩﺭ ﮐﺘﺎﺏ "ﺣﻘﻮﻕ ﺑﮕﯿﺮﺍﻥ ﺍﻧﮕﻠﯿﺲ ﺩﺭ ﺍﯾﺮﺍﻥ " ﭼﻨﯿﻦ ﺗﻌﺮﯾﻒ ﻣﯿﮑﻨﺪ : ﻗﺎﺋﻢﻣﻘﺎﻡ ﻓﺮﺍﻫﺎﻧﯽ ﺗﻨﻬﺎ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﻭﻃﻦ ﭘﺮﺳﺘﯽ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﻧﺘﻮﺍﻧﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩﯾﻢ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﺨﺮﯾﻢ . ﻫﺮ ﺭﺷﻮﻩ ﺍﯼ ﮐﻪ ﺑﺪﻭ ﻣﯿﺪﺍﺩﯾﻢ، ﻣﯿﮕﺮﻓﺖ، ﺍﻣﺎ ﺁﻧﺮﺍ ﺑﻪ ﺷﺎﻩ ﻣﯿﺪﺍﺩ ... ﺳﺮﺍﻧﺠﺎﻡ ﻧﺎﻣﻪ ﺍﯼ ﺑﻪ ﺩﻭﻟﺖ ﻋﺎﻟﯿﻪ ﺍﻧﮕﻠﯿﺲ ﻧﻮﺷﺘﻢ ﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺸﺘﻦ ﺍﯾﺸﺎﻥ ﺩﺭﺧﻮﺍﺳﺖ ﭘﻮﻝ ﮐﺮﺩﻡ ... ﭘﺲ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﭘﻮﻝ ﻓﺮﺳﺘﺎﺩﻩ ﺷﺪ، ﺷﺒﺎﻧﻪ ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻪ ﺍﻣﺎﻡ ﺟﻤﻌﻪ ﺗﻬﺮﺍﻥ ﺭﻓﺘﻢ ﻭ ﻣﻘﺪﺍﺭﯼ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺍﻭ ﻭ ﻣﻘﺪﺍﺭﯼ ﺭﺍ ﻫﻢ ﺟﻬﺖ ﻋﻮﺍﻣﻠﺶ ﺑﺪﻭ ﺩﺍﺩﻡ ﻭ ﮔﻔﺘﻢ : ﺑﺎﯾﺪ ﮐﻪ ﻭﯼ ﺭﺍ ﺗﮑﻔﯿﺮ ﮐﻨﻨﺪ ... ﻓﺮﺩﺍ ﺩﺭ ﻫﻤﻪ ﻣﺴﺎﺟﺪ ﺗﻬﺮﺍﻥ ﺭﻭﺣﺎﻧﯿﻮﻥ ﺑﺮ ﻣﻨﺒﺮ ﺭﻓﺘﻪ ﻭ ﺑﺎﻧﮓ ﺑﺮ ﺁﻭﺭﺩﻧﺪ : ﮐﻪ ﻣﺴﻠﻤﺎﻧﺎﻥ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺍﯾﻦ ﮐﺎﻓﺮ ﻓﺮﯾﺎﺩ ﻓﺮﯾﺎﺩ ﺍﻭ ﺩﻭﻟﺖ ﺍﺳﻼﻡ ﺭﺍ ﺑﺮ ﺯﻣﯿﻦ ﺯﺩﻩ ﺍﺳﺖ ﻭ ... ﺳﺮ ﻭ ﺻﺪﺍ ﮐﻪ ﺑﺎﻻ ﮔﺮﻓﺖ ﺷﺎﻩ ﺍﺑﺘﺪﺍ ﺍﻭ ﺭﺍ ﻋﺰﻝ ﮐﺮﺩﻩ ﻭ ﭘﺲ ﺍﺯ ﯾﮏ ﻫﻔﺘﻪ، ﻓﺮﻣﺎﻥ ﻗﺘﻞ ﺗﻨﻬﺎ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﻭﻃﻦ ﭘﺮﺳﺖ ﺭﺍ ﺍﻣﻀﺎﺀ ﮐﺮﺩ . ﭘﺲ ﺍﺯ ﻗﺘﻞ ﺁﻥ ﺑﺰﺭﮒﻣﺮﺩ، ﺳﻮﺍﺭ ﺑﺮ ﺍﺳﺐ ﺷﺪﻡ ﺗﺎ ﻭﺍﮐﻨﺶ ﻣﺮﺩﻡ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺷﻬﺮ ﺑﺒﯿﻨﻢ . ﺩﯾﺪﻡ ﺍﯾﻦ ﻣﺮﺩﻡ... ﻓﺮﻭﻣﺎﯾﻪ ﺑﺴﺎﻥ ﺷﺐ ﻋﯿﺪ ﯾﮑﺪﯾﮕﺮ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺁﻏﻮﺵ ﮐﺸﯿﺪﻩ ﻭ ﮐﺸﺘﻪ ﺷﺪﻥ ﺍﯾﻦ ﮐﺎﻓﺮ ﻣﻠﺤﺪ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻫﻢ ﺗﺒﺮﯾﮏ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﻨﺪ ... نتیجه : باید مراقب بود خادمان واقعی، بواسطه شایعات قربانی نشوند. توضیح اینکه البته امام جمعه تهران در زمان ناصرالدین شاه از خانوا ده شاهی و داماد شاه بود. کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 ‌@hamkalam