eitaa logo
داستان بچه های مدرسه
1.2هزار دنبال‌کننده
1.3هزار عکس
922 ویدیو
7 فایل
آیدی مدیرکانال در پیام رسان ایتا @salamhamvatan
مشاهده در ایتا
دانلود
🔴 آداب مجلس پیامبر اکرم (ص) 💥 در مجلسى نمى‌نشست و بر نمى‌خاست مگر با ياد خدا. 💥 در مجلس جاى مخصوص براى خود قرار نمى‌داد و نهى مى‌فرمود از اين. 💥 چون داخل مجلس مى‌شد، در آخر مجلس كه خالى بود مى‌نشست و مردم را به اين، امر مى‌فرمود. 💥 به هر يك از اهل مجلس خود بهره‌اى از اكرام و التفات مى‌رسانيد. 💥 چنان معاشرت مى‌فرمود كه هر كس را گمان آن بود كه گرامى‌ترين خلق است نزد او. 💥 با هر كه مى‌نشست تا او اراده برخاستن نمى‌كرد بر نمى‌خاست. 💥 هر كه از او حاجتى مى‌طلبيد اگر مقدور بود روا مى‌كرد و الاّ به سخن نيكى و وعده جميلى او را راضى مى‌كرد و خُلق عميمش همه خلق را فرا گرفته بود و همه كس نزد او در حقّ مساوی بود. 📚 منتهی‌الآمال ------------------------- کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 @hamkalam -------------------------
مرد عربی، شتر خود را گم کرد. سوگند خورد که اگر آن را پیدا کند، به یک درهم بفروشد. از اتفاق، شتر را پیدا کرد و دلش راضی نشد که آن حیوان را به یک درهم بفروشد. گربه ای را به گردن شتر آویزان کرد و در کوچه و بازار فریاد زد شتر به یک درهم و گربه پانصد درهم به فروش می رسد و هر دو را هم با هم می فروشم. یکی از همان جا رد شد. گفت شتر ارزان قیمتی است، اما اگر بدون گردن بند باشد! منابع: 1. بهارستان جامی 2. کشکول شیخ بهایی @hamkalam
🌸 مرحوم حبیب‌الله‌ چایچیان(حسان) درباره‌ی ماجرای سرودن شعر «آمدم ای شاه پناهم بده» می‌گوید: مادرم در آخرین لحظاتی که خدمتشان رسیدم، همیشه آن حال و هوای ارادت به چهارده معصوم را داشت و در همان حال که سکته کرده بود، دکتر را خبر کردیم. 🌺 دکتر مشغول گرفتن نوار شد و وقتی خواست برود، متأسفانه مادرم سکته دیگری کرد. من به دکتر آن را اعلام کردم. دکتر خطاب به من گفت: «فردی که این گونه سکته کند، کمتر زنده خواهد ماند!» به هر حال دکتر راهی شد و من خدمت مادر برگشتم و به ایشان عرض کردم، شما آرزویتان چیست؟ 🌼 ایشان گفت: آرزوی من این است که یک بار دیگر حضرت رضا(ع) را زیارت کنم (و این نکته را هم بگویم که راه رفتن ایشان خیلی سخت بود و حال خوبی نداشت و من دو بازوی مادر را می‌گرفتم تا بتواند یواش یواش حرکت کند.) 🌷 با هواپیما به سمت مشهد رفتیم. نمی‌دانم در ایام تولد حضرت رضا(ع) بود یا شهادت، حرم خیلی شلوغ بود. وارد شدن به حرم هم یقیناً مشکل و حتی برای مادرم غیرممکن بود، 🌟 گفتم مادرجان! از همین جا سلام بدهی، زیارتت قبول است. گفت: «ما قدیمی‌ها تا ضریح را نبوسیم، به دلمان نمی‌چسبد» گفتم: دل چسبی‌اش به این است که حضرت جواب بدهد. 🌺 هر چه کردم دیدم مادر قبول نمی‌کند. خلاصه بازوی مادر را گرفته بودم و همین طور به سمت ضریح حرکت می‌کردیم؛ در همین حال دیدم که حال شعر برایم فراهم شد، من تمام توجه‌ام را به شعر و الهامی که عنایت شده بود دادم، دیدم زبان حال مادرم است نه زبان حال من! و شعر تا «تخلص» رسید. 🌸 وقتی شعر به «تخلص» رسید دیدم مادرم با آن ازدحام که آدم سالم نمی‌توانست برود، خودش را به ضریح رسانده بود و داشت ضریح را می‌بوسید و من هم ضریح را بوسیدم؛ و این شعر در حقیقت زبان حال مادرم در آخرین لحظات عمرش است... 🌼 شعر کامل به شرح زیر است: 🌷 آمدم ای شاه پناهم بده 🌷 خط امانی ز گناهم بده 🍀 ای حرمت ملجأ درماندگان 🍀 دور مران از در و راهم بده 🌷 ای گل بی‌خار گلستان عشق 🌷 قرب مکانی چو گیاهم بده 🍀 لایق وصل تو که من نیستم 🍀 اذن به یک لحظه نگاهم بده 🌷 ای که حریمت مَثل کهرباست 🌷 شوق و سبک‌خیزی کاهم بده 🍀 تا که ز عشق تو گدازم چو شمع 🍀 گرمی جان‌سوز به آهم بده 🌷 لشکر شیطان به کمین منند 🌷 بی‌کسم ای شاه پناهم بده 🍀 از صف مژگان نگهی کن به من 🍀 با نظری یار و سپاهم بده 🌷 در شب اول که به قبرم نهند 🌷 نور بدان شام سیاهم بده 🍀 ای که عطابخش همه عالمی 🍀 جمله حاجات مرا هم بده 🌷 آن چه صلاح است برای «حسان» 🌷 از تو اگر هم که نخواهم بده 🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸 🌹 "الّلهُمَّ عَجِّلْ لِوَلِیِّکَ الْفَرَج"🌹 کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 @hamkalam
عارفی را پرسیدند زندگی به '' جبر '' است یا به '' اختیار "؟ پاسخ داد: امروز را به '' اختیار'' است تا چه بکارم اما فردا '' جبر '' است چراکه به '' اجبار'' باید درو کنم هرآنچه را که دیروز به ''اختیار'' کاشته ام کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 @hamkalam
3.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
برداشت مکانیزه ذرت کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 @hamkalam
امیرالمؤمنین عليه السلام: ما اشتَدَّ ضِيقٌ إلاّ قَرَّبَ اللّهُ فَرَجَهُ هيچ سختى و مشكلى شدّت نگرفت، مگر اين كه خداوند گشايش آن را نزديك ساخت غررالحكم حدیث9566
روزي مردي خدمت عالمی رسيد و گفت: همسر من نماز نمي‌خواند. چه كار كنم؟ عالم گفت: درباره فضيلت‌هاي نماز برايش بگو، بگو كه چقدر نماز بر روح انسان تاثير مثبت دارد. مرد گفت: گفته‌ام، خيلي هم زياد، ولي بي‌فايده است. عالم گفت: وعده‌ خدا را در مورد بهشت و نعمت‌هاي آن برايش بازگو كن. بگو كه در صورت خواندن نماز واقعي چه چيزهايي در بهشت در اختيار او خواهد بود. مرد گفت: گفته‌ام! خيلي هم اغراق كرده‌ام. ولي بي‌فايده است. عالم گفت: از هول و وحشت جهنم و سختي‌هايي كه در صورت نخواندن نماز به او وارد مي‌شود، برايش بگو. مرد گفت: گفته‌ام، خيلي هم زياد، ولي باز هم بي‌فايده است! عالم متفکرانه گفت: پس حرف حسابش چيست؟ مرد پاسخ داد: هيچي! مي‌گه تو بخون تا من بخونم کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 @hamkalam
فلات مرکزی ایران سرزمین خشک و کم آبی است، که تنها با استفاده از رشته قناتهای متعدد که از بزرگترین شاهکارهای مهندسی دنیای قدیم به حساب می آید، تبدیل به محلی برای کشت و زرع وسکونت شده است. سیستم آبرسانی با کمک قنات در ظاهر ساده به نظر میرسد. ابتدا توسط مقنیهای کارکشته محل اصلی آب یا همان "مادر چاه" پیدا میشد. بعد شترگلوهای متعددی برای تنظیم کشش آب به سمت مادر چاه حفر میگردید. آنگاه از محل مادرچاه تا جایی که آب قنات به سطح زمین میرسید یا در اصطلاح مقنیها "آفتابی میشد"، طرازبندی شده و سپس در فواصل معین چاههای متعددی برای تهویه قنات و همچنین جذب آبهای آزاد حفر میشد و در انتها مشکلترین قسمت کار، یعنی نقب زدن و اتصال این رشته چاهها به هم و همین طور مادرچاه صورت میپذیرفت. اصطلاح "آفتابی شدن" که به معنای دیدن شخصی پس از مدتهای مدیدی است، در واقع از همین کار حفر قنات ریشه گرفته است، زیرا در زمان گذشته و با نبود وسایل حفاری و مهندسی دقیق، رساندن آب قنات به سطح زمین یا همان "آفتابی شدن آب قنات" کار دشوار و زمانبری بود. کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 @hamkalam
7.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تکنیک سنتی که توسط چوپانان جوان قبیله بنا اتیوپی انجام میشه. آنها برای مراقبت از دام‌های خود در علف‌های بلند، جهت‌یابی در مناطق تالابی و در امان ماندن از مارها ، شیرها و پلنگ‌ها، روی چوب‌های بلند راه می‌روند. کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 @hamkalam
✍پیامبر اکرم صلےالله علیه وآله عیب های مردم را جستجو نکنید، زیرا هر که دنبال عیب های مومنان بگردد، خداوند عیبهای او را دنبال می کند، و هر که خداوند متعال عیوبش را جستجو کند او را رسوا می کند، گرچه درون خانه اش باشد 📚 ثواب الاعمال ج ۱ ، ص ۲۸۸
امام خميني(ره) : (( اگر روزي اسراء برگشتند و من نبودم، سلام مرا به آنها برسانيد و بگوييد خميني در فکرتان بود.))  آزادگان در طول جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، پیام آوران انقلاب بودند و غریبانه و مظلومانه در میان كینه توزی دشمنان و تلخ كامی دوران اسارت، صدای آزادی و استقلال وطن را سر دادند و در راه استقرار و تداوم نظام جمهوری اسلامی ایران تا پای جان ایستادند. ۲۶ مرداد ۱۳۶۹ سالروز بازگشت نخستین گروه از آزادگان به میهن اسلامی گرامی باد.
✍ آن قدر اسارتش طولانی شده بود که یک افسر عراقی گفته بود تو به ایران باز نمی گردی بیا همین جا تشکیل خانواده بده!... همسر شهید لشگری می گفت خدا حسین را فرستاد تا سرمشقی برای همگان شود... او اولین کسی بودکه رفت و آخرین نفری بود که برگشت.... اسیر که شد پسرش علی۴ ماهه بود و دندان نداشت و به هنگام آزادیش علی پسرش دانشجوی دندانپزشکی بود... وقتی بازگشت از او پرسیدند این همه سال انفرادی را چگونه گذراندی و او می گفت: برنامه ریزی کرده بودم و هر روز یکی از خاطرات گذشته خود را مرور می کردم سالها در سلول های انفرادی بوده و با کسی ارتباط نداشت، قرآن راکامل حفظ کرده بود، زبان انگلیسی می دانست و برای ۲۶ سال نماز قضا خوانده بود . حسین می گفت: از هیجده سال اسارتم ده سالی که تو انفرادی بودم سالها با یک "مارمولک" هم صحبت می شدم. بهترین عیدی که این ۱۸ سال اسارت گرفتم، یک نصفه لیوان آب یخ بود! عید سال ۷۴ بود، سرباز عراقی نگهبان یک لیوان آب یخ می خورد می خواست باقی مانده آن را دور بریزد، نگاهش به من افتاد، دلش سوخت و آن را به من داد، من تا ساعت ها از این مساله خوشحال بودم. این را بگویم که من ۱۲ سال در حسرت دیدن یک برگ سبز، یک منظره بودم، حسرت ۵دقیقه آفتاب را داشتم... 📚کتاب خاطرات دردناک" کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 📚 @hamkalam