✍️امام حسین علیه السلام:
مردم، بنده دنيايند و به ظاهر، دم از دين مىزنند و تا زمانى كه زندگىشان تأمين شود ، از آن دفاع مىكنند؛ امّا چون در بوته آزمايش قرار گيرند، ديندارانْ اندکاند.
📚تحف العقول، ص ۲۴۵۱۱۶۳
@hamkalam
یک روز کارمند پستی که به نامههایی که آدرس نامعلوم دارند رسیدگی میکرد متوجه نامهای شد که روی پاکت آن در بخش گیرنده نوشته شده بود: «خدا»
با خودش فکر کرد بهتر است نامه را باز کرده و بخواند.
در نامه این طور نوشته شده بود:
«خدای عزیزم، بیوه زنی هشتاد و سه ساله هستم که زندگیام با حقوق ناچیز بازنشستگی میگذرد.
دیروز یک نفر کیف مرا که صد دلار در آن بود دزدید.
این تمام پولی بود که تا پایان ماه باید خرج میکردم.
یکشنبه هفته دیگر عید است و من دو نفر از دوستانم را برای شام دعوت کردهام، اما بدون آن پول چیزی نمیتوانم بخرم.
هیچ کس را هم ندارم تا از او پول قرض بگیرم.
تو ای خدای مهربان، تنها امید من هستی، به من کمک کن...»
کارمند اداره پست خیلی تحت تاثیر قرار گرفت و نامه را به سایر همکارانش نشان داد.
نتیجه این شد که همه آنها جیب خود را جستجو کردند و هر کدام چند دلاری روی میز گذاشتند.
در پایان نود و شش دلار جمع شد و برای پیرزن فرستادند.
همه کارمندان اداره پست از اینکه توانسته بودند کار خوبی انجام دهند خوشحال بودند.
عید به پایان رسید و چند روزی از این ماجرا گذشت، تا این که نامه دیگری از آن پیرزن به اداره پست رسید که دوباره در بخش گیرنده نوشته شده بود:
گیرنده خدا»
همه کارمندان جمع شدند تا نامه را باز کرده و بخوانند.
مضمون نامه چنین بود: «خدای عزیزم، چگونه میتوانم از کاری که برایم انجام دادی تشکر کنم.
با لطف تو توانستم شامی عالی برای دوستانم مهیا کرده و روز خوبی را با هم بگذرانیم.
من به آنها گفتم که چه هدیه خوبی برایم فرستادی.
البته چهار دلار آن کم بود که مطمئنم کارمندان اداره پست آن را برداشتهاند!»
@hamkalam
موشي در خانه ي صاحب مزرعه، تله موش ديد. به مرغ و گوسفند و گاو خبر داد. همه گفتند: تله موش؛ مشکل توست به ما ربطي ندارد...ماری دمش در تله موش گیر کرد و زن مزرعه دار را که آنجا بود گزيد و سپس از آن مرغ، برايش سوپ درست کردند و گوسفند را براي عيادت کنندگان از زن مزرعه دار، سر بريدند. زن مزرعه دار زنده نماند و مُرد. گاو را براي مراسم ترحيم کُشتند.
«و در اين مدت موش از سوراخ ديوار نگاه مي کرد و به مشکلي که به ديگران ربط نداشت فکر می کرد. »
https://eitaa.com/hamkalam
از حاتم پرسیدند:
بخشنده تر از خود دیده ای؟
گفت: آری.
مردی که دارایی اش تنها دو گوسفند بود؛
یکی را شب برایم ذبح کرد،
از طعم جگرش تعریف کردم،
صبح فردا جگر گوسفند دوم را نیز برایم کباب کرد.
گفتند: تو چه کردی؟
گفت: پانصد گوسفند به او هدیه دادم.
گفتند: پس تو بخشنده تری!
گفت: نه، چون او هر چه داشت
به من داد،
اما من اندکی از آنچه داشتم به او دادم!
https://eitaa.com/hamkalam
🌹امام على ع:
🌺عاقل، هر گاه سخن بگويد، آن را با سخنى حكيمانه و ضرب المثل همراه سازد ونادان هرگاه سخن بگويد، آن را با سوگند همراه كند.🌺
🍀نهج البلاغه🍀
آورده اند که راسویی، شپره ای (خفاش) را گرفت.
شپره به کمال عجز و الحاح التماس کرد که بر جان ناتوان من رحم کن.
راسو گفت که من پرندگان را امان نمی دهم.
شپره گفت که من موشم، بر اندام من نگاه کن.
غرض بدین تعلل، جان به سلامت برد.
همین شپره به نامساعدت بخت، در دست راسوی دیگری گرفتار آمده، از او هم التماس ترحم کرد.
راسو گفت که من بر موشان ترحم نمی کنم.
شپره گفت تو اگر بازوان مرا بنگری، دانی که از جنس پرندگانم.
این بار هم بدین حیلت از دام بلا نجات یافت.
(خلاصه): در اکثر اوقات، جرأت و تهور، آدمی را از آفات و بلیات نجات می بخشد.
📚 منبع: حکایات دلپسند، محمدمهدی واصف
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
@hamkalam
6.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
این دیگه محاله اون آدم سابق بشه🤦😁😂😂😂😂
@hamkalam
امیرالمؤمنین علی (علیهالسلام) درباره رهبر و معلم مردم می فرماید هر کس خود را رهبر مردم قرار داد، باید پیش از تعلیم دیگران به تعلیم خود بپردازد.
قبل از اینکه با زبان این کار را کند، سیرت و باطن را مؤدب کند.
درباره خودش می فرماید ای مردم، به خدا قسم بر هیچ طاعتی شما را نمی خوانم، مگر آنکه قبلا به آن عمل کرده ام و هیچ معصیتی را نهی نمی کنم، مگر آنکه از آن پرهیز کرده ام.
📚 منابع:
۱. نهج البلاغه، کلمات قصار، شماره ۷۳
۲. نهج البلاغه، بخشی از خطبه ۱۷۶
#کلام_نور
💎 امام حسین علیه السّلام
لَوْلا ثَلاثَةٌ ما وَضَعَ ابْنُ آدَمَ رَأْسَهُ لِشَىْ ءٍ: اَلْفَقْرُوَ الْمَرَضُ وَالْمَوْتُ؛
اگر سه چیز نبود انسان در مقابل هیچ چیز سر فرود نمىآورد:
1 ـ فقر و تنگدستى؛ 2 ـ بیمارى؛ 3 ـ مرگ.
📙 نزهة الناظر، ص 80