eitaa logo
❤️هم دلی❤️
15.2هزار دنبال‌کننده
10.6هزار عکس
2.5هزار ویدیو
30 فایل
💫﷽💫 منتظر دریافت پیامای زیباتون هستم😍😍😍 @Delviinam . . . . تبلیغات پربازده https://eitaa.com/joinchat/624099682C3e1a6dd3b9
مشاهده در ایتا
دانلود
*دکتر الهی قمشه ای* 💎 وقتی از آستانه پنجاه سالگیم گذشت فهمیدم هر چه زیستم *اشتباه بود* ! 📒 هر چه برایم با ارزش بود کم *ارزش* شد . 📘 حالا می فهمم چیزی بالاتر از *سلامتی*، چیزی بهتر از لحظه حال ، با اهمیت‌تر از *شادی* نیست . حالا می فهمم دستاوردهایم معادل چیزهایی که در مسیر به دست آوردن همان دست آوردها از دست دادم ، نیستند . 📙 حالا می فهمم *استرس، تشویش ، دلهره، ترس از آزمون کنکور و استخدام، اضطراب سربازی، ترس از آینده ، وحشت از عقب ماندن ، دلهره تنهایی ، نگرانی از غربت، غصه های عصر جمعه ، اول مهر ، ۱۴ فروردین ، بیکاری* و . . . . هرگز نه *ماندگار* بودند و نه ارزش لحظه های هدر رفته ام را داشتند . 📔 حالا می فهمم یک کبد سالم چند برابر لیسانسم *ارزشمند* است . کلیه هایم از تمامی کارهایم ، دیسک کمرم از متراژ خانه ، تراکم استخوانم از غروب های جمعه ، روحم از تمام نگرانیهایم ، زمانم از همه ناشناخته‌های آینده های نیامده ام ، شادیم از تمام لحظه های عبوسم ، امیدم از همه یاس هایم ، با ارزش تر بودند . 📕 حالا می فهمم چقدر موهایم قیمتی بودند و چقدر یک ثانیه بیشتر کنار فرزندم زنده بمانم ارزش تمام شغل های دنیا را دارد . 📗 هیچگاه به دنبال *خبرهای بد و حرفهای اعصاب خُردی* نباشید . چون تمامی ندارد . *دنبال شادی باشید* . _*بگذارید ذهنتان نفس بکشد* *
3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
☘☘ با همسرتان رفیق باشید💞 - برخی مشکلات را نمی‌توان به همسر یا پدر و مادر گفت./دکتر عزیزی 🎥
❤️هم دلی❤️
#سرگذشت_یک_زندگی🤝♥️ #توحید #پارت19 حسین دوباره رفت توی فکر و گفت:اهان….بزار خواستگارا امشب برند و خ
🤝♥️ یه گوشه کمین کردیم و نشستیم تا خواستگارا برسه.دو سه ساعتی گذشت و هوا تاریک شد…حوالی ساعت هشت بود که دیدیم یه خانواده دارند میرند سمت خونه ی هما…از لباسهاشون معلوم بود که همون خواستگارا هستند…استرس سرتاپامو گرفت.پاهام سست شد..با همون حال به حسین گفتم:حسین اقا!!!حالا مثلا چه کاری از دستت برمیاد؟؟خواستگارای هما اومدند و رفتند سمت خونه..،،،گفتم:حسین!!!الان مثلا میخواهی چیکار کنی؟؟؟اینا همین الان میرند داخل و قرار و‌مداراشونو میزارند و چند ساعت بعد هم خوشحال و‌خندون برمیگردند خونشون….حسین سرشو انداخت پایین و گفت:نمیدونم….چی بگم؟عصبی گفتم:نمیدونی حسین!؟پس چند ساعته چرا اینجا کمین کردیم؟؟حسین گفت:صبر کن دارم فکر میکنم..خواستگارا رفتند داخل اما فکر کردن حسین تموم نشد….عصبی من هم شروع به قدم زدن کردم تا شاید راه حلی پیدا کنم اما هیچی به ذهنم نرسید……
❤️‍🔥✨باهوش ها خیانت نمیکنند ! ✍🏻 جالبه بدونید طبق مطالعات روانشناسی مردانی که ضریب هوشی بالاتری دارند به همسر خود وفادارترند •● و اکثر مردانی که به همسرشان خیانت میکنند غالبا بهره هوشی پایینی دارند !
🎀همــسرانه🎀 ❌چند نکته مهم رو میخواستم بهتون بگم: ✔️واقعا سر شوهرا غر نزنیم چون باعث میشه از خونه فراری شه یا به کسایی پناه ببره ک ما ازشون فراری هستیم.😶🤦🏼‍♀ ✔️محبت زیادی داشته باشیم و همیشه با وقار و خانوم باشیم. مرتب و تمیزی و بوی خوش، خیلی تاثیر داره. شاید اولش به چشم نیاد ولی کم کم میبینین که تاثیر گذاشته.☺️👌🏻 ✔️شوهرا رو تشویق کنید و هر کاری خواستن انجام بدن، تایید کنید اون لحظه ولی بعدش یه هشدار کوچیک بدید. چون اگ اون لحظه مخالفت کنید بدتر کاری ک میخوان و انجام میدن!🙊 ❤️
❤️هم دلی❤️
#سرگذشت_یک_زندگی🤝♥️ #توحید #پارت20 یه گوشه کمین کردیم و نشستیم تا خواستگارا برسه.دو سه ساعتی گذشت و
🤝♥️ همینطوری که قدم میزدم که یهو چشم افتاد به سنگهایی که کنار درخت بود..بدون فکر یکیشو برداشتم و زدم به شیشه ی در ورودی….تا شیشه شکست و ریخت منو حسین فرار کردیم و یه کم دورتر پشت درختها قایم شدیم..از همونجا دیدیم که پدر و برادرای هما پا برهنه و پریشون اومدند بیرون و اطراف رو نگاه کردند…وقتی چیزی دستگیرشون نشد شیشه هارو جمع کردند و برداشتند داخل…من که حس کردم تا حدودی کاری که کردم جواب داده و مجلس رو یه کم بهم زدم خوشحال شدم و اینبار سنگ بزرگتری برداشتم و به اون یکی شیشه زدم و با سرعت برگشتم پشت درختها..ین بار مهمونا هم ریختند توی کوچه…شنیدم که یه اقای مسن تر که معلوم بود پدر دوماده گفت:معلوم نیست اینجا چه خبره؟؟؟نکنه این خونه جن داره یا طلسم شده است؟؟خانواده ی هما گفتند:این حرفها چیه؟؟جن کجا بود؟پدر دوماد به پسرش گفت:پسر!!شاید دخترشون جنی باشه!!دوماد گفت:جنی یعنی چی؟پدرش گفت:یعنی یه جن خاطرخواه دختره هست…….
🌸🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃 🌸🍃🍃🍃
🌿🌺﷽🌿🌺 💌وظیفه‌ات رو انجام بده، اینکه چه اتفاقی میفته رو واگذار کن به خدا . هرکس بخدا تکیه و توکل کنه خدا براش کافیه .🌸🍃 اگه به منبع بی ‌نهایت متصل باشی گم کردن پول و خرج کردن ترسی و ناراحتی نداره اگر خدا یک جا نمیده یک جا محدودت میکنه برای این نیست که دریغی داره یا دوستت نداره برای اینکه که مزه با او بودن رو پیدا کنی یاد بگیری خدا رو همیشه و همه جا احساس کنی ....🌸🍃 اگه همیشه با این اسباب مادی تو رو خوشحال کنه، ایمان تو به اون معنایی پیدا نمیکنه. خوش به حال کسی که تو تنگناها تو فشار ها بلده رو خدا حساب باز کنه و بهش تیکه کنه.🌸🍃 برای خدا تعیین تکلیف نکنیم. نگیم تا اینکار حل نشه من به حرفت گوش نمیدم ... شما به دکتر و خلبان و مهندس ساختمونت اطمینان میکنی، اونا بنده خدان و پر از اشتباه، پس به خدا هم اطمینان کن که تنها مدبر و مالک و توانا و حکیم عالم هست. 👌خدا رو به عنوان مربی زندگیت قبول کن که با هر سختی یک گام تو رو به رشد و پیشرفت نزدیکتر میکنه. ·‌ ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·‌ ✦𝐉𝐨𝐢𝐧⇝︎ 𐏓@HammDeli
❣وقتی ما کاری را سرشار از عشق انجام میدهیم،وقتی انرژی مثبت از خودمان ساطع میکنیم،احساس شادی میکنی.خداوند همه انسانها را این گونه آفریده است.بنابراین هدف از کارما،البته اگر آن را هدف بنامیم،این نیست که ب خاطر بازگشت انرژی مثبت به خودمان،انرژی مثبت ساطع کنیم،بلکه هدف از ساطع کردن انرژی مثبت این است که نسبت به زندگیمان احساس خوب و مثبت داشته باشیم!این مطلب نشان میدهد که تغییر و تحول اساسی در زندگی با تغییر و تحول شخصی آغاز می شود.🍃🍃🍃 راندا برن ·‌ ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·‌ ✦𝐉𝐨𝐢𝐧⇝︎ 𐏓@HammDeli
❤️هم دلی❤️
#سرگذشت_یک_زندگی🤝♥️ #توحید #پارت21 همینطوری که قدم میزدم که یهو چشم افتاد به سنگهایی که کنار درخت ب
🤝♥️ . پدر و دوماد باهم حرف میزدند و خانواده ی هما هم وسط حرفشون میپریدند و از دخترشون دفاع میکردند ولی انگار موفق به قانع کردن اونا نمیشدند…پدر دومادبه بابای هما گفت:پس کی داره اذیت میکنه؟؟حتما جن ها هستند که ازار و اذیت میکنند تا خواستگار دختر رو بپرونند….مادر هما گفت:اقا این وصله ها به دختر من نمیچسبه….پدر دوماد گفت:خانم….این وسط یه خبری هست که مدام شیشه خرد میشه…..اگه دخترت جنی باشه وای به روزی که وصلت صورت بگیر،،دیگه نمیزارند آب خوش از گلوی کسی پایین بره…دو خانواده توی کوچه و جلوی در داشتند بحث میکردند که پدر دوماد دستشو بلند کرد و رو به آسمون گفت:خدایا شکرت که قبل از عقد متوجه ی این موضوع شدیم وگرنه پسرم بدبخت میشد….بعداز این دعا رو کرد به پسرش و خانواده اش و ادامه داد:بهتره برگردیم…..بریم که این خانواده و دختر به درد ما نمیخوره……زودتر بریم تا یه سنگ هم روی سر ما نزدند….خلاصه به حرفهای خانواده ی هما توجه نکردند و رفتند..
💫مهربان معبودم ✨شب خود و دوستانم را 💫بـه تـو میسپارم ✨آرزوهـایم زیـاد است 💫اما ناب ترین آرزویم ✨نعمت سلامتیست 💫بـرای هـمه ی عـزیـزانم ✨ان شـاءالله هـمیشه 💫سـلامت و شـاداب باشیـد ✨ شبتون بخیردوستان گل✨ ✨ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌