💠👌نکته ناب امروز
⭕️ "کوری عاطفـی چیسـت؟"
کوری عاطفی یعنی اینکه؛
زن و مرد در زندگی زناشویی حرفی برای گفتن ندارند و هرکدام از آنها در عین اینکه در خانه هستند اما هرکدام در اتاق خودشان و یا مشغول کار خودشان هستند....
اما به محض رسیدن به دوست و قوم خویش زبان باز میکنند و کلی حرف نگفته دارند؛ حتی در بارهی همسرشان....!
👈اگر به این مرحله رسیدید؛ دچار کوری عاطفی شدید و خیلی زود باید به فکر چاره باشید.
❣💍❣
❤️
❤️هم دلی❤️
خیلی قشنگه 🌸🌱🌸🌱🌸🌱
🌺🦋🍃🌼
🦋💐🌸
🍃🌸
🌼
─═┅✰ داستان کوتاه📘✰┅═─
💢*کشیش سوار هواپیما شد. سمینارش تازه به پایان رسیده بود و او میرفت تا در سمینار بعدی شرکت کند و دیگران را به سوی خدا بخواند و به رحمت الهی امیدوار سازد*
💢هواپیما از زمین برخاست . مدتی گذشت . همه به گفتگو مشغول بودند . کشیش در افکارش غوطهور که در جلسهی بعدی چه بگوید و چگونه بر مردم تأثیر بگذارد. ناگاه ، چراغ بالای سرش روشن شد : *«کمربندها را ببندید»* اندکی بعد ، صدایی از بلندگو به گوش رسید : « لطفاً همگی در صندلیهای خود بنشینید . طوفان بزرگی در پیش است.» موجی از نگرانی به دلها راه یافت ، امّا همه کوشیدند ظاهر خود را آرام نشان دهند.
کمی گذشت
💢طوفان شروع شد صاعقه زد و نعره رعد برخاست . کم کم نگرانی از درون دلها به چهرهها راه یافت بعضی دست به دعا برداشتند . طولی نکشید که هواپیما در طوفانی خروشان بالا و پایین میرفت . گویی هماکنون به زمین برخورد میکند و از هم متلاشی میگردد.
💢کشیش نیز نگران شد. اضطراب به جانش چنگ انداخت . از آن همه مطالب که برای گفتن به مردم در ذهن اندوخته بود ، هیچ باقی نماند سعی کرد اضطراب را از خود دور کند امّا سودی نداشت
💢نگاهی به دیگران انداخت . همه آشفته بودند و نگران که آیا از این سفر جان به سلامت به در خواهند برد؟
💢ناگاه نگاهش به دخترکی خردسال افتاد آرام و بیصدا نشسته بود و کتابش را میخواند . آرامشی زیبا چهرهاش را در خود فرو برده بود
💢هواپیما زیر ضربات طوفان مبارزه میکرد ، انگار طوفان مشتهای خود را به هواپیما میکوفت. امّا هیچکدام اینها در دخترک تأثیری نداشت. گویی در گهواره نشسته و آرام تکان میخورد و در آن آرامش بیمانند به خواندن کتابش ادامه میداد.
کشیش ابداً نمیتوانست باور کند . او چگونه میتوانست چنین ساکت و خاموش بماند و آرامش خویش حفظ کند؟
💢بالاخره هواپیما از چنگ طوفان رها شد و فرود آمد . مسافران شتابان هواپیما را ترک کردند ، امّا کشیش میخواست راز این آرامش را بداند همه رفتند . او ماند و دخترک.
💢کشیش به او نزدیک شد و از طوفان سخن گفت و سپس از آرامش او پرسید و سؤال کرد که چرا هیچ هراسی در دلش نبود زمانی که همه آشفته بودند؟
💢دخترک به سادگی جواب داد: *«چون خلبان پدرم بود . او داشت مرا به خانه میبرد . اطمینان داشتم که هیچ نخواهد شد و او مرا در میان این طوفان به سلامت به مقصد خواهد رساند.»*
💢گویی آب سردی بود بر بدن کشیش ، سخن از اطمینان گفتن و خود به آن ایمان داشتن ، این است راز آرامش و فراغت از اضطراب
💢*به خدای مهربانی ها* *اعتماد کنیم حتی در* *سهمگین ترین طوفانها و بدانیم*
*او خلبان ماهری است*
📚 📚
· ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·
✦𝐉𝐨𝐢𝐧⇝︎ 𐏓@HammDeli
🌷🌷🌷
بعضی وقتا هدفهایی برای زندگیمون داریم که از جایی که هستیم خیلی دور و بزرگ به نظر میرسه و همین انگیزهی جلو رفتن رو ازمون میگیره. یا اینکه با انرژی زیادی شروع میکنیم ولی پس از یکی دو هفته انرژیمون ته میکشه. این جور وقتا باید هدف رو به قطعات کوچکتر تقسیم کنیم.
تصور کنید کسی اضافه وزن بالایی داره
ولی دوست داره توی ماراتن شرکت کنه در حالی که تاحالا یک کیلومتر تمرین دو نداشته.
خب تصویری که تو ذهنش شکل میگیره اینه که نمیشه! من رو چه به مارتن! ۴۲ کیلومتر! ولی کاری که باید بکنه اینه که اون ۴۲ کیلومتر رو تقسیم کنه به قدمهای کوچیکتر.
تمرین رو شروع کنه و بگه من سر سه ماه اول باید به هدف ۵ کیلومتر بدون توقف برسم.
در شش ماه اول بتونم ۱۰ کیلومتر رو راحت بدوم. سر یکسال بتونم وزنم رو X مقدار کم کرده باشم و راحت بتونم ۲۰ کیلومتر رو بدوم. اهداف هفتگی اینطور میشه: سه بار در هفته دویدن و تمرین کردن.
وقتی این قدمهای کوچیک رو انجام میدی و جلو میری، همین انجام دادنش بهت انگیزه میده که یه رکورد دیگهای از خودت به جا بذاری و هم اینکه این حس رضایت فردی باعث میشه انگیزهت قویتر بشه برای پیشرفت. پروسه یعنی همین. اینکه امروزت از دیروزت بهتره بهت انگیزه میده.
وقتی میبینی یکی توی اینستاگرام یک میلیون فالور داره، برای تو شاید خیلی دست نیافتنی برسه این تعداد ولی خب اونم از صفر فالور شروع کرده.
هدفگذاری میکنی برای هفته، ماه و سال و قدم به قدم جلو میری. با هر قدم سعی میکنی یک ذره از قدم قبلی بهتر عمل کنی. همین.
یا میخوای یک زبان جدید یاد بگیری، مثلا آلمانی، خیلی پیچیده و سخت به نظر میاد.
اما تو یک هدف دو ساله پیش پای خودت قرار میدی و سعی میکنی هر هفته به یک سطح جزئی برسی و اون رو فتح کنی. اصل مطلب اینه که: باید یاد بگیریم که به دست آوردن هر چیزی یک پروسهست.
تو دنیای سریع امروز خیلی طبیعیه که همه خیال یک شبه رسیدن رو تو ذهن داریم ولی هیچ میانبری در راه نیست. مطلقا هیچی. رسیدن به این درک که بلد باشیم یک فرآیند رو طراحی کنیم و طبق اون جلو بریم، رسیدن به هرچیزی رو برای ما آسون میکنه. از کم کردن وزن گرفته تا یادگیری زبان و هر کاری.
این قضیه برای خودم طی سالیان بارها به وجود اومده. کاری رو شروع کردم و دیدم که یکی چند صد برابر من داره بهتر کار میکنه.
حسادت و ناامیدی میتونه انسان رو از شروع کردن منع کنه. اما خب میبینی که طرف سه سال قبلتر از تو شروع کرده و بطور مداوم اون کار رو انجام داده.
داشتن برنامهی هفتگی و ماهیانه، استمرار و تداوم، و جشن گرفتن پیروزیهای کوچیک میتونه بهت تو این مسیر انگیزهی جلورفتن بده. به جای اینکه یک هدف رو از دور نگاه کنیم، کافیه اون رو به قطعات کوچک تبدیل کنیم
📚 📚
· ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·
✦𝐉𝐨𝐢𝐧⇝︎ 𐏓@HammDeli
❤️هم دلی❤️
خیلی قشنگه 🌸🌱🌸🌱🌸🌱
💐🍃🌿🌺🍃🌺🍃
🍃🌺🍃
🌿🍃
🌺
🍃
─═ঊঈ داستانک ঊঈ═─
یه لیوان چایی دارچین کمر باریک با نبات و خرما گذاشتم جلوی بابا.
فنجون رو برداشت و بوش کرد و گفت:
بازم نیست دخترم...
بازم از اون چایی دارچین های مامانت نیست.
این چندمین بار بود؟
ششمین بار که چایی دارچین درست کرده بودم و به دل بابا نچسبیده بود.
چراشو هم خوب میدونستم.
چون مامان درستش نکرده بود.
از دیروز تا حالا که مامان رفته بود مسافرت سر چیزای کوچیک و بزرگ بهونه میگرفت.
تلفنشو برداشت شماره مامان رو گرفت و گوشیش رو گذاشت رو اسپیکر و با همون ژست همیشگیش با فاصله نگه داشت کنار گوشش.
مامان با همون صدای ریزش جواب داد:
بله؟
و من از همون فاصله حس کردم که دل بابا تاب خورد.
بعد از حرف های معمول تو خوبی و چه خبر و کجایی مامان پرسید:
به گلا آب دادی آقاجان؟
باز حس کردم که دل بابا تاب خورد.
این آقا جان گفتن های مامان همیشه کار دست بابا میداد و مامان خوب میدونست کی بگش.
بابا اخم کرد و گفت: نه!
دروغ میگفت.
داده بود.
با تمام خستگی و بی حوصله گیش تمام کاکتوس ها و بنفشه های رو بالکن رو دونه به دونه آب پاشی کرده بود.
میدونستم از سر دلتنگی لج کرده با مامان و میگه نه!
مامان گفت: عه...
طفلک ها تشنشونه. خشک میشن.
و بابا لجباز تر گفته بود:
خب خشک بشن.
جز دردسر چی دارن مگه؟
شما نگران بودی میموندی ابشون میدادی!
مامان با همون شم زنونه فهمیده بود عطر دلتنگی پیچیده تو تن بابا.
به صداش پیچ و ناز داد گفت:
تا شمارو دارم لازم نیست که نگرانشون باشم.
بابا باز دلش پیچ خورده و اخماش باز شده بود.
صدای سرفه مامان بخاطر حساسیت فصلی که اومده بود
بابا از حالت ارومش خارج شد و غرغر زد که چرا مواظب خودش نیست و حتما فردا بره دکتر.
از همون غرغر ها که حسابی مهربونن و دل آدم ضعف میره براشون.
بابا زیر چشمی به من که با لبخند مثلا سرم تو گوشیم بود یه نگاه انداخت و پاشد رفت تو اتاقشون تا باخیال راحت دلتنگیشو خالی کنه.
و من تمام مدت با همون لبخندی که مثلا سرم تو گوشیمه به این فکر میکردم که من و هم نسل های من چکار کردیم با دنیامون؟ پر ادعاترین نسلیم توی عاشقی...
کمتر کسی رو میبینیم که این روزها کسی با عنوان "عشقم" تو زندگیش نباشه...
اما چه "عشقم" هایی؟
"عشقم" هایی که ماه به ماه هم حالا نه...
اما سال به سال عوضشون میکنیم...
سر کوچیکترین چیزی قهر میکنیم،
جدا میشیم،
بهم میزنیم...
تا کوچیکترین سنگی سر راه مون میافته از ترس اینکه اون سنگ سرمون رو نشکنه میکشیم عقب و اون رابطه رو تموم میکنیم بدون اینکه حتی تمرین کنیم برای جنگیدن و عاشق موندن.
واقعیت اینه دل هامون هرزه شده.
حتی بیشتر از تن هامون.
واقعیت اینه هیچکدوم بلد نیستیم جوری عاشق بمونیم که بعد از ساله ها تو چهل و چند سالگیمون برای هم دلتنگ بشیم و از پشت تلفن دلمون برای هم ضعف بره!
چه کردیم با دنیامون؟
📚 📚
· ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·
✦𝐉𝐨𝐢𝐧⇝︎ 𐏓@HammDeli
👇 تقویم نجومی سهشنبه – 4 آذر 1404
مطابق با:
4 جمادیالثانی 1447
25 نوامبر 2025
🕌 مناسبتهای دینی و احکام اسلامی
🌙⭐ احکام و توصیههای دینی امروز
امروز سهشنبه، بر اساس تقویم نجومی، برای انجام برخی امور روز بسیار مساعد است و میتواند نتایج مطلوبی به همراه داشته باشد.
✔️ کارهایی که امروز انجامشان نیک و پرخیر است:
ماهیگیری، شکار و دامگذاری
خرید وسیله نقلیه یا سواری
شروع عملیات ساختمانی، بناگذاری و کارهای عمرانی
فعالیتهای کشاورزی و زراعی
ایجاد صلح و سازش بین افراد
انجام معاملات، تجارت، خرید و فروش
👶 زایمان
زایمان در این روز نیکوست و نوزاد، دوستداشتنی و خوشاقبال خواهد بود.
🤕 بیمار
بیمار امروز زودتر از معمول بهبود مییابد.
🚖 سفر
مسافرت امروز احتمال حادثه دارد؛ در صورت ضرورت، با صدقه همراه باشد.
🔭 احکام نجومی امروز
تا ساعت 14:00 قمر در برج جدی قرار دارد و در این مدت، انجام امور زیر بسیار مبارک است:
شراکت و فعالیتهای مشارکتی
پوشیدن لباس نو
شکار و صید
انواع جراحیها
امور کشاورزی و زراعی
آغاز درمان و معالجه
نوشتن حرز، ادعیه، حکاکی و بستن آنها
💑 تعبیر مباشرت امشب
مباشرت در این شب تنها از نظر سلامت بدن مفید است.
💇 اصلاح سر و صورت
در روایات آمده است که اصلاح موی سر و صورت در چنین روز قمری، سبب غم و اندوه میشود.
💉 حجامت و خوندادن
خونگیری، فصد یا حجامت در این روز باعث دردهای ناحیهی سر میشود؛ بنابراین توصیه نمیگردد.
✂️ ناخن گرفتن
سهشنبه برای گرفتن ناخن مناسب نیست و حتی در روایت آمده است که فرد باید از هلاکت خود بیم داشته باشد.
👕 دوخت و دوز
برش یا دوخت لباس نو در این روز مناسب نیست و گفته شده که این لباس بیبرکت خواهد بود
(ممکن است آتش بگیرد، دزدیده شود یا صاحبش در آن لباس از دنیا برود).
➡️ خرید لباس اشکالی ندارد.
➡️ خیاطان میتوانند برش را در روزهای مناسب انجام دهند و تکمیل دوخت را در روزهای دیگر.
📿 استخاره امروز
اوقات مناسب برای استخاره:
۱۰ صبح تا ۱۲ ظهر
از ساعت ۱۶ عصر تا زمان خواب
😴 تعبیر خواب سهشنبه
خواب این شب بر اساس آیه ۵ سوره مائده تعبیر میشود:
«الیومَ أُحِلَّ لَکُمُ الطَّیِّبات…»
و معمولاً نشانهی امور نیک و گشایشها است.
✨ اذکار توصیهشده سهشنبه
ذکر روز: یا أرحم الراحمین – 100 مرتبه
ذکر بعد از نماز صبح: ۹۰۳ مرتبه «یا قابض» برای رسیدن به آرزوها
💠 انتساب روز سهشنبه
براساس روایات، سهشنبه متعلق است به:
امام سجاد علیهالسلام
امام باقر علیهالسلام
امام صادق علیهالسلام
و توصیه شده است که اعمال خیر و کارهای نیک خود را به این بزرگواران هدیه کنیم تا ثواب آن چند برابر شود.
🌸 روزتان به الطاف الهی و عنایات مهدوی روشن و پربرکت باد 🌸
#یه نصیحت به گلبانوها👱♀👱♀
یکی از مواردی که باعث میشه شوهرتون نسبت بهتون سرد بشه و کمتر بهتون توجه کنه،شخصیت وابسته شماست.
زن هایی که بیش از حد به شوهرشون متکی هستند ،و هیچوقت نمیتونن بدون شوهرشون تصمیم بگیرین ،زن های که با کوچکترین نگاه شوهرشون به یه خانم دیگه به هم میریزن و همه جا حواسشون به همسرشون هست و با نگاهش و رفتارش دائم همسرش را چک میکنه .اینجاست که شوهر احساس خفگی میکنه.
این خانم هر چقدر هم خوشگل باشه،هر چقدر خاص باشه،هر چقدر شیک باشه به مرور زمان جذابیت خودش را برای شوهرش از دست میده.
⭕️به این خانومها، زن های با روحیه قربانی میگن ،یکی از غیر جذاب ترین زن ها زنهای ضعیف و نق نقو جذاب نیستند هر چقدر خانمی مستأصل باشه،نامزد و یا همسرش بیشتر احساس مسئولیت میکنه که باید نجاتش بده، این حالت شوهرتون را در نقش والد و شما را در نقش کودک قرار میده .بنابراین جاذبه جنسی میانتون از بین میره.