⭕️✍#زیبا_و_خواندنی
♥️دیشب یهو رفتم تو صورت مادرم زل زدم
دیدم چقدر شکسته شده
موهاش سفید شده
دستاش وقتی چایی میاره میلرزه
چقدر تموم این سالها اون حواسش به ما بود
ماحواسمون به کارمون، یا چیزهای بی ارزش دیگه بود.
🗯واقعا چقدر احمق بودم این سالها
حواسم به مادرم نبود ،به اینهمه خوبی
به این همه از خود گذشتگی
به خدا که حالم از خودم بهم میخوره
بعضی از ماها درد از جای دیگه میکشیم
عقده هامونو سره عزیزترین فرد زندگیم خالی میکنیم ، سینمونم سپر میکنیم ،میگیم ما کسی هستیم بخدا نیستیم از یه ارزنه کوچیک هم بی ارزشتریم، خوشبحال کسیکه قدر پدرو مادرشو میدونه و تازندن دستوپاشونو میبوسه
♥️یادمه پدرم بیست سال پیش بهم گفت یه روزی میاد حجلمو جلو در میزنن میگی وای .چه خاکی تو سرم شد، چون اینو یه روز بابام به من گفت :بخوای نخوای منم میرم آخ که باورم نمیشه، الان بیست سال از فوتش میگذره
ای چراغ زندگانی پدر یادت بخیر
🗯ولی به همون کسیکه پدرو مادرمونو خلق کرد که باعث ارامشمون باشن
فرشته ای جز پدرو مادر تاشو پیدا نمیکنی
پس قدرشونو بدونیم
♥️اگرم دستشون از دنیا کوتاهه
گاهی اوقات سرخاکشون بریم
راستی پنج شنبه عصر دلم گرفته بود
سرخاک پدرم بودم
گفتم بابا خستم
ناندارم میدونم ناشکریه
ولی کم آوردم
🗯انگار هیچکی حواسش بهم نیست
ولی دیشب وقتی به مادرم زل زده بودم
دیدم، کسی جز مادر نیست، هرشب
یه لیوان آب هم شده باشه، دستم میده
پس حواسش بهم یکی از جنس طلا هست
اونم کی مادر.
♥️والا وضو داره وقتی نامشو میاری
پس
خاکتم
مادر
ممنون که همیشه
حواست بهم بود و
به یادم بودی🫶
✍#مجیدتقوی
❤️هم دلی❤️
#سرگذشت_شیرین #رنگ_آرامش #پارت_هشتم اسمم شیرین تویه خانواده شلوغ به دنیاامدم. تومسیرکه میرفتیم گاهی
#سرگذشت_شیرین
#رنگ_آرامش
#پارت_نهم
اسمم شیرین تویه خانواده شلوغ به دنیاامدم.
فرداش مراسم عروسی بود ازاونجای که میدونستم مامانم دیگه نمیذاره ارایشگاه برم تاصبح نشسته خوابیدم که موهام خراب نشه!!صبح زودم که ازخواب بیدارشدم به بهانه دلدردازاتاق نرفتم بیرون که روسری سرنکنم موهام خراب نشه وچندتالوازم ارایش پیداکردم یه کم به خودم رسیدیم،باتمام این همه محدودیت من کسی نبودم که مثل دخترای دیگه رفتارکنم چون ذاتن ترتمیز بودن ارایش کردن دوستداشتم وسراین مسئله ام چندباری کتک خورده بودم ولی بازم کارخودم میکردم..مراسم عروسی ناهاربودوبعدازخوردن غذا قرارشدچندنفری برن عروس بیارن..ایندفعه زودترازهمه رفتم جلوی درکه بااولین ماشین خالی برم چون دیگه بامینی بوس نمیرفتیم هرکس ماشین داشت میخواست میرفت دنبال عروس،تاامیردیدم رفتم سمتش گفتم اقاامیرشماهم میاید دنبال عروس گفتم اگرشمابخوایدبرید میبرمتون گفتم،صبرکنید الان بهتون خبرمیدم سریع برگشتم توبه شیما خواهربزرگم دوتاازدخترخاله هام گفتم زود بیادپایین دوست داداش علی مارومیبره...
ادامه در پارت بعدی 👇
ثروت واقعی
در روزگاران قدیم، بازرگانی ثروتمند به نام حاج کریم در شهری بزرگ زندگی میکرد. او صاحب کاروانهای متعدد و تجارتهای گسترده بود، اما با تمام داراییاش، هرگز طعم خوشبختی را نمیچشید.
روزی، در مسیر بازگشت از سفر، کاروانش به دهکدهای کوچک رسید. حاج کریم خسته و تشنه وارد خانهی پیرمردی شد که با رویی گشاده از او پذیرایی کرد. پیرمرد، که ابراهیم نام داشت، خانهای محقر اما دلانگیز داشت. او با همسر و فرزندانش در کمال سادگی و شادی زندگی میکرد.
حاج کریم با تعجب از او پرسید: «ابراهیم! تو هیچ مال و منالی نداری، اما از چهرهات پیداست که از من شادتر هستی. راز این خوشبختی چیست؟»
ابراهیم تبسمی کرد و گفت: «ای حاجی، من ثروتی دارم که تو نداری.»
حاج کریم با حیرت گفت: «کدام ثروت؟ من که خانهای بزرگتر و دارایی بیشتری دارم!»
پیرمرد دستی به محاسنش کشید و گفت: «تو گنجهای بسیاری داری، اما لحظهای آرامش نداری. من اما قلبی پر از قناعت، زبانی شکرگزار و خانوادهای مهربان دارم. ثروت واقعی اینهاست، نه سکه و زر.»
حاج کریم در فکر فرو رفت. آن شب را در خانهی پیرمرد گذراند و صبح هنگام، با دلی سبکتر، راهی دیار خود شد. از آن پس، سعی کرد به جای افزودن به زر و مال، دلش را از محبت و آرامش لبریز کند و آن روز بود که فهمید ثروت واقعی در دل آدمیست، نه در صندوقخانهها!
🌷🌷🌷
🍃🌼بعضی آدمها خسیسند.
خساست انواع مختلف دارد،
یک نوع خساست هم هست
به اسم خساست کلامی!
طرف اشتباه میکند،
دست و دلش می لرزد
تا بگوید ببخشيد.
یکی را دوست دارد،
انگار جانش را میگیرند
تا بخواهد بگوید دوستت دارم.
کاری برایش میکنی،
انگار از بند دلش کنده می شود
تا بگوید ممنون.
حرفهای خوب مالیات ندارند،
اما گاهی نگفتن شان
هزینه های هنگفتی، به ما و اطرافیانمان تحمیل میکند!
📚 📚
🌷🌷🌷
· ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·
✦𝐉𝐨𝐢𝐧⇝︎ 𐏓@HammDeli
❤️هم دلی❤️
#سرگذشت_شیرین #رنگ_آرامش #پارت_نهم اسمم شیرین تویه خانواده شلوغ به دنیاامدم. فرداش مراسم عروسی بود ا
#سرگذشت_شیرین
#رنگ_آرامش
#پارت_دهم
اسمم شیرین تویه خانواده شلوغ به دنیاامدم.
دوتاازدخترخاله هام گفتم زود بیادپایین دوست داداش علی مارومیبره، اوناهم ازخداخواسته سریع اماده شدن منم جلوترازهمه رفتم پایین..بابام که من رودیدامدسمتم گفت باکی میرید؟گفتم بادوست داداش علی،گفت موهات جمع کن سرسنگین میریدمیایدکه توش حرف حدیث نباشه..چشمی گفتم رفتم سمت ماشین میخواستم پشت بشینم که امیرگفت تولاغری بشین جلو که اگریه نفردیگه ام خواست بیادجلوجابشه،خلاصه منودخترخالم جلونشستیم خواهرم وشیمااون یکی دخترخالم پشت نشستن..فاصله من با امیرچند میلیمتر بود وازروی هردست اندازی که ردمیشد شونه هامون بهم میخوردمن سریع خودم میکشیدم عقب ولی متوجه میشدم امیرگاهی دست اندازهاروازقصدبدمیره که من بخورم بهش!!
حس بین مادوتامشترک بوداینومطمئن بودم گاهی ازرفتارونگاهای طرف مقابلت متوجه میشی اونم دوستداره ولی به زبون نمیاره
وقتی رسیدیم من اخرین نفرازماشین پیاده شدم امیر اروم گفت نصیحت بابات که یادت نرفته این موهای پریشونت جمع کن باتعجب نگاهش کردم گفت من لبخونیم عالیه برو تاحرف درنیاوردن...
ادامه در پارت بعدی 👇
«وصله ی جان» یعنی:
مرمت کننده ی روح، متعلق به آخرین رگ قلب، چسبیده به آخرین جانِ آدمی، بنا کننده ی غم های زیبا، ریشه ی احساسات عمیق، عضو جدایی ناپذیر قلب...
اگه کسی رو داری که انقدر برات عزیزِ
«وصله ی جان»صداش کن...
#موزیک #دلبرانه #عاشقانه
┅┄┅┄┅┄◜🔥🍷◞┄┅┄┅┄┅
جهت ارسال حرفای دلتون وپاسخ و...
با جون و دل میشنوم🥺👇
🧚♀🕊 ♥️ @Delviinam
· ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·
✦𝐉𝐨𝐢𝐧⇝︎ 𐏓@HammDeli
🔶وابسته کردن مرد به خود
🔹ساده بودن
🔸شاید به نظر برسد که مردان از زنان آرایش کرده خوششان بیاید اما حقیقت این است که آنها زیبایی که در عین سادگی باشد را بیشتر دوست دارند. آرایش های روزمره خود را ساده انتخاب کنید به طوری که فقط آراسته و مرتب به نظر بیایید.
🔸آرایش های ویژه خود را برای روزهای خاص بگذارید تا همسرتان را با زیبایی خود غافلگیر کنید. میتوانید یک عطر خوشبو برای خود انتخاب کنید و از این طریق همسر خودتان را به خود جذب کنید.
جهت ارسال حرفای دلتون وپاسخ و...
با جون و دل میشنوم🥺👇
🧚♀🕊 ♥️ @Delviinam
· ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·
✦𝐉𝐨𝐢𝐧⇝︎ 𐏓@HammDeli