716.7K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌛🌙
شبت زیبا جان دلم
🌼🌼🌼🌼
📣 #چهارشنبه 19 آذر / قوس ۱۴۰۴
🕌 19 جمادی الثانی ۱۴۴۷ هجری قمری
🌍 10 دسامبر 2025
🌸 امروز متعلق است به:
✨ امام موسی بن جعفر حضرت کاظم
✨ سلطان ابوالحسن امام رضا
✨ جوادالائمه امام محمد تقی
✨ امام هادی حضرت علیالنقی
🕌 وقایع مهم شیعه:
🌿 ازدواج حضرت عبدالله و حضرت آمنه
📆 روزشمار مناسبتها:
🌺 ۱ روز تا ولادت حضرت فاطمه زهرا
💠 ۱۰ روز تا وفات حضرت امکلثوم
🌺 ۱۲ روز تا ولادت امام باقر
💠 ۱۳ روز تا شهادت امام هادی
🌺 ۲۰ روز تا ولادت امام جواد و حضرت علیاصغر
🌟 امروز روز مناسبی برای امور زیر است:
💍 انجام مقدمات ازدواج
📚 آغاز تعلیم و تعلم
🏢 استخدام نیرو و کارمند
✍️ شروع نگارش کتاب، مقاله و داستان
📨 ارسال نامه و مکاتبات
🎯 صید، شکار و دامگذاری
🚛 جابجایی و نقل و انتقال
🤝 دیدار با بزرگان
👶 زایمان امروز: نوزادی مبارک و نویسنده
🚗 سفر:
⚠️ امروز مسافرت مکروه است؛ در صورت ضرورت، حتماً با صدقه و آیتالکرسی همراه شود.
🌙 امروز مناسب برای:
🌾 خرید باغ، مزرعه و زمین
💱 داد و ستد و تجارت
📦 ارسال کالا
🏠 خرید خانه و آپارتمان
👗 پوشیدن لباس نو
🎓 امور آموزشی
📝 عقد قرارداد و قولنامه
💑 مباشرت امشب:
👶 فرزند آینده: عالمی از عالمان یا حاکمی از حاکمان خواهد شد.
🩸 حجامت و خون دادن:
✨ باعث رفع درد بدن میشود.
💇 اصلاح مو و صورت:
✨ موجب توانگری و گستردگی روزی است.
😴 تعبیر خواب شب پنجشنبه:
بر اساس آیه ۲۰ سوره مبارکه طه.
✂️ گرفتن ناخن:
❌ چهارشنبه مناسب نیست و باعث بداخلاقی میشود.
👗 دوخت لباس نو:
✨ بسیار مناسب و آسان، همراه با خیر و برکت.
🔮 وقت استخاره امروز:
☀️ از طلوع آفتاب تا ۱۲ ظهر
🌆 از ساعت ۱۶ تا وقت خواب
🟦 ذکر روز چهارشنبه:
💠 یا حیّ یا قیّوم ۱۰۰ مرتبه
🟩 ذکر بعد از نماز صبح:
💠 یا متعال ۵۴۱ مرتبه
✨ موجب عزت در دین میگردد.
🌼 نکات مهم امروز:
💠 روز خوبی برای آغاز کارهاست
💠 دیدوبازدید با دوستان و اقوام نیکوست
💠 بیمار امروز زودتر شفا مییابد
🔹 گمشده سریع پیدا میشود
🔹 قرض دادن و قرض گرفتن پسندیده است
🔹 کشاورزی و باغبانی بسیار مناسب
🔹 خرید و فروش با برکت
🔸 اصلاح ذاتالبین و میانجیگری مفید
🔸 رسیدگی به ایتام و نیازمندان بسیار مطلوب
🍼 کودک متولد امروز: نیاز به مراقبت بیشتر دارد
🌀 نکتههای انرژی امروز:
🔹 رَک اَرقنوع امروز در «سره بقولی دندان» است مراقبت شود.
🔹 مسیر رجالالغیب از سمت مغرب است.
🧿 دعای اتصال به رجالالغیب هنگام شروع کار یا سفر:
💥بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحیم
اَلسَّلامُ عَلَیْکُم یا رِجالَ الغَیْب
اَلسَّلامُ عَلَیْکُنَّ اَیَّتُهَا الاَرواحُ المُقَدَّسَة
اَغیثُونی بِغَوثِهِ و اُنْظُروا اِلَیَّ بِنَظْرَةٍ
یا رُقَبا یا نُقَبا یا نُجَبا یا اَبدال یا اَوتاد
یا غَوث یا قُطُب
💥سپس حاجت خود را به هر زبانی طلب کنید؛ اثر میدهد انشاءالله.
🌌 فرکانسهای کیهانی:
✨ امروز تحت ارتعاش عددی ۳۳ و ۱۰ قرار دارد؛ فرکانس «تکمیل، وضوح، گشایش گرهها».
🌬 انرژی غالب: پاکسازی ذهن، تصمیم قاطع، حذف انرژیهای مسموم.
🔥 «گرههای احساسی» امروز سریع حل میشوند.
🌊 انرژی ماه باعث بالا رفتن الهامهای درونی و خوابهای روشن میشود.
🔢 عدد معنوی :
🔮 عدد امروز: ۱۰۱۰
📩 پیام فرشتگان:
«یک مسیر جدید در حال باز شدن است؛ نترس، ادامه بده. نیروهای نور پشت تو هستند.»
🪐 وضعیت سیارات :
☀️ خورشید در موقعیت انرژیبخش برای شروع پروژههای تازه
🌙 ماه در فازی است که قدرت ارتباطات، نوشتن، مکاتبه و بیان را بالا میبرد
🔴 مریخ: انرژی اراده و تصمیمگیری قوی
🟣 زحل: هشدار برای دوری از افراد منفی
💠 اثر کل: روز مناسب مذاکره، قرارداد، نوشتن، یادگیری و روشن شدن حقیقتها
🕯 ساعات خاص دعا:
✨ ساعت طلایی اجابت دعا: ۱۴:۴۴ تا ۱۵:۱۳
✨ ساعت گشایش رزق: ۱۰:۱۰ تا ۱۰:۳۰
✨ ساعت مراقبه و اتصال: پس از غروب تا ۲۰:۲۰
✨ ساعت پاکسازی انرژی: ۲۳:۳۰
🩵 فال روز:
🌱 امروز روز گشایش در کارهای گیر کرده است.
💬 پیامها، تماسها و خبرهای مهم میرسد.
💗 رابطهها آرامتر و سوءتفاهمها روشن میشود.
💼 در کار: انرژی موفقیت، امضا، راه جدید.
💰 در پول: پرداختی گیر کرده آزاد میشود.
👁 پیشبینی: یک نشانه یا خواب مهم خواهید دید.
🌙 آداب باطنی :
🔸 نوشتن نیتها روی کاغذ سفید
🔸 سوزاندن یک عود برای پاکسازی محیط
🔸 صدقهی نیتشده قبل از خروج از خانه
🔸 خواندن «آیةالکرسی» هنگام شروع کار مهم
🔸 انجام یک کار خیر مخفی اثر چندبرابری امروز
🧿 ذکرها و اسماء الهی:
✨ برای گشایش کار: یافتاح ۷۷ مرتبه
✨ برای آرامش ذهن: یاسلام ۱۴۴ مرتبه
✨ برای زیاد شدن رزق: یارزاق ۳۱۲ مرتبه
✨ برای جذب انرژی نور: الله نور ۴۱ مرتبه
📚 #ذاتالکرسی مخصوص روز #چهارشنبه
🕓 لحظه دقیق عمود: 7:08 صبح
🤲 ساعات ویژه برای اجابت دعا
⚡️تلنگر⚡️
۱. اکثر ما تخیل را به تفکر ترجیح میدهیم.
۲. منافعِ شخصی را به منافعِ ملی ترجیح میدهیم.
۳. با طناب مفت حاضریم خود را دار بزنیم.
۴. به بدبینی بیش از خوشبینی تمایل داریم.
۵. نواقص را میبینیم؛ اما در رفعِ آنها اقدام نمیکنیم.
۶. در هر کاری اظهار فضل میکنیم و از گفتنِ نمیدانم شرم داریم.
۷. کلمه "من" را بیش از "ما" بهکار میبریم.
۸. مهارت را به دانش ترجیح میدهیم.
۹. بیشتر در گذشته بهسر میبریم.
۱۰. از دوراندیشی و برنامهریزی عاجزیم.
۱۱. عقبافتادگیمان را به گردنِ دیگران و توطئه دشمن میاندازیم.
۱۲. دائماً دیگران را نصیحت میکنیم اما خودمان عمل نمیکنیم.
۱۳. همیشه آخرین تصمیم را در دقیقه آخر میگیریم.
· ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·
✦𝐉𝐨𝐢𝐧⇝︎ 𐏓@HammDeli
1.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
پیشاپیش روزت مبارک امیدم برای ادامه ب زندگی🤱🏻🫶🏻🫂
بفرست برای مامانت و لبخند روی صورت ماهش بیار😍♥️
┄•●❥ ♥️♥️
💖 🌸🍃
⚡️تلنگر⚡️
۱. اکثر ما تخیل را به تفکر ترجیح میدهیم.
۲. منافعِ شخصی را به منافعِ ملی ترجیح میدهیم.
۳. با طناب مفت حاضریم خود را دار بزنیم.
۴. به بدبینی بیش از خوشبینی تمایل داریم.
۵. نواقص را میبینیم؛ اما در رفعِ آنها اقدام نمیکنیم.
۶. در هر کاری اظهار فضل میکنیم و از گفتنِ نمیدانم شرم داریم.
۷. کلمه "من" را بیش از "ما" بهکار میبریم.
۸. مهارت را به دانش ترجیح میدهیم.
۹. بیشتر در گذشته بهسر میبریم.
۱۰. از دوراندیشی و برنامهریزی عاجزیم.
۱۱. عقبافتادگیمان را به گردنِ دیگران و توطئه دشمن میاندازیم.
۱۲. دائماً دیگران را نصیحت میکنیم اما خودمان عمل نمیکنیم.
۱۳. همیشه آخرین تصمیم را در دقیقه آخر میگیریم
⚜️حکایت ⚜️
داستانک
ارسالی شما
مرد شدن شاید تصادفی باشد ، اما مرد ماندن و مردانگی ، کار هر کسی نیست...
بهرام گرامی ، معروف به "بهرام قصاب" ، میلیاردر ایرانی که بزرگترین کوره آجر پزی خصوصی در منطقه "تمبی" مسجدسلیمان را با بیش از ۲۰۰ هزار سفال و آجر ، وقف خیریه کرده است ...
او داستان جالبی از زمانی که در فقر زندگی کرده است ، بازگو میکند .
میگويد : من در خانوادهای بسیار فقیر و در روستای "گلی خون" در حوالی "پاگچ امام رضا" زندگی میکردم .
هنگامی که از بچههای مدرسه خواستند که برای رفتن به اردو یک ریال با خود بیاورند ، خانوادهام به رغم گریههای شدید من ، از پرداخت آن عاجز ماندند .
یک روز قبل از اردو ، در کلاس به یک سؤال درست جواب دادم و معلمِ من که از اهالی "کلگیر" بود و از وضعیت فقرِ خانواده ما هم آگاه بود ، به عنوان جایزه به من یک ریال داد و از بچهها خواست برایم کف بزنند . غم وغصه من ، تبدیل به شادی شد و به سرعت با همان یک ریال در اردوی مدرسه ثبت نام کردم .
دوران مدرسه تمام شد و من بزرگ شدم و وارد زندگی و کسب و کار شدم و به فضل پروردگار ، ثروت زیادی هم به دست آوردم و بخشی از آن را وارد اعمال خیریه نمودم . در این زمان به یاد آن «معلم کلگیری» افتادم و با خود فکر میکردم که آیا آن یک ریالی که به من داد ، صدقه بود یا جایزه ؟!
به جواب این سئوال نرسیدم و با خود گفتم : نیتش هرچه که بود ، من را خیلی خوشحال کرد و باعث شد دیگر دانش آموزان هم نفهمند که دلیل واقعی دادن آن یک ریال چه بود . تصمیم گرفتم که او را پیدا کنم و پس از جستجوی زیاد ، او را در بازار "نمره یک" یافتم . در زندگی سختی به سر میبرد و قصد داشت که از آن مکان هم کوچ کند .
بعد از سلام و احوال پرسی به او گفتم : "استاد عزیز ، تو حق بزرگی به گردن من داری" . او گفت : "من اصلاً به گردن کسی حقی ندارم" . من داستان کودکی خود را برایش بازگو نمودم و او به سختی به یاد آورد و خندید و گفت : "لابد آمدهای که آن یک ریال را به من پس بدهی" ؟ گفتم : " آری" و با اصرار زیاد ، او را سوار بر ماشین خود کردم و به سمت یکی از ویلاهایم در "چم آسیاب" به راه افتادم .
هنگامی که به ویلا رسیدم ، به استادم گفتم : "استاد ، این ویلا و این ماشین را باید به جزای آن یک ریال از من قبول کنی و مادام العمر هم حقوق ماهیانه ای نزد من خواهی داشت" . استاد که خیلی شگفت زده شده بود گفت : "اما این خیلی زیاد است" .
من گفتم : "به اندازه آن شادی و سروری که در کودکی در دل من انداختی نیست" . من هنوز هم لذت آن شادی را در درونِ خودم احساس میکنم ...
مرد شدن ، شاید تصادفی باشد ، ولی مرد ماندن و مردانگی ، کار هر کسی نیست !
ﻫﻤﻪ ﻣﯽﺗﻮﺍﻧﻨﺪ ﭘﻮﻟﺪﺍﺭ ﺷﻮﻧﺪ ...
اما ﻫﻤﻪ ﻧﻤﯽﺗﻮﺍﻧﻨﺪ "ﺑﺨﺸﻨﺪﻩ" باشند .
که ﭘﻮﻟﺪﺍﺭﯼ ﯾﮏ ﻣﻬﺎﺭت است .
ﻭ اما ﺑﺨﺸﻨﺪﮔﯽ ﯾﮏ ﻓﻀﯿﻠﺖ است
❤️هم دلی❤️
#سرگذشت_شیرین #رنگ_آرامش #پارت_چهل_سه اسمم شیرین تویه خانواده شلوغ به دنیاامدم. یادمه توماه هفتم بود
#سرگذشت_شیرین
#رنگ_آرامش
#پارت_چهل_چهار
اسمم شیرین تویه خانواده شلوغ به دنیاامدم.
بامامانم که قطع کردم به ابوالفضل زنگزدم گفتم کجارفتی؟گفت امدم شیربخرم چطور؟گفتم اونMکیه،انگارازسوالم جاخورده بودچندثانیه ای مکث کردگفت اون مخفف اسم دوستمه کاری نداری حتی صبرنکردجوابش بدم سریع قطع کرد..دلم مثل سیروسرکه میجوشیدحس خوبی به این ماجرا نداشتم..دوساعتی گذشت که ابوالفضل امدخونه،انقدر از دستش ناراحت بودم که تحویلش نگرفتم..غذاش کشید خورد بعدم تی وی روشن کرد..رفتم کنارش نشستم گفتم این کدوم دوستته که پیام عاشقانه برات فرستاده؟بعدش چرا اسمش مخفف سیوکردی..طلبکارانه گفت اسم دوستم محمد چندنفرم به این اسم سیوکردم برای اینکه قاطی نکنم به این اسم سیو کردم وازهمه ایناگذشته ماباهم خیلی شوخی داریم قرارنیست من برای هرپیامی که برام میادبه توجواب پس بدم تو وظیفه داری جواب بدی ولی من نه،مامردهستیم ممکنه توپیامهامون باهم شوخی کنیم درضمن دفعه اخرتم باشه میری سرگوشی من!!من که زن تونیستم
انقدرپرو بودکه یه چیزی هم بهش بدهکارشدم..دیدم اگراین بحث ادامه بدم ممکنه به جاهای خوبی ختم نشه بنابراین تصمیم گرفتم بیخیالش بشم همه چی فراموش کنم...
ادامه در پارت بعدی 👇
💥تلنگر
خانم معلم همیشه پالتویش را شبیه زنهای درباری روی شانه اش می انداخت.
آنروز مادرِ دخترک را خواست.
او به مادر گفت: "متأسفانه باید بگم که دخترتون نیاز به داروهای آرام بخش داره. چون دخترتون بیش فعاله و مشکل حاد تمرکزی داره و اصلا چیزی یاد نمیگیره."
ترس به قلب مادر زد و چشمانش در غم خیس خورد. انگار داشت چنگ می زد به گلوی خودش، اما حرف خانم معلم را قبول کرد.
وقتی همه چیز همانطور شد که معلم خواسته بود، دخترک گفت: خجالت می کشم جلوی بچه ها دارو بخورم. خانم معلم پیشنهاد داد، وقت بیکاری که دختر باید دارو مصرف کند، به بهانه آوردن قهوه ی خانم معلم، به دفترش برود و قرصش را بخورد.
دختر خوشحال قبول کرد. مدتها گذشت و سرمای زمستان، تن زرد پاییز را برفی کرد.
خانم معلم دوباره مادرش را خواست. اینبار تا جا داشت از دخترک و هوش سرشارش تعریف کرد.
در راه برگشت به خانه، مادر خیلی بالاتر از ابرها سیر می کرد. لبخندزنان به دخترش گفت: "چقدر خوبه که نمره هات عالی شده، چطور تونستی تا این حد تغییر کنی؟!"
دختر خندید و گفت "مامان من همه چیز رو مدیون خانم معلمم هستم.
چطور؟
هرروز که براش قهوه می آوردم، قرص رو تو فنجون قهوه اش مینداختم. اینجوری رفتار خانم معلم خیلی آروم شد و تونست خوب به ما درس بده."
خیلی وقتها، تقصیر را گردن دیگران می اندازیم در حالیکه این ما هستیم که نیاز به تغییر داریم
· ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·
✦𝐉𝐨𝐢𝐧⇝︎ 𐏓@HammDeli
🌸 داستان کوتاه
کمد لباساشو باز کرد گفت :
هر کدومو خواستی بردار !
دست بردم لای لباسا دیدم هنوز تگهاش بهش وصله
گفتم اینا که همه نو هستن !
گفت میدونم !
ادامه داد شاید بعضیهاش حتی ۱۰ یا ۲۰ سال
عمر داشته باشن اما نو هستن و هنوز میشه پوشید !
مرغوبه جنسشون !
به قول شما امروزیا « برنده »
خندیدم گفتم خانجون👵 ،
چرا اینهمه سال تنت نکردی ⁉️
گفت هی وایسادم شاید یه روز خاص بیاد ،
یه آدم خاص بیاد ،
یه حال خاص بیاد ،
یه مهمونی خاص بیاد ،
کلا یه چیز خاص باشه تا اینارو تن کنم ...
سرشو انداخت پایین گفت حواسم نبود 😔
روز خاص و مهمونی خاص و آدم خاص
و وقت خاص قرار نیست بیاد ،
قرار بود اینارو تنم کنم تا
همه اون لحظه ها خاص بشن برام ❗️
اما دیگه تو ۷۵ سالگی خاص و غیر خاصی نیست❗️
دیگه حالا تو تن شما ببینم برام خاصه !
درس زندگی داشت بهم میداد ❗️
درس سخت زندگی ...
هیچ روز خاصی وجود نداره ، مگر ما خودمون خاصش کنیم ❗️
🎯 ما آدمها توی اسفند بیشتر از هر وقت
دیگری خستهایم اما نمیدانم چرا به
جای اینکه نفسی تازه کنیم،
سرعتمان را بیشتر و بیشتر میکنیم
تا هر طور شده مثل قهرمان دوی ماراتن، 🏃
از خط پایان این ماه عجیب و غریب بگذریم!
اسفند را باید نشست
باید خستگی در کرد😌
باید چای نوشید...☕️
یازده ماه تمام، دردها، رنجها و حتی
خوشیها را به جان خریدن که الکی نیست، هست⁉️
اسفند را نباید دوید
اسفند را باید با کفشهای کتانی، قدم زد🚶
پس روز های رفته سال را ورق میزنم
چه روزهایی که با تلخی و شیرینی گذشت...
کاش ارمغان روزهایی که گذشت
آرامشی باشد از جنس خدا...♥️
آرامشی که هیچگاه تمام نشود