eitaa logo
❤️هم دلی❤️
16.1هزار دنبال‌کننده
10.8هزار عکس
2.5هزار ویدیو
30 فایل
💫﷽💫 منتظر دریافت پیامای زیباتون هستم😍😍😍 @Delviinam . . . . تبلیغات پربازده https://eitaa.com/joinchat/624099682C3e1a6dd3b9
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
💇‍♂ اصلاح مو و صورت در تقویم روایی اسلامی آمده: ✂️ اصلاح سر و صورت در این روز موجب ایمنی از بلا می‌شود. به‌ویژه برای کسانی که به دنبال رفع گرفتاری و جذب انرژی مثبت هستند، روز بسیار مناسبی است. 💉 خون‌دادن، فصد و حجامت امروز یکی از روزهای توصیه‌شده برای: حجامت خون دادن فصد است و باعث سلامت جسم و سبکی بدن می‌شود. 😴 تعبیر خواب (شب جمعه) خوابی که در شب جمعه، یعنی شب پنجشنبه به جمعه دیده شود، مطابق آیه ۲۱ سوره انبیاء تفسیر می‌شود: «أمِ اتَّخَذوا آلِهَةً مِنَ الأرضِ هُم يُنشِرون…» معنای کلی این آیه چنین است: اگر میان خواب‌بیننده و شخصی کدورت یا ناراحتی باشد، از میان می‌رود. باعث رفع اختلاف‌ها و باز شدن گره‌ها می‌شود. بنابراین خواب‌های این شب معمولاً تعبیر مثبت دارند و نشانه آشتی، صلح یا رفع مانع است. 💅 ناخن گرفتن پنجشنبه یکی از بهترین روزها برای کوتاه کردن ناخن است. نتایج آن در روایات: رفع درد چشم افزایش سلامت بدن بهبودی سریع‌تر دردها 👚 دوخت و دوز اگر قصد بریدن یا دوختن لباس نو دارید، امروز زمان مناسبی است. گفته شده این کار در پنجشنبه باعث: افزایش دانش رشد فکری و گاهی برکت در زندگی می‌شود. 🕯 وقت استخاره پنجشنبه اوقات مناسب برای گرفتن استخاره: ⏰ از طلوع فجر تا طلوع آفتاب ⏰ بعد از ساعت ۱۲ ظهر تا زمان خواب (عشاء آخر) در این بازه‌ها، نتیجه استخاره روشن‌تر و دقیق‌تر خواهد بود. 🕌 ذکر روز پنجشنبه ذکر روز: لا اله الا الله الملک الحق المبین ذکر ویژه پس از نماز صبح: ۳۰۸ مرتبه یا رزاق اثر: افزایش رزق و روزی و باز شدن درهای برکت در زندگی. 🌿 انتساب روز پنجشنبه به کدام امام است؟ در روایات اسلامی، روز پنجشنبه متعلق است به: امام حسن عسکری علیه‌السلام توصیه شده اعمال نیک، صدقه، خیرات و ثواب امروز را به روح آن امام بزرگوار هدیه کنید تا اجر آن چند برابر گردد. 🌸 سخن پایانی – روزی سرشار از نور و برکت پنجشنبه ۲۰ آذر ۱۴۰۴ به‌واسطه ولادت حضرت زهرا (س) و قرارگیری قمر در برج سنبله، یکی از بهترین روزهای ماه برای آغاز فعالیت‌های مهم است. از ازدواج و معامله گرفته تا شروع کسب‌وکار، اصلاح مو، سفر و حتی دعا و حرز
مادر م الهی سایه ات همیشه مستدام باشه🙏❤ مادرم  تو بی منت عشق میدهی و تو بهترین تکیه گاهم هستی بمونی برام تا ابد🌹 میلاد باسعادت فاطمه الزهرا و روز زن برتمامی بانوان سرزمینم مبارک.....
✨﷽✨ ✍ اشتباه‌کردن ایرادی نداره، عذرخواهی‌نکردن ایراد داره تا سوار تاكسی شدم، راننده گفت: تو كه سواد نداری، چرا می‌نويسی، تو روزنامه هم چاپ می‌كنی؟ گفتم: شما از كجا می‌دونين من بی‌سوادم؟ گفت: اين چی بود هفته پيش نوشته بودی؟ گفتم: چی نوشتم؟ راننده تاكسی گفت: شعر صائب رو غلط نوشته بودی. اصل شعر اينه؛ يک عمر می‌توان سخن از زلف يار گفت/در بند اين نباش كه مضمون نمانده است. ولی تو به جای «مضمون» نوشته بودی «موضوع». به مسافرهای تاکسی نگاه كردم. يک آقای حدودا 60ساله، يک خانم حدودا 30ساله و پسر جوانی كه به نظر دانشجو می‌رسيد توی تاكسی بودند و هر سه داشتند به من بی‌سواد نگاه می‌كردند. حس خوبی نبود. خواستم از زير بار اين نگاه‌های سرزنش‌بار بيرون بيايم. گفتم: بله، تو خيلی از نسخه‌ها مضمونه ولی تو بعضی از نسخه‌ها هم موضوع ثبت شده. مرد 60ساله گفت: تو هيچ نسخه‌ای از ديوان‌های صائب موضوع نيومده. گفتم: مگه شما همه نسخه‌ها رو خوندين؟ مرد گفت: بله. گفتم: مگه می‌شه؟ شما چه‌كاره‌ايد؟ مرد گفت: استاد دانشگاه، رشته ادبيات فارسی. ‌ ‌با خودم فكر كردم چرا بايد سوار تاكسی‌ای شوم كه راننده‌اش صائب‌خوان باشد و مسافرش استاد ادبيات فارسی دانشگاه، آن هم دقيقا روزی كه هفته قبلش شعری از صائب را اشتباه نوشته بودم. چاره‌ای نبود. گفتم: ببخشيد، اشتباه كردم. راننده خنديد و گفت: اين شد. همه اشتباه می‌كنن، اشكالی هم نداره، به شرطی كه بعدش معذرت بخوان. با خودم فكر كردم كاش برای بقيه اشتباهات زندگی‌ام هم معذرت خواسته بودم. ولی ديدم خيلی وقت‌ها حتی نفهميدم كه اشتباه كرده‌ام. مثل همين هفته قبل و کسی هم نبود كه بگويد اشتباه کرده ام
🔴 هرچه به خدا نزدیک‌تر می‌شوی، مجازات خطایت هم سنگین‌تر می‌شود عارفی در نیشابور بود که هرکس او را کوچک‌ترین آزاری می‌داد، به بلایی گرفتار می‌شد. پس مردم شهر همه از او می‌ترسیدند. روزی جوانی او را دید و گفت: خوشا به حالت، من هم دوست داشتم مانند تو عارف شوم تا دیگران از من بترسند و در پی آزار من نباشند. عارف تبسمی کرد و گفت: مَثَل عارف، مانند کسی است که شیری سوار شده. درست است همه از او می‌ترسند ولی خود او بیشتر از همه می‌ترسد. چون کوچک‌ترین خطای او باعث دریده شدنش به دست شیری خواهد بود که بر پشتش نشسته است. هر چقدر به خدا نزدیک‌تر می‌شوی، مردم از تو می‌ترسند و تو از خودت! چون کوچک‌ترین معصیت و خطای تو خدا را بسیار سنگین می‌آید و سخت مجازاتت می‌کند. ·‌ ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·‌ ✦𝐉𝐨𝐢𝐧⇝︎ 𐏓@HammDeli
❤️هم دلی❤️
#سرگذشت_شیرین #رنگ_آرامش #پارت_چهل_هشت اسمم شیرین تویه خانواده شلوغ به دنیاامدم. وقتی دیدم بحث کردن
اسمم شیرین تویه خانواده شلوغ به دنیاامدم. ۱۵۰مترزیربنای خونم بودبایه حیاط نقلی تواین یکسال نیم توکارخیاطی پیشرفت خوبی کرده بودم مشتری داشتم..انباری پایین حیاط بزرگ بود..یه کم بهش رسیدم کردمش اتاق کارم،بعدازیه مدت تومحل جدیدکارم گرفت کلی مشتری برام امدجوری که وقت سرخاروندن نداشتم..تقریبا سه سال ازتمام این اتفاقات گذشته بودکه به ابوالفضل گفتم بهتره به فکربچه باشیم گفت فعلازوده برام عجیب بودکه دوست نداشت بچه داربشیم وخانوادشم میدونستن ابوالفضل نمیخواد..یه بارکه ازسفرشیرازبرگشته بودمیخواستم لباسهاش بشورم توکیفش چند تا رسید فاکتور خرید پیداکردم که نشون میداد از داروخونه شیراز شیرخشک خریده!میدونستم اگربهش بگم یه بهانه ای میاره،رفتم سراغ گوشیش طبق معمول رمزداشت انقدرزیرنظرش گرفتم تارمزگوشیش یادگرفتم شب که خوابیدرفتم توگوشیش ظاهراچیزی نداشت ولی وقتی یکی ازبرنامه های مجازیش بازکردم دیدم بایه زن که پروفایلش عکس خودش یه بچه یکساله هست چت کرده چتش درحدچندتاجمله بودکه مراقب خودت باش،کجای،کی میای!!دیگه مطمئن شدم یه خبرای هست که من ازش بی خبرم! ادامه در پارت بعدی 👇 ‌‌‌‌‌‌ مدل ·‌ ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·‌ ✦𝐉𝐨𝐢𝐧⇝︎ 𐏓@HammDeli
هر دو بخوانیم 👩‍❤️‍👨احترام گذاشتن یادمون نره😉 ❣ احترام به همسر در زندگی باعث می­ شود که او نیز متقابلاً به شما احترام بگذارد. ❣محترمانه رفتار کردن با همسر باعث می­شود که عشق و محبت در محیط خانه به وجود بیاید ❣ به قول نظامی گنجوی که در شعر خود فرموده: به همسر خود احترام نهی دلیر / که او شمع شبستان زندگی است. یعنی: همسر منبع نور و روشنایی زندگی مشترک است و باید به او ارج و احترام گذاشته شود. ❤️
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
✍️ شغل و حقوق، کیفیت زندگی را تغییر نخواهند داد 🔹چند دوست دوران دانشجویی که پس از فارغ‌التحصیلی، هر یک شغل‌های مختلفی داشتند و در کار و زندگی خود نیز موفق بودند، پس از مدت‌ها باهم به دانشگاه سابقشان رفتند تا با استادشان دیداری تازه کنند. 🔸آن‌ها مشغول صحبت شده بودند و طبق معمول بیشتر حرف‌هایشان هم شکایت از زندگی بود! 🔹استادشان حین صحبت آن‌ها قهوه آماده می‌کرد. او قهوه‌جوش را روی میز گذاشت و از دانشجو‌ها خواست که برای خود قهوه بریزند. 🔸روی میز لیوان‌های متفاوتی قرار داشت؛ شیشه‌ای، پلاستیکی، چینی، بلور و لیوان‌های دیگر. 🔹وقتی همه دانشجو‌ها قهوه‌هایشان را ریخته بودند و هریک لیوانی در دست داشت، استاد مثل همیشه آرام و بامهربانی گفت: بچه‌ها، ببینید؛ همه شما لیوان‌های ظریف و زیبا را انتخاب کردید و الان فقط لیوان‌های زمخت و ارزان‌قیمت روی میز مانده‌اند! 🔸دانشجو‌ها که از حرف‌های استاد شگفت‌زده شده بودند، ساکت ماندند و استاد حرف‌هایش را ادامه داد: در حقیقت چیزی که شما واقعاً می‌خواستید قهوه بود و نه لیوان، اما لیوان‌های زیبا را انتخاب کردید و در عین حال نگاهتان به لیوان‌های دیگران هم بود. 🔹زندگی هم مانند قهوه است و شغل، حقوق و جایگاه اجتماعی ظرف آن است. این ظرف‌ها زندگی را تزیین می‌کنند، اما کیفیت آن را تغییر نخواهند داد. 🔸البته لیوان‌های متفاوت در علاقه شما به نوشیدن قهوه تأثیر خواهند گذاشت، اما اگر بیشتر توجهتان به لیوان باشد و چیز‌های باارزشی مانند کیفیت قهوه را فراموش کنید و از بوی آن لذت نبرید، معنی واقعی نوشیدن قهوه را هم از دست خواهید داد. 🔹پس از حالا به بعد تلاش کنید نگاهتان را از لیوان بردارید و در حالی که چشم‌هایتان را بسته‌اید، از نوشیدن قهوه لذت ببرید. ·‌ ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·‌ ✦𝐉𝐨𝐢𝐧⇝︎ 𐏓@HammDeli
4.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
علم روانشناسی میگه؛ اگر کسی ظاهرا سرد و بی احساسه، وجودش سراسر قلبه ...! اگر کسی روت حساسه و زود عصبی میشه، بدون که دوستت داره و براش مهمی ...! اگر کسی زود رنجه، نیاز به محبت داره ...! اگر کسی چیزی رو زیاد بروز نمیده، بی احساس نیست، فقط زیادی اعتماد کرده و ضربه خورده ...! هر ایرادی را در هرکسی دیدی، سعی کن درکش کن ... هیچ کدوممون کامل نیستیم ...!
❤️هم دلی❤️
#سرگذشت_شیرین #رنگ_آرامش #پارت_چهل_نه اسمم شیرین تویه خانواده شلوغ به دنیاامدم. ۱۵۰مترزیربنای خونم ب
اسمم شیرین تویه خانواده شلوغ به دنیاامدم. دیگه مطمئن شدم یه خبرای هست که من ازش بی خبرم!شماره اون خانم برداشتم وهیچی به ابوالفضل نگفتم،وقتی خواست بره سفرفهمیدم میخوادبارببره مشهدپام کردم تویه کفش گفتم منم باهات میام..خیلی تلاش کردمنصرفم کنه ولی وقتی دیدحریفم نمیشه به ناچارکوتاه امد..توراه مشهدچندباری تلفنهای مشکوک داشت ولی من بازم چیزی به روش نیاوردم تارسیدیم مشهدچندروزی موندیم ومن حسابی زیارت کردم،وقتی برگشتیم ۱۰روزبعدش دوباره بارزدگفت میخوام برم سفرگفتن کجاگفت شیراز دقیقا منتظرهمچین سفری بودم گفتم منم میام..گفت نه نمیشه وایندفعه دیگه هیچ جوره قبول نکردخودش رفت..از وقتی مستقل شده بودم خانواده ابوالفضل مثل قبل پیگیرم نبودن البته یادم رفت بگم خواهر کوچیکه ابوالفضل نامزد کرده بود مادرشوهرم سرگرم داماد جدید بود...خلاصه بعدازرفتن ابوالفضل ناهاررفتم خونه مادرشوهرم گفتم یه کارجدیدگرفتم حسابی سرم شلوغه بعدش رفتم خونه بابام به اوناهم همین گفتم که اگریه وقت زنگ زدن من نبودم یا بهانه اوردم نرفتم بدونن سرگرم کارم.... ادامه در پارت بعدی 👇 ‌‌‌‌ ·‌ ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·‌ ✦𝐉𝐨𝐢𝐧⇝︎ 𐏓@HammDeli
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا