eitaa logo
❤️هم دلی❤️
16هزار دنبال‌کننده
10.8هزار عکس
2.5هزار ویدیو
30 فایل
💫﷽💫 منتظر دریافت پیامای زیباتون هستم😍😍😍 @Delviinam . . . . تبلیغات پربازده https://eitaa.com/joinchat/624099682C3e1a6dd3b9
مشاهده در ایتا
دانلود
معنای واقعی همسری 📌 مرد و زن باید همیشه به یاد داشته باشند که در کنار یکدیگر صرفاً همخانه نیستند، بلکه همسرند. 👈 نباید اجازه دهیم شریک زندگی‌مان احساس کمبود یا تنهایی کند. ▪️ زندگی مشترک یعنی برای همدیگر زیستن، برای همدیگر شادی آفریدن، نه فقط برای خود. ▫️ وقتی پیمان همسری بستیم، باید نقش همسر را ایفا کنیم؛ چه زن باشیم و چه مرد، تفاوتی ندارد. ▪️ زن و شوهر دو نیمه‌ی یک کل‌اند؛ مکمل یکدیگر، با حقوق برابر در زندگی، و هر دو سزاوار بهره‌مندی از آرامش و خوشبختی. ▪️ این حقیقت نه به معنای مردسالاری است و نه زن‌ذلیلی، بلکه احترام به شخصیت و جایگاه هر دو طرف است. 👈 این همان معنای درست و زیبای زندگی مشترک است؛ همسری کردن، نه صرفاً هم‌خانه بودن. ·‌ ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·‌ ✦𝐉𝐨𝐢𝐧⇝︎ 𐏓@HammDeli
هنرهمسرداری ‼️یادتون باشه رابطه شما و همسرتون همیشه سرگرم‌کننده و آسون نیست. 🗣گاهی هم لازمه بشینید و یه گفتگوی جدی داشته باشید. همسرانه ❤️
❤️هم دلی❤️
#سرگذشت_شیرین #رنگ_آرامش #پارت_شصت_سه اسمم شیرین تویه خانواده شلوغ به دنیاامدم. گذشت تافرداش ابوالفض
اسمم شیرین تویه خانواده شلوغ به دنیاامدم. وقتی گفتم میخوام طلاق بگیرم ابوالفضل پوزخندمسخره ای بهم زدگفت نشنیدم چی گفتی؟!ازاین ریلکس بودنش بیشترحرص میخوردم دادزدم حالم ازت بهم میخوره گمشو بیرون،بدون اینکه به دادبیدادم توجه کنه لباسش دراوردرومبل ولوشدباخونسردی گفت خیلی خسته ام برویه چیزی بیاربخورم!!دیگه واقعانمیتونستم تحملش کنم،رفتم تواتاق چمدونم برداشتم تالباسهام جمع کنم..پشت سرم امدتواتاق گفت چه غلطی میکنی؟جوابش ندادم بازوم گرفت پرت کردم کنارگفت باتوام؟!گفتم میخوام برم فکرکردی میمونم باحیوانی مثل توزندگی میکنم…سرتون دردنیارم جربحثمون بالاگرفت بعدازفحش بدبیراه کاربه کتک کاری رسیدبه گناه اینکه چرااعتراض کردم زن گرفتی!! ویه دل سیرکتکم زدازخونه رفت بیرون،سرصورتم خونی بودتمام بدنم دردمیکردبااون حال خرابم یه کم لباس جمع کردم اژانس گرفتم رفتم خونه ی بابام.. وقتی رسیدم مامانم فقط خونه بود بادیدنم محکم زدتوصورتش گفت شیرین چی شده!؟حتی حال نداشتم کامل ماجراروبراش توضیح بدم دسته پاشکسته یه چیزای براش تعریف کردم گرفتم خوابیدم ازخواب که بیدارشدم بابام امده بودمامانم همه چی بهش گفته بود.... ادامه در پارت بعدی 👇 ‌‌‌‌
همدلی با همسر 💞 اگر احساسات همسرت آزرده شد، در کنارش باش. به او بگو: «متأسفم که ناراحت هستی» و سپس سکوت کن؛ این سکوت، نشانه‌ی درک و همراهی توست. 👈 بگذار بداند که حال او را می‌فهمی و قلبت با او هم‌صداست. گاهی یک جمله‌ی ساده و اندکی سکوت، بیش از هزاران کلام، آرامش می‌بخشد. ·‌ ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·‌ ✦𝐉𝐨𝐢𝐧⇝︎ 𐏓@HammDeli
نمره نقاشی پسر کوچولو از مدرسه اومد و دفتر نقاشیش رو پرت کرد روی زمین! بعد هم پرید بغل مامانش و زد زیر گریه! مادر نوازش و آرومش کرد و خواست که بره و لباسش رو عوض کنه. دفتر رو برداشت و ورق زد. نمره نقاشیش ده شده بود! پسرک، مادرش رو کشیده بود، ولی با یک چشم! و بجای چشم دوم، دایره‌ای توپر و سیاه گذاشته بود! معلم هم دور اون، دایره‌ای قرمز کشیده بود و نوشته بود: «پسرم دقت کن!» فردای اون روز مادر سری به مدرسه زد. از مدیر پرسید: «می‌تونم معلم نقاشی پسرم رو ببینم؟» مدیر هم با لبخند گفت: «بله، لطفا منتظر باشید.» معلم جوان نقاشی وقتی وارد دفتر شد خشکش زد! مادر یک چشم بیشتر نداشت! معلم با صدائی لرزان گفت: «ببخشید، من نمی‌دونستم...، شرمنده‌ام.» مادر دستش رو به گرمی فشار داد و لبخندی زد و رفت. اون روز وقتی پسر کوچولو از مدرسه اومد با شادی دفترش رو به مادر نشون داد و گفت: «معلم مون امروز نمره‌ام رو کرد بیست!» زیرش هم نوشته: «گلم، اشتباهی یه دندونه کم گذاشته بودم!» بیا اینقدر ساده به دیگران نمره‌های پائین و منفی ندیم. بیا اینقدر راحت دلی رو با قضاوت غلط‌مون نشکنیم. 
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
معجزه یک لیوان شیر روزی روزگاری پسرک فقیری زندگی می کرد که برای گذران زندگی و تامین مخارج تحصیلش دست فروشی می کرد.از این خانه به آن خانه می رفت تا شاید بتواند پولی بدست آورد.روزی متوجه شد که تنها یک سکه ۱۰ سنتی برایش باقیمانده است و این درحالی بود که شدیداً احساس گرسنگی می کرد. تصمیم گرفت از خانه ای مقداری غذا تقاضا کند. بطور اتفاقی درب خانه ای را زد. دختر جوان و زیبائی در را باز کرد.پسرک با دیدن چهره زیبای دختر دستپاچه شد و بجای غذا، فقط یک لیوان آب درخواست کرد… دختر که متوجه گرسنگی شدید پسرک شده بود بجای آب برایش یک لیوان بزرگ شیر آورد.پسر با تمانینه و آهستگی شیر را سر کشید و گفت : «چقدر باید به شما بپردازم؟ » .دختر پاسخ داد: « چیزی نباید بپردازی. مادر به ما آموخته که نیکی ما به ازائی ندارد.» پسرک گفت: « پس من از صمیم قلب از شما سپاسگذاری می کنم» سالها بعد دختر جوان به شدت بیمار شد. پزشکان محلی از درمان بیماری او اظهار عجز نمودند و او را برای ادامه معالجات به شهر فرستادند تا در بیمارستانی مجهز ، متخصصین نسبت به درمان او اقدام کنند. دکتر هوارد کلی ، جهت بررسی وضعیت بیمار و ارائه مشاوره فراخوانده شد.هنگامیکه متوجه شد بیمارش از چه شهری به آنجا آمده برق عجیبی در چشمانش درخشید. بلافاصله بلند شد و بسرعت بطرف اطاق بیمار حرکت کرد.لباس پزشکی اش را بر تن کرد و برای دیدن مریضش وارد اطاق شد.در اولین نگاه اورا شناخت. سپس به اطاق مشاوره باز گشت تا هر چه زود تر برای نجات جان بیمارش اقدام کند.از آن روز به بعد زن را مورد توجهات خاص خود قرار داد و سر انجام پس از یک تلاش طولانی علیه بیماری ، پیروزی ازآن دکتر کلی گردید. آخرین روز بستری شدن زن در بیمارستان بود.به درخواست دکتر هزینه درمان زن جهت تائید نزد او برده شد.گوشه صورتحساب چیزی نوشت.آنرا درون پاکتی گذاشت و برای زن ارسال نمود. زن از باز کردن پاکت و دیدن مبلغ صورتحساب واهمه داشت.مطمئن بود که باید تمام عمر را بدهکار باشد.سرانجام تصمیم گرفت و پاکت را باز کرد.چیزی توجه اش را جلب کرد.چند کلمه ای روی قبض نوشته شده بود.آهسته انرا خواند: «بهای این صورتحساب قبلاً با یک لیوان شیر پرداخت شده است»  ·‌ ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·‌ ✦𝐉𝐨𝐢𝐧⇝︎ 𐏓@HammDeli
☘️شخصيتت رو حفظ كن... باید از جنگیدن با مرد اجتناب کرد، نه صرفاً به خاطر حفظ غرور او بلکه همچنین به خاطر حراست از شأن و منزلت خود! هیچ چیز به اندازه ی زن شوریده حال و دیوانه؛ بی جاذبه و ناخوشا یند نیست، زنی که به جای قدرت زنانه، از قدرت زبانش استفاده می کند شهره ی آفاق است. جنگیدن، زن را نزد مرد و نزد خودش زشت و ناخوشایند می کند. به زنی باهوش و قوی نیاز است تا مردش را خلع سلاح کند، نه با خشم بلکه با عشق. مردان خصوصیات زنانه را به دلیل نرمی و لطافت زن قبول می کنند و نه به دلیل جهت ارسال حرفای دلتون وپاسخ و... با جون و دل میشنوم🥺👇 🧚‍♀🕊 ♥️ @Delviinam ·‌ ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·‌ ✦𝐉𝐨𝐢𝐧⇝︎ 𐏓@HammDeli
این متن فوق العادست یعنی محشره😌👌👌 در بیکرانه ی زندگی دو چیز افسونم کرد رنگ آبی آسمان که میبینم و میدانم نیست و خدایی که نمیبینم و میدانم هست. درشگفتم که سلام آغاز هر دیدار است... ولی در نماز پایان است! شاید این بدان معناس که پایان نماز آغاز دیدار است! خدایا بفهمانم که بی تو چه میشوم اما نشانم نده!!! خدایا هم بفهمانم و هم نشانم بده که با تو چه خواهم شد ﮐﻔـﺶِ ﮐﻮﺩﮐﻲ ﺭﺍ ﺩﺭﯾﺎ ﺑﺮﺩ . ﮐﻮﺩﮎ ﺭﻭﯼ ﺳﺎﺣﻞ نوﺷﺖ: ﺩﺭﯾﺎﯼ ﺩﺯﺩ... آنطرﻑ ﺗﺮ ﻣﺮﺩﯼ ﮐﻪ ﺻﯿﺪ ﺧﻮﺑﯽ ﺩﺍﺷﺖ ﺭﻭﯼ ﻣﺎﺳﻪ ﻫﺎ ﻧﻮﺷﺖ: ﺩﺭﯾﺎﯼ ﺳﺨﺎﻭﺗﻤﻨﺪ... ﺟﻮﺍﻧﻲ ﻏﺮﻕ ﺷﺪ ﻣﺎﺩﺭﺵ ﻧﻮﺷﺖ: ﺩﺭﻳﺎﻱ ﻗﺎﺗﻞ... ﭘﻴﺮﻣﺮﺩﻱ ﻣﺮﻭﺍﺭﻳﺪﻱ ﺻﻴﺪ ﻛﺮﺩ ﻧﻮﺷﺖ: ﺩﺭﻳﺎﻱ ﺑﺨﺸﻨﺪﻩ... ﻣﻮﺟﯽ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺷﺴﺖ. ﺩﺭﯾﺎ ﺁﺭﺍﻡ ﮔﻔﺖ: "ﺑﻪ ﻗﻀﺎﻭﺕ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺍﻋﺘﻨﺎ ﻧﻜﻦ ﺍﮔﺮﻣﯿﺨﻮﺍﻫﯽ ﺩﺭﯾﺎ ﺑﺎﺷﯽ". بر آنچه گذشت, آنچه شکست، آنچه نشد... حسرت نخور؛ زندگی اگر آسان بود با گریه آغاز نمیشد.. ﮔﺎﻫﯽ ﺧﺪا ﺑﺎﺩﺳﺖِﺗـﻮ ﺩﺳﺖ ِﺩﯾﮕﺮ ﺑﻨﺪﮔﺎﻧﺶ ﺭﺍ ﻣﯿﮕﯿﺮﺩ ﺑﺎ ﺍﻧﻔﺎﻕ ﺗﻮ ﮔﺮﺳﻨﻪ ﺍﯼ ﺭﺍﺳﯿﺮ ﻭ ﻋﺮﯾﺎﻧﯽ ﺭﺍ ﻣﯿﭙﻮﺷﺎﻧﺪ ﺑﺎﻗﺪﻡ ﺗﻮ ﻣﺸﮑﻠﯽ ﺭﺍﺣﻞ ﻣﯿﮑﻨﺪ ﻭﻗﺘﯽ ﺩﺳﺘﯽ ﺭﺍﺑﻪ ﯾﺎﺭﯼ ﻣﯿﮕﯿﺮﯼﺩستت دردست ﺧــﺪﺍﺳﺖ پس این دستان بوسیدنیست🌸🍃 هیچوقت نخواه زیر پای ادمی رو خالی کنی یا بهش ضربه بزنی. چون روزگار باهات تلافی میکنه. خوب باش برای همه خوب بخواه ‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌
❤️هم دلی❤️
#سرگذشت_شیرین #رنگ_آرامش #پارت_شصت_چهار اسمم شیرین تویه خانواده شلوغ به دنیاامدم. وقتی گفتم میخوام ط
اسمم شیرین تویه خانواده شلوغ به دنیاامدم. بابام بادیدنم خیلی ناراحت شد وازم خواست خودم ماجرابراش تعریف کنمنم بدون تعارف ازاول زندگیم هراتفاقی که برام‌افتاده بودبراش تعریف کردم حتی دست درازی قبل ازعروسیمون رو،تمام مدت بابام هیچی نمیگفت فقط گوش میدادوقتی حرفم تموم شدبه ابوالفضل زنگزدباهاش قرارگذاشت ببینش..بابام که ازخونه رفت بیرون به سمیه زنگزدم جواب نداداماچنددقیقه بعدش پیام دادشوهرم خونست خودم بهت زنگ میزنم،سه چهارساعتی طول کشیدتابابام امدخیلی دوستداشتم بفهمم ابوالفضل چی بهس گفته ولی بابام سردردبهانه کردبدون شام گرفت خوابید..اخرشب سمیه بهم پیام دادمنیژه میدونسته ابوالفضل زن داره گفتم ازکجامیدونی؟گفت وسایل ابوالفضل توراپله است وقتی شوهرم امده وسایل دیده ازشون توضیح خواسته اونم گفته زن اولش فرستاده گفتم شوهرت چی میگه؟ گفت ناراحت شده ولی اون حریف این مادر دخترنمیشه بخاطرهمین دخالت نمیکنه..فرداوقتی بابام ازخواب بیدارشدرفتم پیشش گفتم باابوالفضل حرف زدی؟ ادامه در پارت بعدی 👇 ‌‌‌‌‌‌·‌ ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·‌ ✦𝐉𝐨𝐢𝐧⇝︎ 𐏓@HammDeli
 . سیاست رفتاری 🫂 حسادت مادر شوهرتون رو تحریک نکنین🙃 گاهی ممکنه رفتار های شما موجب تحریک حسادت مادر شوهرتون بشه. هر چه باشه شما پسر اونو مال خودتون کردین . رفتارهایی مثل در آغوش کشیدن و بوسیدن همسرتون در حضور دیگران و به ویژه مادر شوهر، میتونه حسادت اونو تحریک کنه. توصیه میکنم در حضور دیگران رفتاری کاملاً محترمانه با همسرتون داشته باشین و در خلوت بسیار بهش محبت کنین و صمیمی بشین.